اکوایران: اسرائیل به ترکیه همچون رقیبی مانند ایران نگاه می‌کند که باید آماده اقدام نظامی علیه این دولت باشد.

به گزارش اکوایران، در شرایطی که در ماه‌های اخیر مقامات سیاسی اسرائیل به‌طور فزاینده‌ای ترکیه را همان‌گونه توصیف کرده‌اند که پیش‌تر ایران را توصیف می‌کردند، اکنون خاورمیانه با این پرسش روبروست که آیا رقابت میان آنکارا و تل‌آویو می‌تواند به گسل جدید خاورمیانه تبدیل شود؟

موازنه ژئوپلیتکی جدید منطقه؟

به نوشته جورجیو کافیرو، تحلیل‌گر مسائل منطقه‌ای، در العربی‌الجدید، سقوط دولت بشار اسد، رئیس‌جمهور سابق سوریه، در دسامبر ۲۰۲۴ همراه با حملات نظامی اسرائیل علیه ایران از اکتبر ۲۰۲۴ و همچنین ضرباتی که حزب‌الله در جریان جنگ ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۴ متحمل شد، در تل‌آویو این پندار را ایجاد کرده که محور مقاومت وارد دوره‌ای از آسیب‌پذیری شده‌ و اکنون فرصتی کم‌نظیر برای هژمونی اسرائیل در منطقه فراهم شده است.

در این چارچوب، ترکیه به‌تدریج خود را به‌عنوان وزنه تعادلی مهمی در برابر اسرائیل و جاه‌طلبی‌هایش در خاورمیانه مطرح کرده است. همه نشانه‌ها حاکی از آن هستند که تلاش اسرائیل برای بهره‌برداری از وضعیت کنونی، احتمالاً این رژیم را در تقابل مستقیم با آنکارا قرار خواهد داد. این تحولات می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل دادن به موازنه ژئوپلیتیکی منطقه ایفا کنند.

یکی از نگرانی‌های اصلی اسرائیل، ظهور ترکیه به‌سان بازیگر خارجی مسلط در سوریه پس از تغییر رژیم است. با وضعیت جدید سوریه پسااسد، تل‌آویو به‌سرعت برای بهره‌برداری از خلأ قدرت ایجادشده اقدام کرده است؛ اما اکنون آنکارا به مانع اصلی جاه‌طلبی‌های اسرائیل در «سوریه نو» تبدیل شده و سیاست‌گذاران اسرائیلی به این نتیجه رسیده‌اند که دیر یا زود باید با ترکیه روبه‌رو شوند. به گفته آرون لوند، پژوهشگر مؤسسه سنتری اینترنشنال: «با تغییر معادله، واقعاً فقط یک وزنه تعادلی مهم در برابر نفوذ اسرائیل در شام باقی می‌ماند و آن ترکیه است. اگر چه عربستان سعودی، قطر و دیگر کشورهای خلیج فارس مهم هستند، اما مانند ترکیه حضور میدانی ندارند»‌.

وزنه تعادل جدید

اخیرا نفتالی بنت، نخست‌وزیر پیشین اسرائیل، برای برجسته کردن آنچه تهدید مهم ترکیه علیه اسرائیل می‌داند، از ادبیاتی بسیار تند استفاده کرد. او گفت: «ترکیه، ایران تازه است. ترکیه همراه با قطر در سوریه نفوذ پیدا کرده و در تلاش است این نفوذ را در نقاط دیگر منطقه نیز گسترش دهد.» او رجب طیب اردوغان را «باهوش و خطرناک» توصیف کرده و مدعی شد که به‌دنبال محاصره اسرائیل است.

ترکیه سوریه

تصویر اردوغان در دست مردم سوریه پس از سقوط بشار اسد در  دسامبر ۲۰۲۴/ عکس از گتی‌ایمجز

به گفته مصطفی جانر، استاد دانشگاه ساکاریا: «چهره‌های سیاسی اسرائیل به گونه‌ای از ترکیه تصویرسازی کرده‌اند که زمانی ایران را توصیف می‌کردند؛ یعنی کشوری که باید هدف اقدام نظامی قرار گیرد. پروژه مقابله با ایران چهل سال پیش آغاز شد و چهل سال طول کشید تا آمریکا را وارد جنگ با آن کنند.» او افزود: «احتمالاً اکنون راهبردهای بلندمدت مشابهی علیه ترکیه در حال طراحی است. چرا ترکیه؟ چون اسرائیل نمی‌خواهد هیچ کشوری در منطقه خارج از مدار خودش باثبات و قدرتمند باشد. دستورکار توسعه‌طلبانه اسرائیل مستلزم نبود دولت‌های نیرومند در همسایگی‌اش است».

جاه‌طلبی‌ها و محدودیت‌های تل‌آویو

با روی کار آمدن دولت دوم ترامپ و ادامه خلأ قدرت در سوریه، سیاست‌گذاران اسرائیلی این مقطع را فرصتی استثنایی برای پیشبرد جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای تل‌آویو می‌دانند. بااین‌حال، مقام‌های اسرائیلی می‌دانند که این پنجره فرصت برای همیشه باز نخواهد ماند و همین مسئله باعث شده بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، احساس کند که باید تا زمانی که فرصت باقی است، قاطعانه عمل کند.

دوحه

خسارات وارده به دوحه، پس از حمله اسرائیل به رهبران حماس در روز 9 سپتامبر 2025/ عکس از خبرگزاری رویترز

تهاجمِ ظاهراً بی‌مرز و بدون محدودیت اسرائیل نه‌تنها در سوریه، بلکه در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، لبنان، ایران، قطر و یمن نیز آشکار بوده است. آنکارا اقدامات نظامی اسرائیل و بی‌اعتنایی کامل آن به هنجارهای حقوق بین‌الملل را تهدیدی جدی نه‌تنها برای ترکیه، بلکه برای کل منطقه می‌داند. به گفته لوند: «جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای اسرائیل به‌شدت افزایش یافته و این موضوع رهبران منطقه، حتی کشورهایی را که مستقیماً با اسرائیل درگیر نیستند، نگران کرده است. آن‌ها اسرائیلِ نتانیاهو را مانند گاوی در فروشگاه چینی می‌بینند؛ کشوری که برای ثبات منطقه اهمیتی قائل نیست و دیگر خود را مقید به قواعد و هنجارهایی که زمانی سیاست منطقه‌ای را تنظیم می‌کرد، نمی‌داند. دیگر هیچ خط قرمزی وجود ندارد. حمله سال گذشته به دوحه باید زنگ خطر را در دیگر پایتخت‌های منطقه نیز به صدا درآورده باشد؛ از جمله در آنکارا.»

تمام اقدامات ترکیه در واکنش به تهدید اسرائیل نشان می‌دهد که آنکارا قصد دارد با تکیه بر برتری نظامی متعارف خود و جایگاهش در ناتو، در برابر اسرائیل بازدارندگی ایجاد کند، درحالی‌که با دقت از رویارویی مستقیم با تل‌آویو پرهیز می‌کند. اگرچه لوند انتظار جنگ میان اسرائیل و ترکیه را در آینده نزدیک ندارد، اما هشدار می‌دهد که تنش‌ها چه‌بسا به‌مرور تشدید شوند و حتی به درگیری نظامی منجر شوند: «محتمل‌ترین صحنه درگیری سوریه یا احتمالاً مرزهای مدیترانه خواهد بود. اگر اوضاع تا جایی پیش برود که خون ترکیه‌ای و اسرائیلی ریخته شود، روابط دو طرف ممکن است به‌شکلی بسیار عمیق‌تر مسموم شود.» در آینده، تحولات در امتداد مرز لبنان و سوریه اهمیت ویژه‌ای خواهند داشت، زیرا پیامدهای عمیقی برای رقابت اسرائیل و ترکیه دارند. عملیات نظامی اسرائیل در بلندی‌های جولان و جاه‌طلبی‌های گسترده‌تر تل‌آویو برای نفوذ عمیق‌تر در سوریه نیز اهمیت زیادی خواهند داشت.

رویاروی متحد ناتویی ترامپ؟

در ارزیابی گزینه‌های اسرائیل برای مهار نقش ترکیه به‌عنوان وزنه تعادل در برابر جاه‌طلبی‌های توسعه‌طلبانه تل‌آویو، موضع واشنگتن عامل بسیار مهمی است. روابط آمریکا با ترکیه و ایران به‌طور مستقیم بر توانایی اسرائیل برای مقابله با آنکارا تأثیر می‌گذارد.

درحالی‌که ایران سال‌ها تحت تحریم‌های شدید آمریکا قرار داشته، ترکیه همچنان عضو ناتو و دارای اقتصادی عمیقاً ادغام‌شده در نظام جهانی است؛ موضوعی که پیچیدگی‌های فراوانی به هر راهبرد اسرائیلی برای کاهش نفوذ منطقه‌ای ترکیه می‌افزاید. به گفته جانر: «برای اسرائیل بسیار دشوار است که بدون حمایت آمریکا جنگی را پیش ببرد. عضویت ترکیه در ناتو و اتحادش با آمریکا هرگونه حمله اسرائیل به ترکیه را به اقدامی فوق‌العاده پیچیده تبدیل می‌کند. همچنین برتری نظامی متعارف ترکیه نسبت به اسرائیل تقریباً محل تردید نیست. این عوامل همزمان اسرائیل را محدود می‌کنند و اعتماد راهبردی ترکیه را تقویت می‌کنند.»

ترکیه

فراتر از محاسبات فوری نظامی، اقدامات اسرائیل و ترکیه تأثیر قابل‌توجهی بر معماری ژئوپلیتیک شام (لبنان، سوریه، اردن و فلسطین) پس از جنگ ایران خواهد داشت/عکس از گتی ایمیجز

اسرائیلی‌ها که برای هر اقدام بزرگ به حمایت آمریکا نیاز دارند، باید هزینه‌های سیاسی ماجراجویی بیشتر را نیز در نظر بگیرند؛ به‌ویژه پس از آن‌که جنگ جاری با ایران پایان یابد یا دست‌کم وارد مرحله‌ای از بن‌بست منجمد شود. به گفته جانر، میزان تمایل اسرائیل برای تمرکز بر ترکیه در دوران پس از جنگ ایران، تا حد زیادی به چگونگی پایان درگیری بستگی خواهد داشت. از نگاه او، با وضعیت کنونی، اسرائیل بعید است تهاجم خود را متوجه ترکیه کند؛ زیرا در چنین وضعیتی تل‌آویو ناچار خواهد بود «برای مدتی عقب‌نشینی کند؛» اما اگر واشنگتن تنها «آسیب محدودی» متحمل شود، اسرائیل تلاش خواهد کرد توجه خود را به سمت ترکیه معطوف کند.

بااین‌حال، جانر معتقد است حمایت آمریکا از یک کارزار اسرائیلی علیه ترکیه به دو دلیل اصلی بعید است. به گفته او: «اول این‌که چرا آمریکا باید روابط خود با یک متحد ناتویی را به خطر بیندازد؟ دوم این‌که پس از هزینه عظیم جنگ ایران، آمریکا احتمالاً برای مدتی از ماجراجویی‌های بیشتر دوری خواهد کرد.»

پیدایش محور ترکیه، مصر، سعودی و پاکستان به‌عنوان وزنه تعادلی در برابر اقدامات بی‌ثبات‌کننده اسرائیل نیز روند مهم دیگری است که تل‌آویو نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. به گفته جانر: «تقویت ابتکارهای منطقه‌ای همیشه خبر بدی برای اسرائیل است، زیرا اسرائیل ترجیح می‌دهد دولت‌های منطقه منزوی باقی بمانند؛ دولت‌های منزوی هدف‌های آسان‌تری هستند. ائتلاف ترکیه، مصر، سعودی و پاکستان از دو جهت برخلاف ترجیحات اسرائیل عمل می‌کند: هم در زمان جنگ نقش مهارکننده دارد و هم به نهادینه‌سازی ثبات در نظم پساجنگ کمک خواهد کرد.»

نقاط بحران آینده و محدودیت‌های هژمونی

تنش‌های میان اسرائیل و ترکیه نشان‌دهنده تعادل شکننده‌ای است که منطقه شام را شکل می‌دهد. تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی فرصتی برای اسرائیل فراهم کرده تا در پی هژمونی منطقه‌ای باشد، اما اکنون آنکارا به مهم‌ترین وزنه تعادل در برابر این جاه‌طلبی‌ها تبدیل شده است.

اردوغان نتانیاهو

طرح از العربی‌الجدید

اگرچه اسرائیل ممکن است در کوتاه‌مدت برتری راهبردی داشته باشد، اما موازنه گسترده‌تر منطقه‌ای همچنان شکننده است و عواملی چون قدرت نظامی متعارف ترکیه، عضویت در ناتو و ائتلاف‌های دیپلماتیک، این برتری را محدود می‌کنند.

هرگونه تلاش اسرائیل برای رویارویی مستقیم با ترکیه با خطرات بزرگی همراه است؛ از احتمال درگیری نظامی در سوریه یا مدیترانه گرفته تا از دست دادن حمایت آمریکا، در صورتی که هزینه‌های تقابل از دید واشنگتن بیشتر از منافعش باشد. همزمان، بازدارندگی حساب‌شده ترکیه که بر توان نظامی، ائتلاف‌ها و نفوذ منطقه‌ای استوار است، نشان می‌دهد آنکارا مصمم است از منافع راهبردی خود دفاع کند، بی‌آن‌که به‌دنبال جنگی تمام‌عیار باشد.

در آینده، منطقه چه‌بسا با چند سناریو روبه‌رو شود: اسرائیل و ترکیه شاید راه‌هایی برای همکاری عمل‌گرایانه پیدا کنند؛ بحران‌ها ممکن است به‌طور مقطعی شعله‌ور شوند؛ و یا رقابت راهبردی طولانی‌مدتی شکل گیرد که دوره پس از جنگ ایران را در خاورمیانه تعریف کند. فراتر از محاسبات نظامی فوری، اقدامات اسرائیل و ترکیه تأثیر عمیقی بر معماری ژئوپلیتیکی منطقه شام در دوران پساجنگ خواهد داشت.