به گزارش اکوایران، دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، نه تنها به ائتلافها پشت پا زد، بلکه در جستوجو برای اجماع دیپلماتیک که مشخصه جنگ 1990-1991 خلیج فارس یا حتی حمله به عراق در سال 2003 بود، شکست خورد. ایالات متحده در حالی جنگی با ایران را در کنار اسرائیل آغاز کرد که با بسیاری از دوستان خود درباره آغاز این جنگ، صحبت نکرده بود.
برای قضاوت زود است
به نوشته سیانان، حملات اولیه آمریکا و اسرائیل موجب ایجاد یک غوغای منطقهای شد. دولتهای اروپا و خاورمیانه با یک جنگ ناگهانی روبهرو شدند که برای آنها نبود و عمده این کشورها خواستار آن نبودند.
مقامات آمریکا برای نجات شهروندانی که در منطقه جنگی رو به گسترش گرفتار شده بودند، تقلا کردند. قیمتهای انرژی که سر به فلک کشیده، اقتصادهای شکننده را به شکل منفی تحت تأثیر قرار داده است. در خلیج فارس، متحدان آمریکا با حملات پهپادی و موشکی روبهرو شدند که آرامش شهرهای شیشهای منطقه را از میان برد و محل تلاقی مسیرهای هوایی جهان را مختل کرد.
اکنون برخی متحدان آمریکا در بحبوحه هزینههای اقتصادی رو به افزایش، نگرانی از بحران مهاجراتی در صورت وخیم شدن شرایط ایران و آسیبپذیری شهروندان خود، نسبت به این جنگ دچار ناامیدی شدهاند و همراه با تشویش از خود میپرسند که مرحله بعدی این جنگ چیست؟ اما با وجود لحن خوشبینانه دولت آمریکا نسبت به این جنگ و مقایسه تازهترین جنگ ایالات متحده با باتلاق عراق از سوی منتقدان، هنوز بسیار زود است که قضاوت کنیم این مناقشه چگونه به پایان میرسد.
دکترین جدید «اول آمریکا» و پندار قوانین آهنین قدرت
اگر جنگ ترامپ تشدید شود، بحران مهاجرتی یا تبعات اقتصادی شدید میتواند جهان را با بیثباتی روبهرو سازد. این جنگ موجب ظهور حقایق جدید برای متحدان واشنگتن در میان کشورهای غربی و خاورمیانهای شده است. درک اینکه چرا متحدان اروپایی و خلیج فارس آمریکا این جنگ را پیشبینی نکرده بودند، دشوار است. این جنگ خلاصهای از دکترین جدید «اول آمریکا» است که طبق آن، ایالات متحده ممکن است یک دیدگاه بدیع از منافع آمریکا را به اجرا درآورد.
مانند دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری پیشین ونزوئلا، این دیدگاه در بیانیه استفن میلر از اعضای دولت ترامپ در مصاحبهای در سال گذشته میلادی با سیانان منعکس شده است؛ جایی که او گفت: «قوانین آهنین جهان بدین معناست که کشورهای قوی میتوانند با استفاده از قدرت خود حکمرانی کنند.»
خوی آتشفشانی ترامپ و سرماخوردگی اروپا
این تجسمی از خوی آتشفشانی ترامپ، به آغوش گرفتن ریسکهای بزرگ، دوری از استراتژی و اشتیاق به قدرت است. غیرقابل پیشبینیترین رئیسجمهوری آمریکا در عصر مدرن، اکنون قدرتمندترین کشور جهان را به بزرگترین نفوذ خود تبدیل کرده است. یک دیپلمات اروپایی به سیانان اعلام داشت که بزرگترین انگیزه برای کمک نظامی در این جنگ، حفاظت از منافع ملی است. جولین بارنس-داکی، مدیر برنامه خاورمیانه در شورای روابط خارجی اروپا، اظهار داشت که شرایط به شکلی است که گویی اروپا دچار سرماخوردگی شده است.
او اعلام کرد: «آنها اکنون در سطحی جهانی به تمایلات روزانه یک رئیسجمهور آمریکا پاسخ میدهند که اختلال گستردهای ایجاد میکند. آنها در شرایط دشواری گرفتار شدهاند؛ از طرفی میخواهند به قوانین بینالملل یا نظم مبتنی بر قانون پایبند باشند و از طرف دیگر تلاش دارند در میان یاران ترامپ قرار بگیرند.»
اروپاییها که از بیاعتنایی ترامپ به موسسات بینالمللی شوکه هستند و شکنندگی نظامی آنها بدین معناست که باید با رئیسجمهوری که از وضعیت دفاعی آنها گله دارد، با احتیاط رفتار کنند. نیکولاس دانگن، مدیرعامل شرکت مشورت استراتژیک CogitoPraxis در لاهه، اظهار داشت: «همانطور که آمریکا و اسرائیل به جنگی که آغاز کردهاند همچنان ادامه میدهند، اروپاییها در تلاشند بدون تعامل وارد تعامل شوند و بدون تعهد، متعهد به نظر آیند.»
اما به نظر میرسد ترامپ که با قدرت ارتش آمریکا، جسور شده است، نسبت به تلاشهای اروپاییها در قبال آمریکا، بیتوجه است. او روز شنبه در گفتوگویی با سیبیاس در پاسخ به این سوال که آیا او کمک بیشتری میخواهد، گفت: «هیچ اهمیتی برایم ندارد. هر کاری که میخواهند، انجام دهند.»
جنگ ایران و ضربهای جدید به اتحاد فراآتلانتیک
جنگ ایران موجب تبعاتی دیگر برای اتحاد فراآتلانتیک شد که پیشتر از درخواستهای جدید ترامپ در ژانویه در قبال الحاق گرینلند، به شکل منفی تحت تأثیر قرار گرفته بود. پس از آنکه ترامپ با عصبانیت نسبت به خودداری اولیه بریتانیا برای صدور مجوز در جهت استفاده خلبانان آمریکایی از پایگاههای این کشور واکنش نشان داد، رابطه خاص آمریکا و اروپا در بحران قرار گرفته است. دیگر کشورهای اروپایی توانستند توزان موثرتری برقرار کنند. امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، حملاتی را که با قوانین بینالملل همخوانی ندارد، مورد تأیید قرار نداد اما زمانی که دستور ارسال ناو هواپیمابر فرانسه برای محافظت از منافع این کشور را صادر کرد، ترامپ را به نوعی تحت تأثیر قرار داد.
فردریش مرتس، صدراعظم آلمان که اخیرا در کاخ سفید حضور یافت، نگرانیهای مشترک درباره برنامههای هستهای و موشکی ایران را تکرار کرد. اما پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، با منع کردن استفاده آمریکا از تأسیسات نظامی این کشور برای حمله به ایران، روابط تجاری حیاتی مادرید و واشنگتن را در خطر قرار داد و ایالات متحده را به انجام رولت روسی متهم کرد که سرنوشت میلیونها نفر به آن گره خورده است.
غافلگیری کاخ سفید از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس
در حالیکه اروپا به دنبال حل تبعات دیپلماتیک و اقتصادی این جنگ است، وضعیت در کشورهای خلیج فارس پیچیدهتر است. موشکها و پهپادهای ایران در حالی به کویت، عربستان سعودی، عمان، امارات متحده عربی، قطر و بحرین اصابت کرده است که برخی از این کشورها به عنوان بهشت ثروتمندان اروپایی و آمریکایی در نظر گرفته میشدند. قطع تولید گاز طبیعی مایع در قطر و اختلال شدید در عبور کشتیها از تنگه هرمز، در حال ایجاد بحران اقتصادی است.
با این حال و به شکل شگفتآوری، به نظر میرسد دولت ترامپ از حملات ایران علیه کشورهای خلیج فارس غافلگیر شده است؛ موضوعی که نشاندهنده سطحی بودن برنامهریزی کاخ سفید برای این جنگ است و شاید یک نشانه بد برای مراحل بعدی جنگ باشد. پاول موسگریو، استاد دانشگاه جورجتاون در قطر، با این موضوع موافق است که دولت ترامپ پاسخ احتمالی ایران را دستکم گرفته بود. او گفت: «دولت آمریکا انتظار نداشت که این عملیات به سرعتِ دستگیری مادورو در ونزوئلا انجام نشود و همه اینها نشان میدهد که آمریکا فکر میکرد ایران بلوف میزند.»
این موضوع به توضیح نگرانیهای فزاینده منطقه کمک میکند. شیخ تمیم بن حامد آل ثانی، امیر قطر، در تماس تلفنی با ترامپ در روز شنبه، بر اهمیت کنترل بحران و شدت بخشیدن به دیپلماسی برای پایان جنگ تأکید داشت. عمان نیز که مذاکرات میان آمریکا و ایران را میانجیگری میکرد، نگران است، به طوریکه وزیر خارجه آن در روز یکشنبه هشدار داد که منطقه در یک نقطه عطف خطرناک قرار دارد.
برخی مقامات دولتی و نظامی در کشورهای خلیج فارس به شکلی نسبت به لحن واشنگتن ابراز نارضایتی کردهاند. به گفته یکی از کارشناسان: «پیامی که از واشنگتن بیرون میآید به این شکل است که رهبران از ریخته شدن خونها لذت میبرند و تصویر واضحی برای پایان جنگ وجود ندارد. در همین حال، اقتصادهای شورای همکاری خلیج فارس به شکل منفی تحت تأثیر قرار میگیرند.»
آمریکای ترامپ از متحدانش چه میخواهد؟
پایان بازی برای این جنگ همچنین به یک میدان مین برای متحدان آمریکا تبدیل خواهد شد. هیچکس خواستار بحران اجتماعی در ایران نیست و همه میدانند که ترامپ ممکن است با تکرار رویکرد داخلیاش در اظهار پیروزی، از این جنگ خارج شود و دیگران را با تبعات آن رها کند.
به نظر میرسد دولت ترامپ همچنان به ضعف اروپاییها حمله میکند. برای مثال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، متحدان این کشور را سرزنش میکند که نسبت به استفاده از نیروی نظامی تردید دارند. سوفیا گاتسون، محقق ارشد در دانشکده مطالعات جنگ کینگز کالج لندن، معتقد است که آمریکا سه موضوع را از اتحادش با بریتانیا انتظار دارد؛ همسویی استراتژیک، همسویی فرهنگی و تواناییهای استثنایی. نشان دادن ظرفیت دفاعی موثر میتواند باعث شود واشنگتن نسبت به تفاوتها در استراتژی و فرهنگ، چشمپوشی داشته باشد.
در خلیج فارس، نظرات در قبال آمریکا از طریق پیامدهای جنگ و همچنین رفتار ایران شکل میگیرد. موسگریو همچنین اظهار داشت: «فکر میکنم منصفانه باشد که بگوییم اگر یک شهروند معمولی در کشورهای حاشیه خلیج فارس باشید، دستکم از آمریکا عصبانی و آزرده خواهید بود و این حس در قبال اسرائیل بیشتر است. و ایران ممکن است این استراتژی را داشته باشد که از طریق افزایش فشار بر کشورهای حاشیه خلیج فارس، شکافی میان آنها و ایالات متحده ایجاد کند. اما در نهایت، این ایران است که به کشورهای خلیج فارس حمله میکند.»
سرعت گرفتن عادیسازی روابط اسرائیل و کشورهای عربی؟
برخی ناظران پیشبینی میکنند که احساس منفی نسبت به تهران باعث میشود برخی کشورهای خلیج فارس به شکل مثبتتری به عادیسازی روابط با اسرائیل نگاه کنند؛ موضوعی که از اولویتهای ترامپ است. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، هفته گذشته در مصاحبه با فاکسنیوز گفت که باور دارد این جنگ راهی به سوی صلح با عربستان سعودی است.
با این حال، دو مقام ارشد اسرائیل که روابط نزدیکی با کشورهای خلیج فارس دارند، از نگرانیهای فزاینده در این کشورها نسبت به تلاشهای نظامی اخیر اسرائیل میگویند. یکی از این مقامات گفت: «طی دو سال و نیم گذشته، اسرائیل به جنگ رفت و بخشهایی از سوریه، لبنان و غزه را تصرف کرد و حملهای به قطر انجام داد. همچنین در کابینه اسرائیل وزرای تندرویی وجود دارد که میخواهند قلمروهایی تا رودخانههای عراق را تحت کنترل داشته باشند. بنابراین، کشورهایی وجود دارند که از خود میپرسند آیا باید ایران را کنار زد تا اسرائیل به عنوان یک هژمونی منطقهای جدید ظهور کند؟»
تبعات جنگ ایران، شدید و رو به گسترش است و جهان را تغییر خواهد داد. اقدام کلیدی ترامپ این است که راهی برای اعلام پیروزی پیدا کند. اما در رابطه با خاورمیانه، این استراتژی به شدت ریسکی محسوب میشود و پیشبینی پیامدهای آن از سوی متحدان آمریکا، غیرممکن است.