به گزارش اکوایران، سخنرانی روبیو در کنفرانس مونیخ با واکنش های متعددی رو به رو بود. از سوی انتظار می رفت تا همچون ونس در سال گذشته با لحنی رادیکال از فروپاشی تمدن غربی سخن بگوید اما در اقدامی غیرقابل پیش بینی شروع به تمجید از تاریخچه فرهنگ غربی و ریشه های مشتر کرد. با این حال به عقیده بسیاری از کارشناسان عدم اشاره به موضوعات مهم مانند نزاع اوکراین و همچنین مسئله گرینلند از یک سو و چتر حمایت نظامی آمریکا از اروپا از سوی دیگر نشان از شکلی از تحقیر دارد که سیاست خارجه ترامپ آن را مخصوصا در سال دوم خود به شدت دنبال می کند.
درس هایی از تاریخ
به نوشته نیویورک تایمز، چهار سال پیش، مقامهای آمریکایی با عکسهای ماهوارهای از تجمع نیروهای روسی و شنود مکالمات میان ژنرالهای روس به کنفرانس امنیتی مونیخ آمدند و استدلال کردند که حمله به اوکراین قریبالوقوع است. بیشتر مقامهای ارشد اروپایی این شواهد را رد کردند و گفتند ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، بلوف میزند. جنگ اوکراین که هفته آینده وارد پنجمین سال خود میشود، چند روز بعد آغاز شد. امسال نقشها تا حد زیادی معکوس شده است. معدود مقامهای آمریکایی حاضر در اینجا، به رهبری وزیر خارجه مارکو روبیو، فقط میگویند در حال مذاکره برای توقف کشتار هستند و سپس به سایر موضوعات خواهند پرداخت. اینک این اروپاییها هستند که هشدار میدهند حتی یک آتشبس یا توافق صلح نیز کارزار خرابکاری پوتین در سراسر اروپا را متوقف نخواهد کرد و اشتهای ارضی او احتمالاً به مرزهای اوکراین محدود نمیشود.
اختلافات سال گذشته میان واشنگتن و اروپا بر سر تعرفهها، گرینلند، آزادی بیان برای احزاب راستگرا و اعلام دولت ترامپ مبنی بر اینکه اگر اروپا مرزهای خود را کنترل نکند به سوی «محو تمدنی» میرود یک تغییر بنیادیتر را پنهان کرده است. رهبران چند کشور اروپایی میگویند پس از آن سلسله شوکها، اکنون درباره کاهش ریسک از ایالات متحده گفتوگو میکنند. این اصطلاح پیشتر برای توصیف راهبردی بهکار میرفت که هدفش پرهیز از وابستگی بیش از حد به چین یا زنجیرههای تأمین نفت روسیه یا مواد معدنی حیاتی بود. اکنون این واژه درباره آمریکا به کار میرود. اروپاییها از تهدیدهایی سخن میگویند که آمریکاییها در سخنرانیهای خود در کنفرانس حتی به آن اشاره نکردند و یکی از این تهدیدها، غیرقابلپیشبینی بودن ترامپ است.
مسائل مهم نادیده گرفته شده!
روبیو در سخنرانی شنبه خود کوشید بخشی از نگرانیهای اروپا را کاهش دهد و لحنی دیپلماتیکتر از آنچه جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، یک سال پیش از همین تریبون اتخاذ کرده بود، به کار برد. او گفت: «ما همیشه فرزند اروپا خواهیم بود»، و به عمق و تاریخ مهاجرت اروپاییان به آمریکای شمالی پرداخت، نه اینکه درباره سرکوب گروههای راست افراطی موعظه کند. هرچند برخی از مضامین ونس تکرار شد، اما بیان نرمتر آن برای مخاطبان عمدتاً اروپایی قابلپذیرشتر بود. اما روبیو تقریباً هیچ اشارهای به روسیه نکرد منبع اصلی نگرانیهای امنیتی اروپا و هیچ هشداری به پوتین نداد؛ آن هم در حالی که تنها چند ساعت پیش از سخنرانی او، چند متحد آمریکا کرملین را متهم کرده بودند که دو سال پیش از یک سم ممنوعه برای کشتن الکسی ناوالنی، رهبر مخالفان روس، در زندان استفاده کرده است. چند دیپلمات بعداً گفتند که نبود تأیید رسمی واشنگتن بر این اطلاعات معنادار بود.
در عین حال، نشانههای آسیبهای واردشده طی یک سال گذشته همهجا دیده میشد. دانمارکیها که هنوز از سرعت اوجگیری احتمال درگیری نظامی با آمریکا در دسامبر و ژانویه شوکهاند، علناً با واشنگتن مذاکره میکنند. اما در مونیخ بارها از آمریکاییها میپرسیدند آیا ممکن است ترامپ ناگهان خواسته خود مبنی بر مالکیت کامل نه اجاره ۸۳۶ هزار مایل مربع یخپوش گرینلند را دوباره مطرح کند؟ فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، روز جمعه در سخنرانی خود همتایان اروپاییاش را بهدلیل وابستگی بیش از حد و طولانیمدت به آمریکا سرزنش کرد، انتقادی که سالها از سوی واشنگتن مطرح میشد.
به دنبال استقلال از آمریکا
چکیده نگرانی مرتس در گفتوگوی یکساله او با امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، درباره احتمال قرار گرفتن آلمان زیر چتر هستهای فرانسه نهفته است. مرتس بارها گفته هر ترتیبی که فرانسه برای ارائه حمایت نهایی به آلمان پیشنهاد کند، با ناتو و ایالات متحده هماهنگ خواهد بود. اما در ریشه این ابتکار هستهای، نگرانی آشکاری وجود دارد که شاید دیگر نتوان به واشنگتن اعتماد کرد که برای دفاع از برلین، نیویورک را به خطر اندازد. او بهوضوح به دنبال «برنامه ب» هستهای است. تحقق آن زمانبر خواهد بود: معلوم نیست بازدارندگی هستهای مستقل و نسبتاً کوچک فرانسه برای محافظت از آلمان و شاید لهستان کافی باشد، یا اینکه فرانسه حاضر باشد برای نجات برلین، پاریس را به خطر بیندازد.
کارشناسان هستهای میگویند چنین مذاکرات پشتپردهای در دوران جنگ سرد یا پس از آن سابقه نداشت. اما فاصلهگیری تدریجی از واشنگتن بیش از هر جا در نحوه صحبت اروپاییها درباره تهدید روسیه مشهود است؛ چهار سال پس از آغاز جنگ اوکراین. رهبران بسیاری از همان کشورهایی که چهار سال پیش میگفتند پوتین به اوکراین حمله نخواهد کرد، اکنون هشدار میدهند که او ممکن است به مرزهای اوکراین بسنده نکند. آنها اقدامات خرابکارانه فزاینده در خاک خود را شاهدی میدانند بر اینکه پوتین در حال پیشبرد جنگی سایهای در قلمرو ناتو است، تهدیدی که روبیو نیز در سخنرانی شنبه خود به آن نپرداخت.
این حملات شامل انفجارهای مرموز در محوطههای راهآهن، قطع کابلهای ارتباطی فیبر نوری زیر دریا، حملات سایبری و نفوذ پهپادها بر فراز مرز لهستان بوده است. کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، گفت حمله روسیه به اوکراین و «تهدیدهای ترکیبی» آن علیه اروپا، قاره را تنها با «یک گزینه عملی» روبهرو کرده است. او گفت: «اروپاییها باید قدرت سخت خود را تقویت کنند، زیرا این ارز رایج عصر ماست. باید بتوانیم بازدارندگی ایجاد کنیم و بله، در صورت لزوم باید آماده جنگ باشیم.» چنین واکنشهایی ظاهراً برای دولت ترامپ قابلقبول است؛ دولتی که میگوید اروپا بالاخره به لطف فشار ترامپ و تجاوز پوتین دریافته که باید در همه حوزههای متعارف جنگ از خود دفاع کند.
اوکراین همچنان مسئله است
بزرگترین نگرانی مقامهای اروپایی این باشد که ترامپ تقریباً با هر نوع توافقی درباره اوکراین موافقت کند تا بتواند ادعای پیروزی کند، حتی اگر چنین توافقی زمینه حملات بعدی پوتین را فراهم سازد. پتر پاول، رئیسجمهور چک، گفت: «یک صلح بسیار سریع به جایزه صلح نوبل منجر نخواهد شد»، بلکه به «تجاوزی دیگر» خواهد انجامید. مته فردریکسن، نخستوزیر دانمارک، نیز موضعی مشابه داشت. او گفت: «یک توافق بد صلح در اوکراین، در را به روی حملات بیشتر روسیه چه دوباره در اوکراین و چه در کشور دیگری در اروپا باز خواهد کرد».
برخی مقامهای اروپایی دیگر نیز اشاره کردند که دولت ترامپ هماکنون درباره توافقهای تجاری احتمالی با مسک بهویژه در بخش انرژی گفتوگو میکند، احتمالاً پس از دستیابی به توافق صلح. در مقابل، اروپاییها خود را برای یک یا دو سال دیگر جنگ آماده میکنند و این آخر هفته با ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، درباره سامانههای دفاع هوایی جدید و یک سرمایهگذاری مشترک برای ساخت پهپاد در کارخانهای جدید در نزدیکی مونیخ گفتوگو کردند. یکی از موضوعات ادامهدار در مونیخ، ترکیب یک «تضمین امنیتی» اروپایی–آمریکایی برای اوکراین در صورت دستیابی به توافق است. برخی خطوط کلی این نیرو روشن شده است: متشکل از حدود دو تیپ، یعنی حدود ۷ تا ۱۰ هزار سرباز. این تعداد برای جلوگیری از تهاجم گسترده جدید روسیه کافی نخواهد بود، اما احتمالاً برای بازدارندگی کافی است. با این حال هنوز مشخص نیست این نیرو کجا مستقر خواهد شد: داخل اوکراین یا خارج از آن. مسکو بهصراحت اعلام کرده هیچ توافقی را که شامل حضور نیروهای اروپایی در داخل اوکراین باشد، نخواهد پذیرفت.
تغییر کنید یا کنار گذاشته شوید
به نوشته سی ان ان، تشویق پرشوری که مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در کنفرانس امنیتی مونیخ دریافت کرد زمانی که گفت آمریکا «فرزند» اروپا است و سرنوشتشان همواره «درهمتنیده» خواهد بود، با پیام سختگیرانه سیاستی او در تضاد بود. این کفزدنها بیش از آنکه نشانه توافق باشد، ابراز آسودگی و تشویق از سوی مخاطبان اروپایی بود که خود را برای حملهای شبیه یورش سال گذشته جیدی ونس آماده کرده بودند. اما اتهامهای نادرست ونس در کنفرانس سال گذشته مبنی بر اینکه اروپا آزادی بیان و دموکراسی را سرکوب میکند و با افول تمدنی روبهروست اکنون در راهبرد امنیت ملی آمریکا نهادینه شده است. بنابراین روبیو برای آنکه دوستانه به نظر برسد، کار چندان دشواری نداشت.
روبیو امسال گفت ایالات متحده آماده «بازسازی» است، اما تنها بر اساس ارزشهای خود. او بیوقفه به پیوندهای تاریخی آمریکا با این قاره اشاره کرد. این ارزشها شامل در آغوش گرفتن مسیحیت و میراث فرهنگی مشترک، بستن مرزها و کنار گذاشتن سیاستهای مربوط به بحران اقلیمی است. او به متحدان چند دههای خود گفت آمریکا خواهان اروپایی «اصلاحشده» است نه فقط در جزئیات بودجههای دفاعی، بلکه در یک دگرگونی بنیادین در نظام ارزشی قاره. او همچنین گفت اروپا و آمریکا «به یکدیگر تعلق دارند». اما در این مرحله از «مشاوره زوجدرمانی» یک رابطه آزارگرانه و رو به افول، پیام روشن بود: تغییر کنید یا طرد شوید.
سیاست های توپ ویرانگر
سازماندهندگان کنفرانس پیشتر در گزارشی که درست پیش از آغاز نشست منتشر شد، هشدار داده بودند جهان وارد عصر «سیاستهای توپ ویرانگر» شده که اروپا را به حاشیه رانده است. اکنون روبیو به رهبران میانهرو و لیبرال سیاست خارجی اروپا میگفت کل چشماندازشان اشتباه است، سخنانی که بازتابدهنده مواضع رقبای پوپولیست راستافراطی آنان بود؛ همانهایی که ممکن است در انتخابات پیش رو آنان را از قدرت کنار بزنند. نویسندگان سخنرانی عالیترین دیپلمات آمریکا جایی برای استدلالهای پیشین متحدان کلیدی در همان تریبون مونیخ باقی نگذاشتند. یک روز پیشتر، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، گفته بود جنگهای فرهنگی جنبش «ماگا» مسائلی نیست که اروپا نیاز داشته باشد درگیرشان شود.
دو ساعت بعد، وضعیت اضطراری اوکراین، بحران امنیتی تعیینکننده اروپا در دوران پس از جنگ جهانی دوم با شور فراوان از سوی ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور این کشور، ترسیم شد؛ موضوعی که میبایست در مرکز توجه قرار میگرفت و از هیاهوی «ماگا» عبور میکرد. حضور چهارمینباره زلنسکی در این کنفرانس یادآور توان بیحدوحصر اوکراین برای بقا و سازگاری با خشونت روسیه بود و شاید قویترین استدلال در این نشست برای داشتن راهبرد دفاعی مستقل اروپایی را مطرح کرد.
زلنسکی یادآور شد که هر نیروگاه برق اوکراین هدف قرار گرفته و به گفته کییف، هر کیلومتری که روسیه تصرف کرده ۱۵۶ کشته بر جای گذاشته است. او به زبان انگلیسی سخن گفت، با لحنی که نشان میداد چندان نگران ناراحت کردن دونالد ترامپ نیست. او از روحیه روند صلحی گلایه کرد که به نظر میرسد برای گرفتن امتیاز بر اوکراین فشار میآورد، نه بر متجاوز یعنی روسیه. همچنین آنچه مسکو «روح آنگورِیج» نامیده را به سخره گرفت؛ اصطلاحی که القا میکند پوتین و ترامپ سال گذشته در دیدارشان در آلاسکا به توافقی محرمانه دست یافتهاند.
اروپا در چاله بلاتکلیفی!
در مجموع، استقبال مثبت رهبران اروپایی از سخنرانی روبیو نشان میداد روابط دو سوی آتلانتیک طی سال گذشته پرتنش بر سر اوکراین و یک ماه التهاب بر سر گرینلند تا چه اندازه آسیب دیده است. از قلمرو دانمارکی گرینلند در سخنرانی نامی برده نشد، در حالی که مذاکرات درباره سرنوشت آن به کندی ادامه دارد. شاید همین حذف ناگهانی ناپدید شدن بحرانی که چند هفته پیش نزدیک بود اتحاد را از هم بپاشد خود نوعی هدیه محسوب میشد.
روبیو تنها یک بار در پاسخ به پرسشها به اوکراین اشاره کرد و وقتی گفت دولت ترامپ هنوز مطمئن نیست روسیه واقعاً خواهان صلح است، با بدگمانی مخاطبان همصدا شد. اروپایی که در این نشست به نمایش درآمد، الهامبخش نبود. بلکه به نظر میرسید پول کافی برای تحقق جاهطلبیهای خود ندارد و درگیر رسواییهای سیاسی داخلی یا پایان دوره رهبریهایش است. هر سال مونیخ شاهد وعدههای اروپا برای انجام اقدامات بیشتر است. هر سال افزایشهای چشمگیر در بودجه دفاعی نزدیکتر به نظر میرسد، اما تغییر واقعی رخ نمیدهد.
در کنفرانس مونیخ سال آینده، ممکن است کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، دیگر در قدرت نباشد؛ فرانسه مکرون در آستانه انتخابات ریاستجمهوری قرار گیرد؛ و ترامپ از انتخابات میاندورهای عبور کرده باشد. هر نتیجهای که این رقابتها داشته باشند، احتمالاً کشمکشهای فراآتلانتیکی بخش عمده توجهها را به خود اختصاص خواهد داد. اوکراین تنها میتواند امیدوار باشد که تا آن زمان صلحی پایدار و عادلانه برقرار شده باشد، اما محتملتر آن است که همچنان مجبور باشد برای شنیده شدن، بر فراز فصل تازهای از جدایی پیچیده، تلخ و رفتوبرگشتی اروپا و آمریکا فریاد بزند.