به گزارش اکوایران، ایران برای دومین هفته در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت میکند و آنچه که ادعا میشد یک جنگ سریع باشد، در حال مبدل شدن به یک باتلاق است. در همین حال، حملات علیه تهران همچنان ادامه دارد و گزینه غیرقابل تصور اعزام نیروی زمینی در حال پررنگتر شدن است.
اظهارات تند علیاف پس از حمله پهپادی
به نوشته الدار ممدوف، تحلیلگر مسائل منطقهای، در رسپانسیبل استیتکرفت، زمانی که پهپادها که به منطقه خودمختار نخجوان جمهوری آذربایجان برخورد کردند و طی آن چهار غیرنظامی مجروح شدند، ایران شلیک این پهپادها را رد کرد. در آن زمان تصور میشد شرایط برای باز شدن یک جبهه شمالی علیه ایران آماده شده است.
الهام علیاف، رئیسجمهوری آذربایجان، این حمله پهپادی را اقدامی تروریستی خواند و در یک سخنرانی تند وعده اقدام تلافیجویانه داد و آذربایجانیهای ایران را هموطن نامید. او همچنین مدعی شد تهران به طور عمد از طریق اتهام به آذربایجان در زمینه اجازه به جنگندههای اسرائیلی برای دسترسی به حریم هوایی ایران در طول جنگ 12 روزه، وجهه این کشور را در نزد آذریهای ایران تخریب کرده است.
همه آن تحولات برای گروهی کوچک از شاهینهای نومحافظهکار که در اندیشکدههای واشنگتن حضور دارند، مانند مایک دوران از موسسه هادسون که از مقامات شورای امنیت ملی در دوره ریاستجمهوری جورج دابلیو بوش بود و برندا شافر که برنامه تجزیه ایران در طول خطوط قومیتی را در بنیاد دفاع از دموکراسیها تدوین کرده، جذاب بوده است. به نظر میرسید که مایک دوران و شافر در حال تحریک باکو برای پیوستن به نزاع علیه تهران بودند.
با وجود لفاظیهای شدید علیاف، شاهینها باید از پاسخ او که تاکنون عمدتا سمبولیک بوده، ناامید شده باشند؛ سفیر ایران در آذربایجان به وزارت خارجه این کشور احضار شد و نامه اعتراض به ایران تحویل داده شد. سپس در روز یکشنبه، علیاف به صورت تلفنی با مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، گفتوگو کرد. طبق گزارش رسانههای آذربایجانی، پزشکیان از علیاف برای حضور در سفارت ایران در باکو برای ابراز تسلیت خود برای رهبر فقید ایران و حمایت بشردوستانه از ایران، تشکر کرد.
پزشکیان تأکید کرد موضع رسمی ایران این است که در حمله پهپادی علیه آذربایجان نقشی نداشته است؛ موضعی که منعکسکننده رویکرد عمومی جمهوری اسلامی ایران است که اسرائیل را در این عملیات مقصر دانسته است. این روند تنشزدایی توسط نزدیکترین متحدان باکو تقویت شد. سازمان کشورهای ترکزبان (OTS) که شامل ترکیه، جمهوری آذربایجان و جمهوریهای آسیای مرکزی است، یک بیانیه مشترک منتشر کردند که در آن انجام حملات پهپادی «از قلمروی ایران» نه «توسط ایران»، محکوم شد.
ایجاد پوشش برای عقبنشینی علیاف
این جملهبندی محتاطانه دیپلماتیک نشاندهنده رویکرد باکو و متحداش در سازمان کشورهای ترکزبان است. آنها در حال نشان دادن همدردی و حمایت از باکو هستند، در حالیکه از مقصر نشان دادن تهران خودداری کردهاند و بنابراین، پوششی برای علیاف ایجاد کردند تا از مواضع تند قبلیاش عقبنشینی کند.
این موضوع اهمیت دارد چراکه اعضای OTS دقیقا همان کشورهایی هستند که نومحافظهکاران و مدافعان پیمان ابراهیم به شدت سعی دارند آنها را جلب کنند. چشمانداز آنها همواره ایجاد اتحادی از کشورهای اسلامی میانهرو از خلیج فارس تا دریای خزر بوده است؛ دیواری از کشورهای سکولار به رهبری سُنیها که با اسرائیل متحد هستند و در برابر ایران قرار دارند. در این شرایط، بازگشت به آن سرمایهگذاری به نظر ناچیز میرسد. زمانی که این کشورها باید وارد عمل میشدند، به جای رویارویی با ایران و نشان دادن همسویی با اسرائیل، ابهام دیپلماتیک را انتخاب کردند.
گسترش پیمان ابراهیم به آسیای مرکزی و در شرایطی که قزاقستان نیز به طور رسمی در سال گذشته میلادی به آن پیوست، به نظر میرسد بیشتر از اینکه دستاوردی داشته باشد، نمادین است. قزاقستان در بیانیهای جداگانه این حمله پهپادی را محکوم کرد و خواستار تحقیقات مشترک آذربایجان و ایران در این خصوص شد.
علت بیمیلی آذربایجان برای ورود به جنگ
برای درک بیمیلی آذربایجان برای پیوستن به جنگ، کافیست که به نقشه نگاه کنید تا آسیبپذیری باکو مشخص شود. زیرساخت انرژی آذربایجان شامل سکوهای نفت و گاز و خطوط انتقال نفت و گاز که کل اقتصاد این کشور را پیریزی کردهاند، به شکل آسان در دسترسی پهپادها و موشکهای ایران قرار دارند. به طور ویژه، خط لوله آذربایجان، گرجستان و ترکیه به شاهرگ اقتصادی جمهوری آذربایجان تبدیل شده و یک منبع کلیدی نفت برای اسرائیل است. در اوایل سال 2026، سهم واردات نفت اسرائیل از این خط لوله به 46 درصد رسید.
طبق اعلام رسانههای رسمی آذربایجان، تا 80 درصد از نفتی که از طریق این خط لوله انتقال مییابد، متعلق به آذربایجان است و صدمه دیدن آن میتواند به شکل جدی اقتصاد این کشور را با آسیب روبهرو کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس این درس را فهمیدند و برای همین است که آنها به طور مستمر به جای مقابله، تنشزدایی با تهران را انتخاب کردهاند. آذربایجان نیز همین مسیر را پیش گرفته است.
خویشتنداری ترکیه
یک دلیل دیگر برای احتیاط علیاف، نقش خویشتندارانه ترکیه است. در حالیکه ترکیه توسط چند موشک هدف قرار گرفته که احتمالا در مسیر برخورد به پایگاه هوایی اینجرلینک که توسط نظامیان آمریکایی استفاده میشود، قرار داشتند، بدترین کابوس آنکارا ظهور کُردهای مستقل در غرب ایران است که به عنوان یک تهدید مستقیم برای یکپارچگی قلمرویی و امنیتی ترکیه تلقی خواهد شد. یک مسئله بسیار مهم مربوط به آذریهای ایران است که بسیار بیشتر از تعداد جمعیت جمهوری آذربایجان هستند و علاقهای به پیوستن به جمهوری آذربایجان ندارند.
هیچیک از اینها بدان معنی نیست که پروژه شاهینها برای ترغیب آذربایجان در جهت ورود به جنگ، به طور کامل از کار افتاده باشد. اگر جنگ برای هفتهها یا ماهها ادامه یابد که اکنون به نظر محتمل میآید، کمک بشردوستانهای که علیاف قول داده به ایران ارائه دهد، به مداخله بشردوستانه تبدیل خواهد شد؛ سناریویی که طرفداران رژیم باکو به صراحت از آن حمایت میکنند. این میتواند شامل حضور در عمق قلمروی ایران برای ایجاد یک منطقه حائل باشد.
فشارهای فزایندهای که علیاف با آنها روبهروست
همچنین فشارها بر علیاف در جهت جبران کمک اسرائیل در جنگ آذربایجان با ارمنستان در سال 2020 افزایش مییابد. با این حال، ترکیه که در آن جنگ به آذربایجان از نظر تسلیحاتی کمک کرد، احتمالا با این امر مخالفت خواهد کرد. در هر صورت، بهترین شیوه برای جلوگیری از گسترش جنگی که هماینک بیش از 10 کشور را شامل میشود، پایان دادن به آن در سریعترین زمان ممکن و گوش ندادن به شاهینهای نومحافظهکار در واشنگتن است.