اکوایران: ترامپ همچنان این امکان را دارد که این جنگ نامحبوب را به‌عنوان نوعی پیروزی به هوادارانش بفروشد و به آن پایان دهد؛ اما برخلاف انتظار بسیاری، او گویا مسیر تشدید درگیری را در پیش گرفته است، بی‌آنکه نقشه روشنی برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک داشته باشد.

به گزارش اکوایران، رئیس‌جمهور ایالات متحده به ناوهای جنگی و هواپیماهای ارتش آمریکا دستور داده از ورود و خروج کشتی‌ها به بنادر ایران جلوگیری کنند. بااین‌حال، اجرای محاصره دریایی با دشواری‌های خاص خود روبروست.

تلاش آمریکا برای بازگردانی محاصره دریایی ایران

به نوشته  نیویورک‌تایمز، در نخستین روز کامل اجرای دوباره این محاصره، ارتش آمریکا اعلام کرد ناوهای این کشور دو کشتی را که قصد عبور از محدوده‌ای را که «ممنوعه» اعلام کرده است داشتند، «منحرف» کرده‌اند. همچنین یک هواپیمای آمریکایی یک نفتکش را که در آب‌های بین‌المللی و در مسیر جزیره خارک در حرکت بود، از کار انداخت.

سنتکام روز چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد: «نیروهای ارتش آمریکا همچنان هوشیار هستند و آمادگی کامل دارند تا اجرای کامل این محاصره را تضمین کنند.» سنتکام که مسئول هدایت عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه است، اعلام کرد یک هواپیمای آمریکایی پس از «چندین بار هشدار» با استفاده از یک موشک ضدزره هلفایر به نفتکش «بلما» شلیک کرده است.

اجرای چنین محاصره‌ای به استقرار گسترده ناوهای جنگی و هواپیماها نیاز دارد تا کشتی‌ها را شناسایی، رهگیری، هشدار و در صورت لزوم توقیف کنند؛ کشتی‌هایی که تلاش می‌کنند از خطوط ممنوعه تعیین‌شده عبور کنند.

درباره استقرار نظامی آمریکا در تنگه هرمز

زمانی که ترامپ در اواسط آوریل دستور محاصره بنادر ایران در خلیج فارس و دریای عمان را صادر کرد، این خط از رأس‌الحد در شرقی‌ترین نقطه عمان تا مرز ایران و پاکستان، در فاصله حدود ۳۴۵ کیلومتری، ترسیم شده بود. در ماه ژوئن، امضای یک تفاهم‌نامه میان آمریکا و ایران باعث لغو این محاصره شد. کشتی‌های تجاری بار دیگر رفت‌وآمد به بنادر ایران را از سر گرفتند و در ماه ژوئیه نیز قیمت نفت که از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه به شدت افزایش یافته بود، روندی نزولی پیدا کرد.

16int-iran-forever-assess-04-lvhp-superJumbo

یک کشتی باری در امتداد دریای عمان در ماه گذشته/عکس از خبرگزاری فرانسه

اما هفته گذشته، ترامپ که از پیشرفت اندک در پایان دادن به جنگ با ایران ناامید شده بود، آتش‌بس را پایان‌یافته اعلام کرد و در واکنش به حملات ایران علیه کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه هرمز، دستور آغاز دور جدیدی از حملات هوایی را صادر کرد.

روز دوشنبه، ترامپ فرمان بازگشت محاصره دریایی را صادر کرد و این دستور از ساعت ۴ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا در روز سه‌شنبه اجرایی شد. اندکی بعد، قیمت بنزین نیز روندی صعودی گرفت. از زمان آغاز درگیری با ایران، نیروی دریایی آمریکا تعداد زیادی شناور جنگی را در منطقه مستقر کرده است. در جریان محاصره قبلی، این ناوها که عمدتاً ناوشکن بودند، در دریای عمان و در فاصله حدود ۶۴۰ کیلومتری از تنگه هرمز مستقر بودند.

بر اساس گزارش مؤسسه نیروی دریایی آمریکا، تا روز دوشنبه دو گروه رزمی ناو هواپیمابر در شمال دریای عرب حضور داشتند: ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به همراه دو ناوشکن و ناو هواپیمابر جورج اچ. دبلیو. بوش با سه ناوشکن اسکورت. هر یک از این ناوهای هواپیمابر چهار اسکادران جنگنده را در اختیار دارند.

برای اعمال قدرت در ساحل، ناو آبی‌ـ‌خاکی باکسر نیز همراه با یگان یازدهم اعزامی تفنگداران دریایی آمریکا در منطقه مستقر شده و دو شناور آبی‌ـ‌خاکی دیگر نیز آن را همراهی می‌کنند که توانایی پیاده‌سازی نیروهای تفنگدار در ساحل را دارند. افزون بر این، هفت ناوشکن و یک ناو رزمناو دیگر نیز در دریای عرب مستقر هستند.

در جریان نخستین محاصره دریایی ایران که از ۱۳ آوریل تا ۱۸ ژوئن ادامه داشت، سنتکام اعلام کرد نیروهایش بیش از ۱۴۰ کشتی را که از دستورات محاصره تبعیت کرده بودند، تغییر مسیر داده‌اند و ۹ کشتی را نیز که تلاش کرده بودند از محاصره عبور کنند، از کار انداخته‌اند.

نیروهای آمریکایی برای متوقف کردن این کشتی‌ها از نیروی مرگبار استفاده کرده‌اند و در برخی موارد نیز موشک‌های ضدزره هلفایر را از هواپیماها به سوی کشتی‌های تجاری شلیک کرده‌اند؛ کشتی‌هایی که به گفته سنتکام قصد شکستن محاصره را داشته‌اند. در یکی از این حملات، نیروهای آمریکایی در ۹ ژوئن به نفتکش «سته‌بلو» حمله کردند که در نتیجه آن سه خدمه هندی کشته شدند؛ حادثه‌ای که با اعتراض دیپلماتیک دولت هند روبه‌رو شد.

تفاهم‌نامه‌ای که طرف‌ها آن را «ادامه جنگ تلقی به شیوه‌ای دیگر» تلقی می‌کردند

نشریه نیویورک‌تایمز در گزارشی دیگر پیرامون آخرین تحولات منطقه می‌نویسد که ترامپ در ایران در معرض خطر گرفتار شدن در یک «جنگ پایان‌ناپذیرِ» دیگر برای آمریکا قرار گرفته است:

دونالد ترامپ که وعده داده بود «به جنگ‌ها پایان دهد، نه اینکه جنگ‌های تازه آغاز کند،» شاید در همان تله‌ای گرفتار شده باشد که بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا پیش از او در آن افتاده‌اند. هیچ‌کس جنگی را با این انتظار آغاز نمی‌کند که تا ابد ادامه یابد.

16int-iran-forever-assess-03-lvhp-superJumbo

یک تفنگدار دریایی آمریکا در سال ۲۰۰۶ در کرمه، عراق، پس از اصابت گلوله نجات داده می‌شود/عکس از نیویورک‌تایمز

بااین‌حال، از زمان جنگ ویتنام، رؤسای جمهور آمریکا بارها وارد درگیری‌هایی شده‌اند که به نظر می‌رسید می‌توانند سال‌ها ادامه پیدا کنند؛ دست‌کم تا زمانی که رئیس‌جمهور بعدی یا حتی رئیس‌جمهور پس از او تصمیم بگیرد هزینه‌های مالی و سیاسی آن دیگر ارزش ادامه دادن را ندارد، اعلام پیروزی کند و نیروها را به خانه بازگرداند.

به گفته منتقدان، ترامپ ممکن است در قبال ایران نیز در همان دام گرفتار شده باشد.‌او در جریان مبارزات انتخاباتی وعده داده بود که به جنگ‌ها پایان خواهد داد، نه اینکه جنگ تازه‌ای آغاز کند؛ و هرگز آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی و بی‌پایان، به‌ویژه در خاورمیانه، نخواهد کرد. اما اکنون خطر آن وجود دارد که دقیقاً به همان مسیر کشیده شود.

جنگی که اسرائیل و ایالات متحده با قدرت آغاز کردند، تاکنون میان دوره‌های مذاکره و حملات نظامی در نوسان بوده است. این جنگ هنوز نتوانسته به اهداف اعلام‌شده ترامپ، یعنی تغییر نظام ایران یا پایان دادن به برنامه هسته‌ای این کشور، دست یابد. همزمان، بحران تازه‌ای نیز ایجاد کرده که حل آن دشوار به نظر می‌رسد: بسته شدن تنگه هرمز.

در شرایطی که دیپلماسی، دست‌کم فعلاً، به بن‌بست رسیده است، ترامپ که از روند تحولات ناامید شده، بار دیگر خود را در میانه جنگ می‌بیند؛ آتش‌بس فروپاشیده و تنگه هرمز همچنان مسدود است.

تفاهم‌نامه‌ای که ترامپ مدعی بود «همه اهدافی را که برای آن تعیین کرده بودیم محقق کرده است،» هرچند دو طرف برداشت‌های کاملاً متفاوتی از آن داشتند، کمتر از یک ماه بعد عملاً از هم پاشید.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، می‌گوید: «هر دو طرف به تفاهم‌نامه نه به‌عنوان پلی برای صلح، بلکه به عنوان ادامه جنگ با ابزارهای دیگر نگاه می‌کردند.» او هشدار می‌دهد که بدون یک راهبرد بلندمدت برای دستیابی به توافقی پایدار، خطر ایجاد «شرایط یک جنگ پایان‌ناپذیر» وجود دارد.

احتمال گرفتاری آمریکا در «جنگ پایان‌ناپذیر»

مفهوم «جنگ‌های پایان‌ناپذیر» (Forever War) پس از حملات ۱۱ سپتامبر و آغاز «جنگ جهانی علیه تروریسم» شکل گرفت؛ زمانی که آمریکا وارد درگیری‌های طولانی‌مدت در افغانستان و عراق شد؛ جنگ‌هایی که با سرنگونی رژیم‌های دشمن آغاز شدند، اما در ادامه به نبردهای ضدشورش تبدیل شدند و پس از صرف هزینه‌های هنگفت مالی و انسانی، یا بدون نتیجه مشخص پایان یافتند یا با شکست خاتمه پیدا کردند.

16int-iran-forever-assess-02-lvhp-superJumbo

دونالد ترامپ تمایلی به تعهد دادن نیروهای زمینی برای جنگ با ایران نداشته است، همانطور که پیشینیان او در افغانستان و عراق چنین کردند. سربازان آمریکایی در قندوز، افغانستان، در سال ۲۰۱۱/عکس از نیویورک‌تایمز

لارنس دی. فریدمن، استاد بازنشسته مطالعات جنگ در کالج کینگ لندن و نویسنده مقاله «عصر جنگ‌های ابدی» که سال گذشته منتشر شد، می‌گوید رهبران قدرتمند و ارتش‌های قدرتمند اغلب گرفتار «توهم جنگ کوتاه» می‌شوند. او می‌گوید: «آنها تصور می‌کنند می‌توانند خیلی سریع پیروز شوند و پیامدهای منفی جدی هم متحمل نشوند.»

به گفته او، همانند ترامپ در ایران و ولادیمیر پوتین در اوکراین، این رهبران «محدودیت‌های قدرت نظامی را دست‌کم می‌گیرند و اهدافی تعیین می‌کنند که اگر هم قابل تحقق باشند، تنها از طریق یک نبرد طولانی‌مدت به دست خواهند آمد.»

حتی پیشرفته‌ترین نیروهای نظامی نیز بدون یک راهبرد سیاسی و دیپلماتیک که برتری نظامی را به موفقیتی پایدار تبدیل کند، کافی نیستند. ترامپ با چالش مضاعفی نیز روبه‌رو است: او تلاش می‌کند تنها با استفاده از نیروی هوایی و دریایی به اهداف خود برسد، بدون آنکه از نظر سیاسی مجبور به اعزام نیروهای زمینی به خاک ایران شود؛ اقدامی که در داخل آمریکا بسیار پرهزینه خواهد بود.

جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ کوتاه بود و به اهداف خود رسید، زیرا رئیس‌جمهور جورج اچ. دبلیو. بوش هدفی سیاسی و محدود داشت: بیرون راندن صدام حسین از کویت؛ اما این درس در جنگ دوم عراق از سوی پسرش، جورج دبلیو. بوش، نادیده گرفته شد؛ جنگی که در نهایت نفوذ ایران را در منطقه افزایش داد.

در افغانستان نیز، پس از آنکه دولت بوش طالبان را سرنگون کرد، او و جانشینانش سال‌ها بیهوده تلاش کردند جامعه افغانستان را بازسازی کنند، اما زمانی که واشنگتن از ادامه این پروژه خسته شد، طالبان دوباره به قدرت بازگشت.

شباهت‌ها و تفاوت‌ها با ویتنام، افغانستان و عراق

البته استدلال دیگری نیز وجود دارد که گاهی خود ترامپ هم آن را مطرح کرده است. او می‌گوید جنگ با ایران را برای پایان دادن به آنچه «۴۷ سال جنگ میان آمریکا و ایران» می‌داند آغاز کرده است.

تنگه هرمز

در این تصویر در ۴ مه ۲۰۲۶ شناورهایی در تنگه هرمز در مقابل بندرعباس در جنوب ایران در حال لنگر انداختن دیده می‌شوند/عکس از امیرحسین خرگویی از ایسنا

ولی نصر، استاد دانشکده مطالعات بین‌المللی پیشرفته دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است آنچه امروز شاهد آن هستیم، تنها فصل دیگری از همین «جنگ پایان‌ناپذیر» میان ایران و آمریکاست؛ جنگی که گاهی شدت گرفته و گاهی به توافق‌هایی مانند برجام ۲۰۱۵ انجامیده است؛ توافقی که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.

آرون دیوید میلر، پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، نیز می‌گوید ترامپ با تشویق اسرائیل، خود را وارد یک «جنگ پایان‌ناپذیر» دیگر هم کرده است؛ یعنی تقابل طولانی‌مدت میان اسرائیل و ایران که از طریق نیروهای مورد حمایت تهران در لبنان، سرزمین‌های فلسطینی و یمن جریان دارد.

ترامپ همچنان این امکان را دارد که این جنگ نامحبوب را به‌عنوان نوعی پیروزی به هوادارانش بفروشد و به آن پایان دهد؛ اما برخلاف انتظار بسیاری، او گویا مسیر تشدید درگیری را در پیش گرفته است، بی‌آنکه نقشه روشنی برای دستیابی به یک توافق دیپلماتیک داشته باشد.

تعهد او به باز نگه داشتن تنگه هرمز، درحالی‌که ایران بر حفظ کنترل خود بر این آبراه اصرار دارد، ممکن است آمریکا را حتی با وجود همکاری متحدانش، وارد یک حضور نظامی بسیار طولانی در منطقه کند.

البته جنگ ایران از جهاتی با افغانستان و جنگ دوم عراق تفاوت دارد.

در هر دو آن جنگ‌ها، هزاران نیروی آمریکایی برای سال‌های طولانی روی زمین حضور داشتند و با شبه‌نظامیان و گروه‌های تروریستی مخالف دولت‌های مورد حمایت آمریکا می‌جنگیدند؛ نه با یک دولت مقتدر مانند ایران؛ همچنین برخلاف ویتنام، عراق یا افغانستان، ایران می‌تواند با مختل کردن رفت‌وآمد از تنگه هرمز، مستقیماً به اقتصاد آمریکا آسیب وارد کند. همین موضوع به تهران اهرم فشاری مؤثر داده و یکی از مهم‌ترین دلایلی است که ایران حاضر نیست از کنترل این آبراه دست بکشد.

سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز، می‌گوید دیگر بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت. به گفته او، همان‌گونه که در عراق رخ داد، فرضیات و محاسبات نادرست آمریکا موازنه قدرت در منطقه را تغییر داده و اکنون احتمالاً دوران عبور کاملاً آزاد از تنگه هرمز به پایان رسیده است.

او می‌گوید: «ممکن است یک وضعیت عادی تازه شکل بگیرد، اما با حضور نظامی بسیار گسترده‌تر آمریکا در منطقه،» زیرا ایران هر زمان که بخواهد توانایی هدف قرار دادن کشتی‌ها را حفظ کرده است.

ولی نصر نیز معتقد است از آنجا که منافع آمریکا در این جنگ به اندازه منافع ایران حیاتی نیست، «به‌تدریج سرعت و شدت درگیری از سوی آمریکا کاهش می‌یابد، درحالی‌که طرف مقابل حاضر است همان سطح از شدت را حفظ کند.» او می‌افزاید همان‌طور که آمریکا از افغانستان و پیش از آن از ویتنام خارج شد، «به تدریج موازنه به سود طرف مقابل تغییر کرد.»

بااین‌حال، پایان مذاکره‌شده جنگ ایران هنوز بسیار دور از دسترس به نظر می‌رسد.

علی واعظ در این رابطه می‌گوید که هر دو طرف نشان داده‌اند که حتی نمی‌توانند به یک توافق حداقلی که مسائل اصلی را به آینده موکول می‌کند پایبند بمانند. او هشدار می‌دهد: «اگر حتی چنین توافق حداقلی هم دوام نیاورد، آخرین مانع میان درگیری‌های مقطعی و یک جنگ پایان‌ناپذیر نیز از میان خواهد رفت.»