اکوایران: آتش‌بس‌ها معمولاً یکباره از بین نمی‌روند. آنها ابتدا اقتدار خود را از دست می‌دهند، سپس اعتبارشان تضعیف می‌شود و در نهایت کارایی‌شان را از دست می‌دهند.

به گزارش اکوایران، در پی درگیری‌های روز سه‌شنبه و چهارشنبه میان ایالات متحده و ایران، که شدیدترین تنش‌ها از زمان اعلام آتش‌بس محسوب می‌شود،  دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، اعلام کرد که از نظر او آتش‌بس با ایران «به پایان رسیده است».

اکنون، این اعلام ترامپ پرسش‌های بزرگی را درباره آینده جنگی مطرح می‌کند که قرار بود پایان یافته باشد؛ جنگی که بازارهای انرژی را به لرزه درآورده، قیمت کالاهای اساسی در جهان، به‌ویژه نفت، را به‌شدت افزایش داده و خطر کشیده شدن سراسر خاورمیانه به یک درگیری گسترده را به همراه داشته است.

 بحران ایران شکاف‌های تازه‌ای را میان ترامپ و متحدان ناتو که تمایل چندانی به حمایت از آمریکا نشان نداده‌اند، ایجاد کرده است؛ پایگاه سیاسی جنبش «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» (MAGA) را که عمیقاً نسبت به ماجراجویی‌های نظامی در خارج از کشور بدبین است، دچار دودستگی کرده و با افزایش هزینه‌های زندگی، به‌ویژه قیمت بنزین، تلاش جمهوری‌خواهان برای حفظ اکثریت خود در کنگره را نیز تهدید می‌کند.

ترامپ در پاسخ به این پرسش که آیا آتش‌بس و تفاهم‌نامه‌ای که مبنای آن بود، در جریان نشست ناتو در آنکارا عملاً از بین رفته است، گفت: «از نظر من تمام شده است». او گفت که دیگر نمی‌خواهم با آنها سروکار داشته باشم.ترامپ گفت با مذاکره‌کنندگان خود گفت‌وگو خواهد کرد و آنها می‌توانند مذاکرات را ادامه دهند، اما به گفته او، «وقت تلف کردن» است که با ایرانی‌ها مذاکره شود.

اکنون این پرسش مطرح است که پس از درگیری‌های اخیر و ادعای یادشده از سوی ترامپ، منازعه میان ایالات متحده و ایران به چه سمت‌وسویی کشیده خواهد شد. در ادامه پنج سناریوی احتمالی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

سناریوی اول: فروپاشی آتش‌بس و بازگشت جنگ محدود

به نوشته  نیوزویک، بدیهی‌ترین فرض این است که با پایان آتش‌بس، جنگ نیز از سر گرفته شود؛ اما احتمال بیشتری وجود دارد که مرحله نخست درگیری، محدودتر باشد. در این سناریو، نیروهای آمریکا و ایران پیرامون خطوط کشتیرانی، پایگاه‌های نظامی و تأسیسات ساحلی به تبادل حملات می‌پردازند، درحالی‌که هر دو طرف می‌کوشند از هزینه سیاسی منفعل به نظر رسیدن پرهیز کنند.

حزب الله

نیروهای حزب‌الله در مراسم تشییع جنازه یک جنگجوی حزب‌الله که بر اثر گلوله‌باران اسرائیل کشته شده بود، در جنوب لبنان، در ۲۲ اکتبر ۲۰۲۳ شرکت می‌کنند/عکس از آسوشیتدپرس

تشدید تنش‌های اخیر نیز از همین الگو پیروی می‌کند. حملات آمریکا در پی حمله به سه کشتی تجاری در نزدیکی تنگه هرمز انجام شد. حملات آمریکا سامانه‌های پدافند هوایی ایران، تأسیسات بندری، سامانه‌های نظارت ساحلی و پایگاه‌های پرتاب موشک‌های ضدکشتی و پهپاد در اطراف هرمز را هدف قرار داد. در مقابل، ایران نیز با موشک و پهپاد به تأسیسات نظامی آمریکا در بحرین و کویت حمله کرد.

این وضعیت خطرناک است، اما هم‌چنان دامنه آن محدود بوده و اهداف حملات عمدتاً به کشتی‌ها، پایگاه‌ها، سکوهای پرتاب، سامانه‌های پدافندی و بنادر محدود می‌شود. واشنگتن می‌تواند مدعی شود که در حال بازگرداندن بازدارندگی است و تهران نیز بگوید که به زور با زور پاسخ داده است. مهم‌تر از همه، هر دو طرف همچنان فضای مانور برای گام بعدی خود را حفظ می‌کنند.

بااین‌حال، محدود بودن جنگ به معنای ثبات آن نیست. پس از حملات اخیر، قیمت نفت افزایش یافت و بهای نفت خام برنت در آغاز معاملات به حدود ۷۸ دلار در هر بشکه رسید؛ افزایشی شش‌درصدی که نشان‌دهنده بازگشت نوسان شدید به بازارهای انرژی است.

در این سناریو، آتش‌بس فرو می‌پاشد، هر دو طرف به حملات تلافی‌جویانه دست می‌زنند و هر یک دیگری را آغازگر جنگ معرفی می‌کند. جنگ بازمی‌گردد، اما در مرحله نخست به شکل رقابتی بر سر بازدارندگی دریایی.

سناریوی دوم: فروپاشی آتش‌بس به اهرمی برای توافقی تازه تبدیل می‌شود

احتمال دیگر این است که اعلام «پایان» از سوی ترامپ به معنای پایان دیپلماسی نباشد؛ بلکه برعکس، به اهرم فشاری تبدیل شود که مذاکرات برای آغاز دوباره به آن نیاز دارند. اظهارات ترامپ صریح بود، اما او هم‌چنان اجازه داده مذاکرات ادامه پیدا کند، هرچند خود نسبت به آنها بدبین است.

ایران پاکستان

مسعود پزشکیان در جریان سفر یک‌روزه خود به اسلام‌آباد در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۶، با شهباز شریف در اسلام‌آباد دیدار می‌کند. این نخستین سفر او به خارج از تهران از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه است/عکس از دفتر نخست‌وزیر پاکستان]

اگر رئیس‌جمهور آمریکا قصد داشت تمام مسیرهای دیپلماتیک را ببندد، می‌توانست صراحتاً چنین اعلام کند. باز گذاشتن دست مذاکره‌کنندگان، در کنار ابراز انزجار شخصی، یکی از الگوهای آشنای رفتار ترامپ است؛ قطع رابطه پر سر و صدا در عرصه عمومی، اما حفظ امکان مانور در پشت پرده.

او انگیزه‌های قدرتمندی برای توقف دوباره درگیری‌ها دارد؛ مهم‌ترین آنها این است که ناامن شدن کشتیرانی در تنگه هرمز باعث افزایش قیمت نفت و ایجاد فشار سیاسی بر دولتش، به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، می‌شود. افزون بر آن، ادامه جنگ نیروهای آمریکایی را در معرض حملات بیشتری قرار می‌دهد.

ایران نیز دلایل خود را برای اتخاذ هم‌زمان موضعی سخت‌گیرانه و مذاکره دارد؛ مهم‌ترین مشوق آن، چشم‌انداز دستیابی به کاهش فشارهای اقتصادی است که به‌شدت به آن نیاز دارد. تهران حملات آمریکا را نقض توافق دانست و پاسخ نظامی داد، اما این اقدامات لزوماً مانع ادامه مذاکرات غیرمستقیم نمی‌شوند؛ بلکه ممکن است صرفاً موضع آغازین ایران در چانه‌زنی باشند.

حملات ایران به پایگاه‌های آمریکا هرگونه امتیازدهی تازه را در واشنگتن از نظر سیاسی بسیار پرهزینه می‌کند و حملات آمریکا نیز هرگونه عقب‌نشینی تهران را در داخل ایران به اقدامی بسیار پرهزینه تبدیل می‌سازد.

بااین‌حال، دیپلماسی اغلب زمانی از سر گرفته می‌شود که هر دو طرف گزینه جایگزین را بدتر بدانند. شاید آتش‌بس به‌عنوان یک سند از بین رفته باشد، اما معامله‌ای که پشت آن قرار داشت، یعنی امنیت در تنگه هرمز در برابر محدودیت‌ها، کاهش تحریم‌ها یا نوعی به‌رسمیت‌شناختن، همچنان ممکن است به ضرورتی پرهیزناپذیر تبدیل شود.

سناریوی سوم: آغاز تصادفی یک جنگ منطقه‌ای گسترده

بدترین سناریو نه نتیجه یک تصمیم بزرگ، بلکه حاصل زنجیره‌ای از واکنش‌های کنترل‌نشده است. ممکن است یک گروه متحد به هدف اشتباهی حمله کند؛ یک حمله آمریکا بیش از حد انتظار تلفات بر جای بگذارد؛ یک کشتی به جای آسیب دیدن غرق شود؛ یکی از کشورهای خلیج فارس خواستار حمایت نظامی شود؛ یا اسرائیل مطابق روال همیشگی خود، مستقل از دیگران وارد عمل شود.

Iran-attacks-Bahrain-Kuwait-after-US-strikes

عزاداران درحالی‌که پلاکاردی ضد ترامپ در دست دارند، در میان جمعیت انبوهی که برای راهپیمایی در مراسم تشییع در نزدیکی میدان آزادی تهران در روز دوشنبه گرد هم آمده‌اند، شرکت می‌کنند/عکس از بهنام تفیقی-UPI

در چنین شرایطی، دامنه جنگ بسیار سریع‌تر از آنکه واشنگتن یا تهران بتوانند آن را مهار کنند، گسترش خواهد یافت. نقشه کنونی منطقه نیز مملو از نقاطی است که می‌توانند جرقه درگیری‌های تازه را بزنند.

ایران به پایگاه‌های آمریکا در بحرین و کویت حمله کرده و این کشورها ممکن است درباره چگونگی پاسخ خود تصمیم بگیرند. قطر نیز حمله به یک کشتی حامل گاز طبیعی مایع این کشور را به‌شدت محکوم کرده است. هم‌زمان، نشست سال ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا در حال برگزاری بود و بحران مستقیماً در برابر دیدگان متحدان آمریکا جریان داشت.

ممکن است متحدان آمریکا وسوسه شوند که روابط خود با ترامپ را ترمیم کرده و در موضوع ایران، به‌ویژه برای حفظ امنیت تنگه هرمز، به‌طور کامل از او حمایت کنند؛ زیرا اختلال در این مسیر دریایی به همه آسیب می‌رساند؛ اما خطر بزرگ‌تر، مسئله فرماندهی و کنترل است. ایران بر متحدانش نفوذ دارد، اما نفوذ به معنای توانایی مهار کامل آنها نیست؛ به‌ویژه در ارتباط با اسرائیل.

آمریکا می‌تواند اهدافی را در ایران هدف قرار دهد، اما نمی‌تواند تضمین کند که همه واکنش‌های بعدی متناسب باقی بمانند. کشورهای خلیج فارس نیز می‌توانند میزبان نیروهای آمریکایی باشند، اما همین موضوع آنها را به اهدافی برای حملات ایران تبدیل می‌کند؛ زمانی که تهران بخواهد بدون حمله مستقیم به خاک آمریکا، به واشنگتن پاسخ دهد.

این همان سناریویی است که بازارهای مالی، فرماندهان نظامی و دیپلمات‌ها بیش از هر چیز از آن هراس دارند؛ زیرا ممکن است در حالی آغاز شود که رهبران سیاسی همچنان ادعا می‌کنند قصد جلوگیری از آن را دارند.

خوشبختانه هنوز چنین جنگ منطقه‌ای مهارنشدنی آغاز نشده است، اما تمام عناصر لازم برای وقوع آن وجود دارد و پایان آتش‌بس این عناصر را بیش از پیش به هم نزدیک کرده است: حملات دریایی، پاسخ آمریکا، حملات ایران به پایگاه‌های مرتبط با آمریکا، آسیب‌پذیری کشورهای خلیج فارس و اختلاف بر سر چارچوب آتش‌بس. اگر حملات از تنگه هرمز و پایگاه‌های آمریکا فراتر رود، اگر اسرائیل عملیات گسترده مستقلی را آغاز کند، یا اگر حمله‌ای با تلفات گسترده رخ دهد که هیچ‌یک از طرفین نتوانند پاسخ خود را کنترل کنند، احتمال وقوع جنگی فراگیر افزایش خواهد یافت.

سناریوی چهارم: بازار نفت طرفین را به عقب‌نشینی سریع‌تر وادار می‌کند

نخستین فشار خارجی بر دیپلمات‌ها ممکن است از سوی بازارهای انرژی وارد شود. بلافاصله پس از اظهارات ترامپ، قیمت نفت افزایش یافت. دلیل اصلی تأثیر جهانی این بحران، تنگه هرمز است. چارچوب آتش‌بس تا حد زیادی بر بازگشایی و تأمین امنیت کشتیرانی در این آبراه حیاتی استوار بود؛ مسیری که اقتصاد جهان به آن وابسته است. اما اکنون کشتی‌ها همچنان در جریان مناقشه بر سر کنترل این مسیر هدف حمله قرار می‌گیرند.

تنگه هرمز

حمله‌های ایالات متحده در پاسخ به حملات ادعایی ایران به سه کشتی در حال عبور از تنگه هرمز انجام شده است/عکس از خبرگزاری رویترز

نه واشنگتن و نه تهران نمی‌خواهند آشتی‌جویانه به نظر برسند، اما هر دو با فشارهای اقتصادی جدی برای جلوگیری از تشدید بحران روبه‌رو هستند. ترامپ شاید بتواند از حمایت جناح‌های تندرو بهره‌مند شود، اما تحمل شوک طولانی‌مدت افزایش قیمت نفت که مستقیماً بر هزینه زندگی رأی‌دهندگان اثر می‌گذارد، برای او دشوارتر خواهد بود.

ایران نیز شاید بتواند بر موضع مقاومت تأکید کند، اما مدیریت طولانی‌مدت فشار بر کشتیرانی، تحریم‌ها و تجارت منطقه‌ای که منابع مالی دولت را تحلیل برده و پرداخت حقوق و یارانه‌ها را دشوار می‌کند، برایش آسان نخواهد بود.

این مسیر الزاماً به صلح منجر نمی‌شود؛ بلکه احتمالاً به وقفه‌ای ناپایدار و غیررسمی می‌انجامد که در آن حملات کاهش می‌یابد، میانجی‌ها فعال‌تر می‌شوند، لحن طرفین تندتر می‌شود، اما تلاش‌های بی‌سر و صدایی برای بازگرداندن امنیت تنگه هرمز ادامه می‌یابد. به بیان دیگر، ممکن است بازارهای انرژی جایگزین داور آتش‌بس شوند و شرایط را به نقطه‌ای بازگردانند که پیش از فروپاشی توافق وجود داشت.

سناریوی پنجم: ترامپ بحران را به آزمونی برای متحدان تبدیل می‌کند

همان‌گونه که در سناریوی سوم اشاره شد، متحدان ناتو ممکن است این بحران را فرصتی برای بازتنظیم روابط خود با ترامپ در موضوع ایران بدانند؛ اما این احتمال نیز وجود دارد که خود ترامپ با استفاده از فروپاشی آتش‌بس، متحدان را وادار کند نشان دهند تا چه اندازه حاضرند از واشنگتن پیروی کنند؛ چه در چارچوب ناتو و چه خارج از آن.

آمریکا ترکیه

دونالد ترامپ پیش از یک دیدار دوجانبه در نشست سالانه ناتو در ۷ ژوئیه ۲۰۲۶ در آنکارا، ترکیه، برای دست دادن با رجب طیب اردوغان حرکت می‌کند/عکس از گتی ایمجز

تشدید دوباره بحران ایران این امکان را به ترامپ می‌دهد که حمایت از حملات آمریکا را به آزمونی برای سنجش وفاداری متحدان، شرکای عرب خلیج فارس و حتی جمهوری‌خواهان داخل آمریکا تبدیل کند. در این صورت، مسئله نظامی به یک مسئله سیاسی بدل می‌شود: چه کسی زمانی که بازدارندگی آمریکا به چالش کشیده شده، در کنار واشنگتن می‌ایستد؟

شاید این سناریو به بزرگ‌ترین جنگ منجر نشود، اما می‌تواند عمیق‌ترین شکاف دیپلماتیک را ایجاد کند. دولت‌های اروپایی ممکن است از امنیت دریایی حمایت کنند، اما با تشدید نامحدود تنش مخالفت ورزند. کشورهای خلیج فارس نیز ممکن است خواهان حمایت آمریکا باشند، بی‌آنکه خود به خط مقدم درگیری تبدیل شوند. حتی جمهوری‌خواهانی که از سیاست فشار حداکثری ترامپ حمایت می‌کنند، چه‌بسا درباره ورود به جنگی تازه در خاورمیانه دچار اختلاف شوند.

در این صورت، فروپاشی آتش‌بس دیگر صرفاً داستان ایران نخواهد بود، بلکه به آزمونی برای سیاست خارجی ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش تبدیل می‌شود: «اول آمریکا»، اما با این انتظار که همه دیگران نیز از واشنگتن تبعیت کنند. پرسش این است که آیا این بار چنین خواهند کرد؟

آزمون واقعی: کنترل اوضاع

اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا می‌تواند بر محاسبات و انگیزه‌های طرف‌ها اثر بگذارد، اما به‌تنهایی تعیین‌کننده پایان این بحران نیست. مرحله بعدی بر اساس انتخاب اهداف نظامی، دیپلماسی پشت‌پرده، فشار بازار نفت، میزان خویشتنداری متحدان و اینکه ایران تشدید تنش را ابزاری برای چانه‌زنی بداند یا راهی برای بقا، رقم خواهد خورد.

این پنج سناریو الزاماً یکدیگر را نفی نمی‌کنند. ممکن است درگیری با حملات محدود آغاز شود، به تلاش تازه‌ای برای دیپلماسی بینجامد، بازارهای جهانی انرژی را متلاطم کند و اتحادهای غربی را به چالش بکشد؛ پیش از آنکه هر یک از طرفین درباره تشدید بیشتر جنگ تصمیم بگیرد.

بنابراین، فروپاشی آتش‌بس را باید نه آغاز جنگی از پیش تعیین‌شده، بلکه نقطه‌ای سرنوشت‌ساز در مسیر بحران دانست؛ نقطه‌ای که تصمیم‌های دشوار، نتیجه نهایی را رقم خواهند زد. 

آتش‌بس‌ها معمولاً یکباره از بین نمی‌روند. آنها ابتدا اقتدار خود را از دست می‌دهند، سپس اعتبارشان تضعیف می‌شود و در نهایت کارایی‌شان را از دست می‌دهند. ترامپ اعلام کرده است که این آتش‌بس پایان یافته است. روزهای آینده مشخص خواهد کرد که آیا این پایان تنها یک وقفه بود یا آغاز مرحله‌ای باثبات‌تر.