اکوایران: در پی خسارات گسترده به پایگاه‌های نظامی امریکا در منطقه، لکنون واشنگتن بر سر این دو راهای قرار دارد که آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا ردپای نظامی خود را در خاورمیانه برای دوران جدید مورد بازنگری قرار دهد.

به گزارش اکوایران، نزدیک به چهار دهه است که حضور ایالات متحده در خاورمیانه از طریق زنجیره‌ای از پایگاه‌های گسترده در سراسر خلیج فارس تثبیت شده است. اما با گذشت شش ماه از آغاز جنگ علیه ایران، آینده این پایگاه‌ها در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است.

به نوشته فایننشیال تایمز، حملات ایران با موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهایش به تأسیسات ایالات متحده در منطقه، به وضوح نشان داد که این تأسیسات وسیع با قرار گرفتن در نزدیکی سواحل ایران چقدر آسیب‌پذیر شده‌اند. این حملات واشنگتن را مجبور کرده سربازان و هواپیماهایش را به مکان‌هایی دورتر از جمله اسرائیل، اردن و مناطق دورتر منتقل کند.

بیش از سه دهه است که واشنگتن به پایگاه‌های زیادی در کشورهای بزرگ خلیج فارس دسترسی داشته است. اکنون به نوشته فایننشیال تایمز، باید تصمیم بگیرد که آیا میلیاردها دلار برای بازسازی این تأسیسات هزینه کند یا ردپای نظامی خود را در خاورمیانه برای دوران جدید مورد بازنگری قرار دهد.

فاصله گرفتن از برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها و به سمت مدل استقرار پراکنده‌تر؛ معادله نفت در برابر امنیت معکوس می‌شود؟

به گفته هال برندز، استاد دانشگاه جان هاپکینز: «این تأسیسات، به ویژه پایگاه‌های بزرگ، بسیار آسیب‌پذیر هستند. ما شاهد تغییر موضع نظامی ایالات متحده به دور از خلیج فارس خواهیم بود. قرار است از پایگاه‌هایی که در برد موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادها هستند، فاصله گرفته شود».

در حالی که برنامه‌ریزان پنتاگون در حال بازنگری در نحوه مبارزه با دشمنان سرسخت‌تر و ورزیده‌تر هستند، پایگاه‌های بزرگ و ثابت به عنوان مراکز اجرا و تدارکات عملیات نظامی، اهمیت خود را از دست داده‌اند. ترجیح واشنگتن حرکت به سمت یک مدل استقرار پراکنده‌تر بوده که هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را دشوارتر می‌کند. این امر درخواست‌های دیرینه برای کاهش حجم حضور ایالات متحده در خلیج فارس را تسریع کرده است - که مدت‌ها تجسم نظامی چیزی بود که به عنوان توافق نفت در برابر امنیت بین واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن آغاز شد.

اخیراً فرماندهی مرکزی، که بر عملیات آمریکا در خاورمیانه نظارت دارد، در حال آزمایش پراکندگی سربازان در پاسگاه‌های رزمی کوچکتر و جابجایی سریع هواپیماهای جنگنده در اطراف باندهای موقت و قابل حرکت بوده است. به گفته دانا استرول، معاون دستیار سابق وزیر دفاع ایالات متحده در امور خاورمیانه: «طراحی در معرض دید پایگاه‌های خلیج فارس، یادگاری نامناسب برای درگیری‌های مدرن است و کسانی که سعی در بیرون راندن ما از آن پایگاه‌ها داشته‌اند، احساس حقانیت خواهند کرد».

خسارت 5 میلیارد دلاری و جابه‌جایی به سوی غرب

از جمله نگرانی‌ها در مورد پایگاه‌های خلیج فارس، میزان آسیب‌پذیر بودن آن‌ها در سطح زمین است. ایران در طول جنگ به آشیانه‌های هواپیما، زیرساخت‌های تدارکاتی و راداری و مراکز فرماندهی و کنترل حمله کرد. این کشور ناوگان پنجم را مجبور کرده از دیگو گارسیا، جزیره‌ای دورافتاده، به عنوان مرکز تدارکاتی جایگزین برای ستادهای آسیب‌دیده خود در بحرین استفاده کند. به گفته نیت سوانسون، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی ایالات متحده: «بازسازی برخی از این سایت‌ها فایده زیادی ندارد. اگر انتقال به سمت غرب صورت نگیرد، بسیار متعجب خواهم شد».

اردن

تصویر ماهواره‌ای از پایگاه هوایی موفق السلطی در الأزرق اردن /عکس از خبرگزاری رویترز

موسسه امریکن انترپرایز در ماه آوریل تخمین زد که هزینه‌های تعمیر خسارات وارده به ۱۱ پایگاه آمریکایی که در هفت کشور خاورمیانه پراکنده شده‌اند، حدود ۵ میلیارد دلار است. پنتاگون چنین هزینه‌های بازسازی را در برآورد هزینه‌های خود از جنگ ایران لحاظ نکرده است. ایالات متحده در طول شش ماه جنگ گذشته، نیروها را به اسرائیل و اردن منتقل کرده است. همچنین هواپیماها و پهپادهایی را از پایگاه‌های اروپا به پرواز درآورده است. همه این‌ها فراتر از دسترس موشک‌های کوتاه‌برد و پهپادهای ایرانی هستند که در سراسر منطقه شلیک شده‌اند.

اما تهران که سرسخت‌تر شده و رویارویی بلندمدت با واشنگتن را به طور فزاینده‌ای اجتناب‌ناپذیر می‌داند، با اقدامات ایالات متحده نیز سازگار خواهد شد. به گفته دنی سیترینوویچ، تحلیلگر سابق ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل: «انتظار می‌رود تهران سرمایه‌گذاری بیشتری روی موشک‌های میان‌برد با قابلیت هدف قرار دادن اردن و اسرائیل انجام دهد. آن‌ها آرایش نیروهای خود را تغییر خواهند داد و [به شلیک هایشان به اهداف آمریکایی در منطقه] ادامه خواهند داد».

از آن‌جایی که آمریکا در سال‌های اخیر به دنبال خروج از خاورمیانه و تمرکز مجدد بر اقیانوس آرام است، نیاز به حفظ مجموعه‌ای از پایگاه‌ها در خلیج فارس برای استقرار و تأمین سربازان از آن‌جا کاهش یافته است. واشنگتن در آوریل ۲۰۲۶ از سوریه خارج شد و به تدریج در حال کاهش حضور در عراق است. به گفته استرول: «ما دیگر به این پایگاه‌ها به سیاق قدیم نیازی نداریم». بسیاری از عملیات‌ها در کویت، جایی که حضور پایگاه آمریکایی نگرانی‌های امنیتی آن کشور را از زمان جنگ اول خلیج فارس منعکس کرده، در حمایت از عملیات در سوریه و عراق همسایه انجام شده است.

تنگنای استراتژیک

هرگونه تجدیدنظر در مورد تعداد سربازان مستقر در خلیج فارس پیامدهایی خواهد داشت. به طور معمول حدود ۳۵۰۰۰ نفر به طور چرخشی در عربستان سعودی، امارات متحده عربی، بحرین، قطر و کویت حضور دارند. به گفته سه استراتژیست دفاعی سابق ایالات متحده، این تعداد احتمالاً به سطحی کاهش خواهد یافت که از قبل از حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ دیده نشده است.

260330-damaged-E-3-Sentry-2-rs-5cb31f

یک هواپیمای E-3 Sentry آسیب‌دیده  پس از حمله به پایگاه هوایی شاهزاده سلطان عربستان سعودی/ عکس از ان‌بی‌سی نیوز

اما چنین رویکردی، واشنگتن را مجبور به پذیرش یک معضل استراتژیک خواهد کرد: چگونه بدون امتیاز دادن به ایران یا نگران کردن متحدان عرب، حضور خود در خلیج فارس را کاهش دهد. پیمان نفت در برابر امنیت با متحدان منطقه‌ای در طول دهه‌ها تکامل یافته و تلاش فزاینده‌ای در میان برخی از کشورهای خلیج فارس برای تنوع بخشیدن به روابط امنیتی خود فراتر از واشنگتن وجود داشته است. اما جنگ ایران، همه این متحدان را مجبور کرده تا در مورد تعهد آمریکا به دفاع از خود تأمل کنند.

به گفته برندز: «این وضعیتی است که الزامات نظامی و دیپلماتیک در جهت‌های مخالف قرار می‌گیرند. شما باید با این تصور که در حال کاهش حضور و فرار هستید، مبارزه کنید».  به گفته استرول تعادل ظریفی بین الزامات عملیاتی ایالات متحده و تعهدات واشنگتن به شرکا لازم است. او گفت: «مهم است که از این تصور که ما آنها را رها می‌کنیم، اجتناب کنیم».

 فروپاشی دکترین کارتر؟

اما در پس آینده نامشخص تأسیسات آمریکایی، حس فزاینده‌ای از یک بیماری استراتژیک بسیار عمیق‌تر وجود دارد که بن‌بست با تهران ایجاد کرده است. ردپای آمریکا در خلیج فارس در سال‌های پس از حمله شوروی به افغانستان و سرنگونی شاه ایران در سال ۱۹۷۹ پدیدار شد. جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت، در ژانویه ۱۹۸۰ طرحی را مطرح کرد که از آن زمان به عنوان دکترین کارتر شناخته می‌شود: اینکه واشنگتن اجازه نخواهد داد یک کشور متخاصم کنترل خلیج فارس را به دست گیرد و آن را با زور به عقب خواهد راند. پس از آن، پس از شکست عراق در جنگ اول خلیج فارس، گسترش گسترده پایگاه‌های دائمی آمریکا آغاز شد.

-1x-1

مقامات آمریکایی در مراسم یادبود جیمی کارتر/ عکس از بلومبرگ

به گفته گرگوری برو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا: «به نظر می‌رسد دکترین کارتر فروپاشیده است و این حس وجود دارد که واشنگتن به یک چرخه کامل بازگشته است. انقلاب ایران دکترین کارتر را ضرورت بخشید و جنگ با ایران باعث فروپاشی آن شد».

به نظر می‌رسد هیچ مفهوم استراتژیک جدیدی برای خاورمیانه وجود ندارد که بتواند به مقاماتی که به دنبال اجرای یک مسیر منسجم رو به جلو از کاخ سفید هستند، کمک کند. به گفته برندز: «پنتاگون برنامه‌ها و تمهیدات خود را برای چگونگی بازنگری در موضع ایالات متحده فراهم خواهد کرد. اما کنار گذاشتن این برنامه‌ها به طور مداوم دشوار خواهد بود زیرا در برهه‌ای از زمان، این برنامه‌ها با ترامپ در ارتباط خواهند بود». 

ترامپ بارها گفته است که نمی‌خواهد مانند کارتر به یاد آورده شود - کسی که ریاست جمهوری‌اش با انقلاب در ایران و گروگان‌گیری آمریکایی‌ها در سفارت آمریکا در تهران از مسیر خود خارج شد. به گفته سیترینوویچ: «این طنز تاریخ است که شکست استراتژیک در ایران [ترامپ] را نیز آزار خواهد داد. او هرگز نمی‌خواست کارتر شود و اکنون در حال تبدیل شدن به کارتر است».