اکوایران: در تحلیل نهایی، هدف این پیمان بازدارندگی است، نه تهاجم؛ و این دقیقاً هدف اصلی عربستان سعودی در شرایط کنونی است.

به گزارش اکوایران، توافق‌نامه دفاع مشترک مکه در رابطه با چند کشور منطقه موضع مبهمی را پدید آورده است؛ از جمله کارشناسان در مورد اینکه تهران چه رویکردی در قبال این توافق‌نامه خواهد داشت، به تحلیل و گمانه‌زنی می‌پردازند. افزون بر این حرکات آینده تهران نیز می‌تواند تا حد زیادی سرنوشت این توافق‌نامه را روشن کند.

اعلام ناگهانی یک توافق پس از سال‌ها مذاکره؛ یک معماری امنیتی تازه در منطقه؟

به گزارش خبرگزاری الجزیره، عربستان سعودی و پاکستان پیمان دفاعی متقابل خود را گسترش داده و ترکیه را نیز به آن افزوده‌اند؛ اقدامی که در شرایطی که ایالات متحده و ایران هنوز به توافق نهایی برای پایان دادن به جنگ خود نرسیده‌اند، پرسش‌هایی را درباره شکل‌گیری یک معماری امنیتی تازه در منطقه مطرح کرده است.

بر اساس توافقی که روز جمعه در مکه امضا شد، هرگونه حمله مسلحانه خارجی علیه هر یک از این سه کشور، حمله علیه هر سه کشور تلقی خواهد شد. این پیمان سه‌جانبه بیش از پنج ماه پس از آن اعلام شد که آمریکا و اسرائیل کارزار بمباران ایران را آغاز کردند؛ جنگی که به‌سرعت به کشورهای خلیج فارس گسترش یافت و تردد دریایی در تنگه هرمز را مختل کرد.

بااین‌حال، پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه در جریان نهایی کردن این توافق که به گفته آنها حاصل سال‌ها تلاش و مذاکره بوده است، مراقب بوده‌اند هیچ‌یک از بازیگران منطقه‌ای یا بین‌المللی را تحریک نکنند. آنها تأکید کرده‌اند که این پیمان، که تهدید مشخصی را هدف قرار نمی‌دهد، علیه هیچ کشوری، به‌ویژه ایران، نیست و هیچ‌یک از توافق‌های موجود آنها با سایر کشورها را لغو یا جایگزین نمی‌کند.

رابطه مبهم با توافق‌نامه مکه

به گفته حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل ژئوپلیتیک ایران و خاورمیانه، ایران قطعاً دلایلی برای نگرانی در بلندمدت دارد. این پژوهشگر مؤسسه کلینگندال به الجزیره گفت زمان‌بندی این توافق اهمیت دارد، زیرا این پیمان پس از ماه‌ها جنگی منعقد شده که در جریان آن عربستان سعودی با حملات انصارالله یمن و گروه‌های مسلح در عراق همسایه روبه‌رو بوده است.

ترکیه عربستان

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در مراسم رسمی در مجموعه ریاست‌جمهوری، آنکارا، در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۲، از محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، استقبال می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

با این حال، ولی نصر، استاد روابط بین‌الملل و مطالعات خاورمیانه در دانشگاه جانز هاپکینز ، این پیمان را در حال حاضر تهدیدی برای تهران نمی‌داند. او به الجزیره گفت: «در حال حاضر، اینها همگی عناصر یک نظم امنیتی پساآمریکایی در خاورمیانه هستند این پیمان به همان اندازه که توازنی در برابر توافق‌های ابراهیم است، چالشی مستقیم برای تهران نیز محسوب می‌شود».

مهران کامروا، استاد علوم سیاسی در دانشگاه جورج‌تاون قطر، نیز معتقدست تصمیم‌گیرندگان ایرانی در کوتاه‌مدت احساس تهدید فوری نمی‌کنند، به‌ویژه از آنجا که ایران حتی در شرایط دشوار نیز روابط دوستانه‌ای با پاکستان و ترکیه حفظ کرده است. او گفت: «در نهایت، این پیمان چندان جدید نیست و دست‌کم در حال حاضر، فراتر از اهمیت نمادینش، از محتوای چندانی برخوردار نیست؛ برای مثال، نه ترکیه و نه پاکستان حاضر نخواهند بود در جنگ عربستان سعودی در یمن مشارکت کنند».

بااین‌حال، همه در داخل ایران از این پیمان خشنود نیستند. برخی نمایندگان رادیکال و رسانه‌ها استدلال کرده‌اند که این توافق ممکن است در نهایت علیه محور مقاومت مورد استفاده قرار گیرد و اعتبار پاکستان را به‌عنوان یکی از میانجی‌های اصلی میان ایران، آمریکا و دیگر طرف‌ها تضعیف کند. به گفته ابراهیم عزیزی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران: «روشن است که کشورهای عربی سرانجام دریافته‌اند که امنیت را نمی‌توان وارد کرد؛ امنیت باید در داخل منطقه ساخته شود. با این حال، هنوز نقشه راهی وجود ندارد». او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هشدار: محاسبه اشتباه یک خطای تاریخی است. ایران ثابت کرده است که هر اشتباهی هزینه‌ای دارد. توازن تنها راه پیش روست». ابراهیم رضایی، یکی دیگر از اعضای این کمیسیون، نیز در ایکس نوشت که «یک توافق روی کاغذ با ترکیه و پاکستان» برای عربستان امنیت به همراه نخواهد آورد؛ همان‌طور که سال‌ها وابستگی یک‌جانبه به آمریکا نیز امنیت را برای این کشور به ارمغان نیاورد.

آیا ایران در حال جا ماندن از روند در حال شکل‌گیری است؟

به گفته حمیدرضا عزیزی، احتمالاً اولویت تهران این خواهد بود که در شرایط جنگی با پیامدهای منطقه‌ای، اجازه ندهد این پیمان به یک ائتلاف آشکارا ضدایرانی تبدیل شود. این امر مستلزم حفظ روابط جداگانه ایران با هر سه کشور خواهد بود. او گفت تهران همچنین می‌تواند به تأکید بر استدلال دیرینه خود ادامه دهد که امنیت منطقه در نهایت باید به دست کشورهای منطقه و نه قدرت‌های خارجی سازمان‌دهی شود.

عزیزی ادامه داد: «اگر این کشورها به این نتیجه برسند که این پیمان حفاظت معناداری در برابر ایران یا گروه‌های همسو با ایران فراهم می‌کند، عضویت ایران در آن دشوارتر خواهد شد؛ اما در بلندمدت، اگر این سازوکار از یک ائتلاف موازنه‌گر به یک معماری امنیتی گسترده‌تر منطقه‌ای تبدیل شود، مسئله مشارکت ایران می‌تواند شکل کاملاً متفاوتی پیدا کند.»

photo_2026-08-10_17-35-37

رجب طیب اردوغان در کنار شهباز شریف پس از امضای توافق دفاعی مشترک در مکه، عربستان سعودی، در ۷ اوت ۲۰۲۶، با محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، دست می‌دهد/عکس از خبرگزاری عربستان سعودی

کارشناسان همچنین گفتند این احتمال وجود دارد که ایران در آینده‌ای دور خود خواهان عضویت در این پیمان شود؛ اما چنین اتفاقی مستلزم پایان پایدار حملات در تنگه هرمز و سراسر منطقه خواهد بود. در کوتاه‌مدت، گسترش این سازوکار به دیگر کشورهای عربی منطقه محتمل‌تر به نظر می‌رسد. نام مصر نیز به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی مطرح شده است، هرچند تصمیم قاهره در این زمینه می‌تواند پیچیده باشد.

صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در چتم هاوس، گفت این پیمان بازتاب‌دهنده نگرانی‌ها و فرصت‌های امنیتی کوتاه‌مدت و بلندمدت برای ریاض، اسلام‌آباد و آنکاراست. او گفت: «آنها در واکنش به غیرقابل‌اعتماد بودن آمریکا، تجدیدنظرطلبی اسرائیل و اقدامات تلافی‌جویانه ایران، به‌طور مشترک به سمت ایجاد همکاری دیپلماتیک و دفاعی بیشتر سوق داده شده‌اند».

به دنبال یک چتر امنیتی تازه

در همین رابطه، حمید صفی، کارشناس مسائل سیاسی، به  العربی الجدید گفت این توافق باید در چارچوب نگرانی‌های امنیتی عربستان سعودی درک شود. حملات انصارالله به کشتی‌های سعودی و تأسیسات نفتی این کشور، همراه با نگرانی از حملات احتمالی گروه‌های عراقی، ریاض را واداشته تا به دنبال یک چتر امنیتی تازه باشد.

آرامکو

عکس ماهواره‌ای از دود برخاسته از تاسیسات آرامکو، 27 جولای ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس

او افزود که هدف اصلی این توافق نه تنها مقابله با اسرائیل، بلکه ایجاد سازوکاری برای مقابله با تهدیدهای ناشی از ایران و متحدان آن است. به گفته صفی، ریاض در پی آن است که حملاتی را که با آنها مواجه می‌شود کاهش دهد و هزینه هرگونه حمله احتمالی به عربستان را افزایش دهد. صفی خاطرنشان کرد که اکنون ممکن است دیگر کشورهای عربی، از جمله بحرین یا اردن، نیز به ایجاد ترتیبات مشابه یا پیوستن به چنین سازوکارهایی ترغیب شوند.

پناه بردن به توافق‌نامه‌ای «مقدس»

المانیتور هم در این رابطه نوشت، زمان و محل امضای این توافق، یعنی روز جمعه که روز مقدس نماز در اسلام است، در شهر مکه، بر جنبه نمادین توافق میان سه کشور مهم سنیِ جهان اسلام تأکید می‌کند. دیپلمات‌های منطقه که به‌صورت غیررسمی با المانیتور گفت‌وگو کرده‌اند، می‌گویند تردید چندانی وجود ندارد که هدف این پیمان مقابله با نفوذ ایران شیعه است. با این حال، رائد کریملی، معاون وزیر دیپلماسی عمومی عربستان سعودی، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس تأکید کرد که این توافق «تلاشی برای ایجاد یک محور نظامی یا یک بلوک فرقه‌ای نیست و تهدیدی علیه امنیت هیچ کشوری در منطقه محسوب نمی‌شود».

توافق مکه

به نوشته المانیتور، این تحولات در مجموع نشان‌دهنده افزایش آسیب‌پذیری عربستان سعودی در برابر محور مقاومت است. به گفته دیپلمات‌های منطقه‌ای، ریاض که میان تسلط ایران بر تنگه هرمز، تهاجم انصارالله در باب‌المندب و رفتار بی‌ثبات و پیش‌بینی‌ناپذیر دولت ترامپ گرفتار شده، احساس می‌کند ناچار است برای تقویت توان دفاعی خود به دیگران روی بیاورد؛ اما آیا ترکیه و پاکستان واقعاً حاضر خواهند شد مستقیماً به انصارالله حمله کنند و از این طریق به‌طور غیرمستقیم با بزرگ‌ترین حامی آنها، یعنی ایران، رویارو شوند؟ به گفته منابع دیپلماتیک، پاسخ به احتمال زیاد یک «نه» بزرگ است؛ حتی با وجود بندی در توافق که بر اساس آن حمله به یکی از اعضا، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.

یکی از این منابع گفت: «این ادعایی است که باید در عمل آزموده شود». به گفته او، این پیمان ممکن است در نهایت اشتباهات محاسباتی مشابه شورای همکاری خلیج فارس را تکرار کند؛ سازمانی که در سال ۱۹۸۱، هم‌زمان با آغاز جنگ ایران و عراق، توسط بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی تشکیل شد. این منبع پرسید: «آن زمان این باور وجود داشت که آنها می‌توانند با همکاری جمعی و با ایالات متحده به‌عنوان شریک اصلی خود با ایران مقابله کنند. آیا موفق شدند؟» 

او افزود: «فرض شورای همکاری این بود که می‌توانند ایران را مهار کنند، علیه ایران تحریم اعمال کنند و تمام قواعد بازی را تعیین کنند؛ اما وقتی ایران در واکنش، در جریان جنگ کنونی با آمریکا، به پایگاه‌های آمریکایی در قلمرو آنها حمله می‌کند و زیرساخت‌هایشان را هدف قرار می‌دهد، آنها می‌گویند: "اوه!" و می‌پرسند آیا می‌توانند مذاکره کنند.»

در تحلیل نهایی، می‌توان گفت هدف این پیمان بازدارندگی است، نه تهاجم؛ و این دقیقاً هدف اصلی عربستان سعودی در شرایط کنونی است. برای ترکیه و پاکستان نیز این پیمان مزیتی دارد: هر دو کشور می‌توانند از طریق آن قدرت نظامی بیشتری از خود به نمایش بگذارند و در شرایطی که با اقتصادهای بیمار و ضعیف دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از حمایت‌های مالی سخاوتمندانه عربستان بهره‌مند شوند، بدون آنکه نیروهای نظامی‌شان را مستقیماً در معرض آتش جنگ قرار دهند. هم پاکستان و هم ترکیه روابطی مستحکم، هرچند پیچیده، با تهران دارند و همین امر باعث می‌شود هر دو کشور در درگیری کنونی، اهداف بعیدی برای ایران باشند؛ چراکه حمله به آنها می‌تواند جبهه‌هایی جدید و حتی پیچیده‌تر برای تهران ایجاد کند.