به گزارش اکوایران، پس از حمله آمریکا به چندین دستگاه آب شیرین ساز در قشم، حالا استفاده متقابل از این ابزار، فشار بر کشورهای عربی را بیشتر و امکان تحت تاثیر قرار دادن آمریکا را افزایش دهد. این نکته بسیار حیاتی است چرا که وضعیت آبی این کشورهای حاضر در منطقه خشک خاورمیانه می تواند معیشت آنها را متاثیر و در یک وضعیت بحرانی قرار دهد.
آب مایه حیات!
به نوشته سیانان، در خاورمیانه، کالایی وجود دارد که حتی از نفت و گاز حیاتیتر است و همراه با شعلهور شدن جنگ، در معرض خطر قرار گرفته است. در شبهای بد و بیخوابی، بسیاری گاهی با نگرانی فکر میکنند که شاید روزی آب از شیرهای خانهاش قطع شود. ساکنان امارات متحده عربی میگویند: «در نهایت، ما در یک بیابان زندگی میکنیم.» اگرچه نفت و گاز قلب اقتصاد ما هستند، اما «آب پایهی بقای ماست.» با تشدید جنگ ایران، نگرانیهای آنها هم بیشتر میشود. «اگر خودمان را جای دشمن بگذاریم، برای گفتن بهتر عبارتی ندارم، اما یقیناً چیزی را هدف میگرفتیم که باارزشترین منابع ماست… هرگز فکر نمیکردیم روزی در خطر نبود آب آشامیدنی باشیم.»
در سراسر منطقه، ترس فزایندهای وجود دارد که یکی از بزرگترین نقاط قوت خاورمیانه ممکن است به هدفی در جنگ تبدیل شود. کشورهای خشک خلیج فارس، از جمله امارات، به شدت وابسته به «تصفیه آب دریا» یا همان شیرینسازی هستند؛ فرآیندی که آب شور دریا را به آب آشامیدنی تبدیل میکند. همین وابستگی باعث شده این منطقهی تشنهی آب، میزبان زمینهای سبز گلف، پارکهای آبی عظیم و حتی پیستهای اسکی باشد و همین امر یک آسیبپذیری خطرناک برای آن به وجود آورده است.
معیارهای در حال تغییر
مقامات بحرین روز یکشنبه ادعا کردند که یک پهپاد ایرانی به یک نیروگاه شیرینسازی آسیب زده، هرچند تأمین آب مختل نشده است. این حمله پس از آن رخ داد که «عباس عراقچی» وزیر خارجه ایران، ایالات متحده را به حمله به نیروگاه شیرینسازی آب در جزیرهی قشم متهم کرد؛ حملهای که به گفتهی او ۳۰ روستا را تحت تأثیر قرار داده و «حرکتی خطرناک» است. آمریکا دخالت در این موضوع را رد کرد. این اقدام متقابل، خطر بالقوهای را برجسته میکند که شبکهای از صدها نیروگاه شیرینسازی در خلیج فارس را تهدید میکند، نیروگاههایی که آب آشامیدنی حدود ۱۰۰ میلیون نفر را تأمین میکنند.
در حالی که ایران هنوز بیشتر آب خود را از رودخانهها و سفرههای زیرزمینی به دست میآورد، کشورهای خلیج فارس تقریباً هیچ منبع آب طبیعی ندارند. برخی کشورها از جمله کویت، عمان و بحرین تقریباً تمام آب آشامیدنی خود را از طریق شیرینسازی تأمین میکنند. «مایکل کریستوفر لو»، مدیر مرکز خاورمیانه در دانشگاه یوتا، به سیانان گفت: «حملهی عمدی به این زیرساختها تقریباً غیرقابل تصور است.»
اما کارشناسان هشدار میدهند که معیارها و قواعد جنگ در حال تغییرند. «اگر حملات به نیروگاههای شیرینسازی آغازِ یک سیاست نظامی باشند و نه اشتباه یا خسارت جانبی، این اقدام بسیار نگرانکننده، زیرا کشورهای خلیج تنها چند هفته ذخیرهی آب دارند.» این را «لوران لمبرت»، استاد سیاستگذاری عمومی در مؤسسه مطالعات عالی دوحه در قطر گفت.
پادشاهیهای آب شور
نفت و گاز، کشورهای خلیج فارس را از جوامعی کمجمعیت، به کشورهایی ثروتمند و مملو از شهرهای پرزرقوبرق تبدیل کرد. اما چیزی که بسیاری در این روایت نادیده میگیرند، نقش حیاتی شیرینسازی است فرآیندی مبتنی بر انرژیِ همان نفت و گاز که رشد جمعیت در کشورهای بیابانی تقریباً بدون رودخانه را ممکن ساخت. شیرینسازی آب دریا را با حذف نمک، مواد معدنی و ناخالصیها به آب آشامیدنی تبدیل میکند؛ یا از طریق حرارت دادن، یا با عبور دادن آن از فیلترهای فوقفشرده. این فرآیند هم پرهزینه و هم انرژیبر است.
«کشورهای خلیج فارس به پادشاهیهای آب شور تبدیل شدهاند». او در حال نگارش کتابی با همین عنوان است و اضافه کرد: «آنها ابرقدرتهایی جهانی در تولید آب مصنوعی هستند — آبی که با سوختهای فسیلی از دریا به دست میآید.» وابستگی به این فناوری به شدت افزایش یافته است: برای کویت و عمان حدود ۹۰٪، برای بحرین ۸۵٪ و برای عربستان سعودی حدود ۷۰٪. شهرهای بزرگی مانند ابوظبی، دبی، دوحه، کویت سیتی و جده اکنون تقریباً کاملاً وابسته به آب شیرینشدهاند. شیرینسازی برای منطقه هم معجزه است و هم نقطه ضعف. «اقتصاد آنها و حتی بقای کوتاهمدت مردم، به ایمنی این تأسیسات وابسته است».
آب، بهعنوان هدف و سلاح جنگ
حمله به زیرساختهای حیاتی غیرنظامی برخلاف قوانین بینالمللی است. «دیوید میشل»، پژوهشگر ارشد امنیت آب در اندیشکده CSIS، گفت: «حملهی عمدی به نیروگاههای شیرینسازی اقدامی تحریکآمیز و تشدیدکننده است.» اما پیشزمینهی تاریخی دارد. در سال ۱۹۹۱، در جریان جنگ خلیج فارس، عراق صدها میلیون بشکه نفت را به خلیج فارس رها کرد و آب مصرفی نیروگاههای شیرینسازی را آلوده نمود. کویت مجبور شد برای تأمین آب آشامیدنی از ترکیه، عربستان و دیگر کشورها کمک بگیرد و صدها تانکر و کامیون آب وارد کند.
در دههی اخیر، «کاهش چشمگیری در احترام به اصول ممنوعیت حمله به زیرساختهای آبی» مشاهده شده است، میشل گفت: روسیه بیش از ۱۰۰ حمله به تأسیسات آب اوکراین انجام داده و اسرائیل نیز زیرساختهای آب و فاضلاب در غزه را ویران کرده است. «متأسفانه این مسئله به یک روند تبدیل شده»، مروه داوودی، استاد روابط بینالملل دانشگاه جرجتاون گفت: «آب نیز به فهرست طولانی اهداف و سلاحهای جنگی اضافه شده است.»
هرچند تاکنون حملات منظمی به نیروگاههای شیرینسازی خلیج فارس انجام نشده، کارشناسان بیم دارند واکنشهای متقابل به زیرساختها، منازعه را به انجام آن سوق دهد .
حملات مستقیم مهمترین نگرانی هستند، اما خطر حملات غیرمستقیم نیز وجود دارد، زیرا نیروگاههای شیرینسازی معمولاً برای بهرهوری کنار نیروگاههای برق و بنادر قرار دارند. اوایل ماه جاری، گزارشهایی از آسیب دیدن نیروگاه «فجیره F1» در امارات و «دوحه وست» در کویت منتشر شد؛ ظاهراً این خسارات ناشی از حمله به تأسیسات مجاور بودهاند. تهدید دیگر، حملات سایبری است.
غیرفعال شدن نیروگاههای شیرینسازی لزوماً منجر به فاجعهی فوری نمیشود؛ کشورهای خلیج فارس ذخایر استراتژیک و منابع مالی کافی برای مقابله با بحران دارند. اما حمله به نیروگاههای بزرگِ تأمینکنندهی شهرهایی چون ریاض، ابوظبی و دبی میتواند تأثیری جدی داشته باشد. «خسارت به چنین تأسیساتی میتواند بهسادگی به مسئلهای وجودی تبدیل شود»، «زین سوانسون»، معاون برنامه جهانی امنیت غذا و آب در CSIS گفت. نیروگاههای شیرینسازی سازههایی پیچیده و فناورانه هستند و بازگرداندن آنها به حالت عملیاتی ممکن است هفتهها طول بکشد.
«برخی کشورها ظرفیت پشتیبان محدودی برای مقابله با قطعی طولانی دارند»، حبیبی گفت: بحرین و کویت را بهعنوان آسیبپذیرترین مثالها هستند، چون کوچکترند و تقریباً بهطور کامل به شیرینسازی وابسته هستند. پیامدها میتوانند از محدودیت استفاده از استخرها و پارکهای آبی تا توقف موقت فعالیتهای اقتصادیِ پرمصرف از نظر آب حتی برخی فعالیتهای کشاورزی و درخواست از مردم برای کاهش مصرف آب متغیر باشند.
همچون دست زدن به سلاح هستهای
این نخستین بار نیست که موضوع آسیبپذیری منابع آب در خلیج مطرح میشود. سازمان CIA در گزارشی در سال ۲۰۱۰ نتیجه گرفت که اختلال در فرایند شیرینسازی در خلیج فارس «میتواند پیامدهایی جدیتر از از دست دادن هر صنعت یا کالای دیگری داشته باشد». و در حالی که نگرانی فعلی دربارهی جنگ است، «لو» باور دارد خطر بزرگتر آینده، تغییرات اقلیمی خواهد بود. نهتنها طوفانهای شدیدتر و پدیدههای مخربتر طبیعی میتوانند تأسیسات را آسیبزنند، بلکه استفاده از سوختهای فسیلی برای تولید آب، بحران اقلیمی را تشدید کرده و کمبود آب را بدتر میکند. به گفتهی لو، شیرینسازی «پیروزی قرن بیستم است که با پرسشهای اقلیمی قرن بیستویکم همراه شده است.»
خلیج فارس اکنون به فصل گرم سال نزدیک میشود؛ بهار فرا رسیده و تابستان در راه است. «هرچه این درگیری طولانیتر شود، فشار بر منابع آبی بیشتر و آسیبپذیری زیرساختها افزونتر خواهد شد». آنچه تصمیم گرفته میشود هنوز نامعلوم است، اما کارشناسان میگویند حملهی عمدی و گسترده به نیروگاههای شیرینسازی، عبور از مرز قرمز واضحی خواهد بود اقدامی همارز با دست زدن به سلاح هستهای. لَو گفت: «این استراتژی بسیار غیرعادی است؛ زخمهای سیاسی و روانی ناشی از آن، چنان عمیق خواهد بود که تصورش دشوار است.»