به گزارش اکوایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، ادعا کرد که پیش از انتخابات میاندورهای کنگره در ماه نوامبر، به ایران حمله نخواهد کرد. او تأکید کرد که دو کشور در حال انجام مذاکراتی «سازنده» برای پایان دادن به این جنگ ششماهه هستند.
به نوشته خبرگزاری رویترز، ترامپ در پستی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: «ما در حال انجام گفتگوهای سازندهای با جمهوری اسلامی ایران هستیم. ما در هیچ زمانی پیش از انتخابات میاندورهای که قرار است در تاریخ ۳ نوامبر در ایالات متحده برگزار شود، به ایران حمله نخواهیم کرد.»
بر اساس نظرسنجی اخیر رویترز/ایپسوس، حدود ۶۰ درصد از آمریکاییها — از جمله یکچهارم جمهوریخواهان — از نحوه مدیریت ترامپ در قبال وضعیت ایران ناراضی هستند. این درگیری باعث افزایش شدید قیمت بنزین شده است، آن هم در شرایطی که رأیدهندگان میگویند مهمترین دغدغهشان هزینههای زندگی است. ترامپ بارها گفته است که انتظار دارد قیمت نفت پس از انتخابات کاهش یابد، اما برنامه دقیقی برای خروج از این جنگ ارائه نکرده است.
عملیات فریب ترامپ؟
با این همه، باراک راوید، گزارشگر آکسیوس نوشت، ترامپ در شرایطی چنین ادعایی کرده که طی چند روز گذشته احتمال ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده پیش از انتخابات میاندورهای را بررسی میکرد. در واقع، اظهارات پیشین او درباره نیاتش در قبال ایران، همیشه با اقدامات نهاییاش مطابقت نداشته است.
به گفته منابع آگاه، در صورت ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده، انتظار میرود این اقدامات شامل حملات گسترده به تأسیسات انرژی، زیرساختها و اهداف هستهای ایران باشد. به نوشته راوید، ازسرگیری جنگ در سه تا چهار هفته آینده میتواند بر انتخابات میاندورهای تأثیر بگذارد. این مسئله همچنین میتواند بر انتخابات اسرائیل که برای ۲۷ اکتبر برنامهریزی شده است، تأثیرگذار باشد.
شایان توجه است که در ژوئن ۲۰۲۵، پیش از «عملیات چکش نیمهشب»، کاخ سفید اعلام کرد که ترامپ «ظرف دو هفته» تصمیم خواهد گرفت که آیا ایالات متحده به جنگ اسرائیل علیه ایران میپیوندد یا خیر. زمانی که او این اظهارات را بیان کرد، پیشتر تصمیم خود را برای حمله به تأسیسات هستهای ایران گرفته بود. در ۲۷ فوریه هم، کمتر از ۲۴ ساعت پیش از آنکه اسرائیل و ایالات متحده جنگ علیه ایران را آغاز کنند، ترامپ مدعی شد که هنوز تصمیمی برای ورود به جنگ نگرفته است. در واقعیت، ترامپ پیشتر مجوز انجام این حملات را صادر کرده بود.
آکسیوس» روز چهارشنبه گزارش داده بود که پنتاگون چند روز پیش به فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) دستور داده تا تدارکات لازم برای ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده در ایران را تکمیل کند. به گفته یک مقام آمریکایی و منبعی دیگر که در جریان این گفتگو قرار گرفته بود، روز سهشنبه سپهبد ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل، با مقامات ارشد آمریکایی گفتگو کرد. این مقامات او را در جریان آمادگیهای ارتش آمریکا برای احتمال ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده علیه ایران در سه هفته آینده قرار دادند. به گفته این منابع، زمیر در جریان این گفتگو اظهار داشت که با توجه به ارزیابیها مبنی بر اینکه ایران در واکنش به چنین اقدامی به سمت اسرائیل موشک شلیک خواهد کرد، ازسرگیری جنگ در آن بازه زمانی میتواند منجر به تعویق انتخابات اسرائیل شود.
آرایش نظامی تازه، وسوسه ازسرگیری جنگ و تردید ترامپ
در این شرایط، نیویورک تایمز گزارش داد، به گفته مقامات آمریکایی، ارتش ایالات متحده در حال آمادهسازی گزینههایی برای ازسرگیری عملیاتهای رزمی عمده علیه ایران است، هرچند ترامپ همچنان در خصوص آغاز مجدد جنگ تردید نشان میدهد. بهزودی سه ناو هواپیمابر — که نمایانگر آرایش نظامی عظیمی است — در خاورمیانه مستقر خواهند شد و پنتاگون به دستور ترامپ، طرحهایی را برای حمله به زرادخانه پهپادی و موشکی، تأسیسات انرژی و سایر مراکز نظامی ایران تدوین کرده است.
عرشه پرواز ناو هواپیمابر یواساس جورج واشنگتن در دریای عرب، ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری رویترز
با این حال، ترامپ بارها نسبت به آغاز دوباره عملیاتهای رزمی سنگین علیه ایران منصرف شده است. همچنین، با وجود تشدید حملات ایران به نفتکشها، واکنش نظامی ایالات متحده به ایران در هفتههای اخیر نسبتاً محدود بوده است. به گفته مقامات آگاه، در ماههای اخیر تیم امنیت ملی ترامپ و پنتاگون پنج پیشنهاد برای انجام عملیاتهای بزرگ علیه ایران یا حوثیهای یمن به او ارائه کردهاند؛ اما ترامپ هر بار این طرحها را رد کرده است.
با این وجود، ترامپ بار دیگر دستور آمادهسازی گزینههای حمله را صادر کرده است. مقامات ارشد امنیت ملی به رهبری معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، در نشستی که جمعه گذشته در «کمپ دیوید» برگزار شد، به بررسی این طرحها پرداختند. به گفته افرادی که در جریان این پیشنهاد قرار گرفتهاند، محور اصلی این طرحها، یک کارزار نظامی کوتاه و شدید به مدت تقریبی سه روز است. این حملات بر زرادخانه موشکی و پهپادی ایران متمرکز خواهد بود؛ زرادخانهای که بخش عمده آن از زمان مراحل اولیه جنگ توسط تهران بازسازی شده است. سایر اهداف احتمالی شامل تأسیسات انرژی ایران و همچنین مراکز فرماندهی و مقرهای سپاه پاسداران خواهد بود.
مقاومت سرسختانه تر
بر اساس گزارش این روزنامه، در طول ماههای گذشته، ایران با ارتقای تاکتیکهای نظامی خود به حریفی سرسختتر برای آمریکا تبدیل شده است. رهگیری و انهدام موشکهای ایران نیازمند تعداد بیشتری موشک رهگیر نسبت به اوایل جنگ بوده و این امر برای زرادخانه مهمات آمریکا - که هماکنون نیز تحت فشار شدید قرار دارد - چالشساز شده است. به گفته افرادی که در جریان اطلاعات مربوطه قرار گرفتهاند، ایران با بهرهگیری از تصاویر ماهوارهای شرکتهای چینی، توانسته پایگاههای ایالات متحده را با دقت و کارایی بیشتری هدف قرار دهد.
دیوارنگاره با موضوع مقاومت در تهران، 27 سپتامبر 2026/ عکس از آسوشیتدپرس
بر اساس گزارش یک گروه پایش وابسته به نیروی دریایی بریتانیا، ایران از ماه سپتامبر - زمان آخرین تبادل عمده حملات تلافیجویانه - دستکم به ۱۳ کشتی حمله کرده است. با این حال، به گفته افرادی که از این اطلاعات آگاه هستند، گزارشهای اطلاعاتی این رقم را بالاتر و نزدیک به ۲۰ مورد برآورد میکنند. هیچیک از این حملات واکنش عمدهای از سوی ایالات متحده به دنبال نداشته است. با وجود افزایش صادرات نفت از خاورمیانه، تشدید حملات ایران موجب نگرانی شرکتهای کشتیرانی شده و پرسشهایی را درباره محمولههای انرژی در آینده ایجاد کرده است.
در طول تابستان، ارتش ایالات متحده بهطور مرتب به حملات ایران علیه کشتیهای بینالمللی پاسخ متقابل میداد؛ اما به گفته مقامات، واکنش بسیار ضعیفترِ پس از آن دوره، نشاندهنده تردید ترامپ برای آغاز مجدد یک جنگ تمامعیار است. فرماندهان آمریکایی همچنین نگران دشواریِ فزاینده در جلوگیری از حملات ایران به پایگاههای محل استقرار نیروهای آمریکایی و نیز تأسیسات انرژی و سایر زیرساختهای غیرنظامی در منطقه هستند.
روز پنجشنبه، ترامپ در پستی در شبکههای اجتماعی تأکید کرد که هیچیک از محمولههای نفتی عبوری از تنگه هرمز متعلق به ایران نیست. با این حال، به گفته افرادی که در جریان گزارشهای اطلاعاتی قرار گرفتهاند، این ادعا قابل بحث است؛ چرا که ایران به برخی کشتیها که عوارض پرداخت کردهاند یا احتمالاً حامل بخشی از نفت این کشور هستند، اجازه عبور میدهد. همچنین به گفته مقامات فعلی و پیشین، ایران ناوگان نفتکشهای «سایه» (ناوگان مخفی) خود را در اختیار دارد. شرکتهای چینی برای عبور از این تنگه به ایران عوارض پرداخت کردهاند و ایران نیز مدتهاست که برای دور زدن تحریمها، نفت خود را بهطور پنهانی با نفت عراق مخلوط میکند. وزارت خزانهداری آمریکا روز پنجشنبه ۱۷ کشتی را که به گفته این وزارتخانه بخشی از ناوگان سایه ایران برای قاچاق نفت بودند، تحریم کرد.
چراغ سبز حمله پس از انتخابات؟
حتی اعضای حلقه نزدیکان ترامپ نیز بهطور فزایندهای نسبت به اینکه اقدام نظامی بتواند محاسبات یا برنامههای تهران را تغییر دهد، تردید دارند. برخی از این مقامات معتقدند که کارزار فشار اقتصادی دولت ترامپ مؤثر واقع شده و تنها به زمان بیشتری نیاز دارد تا ایران را به دادن امتیازات معنادار وادار کند. حتی پیش از آنکه ترامپ اعلام کند پیش از رأیگیری ماه نوامبر حملهای صورت نخواهد گرفت، مقامات پیشبینی کرده بودند که او برای تصمیمگیری درباره حمله، تا پس از انتخابات اسرائیل و میاندورهای آمریکا در هفتهٔ بعد از آن، صبر خواهد کرد.
ناو هواپیمابر یواساس تئودور روزولت در حال عبور از خلیج سندیگو و حرکت از پایگاه هوایی نیروی دریایی نورث آیلند برای آغاز مأموریت اعزام به خاورمیانه، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از سندیگو یونیون-تریبون
با این حال، فرماندهان نظامی آمریکا آمادهاند تا در صورت تغییر مجدد نظر رئیسجمهور، عملیاتهای گستردهتری را در روزهای پیش رو آغاز کنند. گروه ضربت ناو هواپیمابر تئودور روزولت هفته گذشته سندیگو را ترک کرد و قرار است بهزودی و حداکثر تا پایان اکتبر، به ناوهای جورج اچ. دابلیو. بوش و جورج واشنگتن بپیوندد. هر یک از این گروههای ضربت شامل کشتیهای جنگی دیگری است که بالگردهای تهاجمی و نیروهای تفنگدار دریایی را حمل میکنند. این نخستین بار از سال ۲۰۰۳ خواهد بود که سه ناو هواپیمابر همزمان در خاورمیانه حضور خواهند داشت. در پایان ماه، بیش از ۲۰ هزار ملوان و تفنگدار دریایی به همراه صدها فروند هواپیما در منطقه مستقر خواهند بود؛ اما این سطح بالای حضور نیروها موقتی است. انتظار میرود ناو جورج واشنگتن اندکی پس از ورود ناو روزولت در ماه آینده برای جایگزینی آن، به پایگاه خود در ژاپن بازگردد.
با وجود این تقویت قوای نظامی، بههیچوجه قطعی نیست که ترامپ حتی پس از انتخابات، چراغ سبز برای حملات جدید نشان دهد. مقامات ارشد آمریکایی نگران کاهش بیشتر ذخایر جهانی تسلیحات تدافعی برای حفاظت از پایگاههای خاورمیانه و همچنین توانایی آمریکا در رهگیری حملات ایران هستند. در همین حال، دیگر مقاماتی که موافق ازسرگیری عملیاتها هستند، خاطرنشان میکنند که اقتصاد ایران همچنان رو به تضعیف است و به گفته مقامات فعلی و پیشین، یک حمله کوبنده و کوتاهمدت میتواند مشکلات تهران را تشدید کند، بهویژه اگر توانایی ایران برای کنترل تنگه [هرمز] را تضعیف نماید.
دو مسیر احتمالی برای تشدید تنش
در این رایطه، حمیدرضا عزبزی، تحلیلگر مسائل ایران در گروه بین المللی بحران، نوشت: پیش از انتخابات میاندورهای، دو مسیر احتمالی برای تشدید تنش وجود دارد: ۱. عملیات یکجانبه اسرائیل علیه #ایران، حتی پیش از انتخابات خودِ اسرائیل؛ ۲. حمله پیشدستانه ایران علیه ایالات متحده یا اسرائیل.
شایان ذکر است که مطابق انتظار، بسیاری در تهران همچنان نسبت به اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه هیچ برنامهای برای حمله به ایران پیش از انتخابات میاندورهای ندارد، بدبین هستند و آن را نوعی تاکتیک فریبکارانه و معمولِ ترامپ میدانند که با هدف غافلگیر کردن ایران صورت میگیرد.
اهرم راهبردی مهم در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا
دنی سیترونوویچ، تحلیلگر سابق موساد و عضو شورای آتلانتیک هم نوشته: جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی استراتژی تشدید تنش، تابآوری و فرسایش توان آمریکا را دنبال می کند. به نوشته سیترونوویچ، از دیدگاه ایران، کارزار علیه ایالات متحده هنوز به پایان نرسیده و تهران بر این باور است که گذر زمان به نفع این کشور عمل میکند. تداوم کارزار علیه نفتکشها - از منظر ایران، تا زمانی که قیمت نفت بالا بماند و فشار بر اقتصاد جهانی و دولت آمریکا ادامه یابد، استراتژی این کشور به هدف خود دست مییابد. تهران حفظ فشار اقتصادی را به عنوان یک اهرم راهبردی مهم در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا میبیند.
دیوارنگاره با موضوع تنگه هرمز، نیدان ونک تهران، 24 سپتامبر ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری فرانسه
ایران در حال افزایش سطح اقدامات خود است و دیگر تنها به حمله به نفتکشها در تنگه هرمز بسنده نمیکند. به نظر میرسد حملات گزارششده در روزهای اخیر علیه نفتکشها در بنادر مختلف (از جمله قطر و جده)، بخشی از استراتژی گستردهتر ایران برای هدف قرار دادن مسیرهای کشتیرانی جنوبی و توانایی دور زدن تنگه هرمز باشد.
انتخابات میاندورهای به عنوان یک ملاحظه راهبردی - تهران از بالا بودن قیمت سوخت در آمریکا دلگرم است و ارزیابی میکند که این مسئله میتواند بار سنگینی بر دوش نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا بگذارد. بنابراین، از دیدگاه ایران، هرچه به زمان انتخابات نزدیکتر شویم، انگیزه برای ادامه و حتی تشدید فشار بر اقتصاد جهانی انرژی بیشتر میشود.
آزمون تاب آوری و انصراف از سیاست تلافیجویانه «نفتکش در برابر نفتکش»
هراس آمریکا از تشدید تنش - کنار گذاشتن سیاست تلافیجویانه «نفتکش در برابر نفتکش» در تهران به عنوان نشانهای تلقی میشود که حاکی از ترس ترامپ از تشدید کنترلنشده تنش و پیامدهای آن بر قیمت نفت است. از دیدگاه ایرانیان، این نشانهای از ضعف آمریکا است که میتواند مشوق حملات بیشتر باشد.
تردیدی نیست که محاصره دریایی هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران، که هماکنون در شرایط وخیمی به سر میبرد، تحمیل میکند. با این حال، تهران بر این باور است که در آزمون تابآوری راهبردی، ایران قادر خواهد بود بسیار بیشتر از دولت آمریکا مقاومت کند. فرض ایران بر این است که حساسیت آمریکا نسبت به قیمت انرژی، فشارهای سیاسی و هزینههای این کارزار، سرانجام بر توانایی واشنگتن برای ادامه سیاست فعلیاش غلبه خواهد کرد.
کشتی ها و شناورها در نزدیکی تنگه هرمز و ساحل بندرعباس، 28 سپتامبر 2026/ عکس از ایسنا
هزینه آمریکاییِ محاصره - ایالات متحده منابع نظامی و اقتصادی عظیمی را صرف حفظ محاصره دریایی و تأمین امنیت تردد در خلیج [فارس] میکند. از دیدگاه تهران، مسئله تنها این نیست که آیا واشنگتن توانایی ادامه این روند را دارد یا خیر، بلکه این است که تا چه زمانی مایل خواهد بود میلیاردها دلار و منابع نظامی قابلتوجهی را به کارزاری اختصاص دهد که نه تنها منجر به تسلیم ایران نمیشود، بلکه همزمان به حفظ قیمت بالای نفت نیز دامن میزند.
عرصه یمن به عنوان عامل تقویتکننده قدرت - کارزار یمن به ایران کمک میکند تا فشار بر بازار انرژی را افزایش دهد. حملات به تأسیسات آرامکو و تهدید عبور نفتکشهای سعودی در مسیرهای کشتیرانی جنوبی، توانایی عربستان سعودی را برای ایفای نقش به عنوان جایگزینی کارآمد برای مسیر هرمز محدود میکند. از دیدگاه تهران، این یک مزیت راهبردی مهم محسوب میشود، حتی اگر حوثیها بر اساس محاسبات مستقل خود عمل کنند.
آیا تهران توانایی خود برای تابآوری در برابر فشارهای شدید اقتصادی را به درستی ارزیابی میکند، یا این دولت آمریکاست که در برآورد تواناییاش برای تسلیم ایران صرفاً از طریق فشار اقتصادی، دچار بزرگنمایی شده است؟ پاسخ قاطعی برای این پرسش وجود ندارد. با این حال، آنچه روشن است این است که هر یک از طرفین به درستیِ مسیر خود و تواناییشان در وادار کردن طرف مقابل به تغییر سیاست، اطمینان دارند. از این رو، در مقطع کنونی، احتمال دستیابی به راهحلی دیپلماتیک پیش از تشدید بیشتر تنشها، اندک به نظر میرسد.
پیشفرضهای متناقض و مسیر کوتاه تشدید تنش
شکاف میان طرفین همچنان عمیق است. در حالی که دولت ترامپ به دنبال پیشبرد یک توافق هستهای جامع است — با این فرض که مسئله تنگه هرمز حتی بدون حلوفصل زودهنگام آن قابل مدیریت است — تهران از گفتگو درباره مسئله هستهای پیش از لغو محاصره دریایی توسط ایالات متحده خودداری میکند. در این چارچوب، گزارشهای منتشرشده در ایالات متحده مبنی بر اینکه ترامپ در حال بررسی حمله دیگری به ایران است، ممکن است بازتابدهنده این درک در درون دولت باشد که فشار اقتصادی به تنهایی برای وادار کردن ایران به تسلیم کافی نخواهد بود.
دیوارنگاره ضدآمریکایی در تهران، ۳ سپتامبر ۲۰۲۶ / عکس از خبرگزاری فرانسه
اما مشکل راهبردی دقیقاً همینجاست: حتی اگر فشار اقتصادی برای وادار کردن تهران به تغییر سیاست کافی نباشد، این بدان معنا نیست که تشدید تنش نظامی به آن هدف دست خواهد یافت؛ و قطعاً هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین اقدامی به تسلیم منجر شود.
در واقع، خطر اصلی اینجاست که هر دو طرف اسیر پیشفرضهای کاری متناقض و در عین حال به یک اندازه مشکلساز هستند: واشنگتن بر این باور است که افزایش فشار سرانجام به تسلیم ایران منجر خواهد شد، در حالی که تهران متقاعد شده که تداوم فرسایشِ اوضاع، ایالات متحده را وادار به عقبنشینی از خواستههایش خواهد کرد. هنگامی که هر دو طرف اطمینان دارند که زمان به نفع آنهاست، اما هیچکدام حاضر نیستند شرایط خود را برای حلوفصل مناقشه تغییر دهند، مسیر تشدید تنشها بسیار کوتاه میشود.
در نهایت، ایران هیچ قصدی برای تسلیم شدن ندارد. اگرچه محاصره دریایی آسیبهای سنگینی به اقتصاد ایران وارد میکند، اما فعلاً نه تنها موجب تسلیم این کشور نشده، بلکه واکنشهای تشدیدشونده ایران را در پی داشته است. مشکل اصلی دولت آمریکا این است که فشار اقتصادی لزوماً به دستاوردی راهبردی منجر نمیشود. تهران معتقد است که با ترکیبی از استقامت، تشدیدِ حسابشدۀ تنش و ضربات مداوم به اقتصاد جهانی انرژی، میتواند واشنگتن را به تغییر سیاست خود وادارد.
از دیدگاه ایران، هدف تنها رفع محاصره دریایی نیست، بلکه ایجاد تغییری بنیادین در موازنه قدرت در خاورمیانه و پیش از هر چیز، کاهش چشمگیر حضور نظامی آمریکا در منطقه است. بنابراین، تا زمانی که افق دیپلماتیک جدیدی گشوده نشود، پیشفرض ایران این است که ادامه روند تشدید تنش، بهتر از دادن امتیاز زیر فشار، در خدمت اهدافش خواهد بود. و دقیقاً همینجاست که خطر نهفته است: آنچه در واشنگتن ابزاری برای تحمیل امتیازگیری تلقی میشود، در تهران فرصتی برای تضعیف شدید ایالات متحده و تحمیل واقعیتی راهبردی و جدید به آن کشور دیده میشود.