نظر 10 اقتصاددان در مورد سناریوهای بنزینی دولت
اکوایران در یک نظرسنجی، نظر جمعی از اقتصاددانان و کارشناسان را درباره طرحهای بنزینی دولت جویا شده است. در این نظرسنجی از کارشناسان پرسیده شد که از میان سه طرح پیشنهادی دولت، کدام گزینه را مناسبتر میدانند و برای اجرای موفق آن، چه پیششرطها و ملاحظاتی باید در نظر گرفته شود.
پاسخ کارشناسان نشان میدهد که انتخاب میان گزینههای مختلف قیمتی، تنها به تعیین یک نرخ جدید برای بنزین محدود نمیشود و مجموعهای از مسائل اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی باید همزمان مورد توجه قرار گیرد. یکی از مهمترین نکات، مسئله قاچاق سوخت است؛ موضوعی که تا زمانی که شکاف قیمتی و انگیزههای قاچاق مدیریت نشود، میتواند اثر سیاستهای جدید را کاهش دهد.
از سوی دیگر، کیفیت و مصرف بالای خودروهای داخلی نیز یکی از عوامل مهم در افزایش مصرف بنزین است و نمیتوان بدون توجه به آن درباره اصلاح قیمت تصمیم گرفت. وضعیت حملونقل عمومی و میزان دسترسی مردم به گزینههای جایگزین خودرو شخصی نیز اهمیت زیادی دارد.
به همین دلیل، در حالی که طرحهای دولت عمدتاً بر نحوه قیمتگذاری بنزین متمرکزند، کارشناسان تأکید دارند که موفقیت هر سیاستی به مجموعهای از اصلاحات همزمان وابسته است؛ مسئلهای که تصمیمگیری درباره قیمت بنزین را پیچیدهتر میکند.
حق بیمه اوراق قرضه شرکتهای آمریکایی
در ماههای اخیر، بازار اوراق قرضه جهانی وارد مرحلهای متفاوت شده است؛ بازده اوراق بلندمدت در اقتصادهای مختلف افزایش یافته، بدون اینکه این رشد الزاماً ناشی از تغییر مستقیم نرخهای بهره باشد. به بیان سادهتر، بازارها منتظر تصمیم فدرال رزرو نماندهاند و خودشان در حال بازقیمتگذاری هزینه پول هستند.
اما یکی از نکات جالب این روند، افزایش هزینه تأمین مالی برای شرکتهای بزرگ فناوری آمریکاست؛ شرکتهایی مانند مایکروسافت، گوگل، آمازون و متا که معمولاً به دلیل ترازنامه قدرتمند، بدهکارانی کمریسک محسوب میشوند.
این تغییر در بازار CDS نیز دیده میشود. افزایش اسپرد CDS هایپراسکیلرها نشان میدهد سرمایهگذاران برای پذیرش ریسک اعتباری این شرکتها، بازده بیشتری مطالبه میکنند. با این حال، این اتفاق الزاماً به معنای تضعیف وضعیت مالی آنها نیست. نسبت بدهی به دارایی این شرکتها حدود ۲۰ درصد یا کمتر است و توانایی پرداخت هزینه بهره نیز همچنان بسیار بالاتر از بخش بزرگی از شرکتهای S&P500 قرار دارد.
مسئله اصلی جای دیگری است: سرمایهگذاریهای عظیم این شرکتها، بهخصوص در حوزه هوش مصنوعی، نیاز آنها به منابع مالی را افزایش داده و بازار نسبت به حجم این سرمایهگذاریها حساستر شده است.
در همین حال، سرمایهگذاران همچنان اشتهای قابلتوجهی برای پذیرش ریسک دارند و حتی به شرکتهای با رتبه اعتباری پایینتر و اوراق جانک، با مطالبه بازده بالاتر، پول قرض میدهند.
بنابراین فعلاً داستان، داستان بحران مالی هایپراسکیلرها نیست؛ بلکه داستان گرانتر شدن سرمایه و افزایش حساسیت بازار نسبت به هزینه تأمین مالی پروژههای بزرگ هوش مصنوعی است.
طرح نوسازی خودروهای فرسوده
طرح منع تردد خودروهای بالای ۲۰ سال در کلانشهرها و حذف سهمیه سوخت آنها، از منظر کاهش آلودگی، مصرف سوخت و افزایش ایمنی قابل دفاع به نظر میرسد؛ اما مسئله اصلی، نحوه اجرای این سیاست و هزینهای است که به مالک خودرو تحمیل میشود.
در حالی که گفته میشود هدف، نوسازی ناوگان است، برای مالک خودروی فرسوده چه گزینهای باقی میماند؟ اسقاط خودرو و دریافت تسهیلات ۴۰۰ میلیون تومانی با سود ۸ درصد، در شرایطی که ارزش گواهیهای اسقاط نیز محدود است، لزوماً به معنای توان خرید خودروی جدید نیست.
در یک سناریو، اگر ارزش گواهیهای اسقاط یک خودرو در بهترین حالت به حدود ۱۸۰ میلیون تومان برسد، مجموع منابع مالک با وام ۴۰۰ میلیون تومانی حدود ۵۸۰ میلیون تومان خواهد بود. این در حالی است که قیمت ارزانترین خودروهای بازار بهمراتب بالاتر از این رقم است. در نتیجه، مالک باید صدها میلیون تومان دیگر برای خرید خودروی جایگزین تأمین کند و همزمان اقساط وام را نیز بپردازد.
این مسئله برای کسی که خودروی قدیمیاش ابزار کار و منبع درآمد اوست، جدیتر است. حذف خودرو از چرخه تردد، بدون فراهم کردن جایگزین واقعاً قابلپرداخت، میتواند به معنای حذف بخشی از دارایی و درآمد خانوار باشد.
مسئله فقط این نیست که خودروهای فرسوده باید نوسازی شوند یا نه؛ بحث بر سر این است که هزینه این نوسازی را چه کسی باید بپردازد؟
اگر قرار است سیاستی با هدف نوسازی ناوگان اجرا شود، نمیتوان بار اصلی آن را بر دوش کسانی گذاشت که کمترین توان مالی برای خرید خودروی جدید را دارند.
مواد ناریه، بحرانی که معادن را تا مرز تعطیلی پیش می برد
یک سال است که تأمین مواد ناریه به یکی از جدی ترین گلوگاه های فعالیت معدنی در ایران تبدیل شده، موادی که برای انفجار و استخراج سنگ، نقشی حیاتی در عملیات معدن دارند. در حالی که کمبود این مواد روند فعالیت معادن را مختل کرده و نگرانی از توقف یا تعطیلی برخی واحدها را افزایش داده، راهکار واردات نیز درگیر اختلاف بر سر این است که مجوز واردات باید به نام چه نهادی صادر شود، اختلافی که به نظر می رسد در میان آن، مسئله اصلی یعنی تأمین نیاز واقعی معادن به حاشیه رفته است.
پیامدهای توافق دفاعی مکه
اعلام «پیمان دفاع مشترک مکه» میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، موجی از واکنشها را در منطقه به دنبال داشته است؛ پیمانی که اعضای آن تأکید میکنند نه فرقهای است و نه با هدف ایجاد یک محور نظامی علیه کشور مشخصی شکل گرفته، اما منتقدان درباره اهداف و توان واقعی آن پرسشهای جدی مطرح میکنند.
یکی از مهمترین انتقادها از سوی برخی چهرههای اماراتی مطرح شده است. منتقدان میپرسند دشمن مشترک این پیمان چه کسی است و چرا به جای تقویت همکاریهای دفاعی میان کشورهای خلیج فارس، چنین ائتلافی شکل گرفته است. در مقابل، طرف سعودی تأکید دارد که هدف پیمان، ایجاد ظرفیت دفاعی مشترک برای حفاظت از امنیت ملی اعضاست و نه مقابله با یک دشمن مشخص.
پیمان مکه در عین حال در مقایسه با همکاریهای امنیتی امارات و اسرائیل قرار گرفته است. حامیان آن، آشکار بودن توافق در مقدسترین شهر جهان اسلام را یک مزیت سیاسی میدانند؛ در حالی که منتقدان معتقدند ائتلاف جدید هنوز در آزمون عملی قرار نگرفته است.
حضور یا عدم حضور مصر نیز یکی دیگر از ابهامات مهم این پیمان است. با وجود روابط نزدیک ریاض و قاهره و حمایت مالی گسترده عربستان از مصر، همکاری امنیتی دو کشور در برخی بحرانهای منطقهای انتظارات سعودیها را برآورده نکرده است.
در نهایت، پرسش اصلی این است که آیا پیمان مکه میتواند به یک سازوکار واقعی برای افزایش قدرت دفاعی اعضا تبدیل شود یا صرفاً یکی دیگر از ائتلافهای سیاسی خاورمیانه خواهد بود؛ پاسخی که احتمالاً در بحرانها و آزمونهای آینده مشخص میشود.