به گزارش اکوایران، حدود دو هفته پس از آنکه ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله کردند، ایران راهی پیدا کرده تا با استفاده از بستن یکی از مهمترین آبراههای جهان، به واشنگتن ضربه بزند. با تهدید ترافیک دریایی در تنگه هرمز و گزارشهای ادعایی مبنی بر آغاز مینگذاری در این آبراه، اقدامات جمهوری اسلامی ایران باعث شده قیمت نفت به شکل چشمگیری افزایش یافته و تجارت جهانی تا حدی راکد شود. تاکتیکهای تهران باعث شده ایالات متحده آماده فراهم آوردن اسکورت دریایی برای نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز شود و برای عملیاتهای ضدمین برنامهریزی کند.
نبرد برای بازدارندگی از جنگ بعدی
به نوشته نیویورکتایمز، رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران، واضحترین سیگنال را درباره ادامه به خطر افتادن کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز ارسال کرد؛ آبراهی که حدود یکپنجم از نفت جهان پیش از آغاز جنگ از آن میگذشت. او در نخستین بیانیه خود اظهار داشت: «به طور قطع، اهرم بسته شدن تنگه هرمز باید همچنان مورد استفاده قرار بگیرد».
کارشناسان میگویند که ایران در حال پافشاری بر این موضوع است که همچنان میتواند آسیب اقتصادی و نظامی به ایالات متحده وارد آورد. این مسأله باعث پیچیدهتر شدن محاسبات دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، درباره چگونگی و زمان پایان جنگ و همچنین نحوه تعامل با ایران پس از پایان جنگ میشود. کایتلین تالماژ، استاد دانشگاه ماسچوست معتقد است: «این جنگ تنها درباره اینکه چه اتفاقی در چرخه فعلی رخ میدهد، نیست؛ جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل درباره ایجاد بازدارندگی مجدد ایران برای جنگ بعدی است».
بهترین زمین برای جنگ نامتقارن
جغرافیا باعث شده تنگه هرمز برای جنگ متقارن ایران به بهترین نقطه تبدیل شود و بتواند بر آمریکا هزینههایی تحمیل کند. تنگه هرمز که راه اصلی برای صادرات از خلیج فارس است، در باریکترین نقطه خود عرضی حدود 20 مایل دارد و در مرز جنوبی ایران قرار گرفته است. این موضوع به ایران اجازه میدهد با ترکیب تاکتیکهایش به متوقف کردن ترافیک دریایی در تنگه هرمز اقدام کند؛ از جمله استفاده از قایقهای کوچک و زیردریاییها، وسایل نقلیه آبی بدون سرنشین، مینهای دریایی و توانایی شلیک از خشکی.
برنامهریزان نظامی آمریکا طی چندین دهه با امکان بستن تنگه هرمز از سوی ایران روبرو بودهاند. حوثیهای یمن با استفاده از موشکها و پهپادها باعث اختلال در تجارت دریایی دریای سرخ پس از حملات اسرائیل علیه غزه شدند. کمپین نظامی پرهزینه آمریکا در سال گذشته میلادی برای توقف حملات حوثیها، نشاندهنده چالشهای اتکا به قدرت هوایی و دریایی در جهت امنیت بخشیدن به آبراههای خلیج فارس است.
کلینتون هینوت، ژنرال بازنشسته نیروی هوایی آمریکا که در دهه 2000 به عنوان استراتژیست ارشد هوایی در خاورمیانه خدمت کرد، معتقد است: «حل مسأله تنگه هرمز تنها با استفاده از نیروی نظامی، امری دشوار و تقریبا غیرممکن است». در آن زمان، از ژنرال هینوت درخواست شده بود تا رویکردهای نظامی برای مقابله با سناریوی بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران را مورد مطالعه قرار دهد. تیم او دریافت در حالیکه ایالات متحده میتواند از حسگرهای پیشرفته و ضربات دقیق، حملات ایران در تنگه هرمز را کاهش دهد، اما آمریکا قادر نیست این حملات را به طور کامل متوقف کند. مسیرهای کشتیرانی بسیار کمعرض هستند و کشتیهای عبوری در مقابل موشکها و تعداد زیادی از قایقهای کوچک، آسیبپذیر هستند.
سناریوی پرریسک برای آمریکا
این ژنرال آمریکایی ادعا کرده «تنها راه نظامی برای تضمین باز ماندن تنگه هرمز، تصرف منطقه مرزی با تنگه هرمز است که نیازمند تعداد بسیار زیادی نیروی زمینی برای تصرف ساحل است». او تصریح کرده «در غیر این صورت، تنها راه پایدار برای تنگه هرمز، تلاش دیپلماتیک است».
دونالد ترامپ هفته گذشته ادعا کرد که نیروی دریایی آمریکا میتواند نفتکشها را در تنگه هرمز اسکورت کند. اما کریس رایت، وزیر انرژی ایالات متحده، در روز پنجشنبه گفت که نیروی دریایی هنوز برای انجام چنین عملیاتی آماده نیست. وزیر انرژی آمریکا افزود: «این اتفاق به زودی رخ خواهد داد، اما اکنون نه. ما صرفا در حال حاضر آماده نیستیم چراکه همه داراییهای نظامی ما بر جنگ تمرکز دارند«.
یکی از مقامات ارشد ارتش آمریکا اعلام کرد پیش از هر گونه عملیات اسکورت، ایالات متحده دستکم به چند روز کمپین هوایی علیه داراییهای نظامی ایران که تنگه هرمز را تهدید میکند، نیاز دارد، از جمله قایقهای مینگذار، نیروی دریایی ایران، قایقهای تندروی سپاه، موشکهای کوتاهبرد و موشکها و لانچرهای سیار.این مقام آمریکایی هشدار داد که حتی پس از آن، احتمالا ترغیب شرکتهای کشتیرانی برای ادامه عملیاتهای خود چالشبرانگیز است، به خصوص اگر ایران همچنان تهدید شلیک به سوی آنها را داشته باشد.
بازارها در آشفتگی
استراتژی ایران نشانههایی از برنامهریزی همراه با احتیاط دارد. برای سالهای، ادراک عمومی در میان تحلیلگران نظامی این بود که ایران تنگه هرمز را مسدود نخواهد کرد زیرا خود برای صادراتش به آن نیاز خواهد داشت. اما کارشناسان کشتیرانی در روزهای اخیر گفتهاند که ایران نفت خود را از طریق تنگه هرمز صادر میکند. از 1 مارس (10 اسفند)، دستکم 10 نفتکش و حملکننده گاز ایران را ترک کرده و از تنگه هرمز عبور کردهاند. طبق گزارشها، همه این کشتیها مملو از محموله بودهاند. یکی از کارشناسان اظهار داشته که ایران همچنان نفت و گاز خود از طریق تنگه هرمز را به بازار میرساند.
بیش از 80 درصد از صادرات نفت و گاز از تنگه هرمز به سوی آسیا میرود و همین امر شوکهای عرضه بسیار شدیدی را برای تعداد زیادی از کشورهای آن منطقه به وجود آورده است. اما مهمترین مشتری ایران یعنی چین، پیش از جنگ به اقدامات احتیاطی روی آورد و میزان ذخایر نفتی خود را افزایش داد. چین در ماههای ژانویه و فوریه و در مقایسه با سال قبلتر، 15.8 درصد نفت بیشتری وارد کرد. بر اساس دادههای شرکت کپلر، ذخایر استراتژیک چین در حال حاضر شامل حدود 1.2 میلیارد بشکه نفت یا معادل 115 روز واردات نفت خام این کشور از طریق دریا است.
در همین حال، ایالات متحده و اسرائیل همچنان حملات خود را انجام میدهند. ترامپ مدعی شده در زمانی که تهدید هستهای از بین برود، قیمتهای نفت به سرعت کاهش خواهد یافت. او همچنین ادعا کرد قیمتهای بالاتر انرژی یک بهای بسیار کوچک برای امنیت و صلح آمریکا و جهان است. برای نخستینبار از سال 2022، معاملات آتی نفت در روز پنجشنبه بالاتر از 100 دلار به ازای هر بشکه قرار گرفت. این میزان بالاتر از سطح قیمتی حدود 70 دلاری پیش از آغاز جنگ است. حتی وزیر انرژی آمریکا در یک مصاحبه تلویزیونی احتمال نفت 200 دلاری را رد نکرد.
ریسک مینگذاری دریایی
گزارشهای ادعایی درباره مینگذاری تنگه هرمز، یک ریسک دیگر به وجود آورده است. بر اساس اعلام مقامات نظامی آمریکا، انجام عملیات مینزدایی از تنگه هرمز یک عملیات بسیار پرهزینه و خطرناک برای نیروی دریایی این کشور است که احتمالا هفتهها به طول خواهد انجامید. آنها اعلام کردند که پاکسازی این آبراه میتواند به طور مستقیم جان دریانوردان آمریکایی را به خطر بیندازد و ارتش باید انتخاب سختی داشته باشد؛ اینکه کشتیهای جنگی را که اکنون برای حمایت از نبرد مورد استفاده قرار میگیرند، به تنگه هرمز اعزام کند.
تنگه هرمز پیش از این نیز نقطه اشتعال بوده است، از جمله در سال 1988 در زمان جنگ ایران و عراق بود. دولت ریگان در آن زمان پیشنهاد محافظت از نفتکشهای کویتی را ارائه داد و با استفاده از ثبت آنها در آمریکا، توجیه قانونی برای حفاظت از این کشتیها توسط داراییهای نظامی ارتش مانند کشتیهای نیروی دریایی را فراهم کرد. اما کارشناسان میگویند که شرایط جنگ حاضر، متفاوت است. رزماری کلانیک از کارشناسان سازمان تحقیقاتی «اولویتهای دفاعی»، میگوید: «به نظر میرسد اپراتورهای کشتی این روزها احتیاط بیشتری به خرج میدهند. من به شدت این احساس را دارم که هنجارها درباره اینکه شرکتها مایلند چه کاری انجام دهند و چه چیزی را با ریسک همراه سازند، تغییر پیدا کرده است.»
آسیب بحران تنگه هرمز به اتحادهای آمریکا
یکی از بزرگترین صدمات بحران تنگه هرمز برای سیاست خارجی آمریکا میتواند قدرت اتحاد با کشورهای عربی خلیج فارس مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی باشد. پسلرزههای ژئوپلیتیکی این اتفاق میتوانند باعث شوند کشورهای حوزه خلیج فارس به دنبال بازسازی روابط خود با ایران باشند، حتی اگر خصومت تهران با ایالات متحده پابرجا بماند.
برایان کاتولیس، یکی از اعضای موسسه خاورمیانه، اظهار داشت: «بزرگترین نتیجهگیری در برخی از متحدان خلیج فارس آمریکا پس از پایان جنگ این خواهد بود که آنها نیازمند یک تمهید همیشگیتر برای تنگه هرمز هستند. من پیشبینی میکنم این کشورها به دنبال کاهش وابستگی خود به امنیت فراهمشده توسط آمریکا در تنگه هرمز خواهند رفت زیرا آمریکا با وجود قدرت نظامی قابل توجه، گاهی اوقات تمرکز استراتژیک و اعتمادی که آن کشورها میخواهند را دارا نیست.»