اکوایران: ایران تلاش خواهد کرد فشار نظامی آمریکا را تحمل کند و همزمان حملات خود علیه اهداف نظامی آمریکا را تشدید کند.

به گزارش اکوایران،  پس از سال‌ها بن‌بست بر سر برنامه هسته‌ای تهران، اکنون تنگه هرمز به محور اصلی رویارویی ایران با ایالات متحده تبدیل شده است.

وقتی تنگه از هسته‌ای مهم‌تر شد

به گزارش نشریه فایننشیال‌تایمز، حدود ۱۵ سال پیش، زمانی که قدرت‌های جهانی بیش از پیش نسبت به برنامه هسته‌ای ایران ابراز نگرانی می‌کردند، تهران برای یک سناریوی بسیار سخت آماده شد.

سرلشکر رحیم صفوی، نظامی ایرانی، این هفته در گفت‌وگویی تلویزیونی گفت: «مرا فراخواندند و خواستند طرحی برای بستن تنگه هرمز تهیه کنم. من سه ماه زمان خواستم، اما مهلت را به یک ماه کاهش دادند... پیش‌بینی می‌شد که شاید روزی مجبور شویم از این گزینه استفاده کنیم». صفوی افزود که برنامه‌ریزان نظامی جمهوری اسلامی بعدها راهبردهایی را برای مسدود کردن نه‌تنها خلیج فارس، بلکه دریای عمان، دریای سرخ و حتی شرق دریای مدیترانه نیز تدوین کردند.

این تهدیدها هرگز عملی نشدند و جهان سال‌های بعد را صرف مهار برنامه هسته‌ای ایران کرد؛ برنامه‌ای که هدف تحریم‌ها، مذاکرات دشوار و سرانجام حملات هوایی آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران در سال گذشته قرار گرفت؛ اما روایت صفوی نشان می‌دهد که چگونه طی تنها چند ماه، تنگه هرمز جایگزین برنامه هسته‌ای ایران به‌عنوان مهم‌ترین و ظاهراً حل‌نشدنی‌ترین چالش در روابط تهران و واشنگتن شده است.

«ای کاش زودتر می‌بستیم»

پس از آنکه تأسیسات اصلی غنی‌سازی ایران در سال گذشته بمباران شدند، تهران برای نخستین بار طرح مذکور درباره تنگه هرمز را به اجرا گذاشت و این آبراه را به مؤثرترین ابزار خود برای وارد کردن فشار به آمریکا و متحدانش تبدیل کرد. به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران اکنون در مقایسه با مناقشه هسته‌ای، آمادگی بسیار کمتری برای مصالحه بر سر تنگه هرمز دارد.

تنگه هرمز

شناورها در تنگه هرمز، در نمای از مسندم، عمان، در ۱۸ ژوئن/عکس از خبرگزاری رویترز

یکی از افراد نزدیک به حکومت گفت: «مسئله هسته‌ای قابل مذاکره است؛ هرمز نه.» او افزود: «تنها افسوس ما این است که باید سال‌ها پیش، زمانی که آمریکا نخستین تحریم‌ها را اعمال کرد، تنگه را می‌بستیم.»

سال‌ها تهدید ایران به بستن تنگه هرمز بیشتر به عنوان لفاظی و جنگ روانی تلقی می‌شد. پیش از سال گذشته، ایران هرگز مستقیماً هدف حمله آمریکا یا اسرائیل قرار نگرفته بود و مقام‌های جمهوری اسلامی می‌گفتند چنین اقدامی تنها در صورت وقوع یک جنگ وجودی انجام خواهد شد.

 آن لحظه با آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه فرا رسید. در نتیجه، ایران افزون بر حمله به پایگاه‌های آمریکا در منطقه، اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را نیز هدف قرار داد؛ آبراهی که پیش از جنگ حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور می‌کرد. این اقدام شدیدترین بحران انرژی سال‌های اخیر را رقم زد.

تنگه؛ عامل فروپاشی تفاهم

پافشاری جمهوری اسلامی بر حفظ اهرم فشار خود بر تنگه هرمز، یکی از عوامل اصلی فروپاشی توافق ماه ژوئن نیز بود؛ توافقی که قرار بود زمینه را برای مذاکرات نهایی، از جمله درباره برنامه هسته‌ای، فراهم کند.

تنگه هرمز

یک کشتی کانتینری در تنگه هرمز در مقابل بندرعباس، ایران، در ۲ مه لنگر انداخته است، درحالی‌که یک قایق موتوری کوچک در پیش‌زمینه عبور می‌کند/عکس از امیرحسین خورگویی از ایسنا

بر اساس تفاهم‌نامه (Memorandum of Understanding)، آمریکا متعهد شد محاصره بنادر ایران را لغو کند و ایران نیز پذیرفت که عبور تدریجی کشتی‌های تجاری از تنگه از سر گرفته شود؛ اما هنگامی که واشنگتن کشتی‌ها را تشویق کرد از مسیر ساحلی عمان عبور کنند، نیروهای ایرانی شروع به هدف قرار دادن کشتی‌هایی کردند که به گفته آنان از «مسیر غیرمجاز» استفاده می‌کردند.

تهران تأکید کرد تا زمانی که جنگ ادامه دارد، تنگه باید تحت کنترل ایران باقی بماند. در پاسخ، آمریکا بار دیگر حملات هوایی انجام داد و محاصره دریایی را از سر گرفت؛ اقدامی که به چندین روز حملات متقابل انجامید و بار دیگر خطر آغاز یک جنگ تمام‌عیار را، پیش از آنکه حتی مذاکرات هسته‌ای آغاز شود، افزایش داد.

علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، گفت: «این نخستین بار از زمانی است که آمریکا در دهه ۱۹۸۰ از فشار اقتصادی علیه ایران استفاده کرد که تهران توانسته با وارد کردن فشار به اقتصاد آمریکا، مقابله‌به‌مثل کند.»او افزود: «ایران می‌خواهد این سابقه را به واشنگتن نشان دهد و این پیام را بدهد که اگر دوباره علیه ما جنگی آغاز کنید، باید با یک شوک اقتصادی دیگر روبه‌رو شوید.» به گفته واعظ: «جمهوری اسلامی این موضوع را مهم‌ترین عامل بازدارندگی خود می‌داند.»

ایران تأکید دارد که در هر توافق آینده، تنها ایران و عمان باید درباره چگونگی مدیریت تنگه هرمز تصمیم بگیرند. تهران استدلال می‌کند که تلاش آمریکا برای ایجاد یک مسیر کشتیرانی مستقل می‌تواند اهداف نظامی داشته باشد.

جمهوری اسلامی همچنین اعلام کرده که در آینده از کشتی‌ها هزینه خدمات دریافت خواهد کرد؛ اقدامی که آن را برای تأمین هزینه‌های امنیتی و زیست‌محیطی ضروری می‌داند.

حمیدرضا حاجی‌بابایی، از نمایندگان ارشد مجلس، این هفته به رسانه‌های داخلی گفت: «جنگ واقعی ما در تنگه هرمز است که از مسئله هسته‌ای مهم‌تر است.» او افزود: «تنگه هرمز قله مقاومت ملت ایران در برابر آمریکا است.»

همزمان، سپاه پاسداران نیز هشدار داده که ممکن است دامنه عملیات خود را فراتر از تنگه هرمز گسترش دهد و اعلام کرد آمریکا و متحدانش «باید منتظر بسته شدن سایر مسیرهای صادرات نفت و گاز نیز باشند.»

مزیت صرف‌نظرناشدنی تنگه برای تهران

فروپاشی توافق ژوئن همچنین نشان‌دهنده شکاف فزاینده میان مواضع دو طرف در مذاکرات است. واشنگتن برای بازگشایی سریع مسیر کشتیرانی تحت فشار قرار دارد، زیرا ترامپ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر با فشار داخلی برای کاهش قیمت انرژی مواجه است.

a4e86168914411a3c92d5eee6c033ebe

نفتکش‌ها در ترمینال کانتینری خور فکان، که تنها بندر طبیعی آب‌های عمیق در منطقه و یکی از بنادر اصلی کانتینری در امارت شارجه، در امتداد تنگه هرمز است، دیده می‌شوند/عکس از گتی ایمجز

در مقابل، تهران معتقد است که می‌تواند مذاکرات را با آرامش بیشتری پیش ببرد و آستانه تحمل بیشتری نسبت به واشنگتن دارد. ایران پیش‌تر نیز دورهای متعددی از مذاکرات را تجربه کرده است؛ از جمله مذاکراتی که به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ انجامید؛ همچنین پیش از جنگ ۱۲ روزه سال گذشته و نیز پیش از درگیری اخیر، گفت‌وگوهایی میان ایران و دولت ترامپ جریان داشت، هرچند اختلافات اساسی همچنان پابرجا بود.

یک دیپلمات ارشد غربی مستقر در تهران گفت حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران، به شکلی متناقض، احساس فوریت درباره برنامه هسته‌ای را کاهش داده است؛ بااین‌حال، به گفته او، این بدان معنا نیست که ایران دانش فنی یا توان بازسازی برنامه هسته‌ای خود را از دست داده باشد.

ترامپ که همواره خواستار برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران بوده، این هفته تهدید کرد تأسیسات هسته‌ای بسیار مستحکم زیرزمینی واقع در کوه کلنگ (Pickaxe Mountain) در مرکز ایران را هدف قرار خواهد داد.

بر اساس تفاهم‌نامه ژوئن، ایران بار دیگر با ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای موافقت کرد و پذیرفت که دست‌کم ذخیره بیش از ۹ هزار کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده خود، از جمله ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای نزدیک به درجه تسلیحاتی را رقیق‌سازی کند؛ اما افراد نزدیک به حکومت می‌گویند جمهوری اسلامی همچنان با انتقال این ذخایر به خارج از کشور، آن‌گونه که ترامپ خواستار آن است، مخالفت می‌کند.

ولی نصر، مقام پیشین آمریکایی و استاد دانشگاه جانز هاپکینز، گفت: «مزیتی که تنگه هرمز برای ایران ایجاد می‌کند، چیزی نیست که بتوان آن را از این کشور گرفت؛ بنابراین این تنگه تضمین می‌کند که هر توافقی که ترامپ درباره پرونده هسته‌ای امضا کند، واقعاً اجرا شود.»

انتظار می‌رود هرگونه مذاکرات هسته‌ای بسیار پیچیده و طولانی باشد؛ زیرا شکاف‌ها و بی‌اعتمادی میان دو طرف بسیار عمیق است؛ بااین‌حال، اکنون به نظر می‌رسد حتی این مذاکرات نیز در مقایسه با نبرد بر سر تنگه هرمز به مسئله‌ای فرعی تبدیل شده‌اند.

یکی از افراد نزدیک به حکومت در پایان گفت: «ایران آماده دستیابی به توافق درباره برنامه هسته‌ای است؛» اما بی‌درنگ افزود: «بعید می‌دانم حتی به آن مرحله برسیم، زیرا ایران بر سر کنترل تنگه هرمز مصالحه نخواهد کرد. در شرایط کنونی، رسیدن به توافق تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد.»

چرا دوباره جنگ بازمی‌گردد؟

نشریه فایننشیال‌تایمز در گزارشی دیگر به قلم ولی نصر می‌نویسد: مقامات جمهوری اسلامی معتقدند که تشدید بیشتر درگیری‌ها، ایالات متحده را وادار خواهد کرد تا امنیت و گشایش اقتصادی مورد نیاز تهران را فراهم کند. ایالات متحده و ایران بار دیگر در مسیر بازگشت به جنگ قرار گرفته‌اند.

ewscripps.brightspotcdn

نفتکش Shenlong Suezmax با پرچم لیبریا که نفت خام از عربستان سعودی حمل می‌کرد و به تازگی از تنگه هرمز عبور کرده، در بندر بمبئی در بمبئی، هند، پنجشنبه، ۱۲ مارس ۲۰۲۶، دیده می‌شود/عکس از آسوشیتدپرس

این وضعیت نه به این دلیل است که دو کشور مفاد تفاهم‌نامه (MoU) امضاشده برای پایان دادن به مرحله نخست جنگ را اشتباه فهمیده‌اند. اگرچه این تفاهم‌نامه مبهم بود و امکان تفسیرهای مختلف را فراهم می‌کرد، اما مشکل اصلی آن این بود که بر حفظ توازن قدرت در لحظه امضای توافق استوار بود؛ توازنی که واشنگتن مصمم به تغییر آن بود و تهران نیز قصد داشت از آن محافظت کند.

آمریکا جنگ را در ماه فوریه با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز کرد؛ یا دست‌کم اگر این هدف محقق نشد، ایران را وادار کند که دیکته واشنگتن درباره محدود کردن برنامه هسته‌ای و نقش منطقه‌ای خود را بپذیرد؛ اما در عوض، جنگ یک پیروزی راهبردی برای ایران به همراه آورد: کنترل تنگه هرمز؛ شکستی برای آمریکا که واشنگتن را ناچار کرد با امضای تفاهم‌نامه موافقت کند.

سران ایران گمان می‌کردند که این تفاهم‌نامه صرفاً یک عقب‌نشینی موقت آمریکاست؛ اقدامی که هدفش کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و آماده شدن برای دور دیگری از جنگ بود؛ حتی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، آشکارا گفته بود که دونالد ترامپ از این توافق استقبال کرده، زیرا به آمریکا فرصت می‌دهد تا ذخایر راهبردی نفت خود را که رو به کاهش است، دوباره تکمیل کند.

از نگاه تهران، شواهد فراوانی برای تأیید این بدگمانی وجود داشت: دارایی‌های مسدودشده ایران آزاد نشدند؛ توافقی که آمریکا میان اسرائیل و لبنان میانجی‌گری کرد، خواسته‌های ایران درباره آتش‌بس در لبنان را نادیده گرفت؛ تجهیزات و نیروهای نظامی بیشتری از آمریکا وارد منطقه خلیج فارس شدند؛ و واشنگتن کشتی‌های تجاری را تشویق کرد هنگام عبور از تنگه هرمز، دستورالعمل‌های ایران درباره هماهنگی با مقام‌های ایرانی را نادیده بگیرند و از مسیرهای تعیین‌شده توسط تهران استفاده نکنند. برخی کشتی‌ها نیز به جای آن، از مسیرهایی نزدیک به سواحل عمان عبور کردند.

نبرد بر سر هرمز، «نبرد موجودیتی»؟

هدف واشنگتن این بود که خواست ایران درباره کنترل تنگه هرمز و توانایی آن برای اعمال این کنترل را تضعیف کند. شاید هیچ‌یک از این اقدامات به‌تنهایی نقض جدی تفاهم‌نامه محسوب نمی‌شد، اما در مجموع، از نگاه تهران، تلاشی هماهنگ برای از بین بردن اهرم فشاری بود که ایران در جریان جنگ به دست آورده و در توافق آتش‌بس تثبیت کرده بود.

eb60d335ec4ec2032fd97ed29002be2c8c2a7fac

سران ایران گمان می‌کردند که یادداشت تفاهم، یک عقب‌نشینی موقت از سوی آمریکاست که با هدف کاهش فشار بر اقتصاد جهانی و آماده‌سازی برای دور دیگری از جنگ طراحی شده است/عکس از سپاه نیوز

مقامات کنونی جمهوری اسلامی معتقدند که هرگونه خویشتنداری تنها به فشار بیشتر آمریکا منجر خواهد شد. از دید آنها، برای بازداشتن واشنگتن و وادار کردن آن به مذاکره جدی درباره پایان جنگ و دستیابی به توافقی گسترده‌تر درباره پرونده هسته‌ای، توافقی که امنیت و گشایش اقتصادی مورد نیاز تهران را فراهم کند، ایران باید رویکردی تهاجمی در پیش بگیرد و سطح درگیری را فراتر از آنچه آمریکا آماده پذیرش آن است، افزایش دهد.

تنها اهرم فشاری که ایران حاضر نیست از آن چشم‌پوشی کند، حاکمیت بر تنگه هرمز و توانایی کنترل دسترسی به آن است. از دست دادن برتری در این آبراه، ایران را در مذاکرات آینده بدون هیچ ابزار فشاری باقی خواهد گذاشت.

به همین دلیل، مقامات جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده‌اند که حفظ کنترل تنگه هرمز برای کسب امتیازات در مذاکرات آینده و همچنین تضمین اجرای هرگونه توافق از سوی آمریکا، به جای خروج دوباره واشنگتن از آن، کاملاً ضروری است.

در چنین فضایی بود که ایران تصمیم گرفت برنامه آمریکا برای بازگشایی تنگه را با حمله به دو نفتکش که در نزدیکی سواحل عمان حرکت می‌کردند، ناکام بگذارد. این نمایش قدرت، واکنش عمدی و گسترده آمریکا را در پی داشت؛ کارزار طولانی بمباران برای نابودی سامانه‌های موشکی و پهپادی ایران در سواحل خلیج فارس و همچنین زیرساخت‌های نظامی و غیرنظامی در سراسر کشور، با هدف افزایش هزینه مقاومت ایران.

اما ایران خود را برای جنگ آماده کرده بود. شاید این جنگ زودتر از انتظار از سر گرفته شده باشد، اما تهران حتی در این موضوع نیز نوعی مزیت می‌بیند. از دید تهران، اگر جنگ اجتناب‌ناپذیر است، بهتر است پیش از آنکه آمریکا فرصت بازسازی کامل توان نظامی خود را پیدا کند و اقتصاد جهانی از شوک‌های ناشی از بحران انرژی و اختلال در زنجیره تأمین بهبود یابد، وارد نبرد شوند.

از این رو، ایران تلاش خواهد کرد فشار نظامی آمریکا را تحمل کند و همزمان حملات خود علیه اهداف نظامی آمریکا و زیرساخت‌های انرژی و غیرنظامی در سراسر کشورهای حوزه خلیج فارس را تشدید کند.

هدف تهران این است که نشان دهد جنگ در سطحی که واشنگتن تعیین می‌کند باقی نخواهد ماند. در همین حال، جمهوری اسلامی سختی‌های اقتصادی ناشی از محاصره دریایی دوباره آمریکا را خواهد پذیرفت؛ زیرا باور دارد که فشار متقابل خود بر اقتصاد جهانی از طریق بستن تنگه هرمز و حتی در صورت لزوم تنگه باب‌المندب و دریای سرخ، در نهایت ترامپ را وادار خواهد کرد که نخستین کسی باشد که عقب‌نشینی می‌کند.

ممکن است مقامات ایران توانایی خود برای اجرای این راهبرد را بیش از حد برآورد کرده باشند، اما آنها معتقدند که آمادگی برای تشدید درگیری در مرحله نخست جنگ به سود کشور تمام شد و اکنون نیز جنگ شاید تنها راهی باشد که بتواند ترامپ را به برخوردی جدی با دیپلماسی وادار کند.

در نهایت، جمهوری اسلامی خود را درگیر نبردی موجودیتی می‌بیند. سران ایران بر این باورند که آمادگی‌شان برای تحمل درد و هزینه بیشتر، در مقایسه با آمریکا، به آنها برتری می‌دهد؛ برتری‌ای که در نهایت می‌تواند در میز مذاکرات آینده به نفع تهران تمام شود.