اکوایران: کنفرانس مونیخ در دوره ترامپ به میدان صداهای گوناگون مقامات آمریکایی تبدیل شده است.

به گزارش اکوایران، کنفرانس امنیتی مونیخ امسال برای اروپایی‌ها نه فقط صحنه‌ای برای شنیدن مواضع تازه واشنگتن، بلکه عرصه‌ای برای مواجهه با سه روایت متفاوت از سیاست خارجی آمریکا بود؛ از حمله تند ایدئولوژیک جی‌دی ونس به ارزش‌های اروپایی، تا روایت تمدنی مارکو روبیو و نگاه عمل‌گرایانه البریج کُلبی مبتنی بر منافع مشترک. این سه صدا، در حالی که همگی از دل دولت ترامپ برمی‌خیزند، تصویری واحد ارائه نمی‌دهند و همین چندگانگی، پرسشی اساسی را پیش روی اروپا قرار داده است: آیا باید خود را برای شراکتی محدودتر، ایدئولوژیک‌تر و پرنوسان‌تر با آمریکا آماده کند، یا هنوز می‌تواند به همان اتحاد سنتی و قابل پیش‌بینی دهه‌های گذشته تکیه کند؟

سه سخنرانی آمریکایی در مونیخ و انبوهی از سردرگمی

به نوشته نیویورک تایمز، در فاصله تنها یک سال، رهبران اروپایی سه روایت متفاوت شنیده‌اند که دولت ترامپ چگونه در حال بازتعریف رابطه آمریکا با متحدانش است. هر یک لحن خاص خود را دارد، اما همگی با این هدف بیان شده‌اند که اروپا را به ورود به دوره‌ای تازه سوق دهند؛ دوره‌ای که در آن تعهد واشنگتن به دفاع از آنان با محدودیت‌های جدیدی روبه‌رو خواهد بود. نخستین سخنرانی را سال گذشته معاون رئیس‌جمهور جی‌دی ونس ایراد کرد؛ نطقی تند و کوبنده علیه دموکراسی به سبک اروپایی. او استدلال کرد که موج‌های مهاجرت و محدودیت‌های اروپا علیه احزاب راست افراطی خود تهدیدی بزرگ‌تر برای این قاره نسبت به تجاوزگری روسیه محسوب می‌شود.

دومین سخنرانی نسخه‌ای نرم‌تر و قابل‌هضم‌تر از پیامی مشابه بود که روز شنبه از سوی وزیر خارجه مارکو روبیو ارائه شد. او از تاریخ فرهنگی مشترک  هرچند مبهم و گاه آرمان‌گرایانه میان اروپا و ایالات متحده سخن گفت و هشدار داد که هر دو با محو تمدنی روبه‌رو خواهند شد، مگر آنکه راهی برای کنترل مرزهای خود بیابند. سپس در همان کنفرانس، عالی‌رتبه‌ترین مقام دفاعی حاضر البریج کُلبی معاون سیاست‌گذاری وزارت دفاع، پیامی کلاسیک از امنیت ملی آمریکا ارائه داد که بر منافع مشترک نه ارزش‌های مشترک تأکید داشت و توصیه کرد دو طرف بر مسائل عملی و فنی تمرکز کنند.

سردرگمی قابل درک

ونس و روبیو ممکن است در سال ۲۰۲۸ رقیب یکدیگر برای نامزدی ریاست‌جمهوری شوند یا حتی هم‌تیمی انتخاباتی. بنابراین نحوه توصیف نقش و هدف آمریکا در قبال متحدانش، تا حد زیادی برای مخاطبان داخلی نیز طراحی شده بود. آنان می‌دانند که هر واژه‌ای از سوی هواداران جنبش «ماگا » که نسبت به میزان مداخله دولت ترامپ در جهان  از ونزوئلا و ایران گرفته تا سوریه و گرینلند  بدبین هستند، با دقت سنجیده خواهد شد. اما مخاطبان فوری آنان متحدان ناتو بودند. اروپایی‌ها متعهد شده‌اند تا سال ۲۰۳۵ هزینه‌های دفاعی خود را به‌طور چشمگیری افزایش دهند، اما می‌دانند که اگر شکاف با ایالات متحده عمیق‌تر شود، باید توانمندی‌ها و گستره نفوذ عظیم آمریکا را خود بازسازی کنند؛ پروژه‌ای که هزینه‌ای بسیار بیشتر خواهد داشت و ممکن است ۱۰ تا ۲۰ سال زمان ببرد.

کنفرانس امنیتی مونیخ

سخنرانی سال گذشته آقای ونس با سکوتی مبهوت‌کننده، حتی همراه با نفس‌گیری‌های حیرت‌آلود مواجه شد. نسخه ملایم‌تر آقای روبیو صبح شنبه با تشویق ایستاده حضار در تالار هتل «بایریشر هوف» روبه‌رو شد؛ بنایی باشکوه از اروپای قدیم که به نظر می‌رسید روبیو در حال آرمان‌سازی از آن است. سخنان او از سوی اورزولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، اطمینان‌بخش تلقی شد. ولفگانگ ایشینگر رئیس کنفرانس امنیتی یادآور شد که در حالی که ونس درباره ناتو از ضمیر «آن‌ها» استفاده می‌کرد، روبیو این ائتلاف را «ما» خطاب کرد. با این حال، او گفت سخنرانی روبیو «برداشتی کاملاً آمریکایی از جهان» ارائه می‌داد.

به دنبال نوسازی یک تمدن

برای بسیاری از مقامات و تحلیلگران اروپایی، واکنش اولیه به‌سرعت به احتیاط بدل شد. دفاع روبیو از ائتلاف، به‌ندرت به تهدیدهای روسیه و دیگر دشمنان پرداخت و بیشتر به دفاع از میراث سفیدپوست و مسیحی پرداخت که به گفته او اروپا و آمریکا را به هم پیوند می‌دهد. اگرچه روبیو به احزاب راست افراطی که ونس از آن‌ها تمجید کرده بود اشاره نکرد، اما به نظر می‌رسید این دیدگاه را بیان می‌کند که هدف راهبرد امنیت ملی، حفاظت از «تمدن غرب» است. او گفت: «ما با عمیق‌ترین پیوندهایی که ملت‌ها می‌توانند داشته باشند به یکدیگر وابسته‌ایم؛ پیوندهایی شکل‌گرفته در طول قرن‌ها تاریخ مشترک، ایمان مسیحی، فرهنگ، میراث، زبان، تبار و فداکاری‌هایی که نیاکان ما برای تمدن مشترکی که به ما به ارث رسیده، انجام داده‌اند.»

روبیو

او استدلال کرد که دولت ترامپ «هیچ علاقه‌ای به آن ندارد که سرپرستان مؤدب و منظم افول مدیریت‌شده غرب باشد» و افزود: «ما به دنبال جدایی نیستیم، بلکه می‌خواهیم دوستی کهن را احیا کنیم و بزرگ‌ترین تمدن تاریخ بشر را نوسازی نماییم.» همچنین چیزی که مورد توجه همگان قرار گرفت این بود که روبیو پس از مونیخ به اسلواکی و مجارستان سفر کرد؛ کشورهایی که توسط احزاب پوپولیست راست افراطی اداره می‌شوند، نسبت به اتحادیه اروپا بدبین‌اند و به‌ویژه در موضوع جنگ اوکراین به روسیه نزدیک‌تر شده‌اند.

یک سخنرانی خوب؟

لوک فان میدلار، تاریخ‌دان هلندی و مقام پیشین اتحادیه اروپا، سخنرانی روبیو را «خوب طراحی‌شده و بنابراین برای اروپایی‌ها خطرناک‌تر» توصیف کرد؛ زیرا پیمانی تازه بر پایه تمدن مشترک پیشنهاد می‌دهد، اما بخش مربوط به سخنان ونس در سال گذشته که هم‌راستایی آمریکا با متحدان مگا در اروپا را دربر داشت را حذف می‌کند. به گفته او «اروپایی‌ها در واقع در حال افتادن در یک دام هستند.» روبیو «کوشید ما را در داستانی مشترک از تاریخ و ملت‌ها، خویشاوندی و دین در آغوش بگیرد، در حالی که بسیاری از اروپاییان غیرسفیدپوست و حتی آمریکایی‌ها را نادیده گرفت.»

یکی از مقامات ارشد اروپایی استدلال روبیو را همچون «قرص سمی» توصیف کرد. به گفته او، دفاع از «تمدن غرب» به‌عنوان بهایی برای چتر دفاعی آمریکا ارائه می‌شود، با این القای ضمنی که آمریکا و متحدان غربی‌اش برای حفظ اروپایی سفیدتر و مسیحی‌تر می‌جنگند. چنین رویکردی تعامل رهبران اروپایی با سایر نقاط جهان و حتی با شهروندان غیرمسیحی خودشان را بسیار دشوارتر می‌کند. در حالی که برخی اروپایی‌ها درک می‌کنند ونس و روبیو برای دو مخاطب سخن می‌گویند یکی در اروپا و دیگری در آمریکا آقای کُلبی سیاستمدار نیست. او پژوهشگری محافظه‌کار در حوزه دفاع است که اکنون در موقعیتی قرار گرفته تا راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ را توضیح دهد؛ راهبردی که هر هفته دستخوش تغییر است.

او از «عقل سلیم و واقع‌گرایی انعطاف‌پذیر» سخن گفت و بحث درباره ارزش‌های مشترک را «سرودهای ستایش‌آمیز یا شعارهای تهی» خواند. او گفت: «از منظر طیف سیاسی ما، مطمئن نیستم این حرف درست باشد». در عوض، کلبی گفت: «بیایید شراکت‌مان را بر چیزی پایدارتر و واقعی‌تر بنا کنیم، مانند منافع مشترک. ارزش‌ها بدیهی است که وجود دارند و تاریخ هم همین‌طور. اما نمی‌توان یک ائتلاف را صرفاً بر احساسات بنا کرد»، و افزود که «شاید در ارزش‌ها تفاوت‌هایی وجود داشته باشد.»

کدام آمریکا؟

این پیام برای اروپایی‌ها، از جمله صدراعظم آلمان فریدریش مرتس، بسیار قابل‌قبول‌تر بود. او در سخنرانی افتتاحیه خود به‌صراحت گفت: «جنگ‌های فرهنگی جنبش ماگا، جنگ‌های ما نیست.» دیدگاه کلبی درباره رابطه‌ای مبتنی بر منافع مشترک بسیار نزدیک‌تر به جایگاهی است که اروپایی‌ها می‌خواهند در آن باشند؛ همراه با تعهد آشکار او به دفاع جمعی و تضمین هسته‌ای آمریکا. کلبی تأکید کرد که اروپا در بلندمدت باید بتواند در هر جنگ متعارفی از خود دفاع کند و یادآور شد که حضور آمریکا در هسته ناتو برای جلوگیری از تبدیل درگیری‌های متعارف به جنگ هسته‌ای حیاتی است.

آمریکا اروپا

در نهایت، اروپا با این پرسش باقی ماند که با کدام آمریکاست که هم‌پیمان شده است؛ این را ایوان کراستف، دانشمند علوم سیاسی بلغاری و عضو مؤسسه علوم انسانی در وین، بیان کرد. او گفت: «گاهی می‌گوییم می‌توانیم بدون آمریکایی‌ها هم کار کنیم، و گاهی هم آسوده می‌شویم وقتی به نظر می‌رسد آمریکا بازگشته است».  به گفته او، اروپایی‌هایی که در روبیو بازگشت همان متحد آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم را می‌بینند، «خودشان را فریب می‌دهند.»

او افزود: «و می‌توان گفت اروپایی‌ها می‌خواهند فریب بخورند، چون امروز حتی بیشتر از سال ۱۹۸۹ سالی که دیوار برلین فرو ریخت به آمریکا وابسته‌اند»، آن هم با توجه به جنگ چهار ساله روسیه در اوکراین که مستقیماً امنیت اروپا را به چالش کشیده است. کراستف گفت اروپایی‌ها کمتر نگران فشار برای افزایش هزینه‌های نظامی هستند، آن هم در شرایطی که آمریکا توجه خود را به چین معطوف می‌کند. او افزود: آنچه اروپایی‌ها بیش از همه نگرانش هستند این است که این دولت به‌شدت ایدئولوژیک شده است. آنچه جدید است، آمادگی آمریکا برای ورود به سیاست داخلی اروپاست. و آنچه جالب است، نه آن چیزی است که روبیو اینجا گفت، بلکه جایی است که از اینجا به آن می‌رود یعنی اسلواکی و مجارستان.