اکوایران: سلاح‌های خودکار ارزان، اقتصاد جنگ را تغییر می‌دهند و درس‌های مهمی در پی دارد.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که جنگ بزرگ خاورمیانه وارد چهارمین هفته خود شده، به نظر می‌رسد روند تحولات متفاوت از آن چیزی است که بسیاری از تحلیل‌گران و حتی سیاست‌گذاران انتظارش را داشتند.

جنگ علیه اقتصاد جهانی؛ در انتظار آتش‌بس اجباری؟

به نوشته ولی نصر، استاد مطالعات بین‌الملل دانشگاه جان هاپکینز، جنگ نامتقارنی که اقتصاد جهانی را به حالت تعلیق در می‌آورد، می‌تواند ایالات متحده را خسته کرده و مجبور به آتش‌بس کند.

سه هفته پس از جنگ، استراتژی ایران بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در ابتدا، ایران قصد داشت حملات آمریکا و اسرائیل را تحمل کرده و در عین حال با پهپادها و موشک‌ها به شهرهای اسرائیل و پایگاه‌های ایالات متحده حمله کند تا ذخایر موشک‌های رهگیر آنها را از بین ببرد. برنامه بلندمدت، حفظ موشک‌های بزرگ‌تر و کشنده‌تر برای مرحله دوم جنگ بود.

اما ایران همچنین یک استراتژی موازی - و به طور بالقوه مؤثرتر - را به کار گرفته است: جنگ علیه اقتصاد جهانی. موشک‌ها و پهپادهای ایرانی به تأسیسات نفت و گاز طبیعی در قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی و همچنین نفتکش‌های خلیج فارس حمله کردند و عبور از تنگه هرمز را محدود و در واقع آن را بستند و منجر به افزایش شدید قیمت نفت شدند.

یک بحران قریب‌الوقوع

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده،  تنها چند روز قبل از شروع جنگ در سخنرانی سالانه خود در 24 فوریه، به شکلی اجمالی از ایران نام برد. اما او به طور گسترده به قیمت بنزین، تورم و وضعیت اقتصاد پرداخت. ایرانی‌ها می‌دانند که بمب‌ها و موشک‌ها ممکن است توسط بسیاری از آمریکایی‌ها نادیده گرفته شوند، اما قیمت بنزین و تورم اینگونه نخواهد بود.

20260321_130300

اکنون مشخص است که حق با آنها بوده است. با گسترش درگیری به خلیج فارس، قیمت انرژی افزایش یافت و بازارهای جهانی را متزلزل کرد. اگرچه ایران دقیقاً در مورد چنین سناریویی هشدار داده بود، اما ایالات متحده غافلگیر شد. عدم آمادگی در برابر آن، تنها ترس از یک بحران قریب‌الوقوع را تشدید کرد.

اما ایران تنها به موضوع انرژی را دنبال نمی‌کند. پهپادها و موشک‌ها، سایر صنایع حیاتی در خلیج فارس، از شرکت‌های فناوری گرفته تا خطوط هوایی را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده‌اند. طی این مدت، به مراکز داده آمازون، فرودگاه دبی و تأسیسات بندری در تعدادی از کشورهای خلیج فارس حمله شده است. اختلال در حمل و نقل دریایی از طریق تنگه هرمز همچنین بر ترافیک کانتینرهای حامل کالاها و محصولات صنعتی مانند پتروشیمی و کود لازم برای کشاورزی تأثیر می‌گذارد.

فن‌آوری یا جغرافیا؟

در جنگ، جغرافیا به اندازه فن‌آوری اهمیت دارد. ایران بر کل ساحل شمالی خلیج فارس و بر میدان‌های انرژی در ساحل جنوبی خود و هر آنچه از آب‌های آن عبور می‌کند، تسلط دارد. متحدان حوثی در ورودی دریای سرخ و در امتداد گذرگاه کانال سوئز مستقر هستند. بنابراین ایران کاملاً در موقعیت مناسبی برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی از هر دو طرف شبه جزیره حجاز قرار دارد.

جنگ ایران آمریکا

کسانی که امروز فرماندهی میدان را بر عهده دارند، کهنه سربازان جنگ‌های نامتقارن در عراق و سوریه هستند. آنها اکنون همان استراتژی را برای مبارزه با ایالات متحده در میدان نبرد اقتصاد جهانی به کار می‌گیرند. پهپادها، موشک‌های کوتاه‌برد و مین‌هایی که نفت‌کش‌ها و بنادر را به آتش می‌کشند، می‌توانند همان تأثیر بمب‌های دست‌ساز در عراق را داشته باشند؛ اما با تأثیر بیشتر - اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی و افزایش قیمت نفت.

جنگی متفاوت

به باور نصر، حملات موشکی علیه ذخایر رو به اتمام رهگیرهای اسرائیلی، به سوق دادن ایالات متحده و اسرائیل به سمت آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه در ژوئن 202 کمک کرد. با این حال، جنگیدن علیه اقتصاد جهانی می‌تواند این بار نتیجه متفاوتی داشته باشد.

ایران می‌تواند ضدحمله خود را آسان‌تر و برای مدت بسیار طولانی‌تری ادامه دهد. علاوه بر این، آتش‌بس به تنهایی سایه خطری را که ایران بر خلیج فارس تحمیل کرده که اکنون سناریوی کابوس‌وار خود را تجربه می‌کند، از بین نمی‌برد. به همین دلیل است که مقامات ایران می‌گویند تا زمانی که واشنگتن هزینه اقتصادی جهانی شروع این جنگ را به طور کامل درک نکند، آتش‌بس را نخواهند پذیرفت. اگر مشاغل، سرمایه‌گذاران و گردشگران فرض کنند که جنگ دوباره از سر گرفته می‌شود، ممکن است به کشورهای خلیج فارس باز نگردند.

جمهوری اسلامی  ایران به نوبه خود آماده است تا جنگ نامتقارن را به اندازه کافی طولانی علیه اقتصاد جهانی آغاز کند تا واشنگتن را متقاعد کند که یک توافق سیاسی را تنها گزینه ببیند. تهران می‌گوید که فقط آتش‌بس با تضمین‌های بین‌المللی برای حاکمیت خود را می‌پذیرد، که احتمالاً به معنای نقش مستقیم روسیه و چین خواهد بود. همچنین ممکن است خواستار غرامت برای خسارات جنگ و آتش‌بس قابل تأیید در لبنان شود. سپس ایالات متحده باید با نوعی از توافق هسته‌ای که در ماه فوریه در ژنو روی میز گذاشت، موافقت کند و متعهد به لغو تحریم‌ها شود. در واقع، تهران با این هدف وارد این جنگ شد که مطمئن شود آخرین جنگ خواهد بود. آنها روی این شرط بسته‌اند که به اندازه کافی دوام بیاورند و اقتصاد جهانی را به اندازه کافی تحت فشار قرار دهند تا به این هدف برسند.

سیمای در حال دگرگونی میدان نبرد؛ حلمۀ ارزان، دفاع گران

در همین شرایط، فرید زکریا، تحلیل‌گر برجسته مسائل بین‌الملل در واشنگتن‌پست نوشت: در پس تیترهای روزانه از حمله‌ها و ضدحمله‌ها در خاورمیانه، جنگ به‌طورکلی در حال دگرگونی است. در هفتۀ نخست عملیات نظامی تلافی‌جویانۀ تهران، پهپادها حدود ۷۱ درصد از حملات ثبت‌شده علیه کشورهای خلیج فارس را تشکیل می‌دادند. بنا بر گزارش‌ها، تنها امارات متحد عربی ظرف فقط هشت روز با ۱,۴۲۲ پهپاد شناسایی‌شده و ۲۴۶ موشک روبرو شد.

20260321_111011

بسیاری از این روندها را در اوکراین نیز قابل مشاهده است؛ اما در ایران، خطوط کلی آیندۀ جنگ آشکارا نمایان شده است. مایکل هوروویتز از شورای روابط خارجی می‌گوید: «ما اکنون در عصر دقت انبوه در جنگ هستیم.» این عبارت دقیقی است. برای دهه‌ها، جنگ دقیق به‌معنای شمار انگشت‌شماری موشک تاماهاک، بمب‌افکن‌های پنهان‌کار یا جنگنده‌ها بود. اکنون می‌تواند به‌معنای پهپادی انتحاری ساخته‌شده از قطعات تجاری و پرتاب شده در قالب دسته‌های انبوه باشد. اکنون کشورهای بسیار کوچک‌تر می‌توانند به‌گونه‌ای فزاینده آنچه را که پیش‌تر نیازمند توان یک قدرت صنعتی بزرگ بود، مونتاژ، تطبیق و مقیاس‌دهی کنند. اقتصاد جنگ به‌تمامی وارونه شده است. یک پهپاد نوع شاهد اغلب حدود ۳۵,۰۰۰ دلار قیمت دارد. یک موشک رهگیر پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار هزینه دارد که با مبلغ آن می‌توان بیش از ۱۰۰ پهپاد را خریداری کرد.

حساب‌وکتاب جدید جنگ

این حساب‌وکتاب جدید درگیری است: مهاجم هزاران دلار هزینه می‌کند، مدافع میلیون‌ها دلار؛ و حتی دفاعِ موفقیت‌آمیز نیز می‌تواند به شکلی از فرسایش بدل گردد. این انقلاب اما فراتر از پهپادهاست. این در واقع دربارۀ یک معماری نظامی نوین است: سیستم‌های خودکار ارزان، هدف‌گیری با کمک هوش مصنوعی، تصاویر ماهواره‌ای تجاری، ارتباطات مقاوم، حسگرهای یکپارچه و ابزارهای سایبری که همه با هم کار می‌کنند. هدف صرفاً حمله کردن نیست. هدف فشرده ساختن زمان است؛ یعنی یافتن، تصمیم‌گیری و ضربه زدن سریع‌تر از آنچه دشمن بتواند حرکت کند، پنهان شود یا توان بازیابی پیدا کند.

سامانه تاد

سال گذشته در آزمایشی، نیروی هوایی ایالات متحد اعلام کرد که ماشین‌ها در کمتر از ۱۰ ثانیه توصیه‌هایی تولید کردند و ۳۰ برابر بیشتر از تیم‌های انسانی گزینه ارائه دادند. مدل قدیمی برتری نظامی، بر سیستم‌های پیچیده و گران‌قیمت متکی بود: باشکوه، پرهزینه، کند در تولید و دردناک در از دست دادن. این‌ها اما دیگر به‌تنهایی کافی نیستند.

در سال ۲۰۲۳ کاتلین هیکس، معاون وزیر دفاع، در سخنرانی دربارۀ ابتکار «تکثیرگر (Replicator)» که پنتاگون به‌تازگی از آن رونمایی کرده و قرار است به آمریکا کمک کند تا از رقبای خود عقب نماند، خواستار سیستم‌هایی شد که «کوچک، هوشمند، ارزان و زیاد» باشند. طرفی که در جنگ‌های فردا پیروز می‌شود، لزوماً کسی نیست که بهترین و منحصر‌به‌فردترین پلتفرم را داشته باشد؛ طرف پیروز ممکن است کسی باشد که بتواند شمار کافی از پلتفرم‌های خوب، به‌اندازۀ کافی ارزان و به‌اندازۀ کافی سریع را عملیاتی کرده و آن‌ها را به‌اندازۀ کافی هوشمندانه شبکه‌سازی کند. شمار زیادی چیز خوب، می‌تواند شمار کمی چیز عالی را شکست دهد. ایالات متحد اکنون «لوکاس (LUCAS)» را عملیاتی کرده است؛ پهپاد تهاجمی کم‌هزینه‌ای که بر اساس شاهد-136 ایران مدل‌سازی شده است. درواقع پیشرفته‌ترین نیروی نظامی جهان دارد از یک حکومتی تجدیدنظرطلب درس می‌گیرد، چراکه منطق جنگ تغییر کرده است. کمّیت اکنون کیفیتی ویژۀ خود را یافته است؛ به‌ویژه زمانی که با نرم‌افزار، اتوماسیون و اتصال همزمان ترکیب شود. هوروویتز استدلال می‌کند که دقت انبوه به یک ویژگی معمول در جنگ تبدیل خواهد شد «درست مانند مسلسل‌ها یا تانک‌ها.»

اوکراین؛ میدان دیگری از تحول

اوکراین همچنان آزمایشگاه بزرگ این عصر نوین است. این کشور از سر ناچاری مدلی از سازگاری با سرعت در زمان جنگ ساخته است. پهپاد رهگیر «STING» اوکراین حدود ۲,۰۰۰ دلار قیمت دارد، با سرعتی تا ۲۸۰ کیلومتر در ساعت پرواز می‌کند و طبق گفتۀ سازندۀ آن، از میانۀ سال ۲۰۲۵ تاکنون بیش از 3000 فروند شاهد را ساقط کرده است و طبق گزارش رویترز، با نرخی بیش از ۱۰,۰۰۰ فروند در ماه تولید می‌شود. یکی از خلبانان آزمایشی اوکراینی گفت که آموختن به پرواز در آوردن آن برای کسانی که پیش‌تر می‌توانستند پهپادهای دید اول‌شخص (FPV) را اداره کنند، تنها «سه یا چهار روز» زمان می‌برد.

پهپاد نظامی

در مرحلۀ بعد جنبۀ نرم‌افزاری مطرح است. اوکراین دسترسی به داده‌های میدان نبرد خود را باز کرده است تا متحدان بتوانند هوش مصنوعی پهپادها را آموزش دهند؛ امری که قابلیت‌های تشخیص الگو و شناسایی اهداف را تقویت می‌کند. وزیر دفاع اوکراین میخائیل فدوروف می‌گوید کشور اکنون «مجموعه‌ای بی‌نظیر از داده‌های میدان نبرد» را در اختیار دارد که «در هیچ جای دیگر دنیا همتایی ندارد»؛ از جمله «میلیون‌ها تصویر برچسب‌خورده» که طی «ده‌ها هزار پرواز رزمی» جمع‌آوری شده‌اند.

به‌عبارت‌دیگر، ارزشمندترین خروجی این جنگ شاید فقط سخت‌افزار نباشد. شاید داده‌ها باشند. به همین دلیل است که پیامدها فراتر از اوکراین و خلیج فارس گسترش می‌یابد. فرمانده ارشد اوکراین می‌گوید مسکو اکنون روزانه ۴۰۴ فروند پهپاد نوع شاهد تولید می‌کند و در نهایت هدف تولید ۱,۰۰۰ فروند در روز را دارد. در مقابل، لاکهید مارتین در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۰۰ فروند موشک رهگیر پاتریوت تولید کرد و امیدوار است تا سال ۲۰۲۷ این رقم را به ۲,۰۰۰ فروند برساند. این تضاد، ماجرا را روایت می‌کند. مسئله دیگر تنها پیچیدگی فناورانه نیست. مسئله مقیاس صنعتی، یکپارچه‌سازی نرم‌افزاری و سرعتی است که طی آن درس‌های میدان نبرد به تولید انبوه تبدیل می‌شوند.

انقلابی با پیامدهای در میدان نبرد

پیامدهای ژرف‌تری از این انقلاب در امور نظامی وجود دارد. با وجود پهپادها در بیرون، نبرد در همه‌جا جریان دارد و سربازان فرصت استراحت نخواهند داشت. با دور بودن انسان‌ها از خط مقدم، شاید جنگ به سادگی قابل تصور شود، اما شاید از آن ساده‌تر نیز به بن‌بست برسد. با اینکه تولید این سلاح‌های مرگبار آسان است، گروه‌های تروریستی، کارتل‌های مواد مخدر و باندها نیز می‌توانند دست به‌نوعی جنگ بزنند که زمانی در انحصار ارتش‌های منظم با زرادخانه‌ها بود.

جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ به جهان آموخت که فناوری پیشرفته می‌تواند جنگ را دقیق کند. در سال ۲۰۲۶ ایران به جهان چیزی مهم‌تر را می‌آموزد: دقت اکنون به صورت انبوه تولید خواهد شد. کشورهایی که پیروز می‌شوند، لزوماً دارندگان بهترین پلتفرم‌ها نخواهند بود. آن‌ها کسانی خواهند بود که بتوانند شمار اندکی سلاح گران‌قیمت و پیچیده را با تعداد زیادی پهپاد ارزان‌قیمت ترکیب کنند. قضاوت انسان به‌مرور جای خود را به الگوریتم‌های رایانه‌ای خواهد داد. این آیندۀ جنگ است و این آینده، سریع‌تر از آنچه بیشتر ما تصور می‌کردیم، در حال فرارسیدن است.