بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد آنچه رخ داده، بیشتر یک شوک فنی بوده تا فروپاشی قیمتی. ماجرا از جایی شروع شد که بورس کالای شیکاگو (CME) به‌طور ناگهانی مارجین قراردادهای نقره را از حدود ۳ هزار دلار به نزدیک ۲۵ هزار دلار افزایش داد.

این تصمیم فشار سنگینی به معامله‌گران اهرمی وارد کرد و بسیاری را مجبور به خروج سریع از بازار آتی کرد.

نتیجه، موج فروش و افت مقطعی قیمت بود؛ رفتاری که در گذشته هم بارها در بازار نقره تکرار شده است.

نکته مهم اما تفاوت رفتار بازار کاغذی و بازار فیزیکی بود.

هم‌زمان با افت قیمت در بازارهای آتی آمریکا، در برخی مناطق به‌ویژه آسیا، نقره در بازار فیزیکی حتی با قیمت‌های بالاتر معامله شد.

این شکاف قیمتی نشان می‌دهد خریداران واقعی همچنان در بازار حضور دارند و آنچه فروخته شد، عمدتاً موقعیت‌های سفته‌بازانه بود.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران، این اتفاق بیشتر نشانه انتقال بازار است؛ انتقال نقره از دست معامله‌گران کوتاه‌مدت به مصرف‌کنندگان واقعی. آن هم در بازاری که با کسری عرضه، کاهش موجودی قابل تحویل و ریسک‌های صادراتی روبه‌روست.

نتیجه؟ نوسان بود، نه ترکیدن حباب.