به گزارش اکوایران، تبادل آتش بیسابقهای که پس از امضای تفاهمنامه میان ایران و ایالات متحده پیش آمد، نگرانیها درباره آینده این تفاهمنامه و وضعیت امنیتی حاکم بر منطقه در آینده را تشدید کرده است.
سیگنال بازگشت به رویارویی مستقیم نظامی؛ آتشبس شکننده فروپاشیده؟
به نوشته دویچهوله، پس از آنکه روز سهشنبه به حداقل سه کشتی تجاری در تنگه هرمز حمله شد، آتش منازعه در کرانههای خلیحفارس بار دیگر شعلهور شد. این حملات که نفتکشهای عربستان سعودی و امارات متحده عربی و یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع قطری را هدف قرار داد، مستمسکی شد تا ایالات متحده مجوز موقت معافیت تحریمی صادرات نفت ایران را لغو کند.
این امتیاز بزرگ در یادداشت تفاهم (MOU) که ماه گذشته بین آمریکا و ایران توافق شده بود، به تهران اجازه میداد پس از توقف نفتکشهایش توسط محاصره نیروی دریایی آمریکا، صادرات نفت را از سر بگیرد. در اقدامی شدیدتر، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) روز چهارشنبه اعلام کرد که بیش از ۸۰ هدف در ایران از جمله سامانههای دفاع هوایی، رادارها و بیش از ۶۰ قایق تندرو را مورد حمله قرار داده است.
ایران نیز روز چهارشنبه با پرتاب حملات موشکی تازه به کشورهای حوزه خلیج فارس تلافی کرد و آژیرهای حمله هوایی و انفجارهایی در بحرین و کویت گزارش شد. در واکنش به این تشدید تنش، شرکت امنیت دریایی ماریسک روز چهارشنبه هشدار داد که اقدامات تلافیجویانه «نشانه بازگشت به رویارویی مستقیم نظامی» است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، که پیش از نشست ناتو در ترکیه صحبت میکرد، گفت که یادداشت تفاهم با ایران اکنون «به پایان رسیده است» و افزود که «برخورد با آنها [تهران] فقط اتلاف وقت است.» همزمان، چین و قطر خواستار کاهش فوری تنشها شدند، در حالی که بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، از تهران خواست تا تحریک واشنگتن و حملات به کشتیها را متوقف کند.
در تلاش برای اعمال کنترل بر تنگه
ایران تلاش میکند کنترل خود را بر هرمز، این آبراه باریکی که پیش از جنگ یکپنجم صادرات نفت و گاز جهان را از خلیج فارس به سایر نقاط جهان حمل میکرد، حفظ کند.
کشتیهایی در تنگه هرمز، در نزدیکی ساحل بندرعباس، ایران، ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶/عکس از امیرحسین خرگویی-خبرگزاری ایسنا
در روزهای منتهی به حملات روز سهشنبه، مذاکرات صلح پیشرفت چندانی در مورد مسائل حلنشده فراوان، از جمله لغو بلندمدت تحریمهای آمریکا و برنامه هستهای ایران، نداشت. ایران بارها در زمانی که پیشرفت دیپلماتیک متوقف شده بود، از هرمز به عنوان اهرم فشار در مذاکرات استفاده کرده است.
در طول جنگ، تهران حمله به کشورهای بزرگ تولیدکننده نفت و متحدان کلیدی آمریکا در منطقه را راهی برای فشار بر واشنگتن و گسترش ناامنی میدانست تا منطقه خاورمیانه هزینه جنگ را احساس کند.
شرکت ماریسک در آخرین بیانیه خود اعلام کرد که لغو معافیت تحریمی ایران «پایه سیاسی» توافق صلح را تضعیف کرده است و «انگیزهها برای خویشتنداری مداوم را کاهش میدهد.» این شرکت اطلاعاتی دریانوردی هشدار داد که «احتمال تشدید بیشتر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.»
با افزایش ۵ درصدی قیمت نفت در پی آخرین تشدید تنش، برخی کارشناسان هشدار دادند که حملات بیشتر آمریکا بعید است استراتژی تهران را تغییر دهد. دنیس سیترینوویچ، محقق مدعو در اندیشکده شورای آتلانتیک، در پلتفرم ایکس نوشت: «در عوض، این حملات خطر دورتر کردن هر دو طرف از نتیجه مذاکرهای را دارند که ... به نظر میرسد هم واشنگتن و هم تهران هنوز آن را ترجیح میدهند.»
ایران میخواهد وضعیت موجود تازهای را در تنگه هرمز برقرار کند
در همین رابطه مهند سلوم، استاد مؤسسه مطالعات تحصیلات تکمیلی دوحه، به الجزیره گفت که اگرچه ایالات متحده اعلام کرده حملات کنونیاش به ایران «محدود» است، اما این حملات «از نظر جغرافیایی گستردهتر، از نظر شدت شدیدتر و بنا بر گزارشها دقیقتر» از دفعات پیشین هستند و اگر این حملات ادامه یابد، «تفاهمنامه (MoU) عملاً از بین خواهد رفت.»
اهرام فشار ایران بر تنگه هرمز، دردسری بزرگ برای ترامپ است/عکس از مرتضی آخوندی-ایسنا
به گفته سلوم، ایران «میخواهد وضعیت موجود تازهای را برقرار کند که بر اساس آن هر چیزی که از تنگه هرمز عبور میکند، باید تحت کنترل ایران باشد» و برای عبور نیز عوارض پرداخت کند. او افزود که هرچند ایران گفته مایل است این روند را با هماهنگی عمان اجرا کند، اما عمان تاکنون تمایلی به مشارکت در اعمال چنین مالیاتی نشان نداده است.
سلوم همچنین گفت که آمریکا با لغو معافیتهای تحریمی صادرات نفت ایران، در تلاش است کنترل اوضاع در تنگه هرمز را در دست بگیرد و این پیام را منتقل کند که اگر ایران همچنان رفتوآمد از این آبراه را محدود کند، واشنگتن به زیرساختهای نفتی و اقتصاد ایران آسیب وارد خواهد کرد. او گفت که در نهایت ایران نخواهد توانست همه نفت خود را «روی نفتکشها و در مخازن زمینی» نگه دارد و ناچار خواهد شد «یا برای صادرات نفت خود به استفاده از نیروی نظامی متوسل شود، یا به خواستههای آمریکا تن دهد».
تبادل آتشی بیسابقه از زمان امضای تفاهمنامه
تحلیلگر نشریه رسپانسیبل استیتکرفت هم در این رابطه در یادداشتی مینویسد: ازسرگیری حملات هوایی دو طرف، هم شکنندگی و هم برداشتهای متفاوت از سند ۱۴ بندی را آشکار میکند.
برای دومین بار از زمان امضای تفاهمنامه (MOU) میان آمریکا و ایران، واشنگتن و تهران بار دیگر وارد رویارویی مستقیم نظامی شدهاند. ایالات متحده پس از آنکه به چندین کشتی در حال گذر از تنگه هرمز شلیکهایی شد، با استفاده از مهمات هدایتشونده «۸۰ هدف در ایران» را هدف قرار داد.
گفته میشود ابعاد حملات آمریکا بهمراتب گستردهتر از دور قبلی تبادل آتش میان دو کشور بوده است؛ موضوعی که نشان میدهد واشنگتن تنها به دنبال پاسخ متقابل نبوده، بلکه قصد داشته بازدارندگی خود را دوباره برقرار کند.
همزمان، آمریکا تحریمهای فروش نفت ایران را نیز دوباره اعمال کرد و یکی از مهمترین امتیازهایی را که در چارچوب تفاهمنامه ارائه شده بود، لغو کرد. در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرد که به ۸۵ هدف در پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه، از جمله مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و پایگاه هوایی علی السالم در کویت، حمله کرده است.
دو برداشت متفاوت از تفاهمنامه
در مرکز این اختلاف، دو تفسیر کاملاً متفاوت از تفاهمنامه قرار دارد. برداشت تهران این است که اگرچه تنگه هرمز باید باز بماند، اما در طول دوره موقت ۶۰ روزه، تمام رفتوآمدهای تجاری باید با ایران هماهنگ شوند؛ تا زمانی که دو طرف درباره یک سازوکار دائمی دریایی مذاکره کنند. در مقابل، واشنگتن عبارت «تنگه باز» را به این معنا تفسیر میکند که کشتیها میتوانند از مسیرهای کشتیرانی ایران یا عمان عبور کنند، بدون آنکه نیازی به هماهنگی با ایران داشته باشند.
سید عباس عراقچی و ایگنازیو کاسیس، عضو شورای فدرال سوئیس، در گفتگوهای دوجانبه در مجموعه تفریحی بورگناستوک در اوبورگن، در نزدیکی لوسرن، در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ شرکت میکنند/عکس از آسوشیتدپرس
از نگاه تهران، این اختلاف صرفاً یک بحث فنی نیست، بلکه مسئلهای راهبردی است. مقامهای ایرانی نگراناند که آمریکا از تفاهمنامه برای تضعیف کنترل ایران بر تنگه هرمز استفاده کند؛ بدین معنا که با رد هرگونه الزام به هماهنگی با ایران، در عمل یک مسیر جایگزین ایجاد کند که حتی در صورت ازسرگیری جنگ نیز باز بماند.
چنین ترتیبی، به باور بسیاری از استراتژیستهای ایرانی، مهمترین ابزار فشار ایران در هر درگیری احتمالی آینده را از بین میبرد؛ یعنی توانایی معتبر برای مختل کردن رفتوآمد دریایی از تنگه هرمز. از دید تهران، ازسرگیری کشتیرانی تجاری بدون از دست دادن این اهرم امکانپذیر است، اما تنها در صورتی که همه حرکتهای دریایی همچنان با ایران هماهنگ شوند و بدین ترتیب اقتدار اسمی ایران بر این آبراه حفظ شود.
واشنگتن در مقابل استدلال میکند که متن تفاهمنامه بهصراحت کشتیها را ملزم نکرده است که پیش از عبور از تنگه از ایران مجوز دریافت کنند. به گفته آمریکا، تفاهمنامه تنها مسئولیت تأمین امنیت عبور کشتیهای تجاری را بر عهده ایران گذاشته است؛ تفاوتی که از دید واشنگتن به معنای اعطای کنترل عملیاتی بر کل تردد دریایی به تهران نیست.
در بند پنجم تفاهمنامه آمده است: «با امضای این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی ایران با بهکارگیری حداکثر تلاش خود، برای مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هیچگونه هزینه، ترتیبات لازم را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم خواهد کرد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز میشود و با توجه به ضرورت رفع موانع فنی و نظامی و همچنین مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، حداکثر ظرف ۳۰ روز بهطور کامل برقرار خواهد شد.»
سازش پیشنهادی که ناتمام ماند
پس از دور قبلی درگیریها، دو طرف در حال بررسی راهحلی بودند که بر اساس آن، کشتیهای تجاری عبور خود را همزمان به ایران و یکی از کشورهای تعیینشده شورای همکاری خلیج فارس (GCC) اطلاع دهند.
کشتی باری «مایوری ناری» (Mayuree Naree) با پرچم تایلند، درحالیکه در میان دود غلیظ سیاه در تنگه هرمز گرفتار شده است، ۱۱ مارس ۲۰۲۶/عکس از نیروی دریایی سلطنتی تایلند از طریق رویترز
در چنین ترتیبی، کشتیها ضمن اطلاعرسانی به تهران، به یک مرجع دریایی وابسته به شورای همکاری خلیج فارس نیز گزارش میدادند؛ راهکاری که میتوانست میان خواسته ایران برای نظارت و تمایل آمریکا به جلوگیری از اعطای کنترل انحصاری به تهران تعادل برقرار کند؛ اما گویا این مذاکرات پیش از آنکه به نتیجه برسد، به دلیل برگزاری مراسم تشییع متوقف شد.
در فاصله این توقف، چندین کشتی تجاری که سامانههای شناسایی خودکار (AIS) آنها خاموش بود، تلاش کردند بدون اطلاع دادن به تهران از مسیر جنوبی کشتیرانی عبور کنند. ایران این اقدام را چالشی مستقیم علیه برداشت خود از تفاهمنامه تلقی کرد و با استفاده از زور به آن پاسخ داد.
دو طرف اکنون آشکارا در حال آزمودن خطوط قرمز یکدیگر هستند. اگر اختلاف صرفاً بر سر تضمین امنیت کشتیرانی تجاری بود، کشتیها میتوانستند از مسیر شمالی، یعنی مسیر کشتیرانی ایران، عبور کنند. تهران تاکنون مانع استفاده کشتیها از این مسیر نشده است.
در مقابل، اصرار بر استفاده از مسیر جنوبی بدون اطلاع دادن به ایران، به نظر میرسد تلاشی آگاهانه برای به چالش کشیدن ادعای تهران مبنی بر اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز باشد؛ ادعایی که آمریکا و بیشتر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس سالهاست آن را رد کردهاند.
بنابراین، فراتر از موضوع عوارض عبور یا هزینههای اداری، هیچ کشوری در منطقه تمایلی ندارد کنترل ایران بر یکی از مهمترین آبراههای راهبردی جهان را به رسمیت بشناسد. در نتیجه، رویارویی کنونی بیش از آنکه درباره آزادی کشتیرانی باشد، درباره حاکمیت و اهرمهای راهبردی است.
راه خروج همچنان وجود دارد
راهحل میانهای که پیش از توقف مذاکرات مطرح شده بود، همچنان منطقی به نظر میرسد. بر اساس آن، کشتیها موظف میشوند عبور خود را هم به ایران و هم به یک مرجع دریایی تعیینشده از سوی شورای همکاری خلیج فارس اطلاع دهند. چنین ترتیبی اختلاف بر سر حاکمیت را بدون پیشداوری درباره نتیجه نهایی به تعویق میاندازد و همزمان اجازه میدهد کشتیرانی تجاری ادامه پیدا کند و مذاکرات درباره یک توافق دائمی نیز دنبال شود.
زنی از برابر یک دیوارنوشته ضد-آمریکایی بر روی دیوار سفارت پیشین ایالات متحده در تهران در تاریخ 12 ژوئن 2026 عبور میکند/عکس از آسوشیتدپرس
از بین بردن کل تفاهمنامه و چارچوب منطقهای بسیار مهمتری که ممکن است در نهایت از دل آن شکل بگیرد، صرفاً به دلیل اختلاف بر سر اینکه چه کسی در چند هفته آینده مدیریت اسمی تنگه را بر عهده داشته باشد، اشتباهی پرهزینه و غیرضروری خواهد بود.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا پس از تبادل آتش ۱۲ ساعت گذشته، هنوز امکان احیای سازوکار اطلاعرسانی دوگانه وجود دارد یا اینکه این دور تازه از تشدید تنش، پنجره دیپلماسی را کاملاً بسته است. پاسخ این پرسش احتمالاً در ساعات آینده روشن خواهد شد.
یک نکته پایانی نیز شایان توجه است. به نظر میرسد واشنگتن با پاسخ همزمان نظامی و بازگرداندن تحریمهای صادرات نفت ایران، در پی ایجاد برتری در تشدید تنش (Escalation Dominance) است؛ یعنی نه فقط بازداشتن ایران از اقدامات بعدی، بلکه نشان دادن این پیام که آمریکا آماده است هزینههایی بسیار سنگینتر از آنچه تهران میتواند تحمیل کند، بر ایران وارد سازد.
تفاوت این واکنش با نخستین رویارویی پس از امضای تفاهمنامه کاملاً آشکار است. این بار پاسخ آمریکا بهمراتب شدیدتر بوده و نشان میدهد واشنگتن میخواهد پیش از ازسرگیری مذاکرات، معادله بازدارندگی را از نو تعریف کند.
خطر لغو مجوز خرید نفت ایران
بااینحال، تصمیم واشنگتن برای لغو مجوز عمومی خرید نفت ایران نیز خطرات خاص خود را دارد. این مجوز یکی از مهمترین مشوقهای تفاهمنامه بود تا تهران را به پایبندی به توافق ترغیب کند؛ اما ارزش هر مشوقی به میزان اعتبار آن بستگی دارد.
یک قایق موتوری کوچک در تاریخ 11 ژوئن ۲۰۲۶ در تنگه هرمز سمت بندرعباس ایران از کنار کشتیهای لنگرانداخته گذر میکند/عکس از امیرحسین خرگویی-خبرگزاری ایسنا
حتی پیش از تشدید اخیر تنشها نیز ایران برای یافتن خریداران جدید نفت خود با مشکل روبهرو بود. بسیاری از دولتها و شرکتها حاضر نبودند وارد قراردادهای بلندمدت شوند، زیرا نگران بودند مذاکرات شکست بخورد و مجوز خرید نفت بدون تمدید منقضی شود.
همین عدم اطمینان، ارزش تجاری این امتیاز را کاهش داده بود. از دید واشنگتن، نقض احتمالی تفاهمنامه از سوی ایران اقدامی جدی است که مستلزم پاسخ است؛ اما اگر ایالات متحده به کشوری تبدیل شود که بهسادگی این مجوز را صادر و سپس لغو میکند، خریداران بالقوه ممکن است به این نتیجه برسند که دسترسی به نفت ایران بیش از حد بیثبات و پرریسک است.
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین ابزارهای فشار آمریکا نیز تضعیف خواهد شد. هرچه این مجوز در بازار ارزش کمتری پیدا کند، در میز مذاکره نیز ارزش خود را از دست خواهد داد و در نتیجه آمریکا در ازای بازگرداندن آن، امتیازات کمتری از ایران مطالبه خواهد توانست کرد.