به گزارش اکوایران، از زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، جنگ جدیدی را آغاز کرده، او ادعا کرده که این مناقشه دارای تبعات ماندگار کمی خواهد بود، به خصوص برای آمریکاییها. او در روز دوشنبه در فلوریدا این جنگ را یک «اختلال کوتاهمدت» نامید. با این حال، این جنگ در حال تبدیل شدن به پدیدهای کاملا متفاوتتر است که باعث لرزه بر نظم امنیتی و اقتصاد جهان شده و تبعاتش بسیار فراتر از مناقشات اخیر در خاورمیانه بوده است.
نگرانی از بدتر شدن تبعات جنگ
به نوشته نیویورکتایمز، جنگ دونالد ترامپ که اکنون دو هفته از آن میگذرد، هماینک به الگوهای کشتیرانی، وابستگیهای انرژی، هزینههای زندگی، مسیرهای تجاری و شراکت استراتژیک، شکل جدیدی بخشیده است. کشورهایی مانند قبرس و امارات متحده عربی که عموما از جنگهای منطقهای به دور بودند، با آتش تلافیجویانه روبهرو شدهاند. این جنگ میتواند باعث اختلال در انتخابات میاندورهای آمریکا شود، محاسبات جنگ در اوکراین را تغییر دهد و چین را مجبور سازد تا چرخش اقتصادی بزرگی را به وجود آورد.
اگر ترامپ تأکید بیشتری بر ادامه جنگ داشته باشد، به ویژه در صورتی که ایران حملات تلافیجویانه خود را شدت ببخشد و عبور ترافیک دریایی از تنگه هرمز را که برای نفت حیاتی است، همچنان بسته نگه دارد، این تأثیرات میتواند وخیمتر شود. برخی اقتصاددانان در حال هشدار به رئیسجمهوری آمریکا نسبت به وقوع رکود تورمی به وسیله شوکی نفت هستند که در آن رشد اقتصادی متوقف و قیمتها با رشد قابل توجهی همراه میشود؛ اتفاقی که میتواند خاطرات دهه 1970 میلادی در آمریکا را زنده کند، یعنی زمانی که افزایش قابل توجه قیمت نفت از نظر اقتصادی یک مشکل بسیار بزرگ به وجود آورد.
جنگ ایران به سرعت تبعات خود در خاورمیانه را نمایان کرده است. حملات در سراسر منطقه منجر به جان باختن بیش از هزار نفر شده و خسارات گستردهای به زیرساختهای حیاتی و محیط زیست وارد کرده است، به طوریکه در تهران و به دنبال حملات اسرائیل به مخازن سوخت، ستونهای عظیم دود نمایان شدند و پایخت ایران با بارش باران سیاه مواجه شد.
این مناقشه باعث به لرزه درآمدن بنیان اقتصادهای خلیج فارس شده و وجهه آنها به عنوان بهشتهایی امن در منطقهای آشفته را به شدت خدشهدار کرده است. برخی گزارشها مدعی شدهاند حملات بیشتری به کشورهای خلیج فارس در مقایسه با اسرائیل انجام شده، به طوریکه هتلهای پنجستاره و کارخانههای شیرینسازی آب آسیب دیده و توریستها به دنبال راههایی برای خروج از خاورمیانه هستند.
در دبی و ابوظبی، فرودگاهها هدف قرار گرفتهاند و مقامات اروپایی همچنان در تلاشند شهروندان خود را از نقاط توریستی حاشیه خلیج فارس که زمانی دارای امنیت بودند، نجات دهند. وزارت خارجه آمریکا که ابتدا با انتقاداتی نسبت به اقدام دیرهنگام مواجه شد، اعلام کرد که بیش از 20 پرواز را سازماندهی کرده و هزاران آمریکایی را از خاورمیانه خارج کرده است.
آسیب جدی به شهرت کشورهای حاشیه خلیج فارس
کارشناسان نسبت به ماندگاری آسیب به شهرت کشورهای حاشیه خلیج فارس هشدار دادهاند. امیله هوکایم، کارشناس خاورمیانه در موسسه بینالمللی برای مطالعات استراتژیک، معتقد است: «فقط ثروت این کشورها مسئله نبود؛ در واقع این حقیقت که آنها میتوانستند به شکل واقعی به مردم بگویند ما دارای یک محیط تجاری خوب هستیم و میتوانید اینجا احساس امنیت کنید؛ ما در مقابل سیاستهای منطقهای ایمن هستیم؛ میتوانید اینجا سرمایهگذاری کنید؛ میتوانید از امکانات ما برای تجارت، خطوط هواپیمایی، فناوری و دیگر حوزهها استفاده کنید. و اینها همان مواردی بودند که ایران مورد هدف قرار داد.»
برای عمده کشورهای جهان، یکی از نخستین تبعات این جنگ در پمپبنزینها احساس شد. زمانی که نفتکشها از تنگه هرمز عبور نکردند، قیمتهای نفت در بازارهای جهانی به بیش از 100 دلار در هر بشکه جهش پیدا کرد. امانوئل مکرون، رئیسجمهوری فرانسه، در روز دوشنبه اعلام داشت که کشورش 10 کشتی جنگی را به منطقه اعزام خواهد کرد تا به طور بالقوه کشتیها را برای عبور از تنگه هرمز اسکورت کنند.
تلاش برای جلوگیری از شوک نفتی
مقامات دولت ترامپ و رهبران اروپایی در روزهای اخیر به دنبال یافتن گزینههایی برای کاهش قیمت بنزین بودهاند که در کنار رشد جهانی قیمت نفت، افزایش یافته است. اقتصاددانان هشدار میدهند اگر شوک نفتی برای هفتهها ادامه یابد، میتواند منجر به آغاز روندی شود که در آن رشد قابل توجه قیمتها در سراسر اقتصادها آغاز شود، در حالیکه رشد اقتصادی به شکل منفی تأثیر قرار میگیرد؛ سرنوشتی مشابه رکود تورمی که پس از انقلاب 1979 ایران مشاهده شد. محققان دویچه بانک این هفته نوشتند: «اینکه تاریخ خود را تکرار میکند یا خیر به این بستگی دارد که این جنگ تا چه اندازه ادامه خواهد یافت.»
تأثیرات متضاد جنگ ایران بر چین و روسیه
از دست رفتن دسترسی به نفت ارزان، یک ریسک در حال ظهور برای چین است و این تنها ریسک نیست. صادرات چین به شکل فزایندهای به مصرفکنندگان خاورمیانه اتکا پیدا کرده است. اختلال در اقتصادهای خاورمیانه میتواند فروش کالاهای چینی در آن مناطق را محدود کند و همین امر رشد اقتصادی این کشور را به شکل منفی تحت تأثیر قرار میدهد. از سوی دیگر، افزایش قیمت نفت در حال کمک به روسیه است، آن هم از طریق افزایش درآمد نفتی که میتواند به تأمین مالی مسکو برای جنگ در اوکراین کمک کند. اروپاییها نیز نگرانند جنگ سنگین در خاورمیانه به دفاع اوکراین آسیب برساند؛ هر اندازه که موشکهای رهگیر بیشتری توسط ایالات متحده و متحدانش برای مقابله با ایران استفاده شود، موشکهای کمتری برای اوکراین در جهت استفاده علیه حملات روسیه باقی میماند.
در ایالات متحده، به نظر میرسد جنگ هماینک برای ترامپ به یک مسئولیت سیاسی تبدیل شده است. همچنین جنگ ایران از حمایت عمومی نسبتا کمتری در مقایسه با جنگهای قبلی برخوردار بوده است. دموکراتها در حال استفاده از فرصت افزایش قیمتهای انرژی برای جلب رأیدهندگان پیش از انتخابات میاندورهای هستند؛ انتخاباتی که پیش از این نیز با مسئله هزینههای بالای زندگی عجین شده بود.
علاوه بر این، جنگ ایران بر رویدادی که ترامپ امیدوار بود به عنوان یک پیروزی قابل توجه برای آمریکا در دوران ریاستجمهوریاش تلقی شود، سایه افکنده است: جام جهانی فوتبال مردان که قرار است در تابستان در آمریکا، کانادا و مکزیک برگزار شود. ایران یکی از تیمهای صعودکرده به جام جهانی است، اما مشخص نیست که در این رویداد شرکت خواهد کرد یا خیر. همچنین مشخص نیست در صورت حضور نیافتن ایران، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد.
ترامپ به شکل عمومی از قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل در این جنگ سخن گفته است، در حالیکه توضیحات متغیری درباره علت آغاز جنگ با ایران بیان داشته و جداول زمانی متفاوتی درباره پایان احتمالی جنگ ارائه کرده است. او به برخی هزینههای این جنگ اذعان کرده است، از جمله کشته شدن سربازان آمریکایی از زمان آغاز این مناقشه. رئیسجمهوری آمریکا دیگر تبعات جنگ مانند افزایش قیمت نفت را موقتی خوانده است.
نگرانی اروپاییها از بحران مهاجرتی جدید
در اروپا، احتمال وخیمتر شدن وضعیت اقتصادی ایران که میتواند در نهایت باعث موجهای جدید مهاجرت از طریق مرز ایران و ترکیه شود، نگرانیهایی به وجود آورده است. برای اروپاییها، این یادآور بحران مهاجرتی اروپا در یک دهه گذشته است، یعنی زمانی که جنگ و گرسنگی در خاورمیانه و آفریقا موجب درخواست پناهندگی بیش از یک میلیون نفر در اروپا شد و همین امر موجب انتقاد شدید احزاب راستگرا در کشورهایی مانند آلمان شد. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان، در روز سهشنبه اظهار داشت: «با هر روز از جنگ، سوالات بیشتری به وجود میآید. ما به ویژه نگران هستیم چراکه به نظر میرسد برنامه مشترکی برای رساندن این جنگ به یک پایان سریع و متقاعدکننده وجود ندارد.»