بخشی از انگیزۀ ترامپ در تصمیم‌گیری در رابطه با ورود به جنگ با ایران، از فشار هم‌پیمانان خارجی ناشی شده است؛ حال‌آنکه تیم کاخ سفیدِ او بیشتر سکوت اختیار کرده بودند. این واقعیت نشان می‌دهد که چگونه در دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ، شخصیت‌های محدودکننده جای خودشان را به شخصیت‌هایی داده‌اند که به همه چیز چراغ سبز نشان می‌دهند.

به گزارش اکوایران، گزارش‌های رسانه‌ای اخیر پرده از ابعاد جدیدی درباره نحوه تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده،  برای آغاز جنگ علیه ایران برداشته‌اند.

دامی که برای ترامپ پهن شد

به نوشته بلومبرگ به نقل از منابع آگاه، کسانی‌که به‌طور خصوصی حمله به ایران را از ترامپ خواستار شدند، شامل نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، رابرت مرداک (مالک رسانه) و شماری از تحلیل‌گران محافظه‌کار می‌شوند. بر پایۀ اطلاعات یکی از منابع آگاه، بنیان‌گذار رسانه‌های نیوز کورپ چندین بار با ترامپ در ارتباط بود و او را تشویق به مواجهه با تهران کرد.

این منابع می‌گویند که همزمان، برخی از نزدیک‌ترین مشاوران ترامپ - از جمله معاون رئیس‌جمهوری جی.دی. ونس، وزیر امور خارجه مارکو روبیو و رئیس دفتر رئیس‌جمهور سوزی وایلز - در رابطه با احتمال درگیری نظامی ساکت‌تر باقی ماندند؛ اگرچه شمار اندکی به‌طور مستقیم اشتباه بودن این ایده را با ترامپ در میان گذاشته بودند. این منابع می‌گویند که وایلز کوشید تا ترامپ گزینه‌های در دسترس خود را دقیق‌تر بررسی کند، درحالی‌که ونس به مقامات ارشد توصیه کرد که صادقانه با او و همچنین دربارۀ احتمال جنگ سخن بگویند. در جلسات محرمانۀ پیش از حملات، ونس پرسش‌هایی را دربارۀ اینکه هرگونه جنگی چگونه پیش خواهد رفت، مطرح کرد.

وحدت کلمه یا گوش‌به‌فرمانی؟

به گفته تامی پیگوت، از سخنگویان وزارت امور خارجه: «این داستان قدیمی و آشنایی است که کسانی که حتی نمی‌دانند دارند دربارۀ چه چیزی صحبت می‌کنند، ادعا می‌کنند که می‌دانند. هیچ تفرقه‌ای وجود ندارد. ترامپ و تمام دولت به‌طور یکپارچه در این تلاش هم‌داستان هستند.» اما نمایندگان مرداک به درخواست‌های ارائه‌شده برای اظهارنظر، پاسخی ندادند.

جنگ ایران آمریکا

آغاز جنگ، که اکنون هفتۀ چهارم خود را می‌گذراند، یکی از مهم‌ترین تصمیمات دور دوم ترامپ بود. این جنگ دولت او را به لبۀ بحران بین‌المللی و داخلی کشانده، متحدین آمریکا را متزلزل کرده، هزینه‌های انرژی را افزایش داده و بخت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر را پیچیده ساخته است. ترامپ علی‌رغم این عوامل پافشاری می‌کند و تأکید کرده که تصمیم‌گیری پیرامون پایان جنگ با اوست. این امر نشان‌دهندۀ میزان اثرپذیری اقدامات او از غرایز و نیز نشان‌دهندۀ میزان اندک مخالفتی است که او از تیمش دریافت می‌کند؛ حتی زمانی که وعده‌های انتخاباتی کلیدی مانند پایان جنگ‌های خارجی را نادیده می‌گیرد.

به گفتۀ جان بولتون که در دور نخست ترامپ به‌عنوان مشاور امنیت ملی خدمت کرده و اکنون منتقد برجستۀ او شناخته می‌شود: «آنچه ترامپ از مشاورانش در دور دوم می‌خواهد، این است که وقتی او قصد انجام اقدام ایکس یا ایگرگ را دارد، به "بله قربان" بسنده کنند، نه افرادی که می‌گفتند "آیا فلان موضوع را در نظر گرفته‌اید؟"» به گفتۀ کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید: «رئیس‌جمهور ترامپ می‌خواهد از نظرات صادقانۀ هر کسی که در اتاق حضور دارد بهره‌مند شود. هر کسی که در جلسات با او حضور داشته باشد، می‌داند که او اغلب، نظرات تمام مشاورانش را صرف‌نظر از عنوان یا تخصصش، می‌خواهد و چشم‌داشت دریافت پاسخ صادقانه دارد.»

تصمیم‌گیری در کنار حلقه وفاداران

جنگ، تازه‌ترین و برجسته‌ترین نمونه‌ای است که نشان می‌دهد ترامپ چگونه با وجود تردیدهای برخی اطرافیان خود، تصمیمات مهم را اتخاذ می‌کند؛ مانند تعرفه‌های جهانی او که دیوان عالی بعداً آن‌ها را رد کرد.

ترامپ

بااین‌حال، ترامپ اغلب به وفاداری تیمش افتخار می‌کند و آن را با کابینۀ دوره نخست خود مقایسه می‌کند که پر از مقاماتی بود که اغلب با او و با یکدیگر درگیر بودند. او در جمع خبرنگاران در کاخ سفید گفت: «من در دور دوم خود قدرت بیشتری دارم.» نگرانی بسیاری از جمهوری‌خواهان این است که جنگ بر بخت سیاسی آنها در انتخابات میان‌دوره‌ای که احتمالاً بر اساس ادراک انتخاب‌کنندگان از اقتصاد و هزینه‌های زندگی تعیین خواهد شد، تأثیر خواهد گذاشت. «به نظر می‌رسد هزینه‌های انرژی ما به زودی کاهش نخواهد یافت،» این گفتۀ مارک شورت، استراتژیست جمهوری‌خواهی که در دولت نخست ترامپ حضور داشت، است؛ او می‌افزاید: «فشارها هزینۀ سزاوار توجهی را برای خانواده‌های کارگری ایجاد خواهد کرد.»

مخالفت پشت درهای بسته

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که یک اکثریت شکننده از آمریکایی‌ها با این درگیری مخالفند و برخی صداهای برجسته در جنبش «ماگا»، از جمله تاکر کارلسون و استیو بنن، از این جنگ انتقاد کرده‌اند.

ترامپ ماگا

بااین‌وجود، یک جمهوری‌خواه که به‌طور مکرر با کاخ سفید در ارتباط است، چنین گفت که بسیاری از کارمندان به جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی و تأثیر آن بر پیام اقتصادی حزب بی‌تفاوت هستند. ترامپ اعلام کرده است که این جنگ ارزش درد کوتاه‌مدت را دارد و قیمت بنزین پس از پایان درگیری کاهش خواهد یافت. شخصیت‌های رسانه‌ای محافظه‌کار نزدیک به ترامپ، از جمله مارک لیوین و سناتور لیندزی گراهام، از جمله کسانی هستند که به‌نفع جنگ تبلیغ کرده‌اند.

حتی مشاوران ترامپ که پیش‌تر مخالف حملات نظامی علیه ایران بودند، نسبتاً ساکت مانده‌اند. رئیس اطلاعات ملی، تولسی گبارد، این هفته در یک جلسۀ کنگره اعلام کرد که ترامپ «تنها شخصی» است که می‌تواند تصمیم بگیرد که آیا ایران تهدید «فوری» ایجاد می‌کند یا خیر. ونس، کهنه‌سرباز دریایی ایالات متحد و مخالف سنتی مداخلۀ خارجی، به‌طور عمومی این جنگ را تأیید کرده است؛ هرچند ترامپ اشاره کرده است که این دو پشت درهای بسته دربارۀ نظرات خود کمی تفاوت داشتند. 

ترامپ این ماه دربارۀ معاون خود چنین گفت: «او، اگر بخواهم به شما بگویم، از جنبۀ فلسفی کمی با من متفاوت بود. فکر می‌کنم کمی کمتر مشتاق، اما کاملاً پرانرژی بود.» ونس روز دوشنبه گفت که از نیروهای نظامی حمایت می‌کند و با ترامپ در این مورد موافق است که ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد. او از بحث دربارۀ مشاوره‌های خصوصی خود با رئیس‌جمهور خودداری کرده، اما اظهار کرده است که معتقد است ترامپ می‌تواند این درگیری را با موفقیت مدیریت کند، درحالی‌که رئیس‌جمهوران پیشین نتوانسته‌اند. 

مخالفت جلوی چشم همگان

تاکنون تنها مقام ترامپ که نظر مخالف خود را ابراز داشته است، جو کنت، رئیس پیشین مرکز مبارزه با تروریسم ملی است که در شبکۀ اجتماعی ایکس اعلام کرد که به‌دلیل عدم پشتیبانی از «فرستادن نسل بعدی به جنگ و کشته شدن در جنگی که برای مردم آمریکا سودی نمی‌رساند» استعفای خود را اعلام می‌کند. به گفتۀ ونس، کار درست برای کنت این بود که ساکت بماند: «می‌توان با یکدیگر اختلاف دیدگاه داشت، اما وقتی رئیس‌جمهور تصمیمی می‌گیرد، وظیفۀ همه کسانی که در این دولت خدمت می‌کنند این است که آن را به بهترین شیوۀ ممکن اجرا کنند.»

جنگ ایران آمریکا

در دور نخست دولت ترامپ، مقامات امنیت ملی کوشش می‌کردند احساسات رئیس‌جمهور را کنترل کنند. آنان اغلب با او هم‌نظر نبودند. وزیر دفاع جیم ماتیس روز بعد از اینکه ترامپ به‌طور ناگهانی درخواست بازگشت نیروهای آمریکایی از سوریه را داد، استعفای خود را اعلام کرد. مطابق گزارش‌های خبری آن زمانِ اِن.بی.سی، رئیس دفتر پیشین رئیس‌جمهور، جان کلی، اغلب با ترامپ درگیر بود و در یک گفت‌وگوی داغ، رئیس‌جمهور را از بازگشت تمام نیروهای آمریکایی از شبه‌جزیرۀ کره منع کرد. بولتون به‌هنگام راهبری شورای امنیت ملی، بارها خواستار بمباران ایران بود و نظرات خود را آشکارا با ترامپ در میان می‌گذاشت؛ ولو اینکه ترامپ با آن موافق نبود. ترامپ زمانی دربارۀ بولتون گفت: «من کسی هستم که او را تعدیل می‌کنم و این خوب است.»

زرنگی وایلز، به‌عنوان رئیس دفتر رئیس‌جمهور، این است که اجازه دهد ترامپ به هر شیوه‌ای که مایل باشد، عمل کند. او تنها سعی می‌کند افراد و فرآیندهای اطراف ترامپ را کنترل کند؛ راهبردی که البته توانسته اعتماد ضمنی ترامپ را جلب کند و به او کمک کرده است تا بیشتر از اخلاف خود در این سمت باقی بماند. ترامپ در چهار سال نخست خود چهار رئیس دفتر، از جمله رئیسان موقت، داشت؛ حال‌آنکه در این دوره، وایلز یگانه متصدی این سمت بود.