در تیتر یک» امروز ابتدا به یکی از مهم‌ترین تحولات صنعت فولاد جهان می‌پردازیم؛ جایی که قراضه آهن از یک ضایعات فلزی به کالایی راهبردی تبدیل شده و رقابت کشورها برای تأمین آن، آینده تولید فولاد را تغییر می‌دهد. سپس بررسی می‌کنیم که چرا مسکن یکی از مهم‌ترین عوامل رضایت از زندگی مردم نروژ و قرار گرفتن این کشور در میان شادترین کشورهای جهان است. در ادامه، به رقابت اقتصادی چین و آمریکا می‌رویم و این پرسش را مطرح می‌کنیم که چین با تداوم روند فعلی، چه زمانی می‌تواند از نظر اندازه اقتصاد به آمریکا برسد و چرا وابستگی به صادرات همچنان بزرگ‌ترین مانع پکن است. در بخش بعد، شکاف‌های تازه درون احزاب دموکرات و جمهوری‌خواه آمریکا را بررسی می‌کنیم؛ اختلافاتی که این بار بیش از هر زمان دیگری حول سیاست خارجی، جنگ‌ها و نقش آمریکا در جهان شکل گرفته‌اند. در پایان نیز تازه‌ترین گزارش اکونومیست درباره شاخص قابلیت زندگی شهرهای جهان را مرور می‌کنیم؛ گزارشی که از افت جایگاه تهران و تأثیر ناامنی‌های منطقه بر رتبه شهرهای خاورمیانه خبر می‌دهد. با «تیتر یک» چهارشنبه 17 تیر 1405 همراه باشید.

اقتصاد قراضه آهن

صنعت فولاد جهان در آستانه یک تغییر بزرگ قرار دارد؛ تغییری که این بار نه از دل معادن سنگ‌آهن، بلکه از بازار قراضه فلزی آغاز می‌شود.

بر اساس گزارش سال ۲۰۲۶ سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، نزدیک به ۶۰ درصد ظرفیت‌های جدید فولادسازی جهان با فناوری کوره قوس الکتریکی (EAF) ساخته می‌شوند؛ فناوری‌ای که برای تولید فولاد، وابستگی بالایی به قراضه دارد. این روند، رقابت بر سر تأمین قراضه را به یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی صنعت فولاد تبدیل کرده است.

اگرچه مصرف جهانی قراضه به حدود ۶۵۰ میلیون تن در سال می‌رسد، اما تنها حدود ۱۰ درصد آن، یعنی نزدیک به ۶۵ میلیون تن، در بازارهای بین‌المللی معامله می‌شود. در این میان، اتحادیه اروپا و آمریکا از بزرگ‌ترین صادرکنندگان و کشورهایی مانند ترکیه و هند از مهم‌ترین واردکنندگان قراضه هستند. ترکیه نیز با در اختیار داشتن بیش از یک‌سوم واردات جهانی، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری قیمت‌های جهانی ایفا می‌کند.

برخلاف سنگ‌آهن، عرضه قراضه با توسعه معادن افزایش نمی‌یابد، بلکه به عواملی مانند عمر ساختمان‌ها، خودروها و تجهیزات صنعتی وابسته است. همین ویژگی، احتمال کمبود قراضه باکیفیت و تشدید رقابت میان فولادسازان را در سال‌های آینده افزایش داده است.

در نتیجه، بسیاری از دولت‌ها با اعمال محدودیت‌های صادراتی تلاش می‌کنند قراضه را در زنجیره تولید داخلی حفظ کنند. این تغییر رویکرد نشان می‌دهد که قراضه دیگر صرفاً یک ضایعات فلزی نیست، بلکه به یک دارایی راهبردی برای امنیت صنعتی، تولید فولاد کم‌کربن و حفظ مزیت رقابتی کشورها تبدیل شده است.

تاثیر مسکن در شادی مردم نروژ

وقتی صحبت از کشورهای شاد جهان می‌شود، معمولاً عواملی مانند درآمد بالا، خدمات عمومی گسترده، نظام سلامت و اعتماد اجتماعی به ذهن می‌رسد. اما در تجربه نروژ، یک عامل مهم دیگر نیز نقش پررنگی دارد: مسکن.

نروژ در گزارش جهانی شادی ۲۰۲۶ در میان شادترین کشورهای جهان قرار دارد و بررسی شاخص‌های کیفیت زندگی این کشور نشان می‌دهد رضایت از محل زندگی، یکی از بالاترین امتیازها را در میان شاخص‌های رفاه دارد. برای بسیاری از نروژی‌ها، خانه فقط یک فضای فیزیکی نیست؛ بلکه بخشی از امنیت اقتصادی، احساس تعلق اجتماعی و ثبات خانوادگی است.

حدود سه‌چهارم خانوارهای نروژی مالک خانه خود هستند و سیاست‌های دولتی نیز طی دهه‌های گذشته تلاش کرده‌اند مسیر دسترسی خانوارها به مالکیت را هموار کنند. در کنار آن، ابزارهایی مانند وام‌های حمایتی، کمک‌هزینه مسکن و مسکن اجتماعی برای گروه‌های آسیب‌پذیر طراحی شده است.

البته نروژ با چالش هزینه بالای مسکن نیز روبه‌روست و مسکن بزرگ‌ترین بخش هزینه خانوارها را تشکیل می‌دهد. تفاوت اصلی اما در این است که این هزینه در کنار درآمد بالا، خدمات عمومی و نظام حمایتی قدرتمند مدیریت می‌شود.

چین کی به آمریکا می‌رسد؟

رقابت اقتصادی چین و آمریکا فقط یک مسابقه بر سر اندازه تولید ناخالص داخلی نیست؛ بلکه رقابتی میان دو مدل رشد متفاوت است. چین در چهار دهه گذشته با تکیه بر صنعتی‌سازی، صادرات، سرمایه‌گذاری زیرساختی و تبدیل شدن به کارخانه جهان، فاصله خود با اقتصاد آمریکا را به شکل چشمگیری کاهش داده است. اما برای عبور از آمریکا، یک چالش بزرگ پیش روی پکن قرار دارد: تغییر موتور رشد.

اقتصاد چین همچنان بیش از اندازه به صادرات وابسته است. مازاد تجاری بی‌سابقه این کشور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش خارجی اقتصاد همچنان نقش اصلی را در حفظ رشد ایفا می‌کند، در حالی که مصرف خانوارها، سرمایه‌گذاری خصوصی و بازار مسکن با ضعف مواجه هستند.

گزارش‌های جدید نشان می‌دهد تلاش برای حرکت به سمت یک اقتصاد متوازن‌تر هنوز نتیجه مورد انتظار را نداده است. رشد خرده‌فروشی کند شده، اعتماد مصرف‌کنندگان پایین مانده و سیاست‌های حمایتی دولت نیز نتوانسته‌اند به‌طور پایدار تقاضای داخلی را تقویت کنند.

در مقابل، صادرات کالاهای پیشرفته مانند تراشه‌ها، تجهیزات هوش مصنوعی، خودروهای برقی و فناوری‌های انرژی پاک همچنان یکی از مهم‌ترین پیشران‌های اقتصاد چین است. اما همین وابستگی، اقتصاد این کشور را در برابر تغییرات تجارت جهانی و تنش‌های ژئوپلیتیک آسیب‌پذیر می‌کند.

بر اساس سناریوی تداوم روند فعلی، چین ممکن است تا حوالی سال ۲۰۵۲ از نظر اندازه اقتصاد به آمریکا نزدیک شود. با این حال، این مسیر قطعی نیست؛ زیرا عواملی مانند تحول فناوری، سیاست‌های اقتصادی، جنگ‌های تجاری و توانایی چین برای افزایش مصرف داخلی می‌توانند زمان این رقابت را تغییر دهند.

تاثیر جنگ آمریکا بر انتخابات درون حزبی آمریکا

در سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین تغییرات در سیاست آمریکا نه در رقابت میان دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، بلکه در شکاف‌های درونی هر یک از این احزاب شکل گرفته است؛ شکافی که این بار برخلاف گذشته، بیش از آنکه حول مسائل داخلی آمریکا باشد، بر سر سیاست خارجی و جایگاه این کشور در جهان است.

در حزب دموکرات، اختلاف میان جریان میانه‌رو و نسل جدیدترِ چپ‌گرا در حال افزایش است. پیروزی برخی نامزدهای جوان و رادیکال در انتخابات‌های درون‌حزبی نشان می‌دهد بخشی از بدنه حزب خواهان تغییر جدی در رویکردهای سنتی، به‌ویژه در موضوعاتی مانند سیاست خارجی آمریکا، جنگ غزه و روابط با متحدان این کشور است.

در سوی دیگر، جمهوری‌خواهان نیز با شکاف میان جریان «اول آمریکا» و نومحافظه‌کاران مواجه هستند. طرفداران دونالد ترامپ و جریان ماگا، خواهان کاهش مداخلات خارجی و تمرکز بیشتر بر مسائل داخلی هستند، در حالی که نومحافظه‌کاران همچنان از نقش فعال‌تر آمریکا در معادلات جهانی دفاع می‌کنند.

موضوعاتی مانند جنگ غزه، حمله آمریکا به ایران و بحث مهاجرت، این اختلافات را تشدید کرده‌اند و نشان می‌دهند که سیاست خارجی دیگر یک حوزه کم‌اهمیت در رقابت‌های داخلی آمریکا نیست؛ بلکه به یکی از اصلی‌ترین خطوط تقسیم سیاسی تبدیل شده است.

اهمیت این شکاف‌ها برای جهان، و از جمله ایران، در این است که نتیجه این رقابت‌های درون‌حزبی می‌تواند مسیر سیاست خارجی بزرگ‌ترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان را در سال‌های آینده تعیین کند؛ مسیری که آثار آن فراتر از مرزهای آمریکا خواهد بود.

 جایگاه تهران در شهرهای قابل سکونت جهان

تهران در تازه‌ترین شاخص «قابلیت زندگی» (Liveability) که از سوی واحد اطلاعات اکونومیست (Economist Intelligence Unit) منتشر شده، با دو پله سقوط به جمع ۱۰ شهر انتهایی این رتبه‌بندی راه یافته است. این گزارش که ۱۷۳ شهر جهان را بر اساس پنج معیار شامل ثبات، خدمات درمانی، آموزش، زیرساخت و فرهنگ و محیط‌زیست ارزیابی می‌کند، نشان می‌دهد که بیشترین افت جایگاه شهرها در سال جاری به خاورمیانه تعلق دارد.

بر اساس این گزارش، پیامدهای جنگ و تشدید ناامنی، مهم‌ترین عامل کاهش امتیاز شهرهای منطقه بوده است. تهران در کنار دمشق، پایتخت جنگ‌زده سوریه، در میان شهرهایی قرار گرفته که بیشترین آسیب را از منظر شاخص قابلیت زندگی تجربه کرده‌اند. همچنین مسقط، دوحه، دبی و ابوظبی نیز به دلیل افزایش تنش‌های منطقه‌ای و کاهش شاخص ثبات، با افت رتبه مواجه شده‌اند.

در مقابل، شهرهای چین با سرمایه‌گذاری گسترده در نظام سلامت، بیشترین بهبود را در این رتبه‌بندی ثبت کرده‌اند، هرچند اکونومیست تأکید می‌کند که عواملی مانند نظارت گسترده حکومتی، مسائل زیست‌محیطی و ضعف شاخص‌های دموکراتیک همچنان مانع از ارتقای بیشتر جایگاه این کشور شده است. در برنامه «تیتریک» امروز این گزارش از اکونومیست را بررسی می‌کنیم.

00:00
00:00