البته دیپلماسی در این رویکرد با آنچه در دوره باراک اوباما شاهد بودیم تفاوت دارد. دیپلماسی ترامپ بیشتر ماهیتی معاملهمحور دارد؛ بهگونهای که در مقاطعی برخلاف انتظارها، برخی تحریمهای ایران را بدون اخذ مجوز کنگره لغو کرد. بنابراین، هم بخش دیپلماسی و هم بخش اعمال قدرت در سیاست او با دولتهای پیشین آمریکا متفاوت است.
از سوی دیگر، در استراتژی امنیت ملی آمریکا تأکید شده که این کشور دیگر به دنبال «دولتسازی» یا ورود به جنگهای طولانیمدت و فرسایشی نیست. دولت ترامپ نیز چنین جنگهایی را به سود آمریکا نمیداند.
با این حال، این به معنای کنار گذاشتن گزینه نظامی نیست. رویکرد ترامپ این است که ابتدا از ابزار دیپلماسی برای رسیدن به توافق استفاده کند و اگر این مسیر به نتیجه نرسد، به اعمال فشار نظامی، جنگهای محدود و حملات هدفمند و متوالی روی بیاورد.
بر همین اساس، سناریوی محتمل، ترکیبی از فشارهای اقتصادی و نظامی است؛ از جمله تشدید محاصره دریایی در کنار ادامه حملات محدود آمریکا. این درگیریها اگرچه از نظر جغرافیایی ممکن است در ابتدا محدود باشند، اما ظرفیت گسترش دارند.
در مقابل، پاسخهای ایران نیز میتواند به تدریج از نظر جغرافیایی گستردهتر شود و دامنه درگیری را افزایش دهد. بنابراین، چشمانداز پیش رو بیشتر به سمت تداوم یک تقابل کنترلشده اما قابل گسترش است تا وقوع یک جنگ تمامعیار و طولانیمدت.