به گزارش اکوایران، کییر استارمر زمانی بهعنوان رهبری که قرار بود پس از سالها آشوب سیاسی، عملگرایی و ثبات را به بریتانیا بازگرداند، ستایش میشد؛ اما هنگام کنارهگیری او از مقام نخستوزیری در روز دوشنبه، همان فقدان ایدئولوژی مشخص که او را به قدرت رسانده بود، به عامل سقوطش تبدیل شد.
فقدان «ایده بزرگ»
پس از آنکه حزب کارگر را در سال ۲۰۲۴ با بزرگترین اکثریت پارلمانی در تاریخ مدرن بریتانیا به قدرت رساند، استارمر تمرکز خود را بر آنچه «قابل انجام» میدانست گذاشت، نه ارائه یک چشمانداز روشن از آینده بریتانیا. به گفته بیش از ۲۰ منبع داخلی حزب، او بهتدریج از سوی بسیاری از رأیدهندگان و اعضای حزب فردی بیاعتقاد و فاقد جهتگیری مشخص تلقی شد. او «ایده بزرگ» نداشت.
بدون آنچه یکی از نمایندگان ارشد حزب کارگر «چراغ راهنما» نامید، این نخستوزیرِ پیشین وکیلمسلک میان جناحهای مختلف حزب گرفتار شد، تحت فشار گروههای ذینفوذ قرار گرفت و در نگاه رأیدهندگان محتاط دچار سوءبرداشت شد؛ بسیاری از آنان او را بهدلیل تردیدها و عملکردهای خشک و مکانیکیاش مورد انتقاد و حتی نفرت قرار دادند. استارمر گفت: «هر تصمیمی که گرفتهام با هدف در اولویت قرار دادن کشوری بوده که دوستش دارم. به همین دلیل از رهبری حزب کارگر استعفا خواهم داد.»
اتکا به همسر برای مشورت
سیاستهای او اغلب دچار فروپاشی میشدند، استعفاها و برکناریها در تیمش افزایش یافت و مشاوران باقیمانده نیز در ارائه یک روایت روشن از اهداف دولت برای «تغییر بریتانیا» ناکام ماندند. استارمر، ۶۳ ساله، بهطور فزایندهای برای مشاوره قابلاعتماد به همسرش ویکتوریا روی آورد. در ۱۲ مه، پنج روز پس از نتایج فاجعهبار انتخابات محلی برای حزب کارگر که خواستار کنارهگیری او شده بود، او پس از یک ناهار طولانی با همسرش تصمیم گرفت به مبارزه ادامه دهد.
کیر استارمر و همسرش ویکتوریا، پس از صحبت با رسانهها در لندن، روز دوشنبه ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، در مقابل درب شماره ۱۰ خیابان داونینگ میایستند/عکس از آسوشیتدپرس
اما یک آخرهفته در اقامتگاه روستایی نخستوزیر در «چکرز» همراه همسرش، گویا او را متقاعد کرد که مسیر خود را تغییر دهد، به ناگزیر تن دهد و استعفا کند. او در آستانه دفتر داونینگ استریت اعلام کرد که هر کاری برای انتقال منظم قدرت به رهبر بعدی حزب کارگر انجام خواهد داد؛ رهبری که انتظار میرود اندی برنهام، شهردار پیشین منچستر بزرگ، باشد.
او در سخنرانی احساسی خود گفت: «سؤال حزب من این است که آیا من بهترین فرد برای هدایت حزب به سمت انتخابات بعدی هستم یا نه.» صدایش هنگام تشکر از خانوادهاش شکست و افزود: «پاسخ را از حزب پارلمانی شنیدهام و با احترام آن را میپذیرم.»
در نهایت، استارمر که در میان رأیدهندگان بهدلیل وعدههای عملنشده و تغییر مواضع سیاسی بسیار نامحبوب شده بود، حمایت خود را از دست داد؛ حتی برخی از نزدیکترین متحدانش در کابینه نیز بهصورت خصوصی خواستار انتقال منظم قدرت شدند تا از یک رقابت رهبری مخرب جلوگیری شود. پس از آنکه مشخص شد حزب بدون او نمیتواند وارد انتخابات سراسری ۲۰۲۹ شود، وعدههای او برای ادامه قدرت بهسرعت فروکش کرد.
اندی برنهام، که در شمالغرب انگلستان کرسی پارلمانی را با قاطعیت به دست آورده بود، اکنون بهعنوان «کُشنده حزب اصلاحات» شناخته میشد؛ فردی که میتوانست مانع پیشروی حزب پوپولیست به رهبری نایجل فاراژ شود.
ترس از فاراژ عامل فشار برای کنارهگیری
یکی از نمایندگان گفت: «من برای متوقف کردن فاراژ هر کاری میکنم.» این جمله نشاندهنده فضای سیاسی حاکم بود که در آن، مخالفت با نخستوزیر درون حزب شدت گرفته بود.
حامیان اندی برنهام، نماینده حزب کارگر بریتانیا، پیش از سخنرانی او پس از انتخابات میاندوره حوزه انتخابیه میکرفیلد در ویگان، انگلستان، روز جمعه ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، پلاکاردهایی در دست دارند/عکس از آسوشیتدپرس
استارمر در سال ۲۰۱۵ وارد پارلمان شد و پنج سال بعد رهبری حزب کارگر را در بدترین وضعیت انتخاباتی از سال ۱۹۳۵ به دست گرفت؛ حزبی که تحت رهبری جرمی کوربین با اتهامات یهودستیزی و سردرگمی در سیاست برگزیت روبهرو بود. او با استفاده از تجربهاش بهعنوان رئیس دادستانی سلطنتی (CPS) تلاش کرد حزب کارگر را نوسازی کند: حذف افراطگرایی داخلی، مقابله با جناحبندیها، تقویت مالی حزب و در نهایت تدوین سیاستهایی برای اداره کشور.
نخست این رویکرد موفق به نظر میرسید و حزب کارگر با اکثریت بزرگی وارد پارلمان شد، اما تحلیلگران هشدار دادند که این پیروزی شکننده است و بیشتر ناشی از رأی تاکتیکی و ضعف شدید محافظهکاران بوده است.
دولت استارمر در تعریف و اجرای برنامههای خود با مشکل مواجه شد: رشد اقتصادی محقق نشد، مهاجرت غیرقانونی ادامه یافت و نظام سلامت نیز همچنان بحرانزده باقی ماند. یکی از اعضای ارشد حزب گفته بود که حزب برای حکومت آماده نبود و حتی هنگام تدوین سیاستها به آنها گفته میشد «متوقف کنید تا مردم قبل از انتخابات نترسند.»
در نتیجه، دولت فاقد یک برنامه روشن برای روز پس از پیروزی بود.
با گذشت زمان، استارمر تلاش کرد دستاوردهای خود را برجسته کند، بهبود شرایط کاری، کاهش صفهای انتظار در نظام سلامت و کاهش نرخ بهره، اما نتوانست افکار عمومی را همراه کند. به گفته یکی از مشاوران سابق، او نتوانست «مقصدی» ارائه دهد که مردم بتوانند تصمیماتش را در چارچوب آن درک کنند. در عوض، افکار عمومی تحت تأثیر رسواییها، تغییر مواضع سیاسی و انتصابهای بحثبرانگیز قرار گرفت؛ از جمله انتصاب پیتر ماندلسون با وجود ارتباطاتش با جفری اپستین.
واگذاری «مبارزه برای زندگی»
تنش در دفتر نخستوزیری افزایش یافت. برخی مشاوران رسانههای راستگرا را مقصر دانستند، اما در نهایت استارمر در ارائه شور و جهتگیری سیاسی شکست خورد. او تعدادی از نزدیکترین مشاورانش را از دست داد و روابطش با دستگاه اداری دولت نیز تیره شد.
اندی برنهام، نامزد حزب کارگر، ایستاده در کنار کنت بنفیس و یک نامزد مدافع حیات وحش بریتانیا، پس از پیروزی در انتخابات ناحیه مِیکرفیلد مورخ 19 ژوئن 2026/عکس از آسوشیتدپرس
در سیاست خارجی، او عملکرد بهتری داشت و بهدلیل نقش در حمایت از اوکراین و تلاش برای میانجیگری در بحرانهای بینالمللی مورد ستایش برخی رهبران اروپایی قرار گرفت؛ اما روابطش با دونالد ترامپ نیز بهتدریج تیره شد؛ ترامپ او را بهدلیل امتناع از همراهی با جنگ ایران مورد انتقاد قرار داد.
در نهایت، به باور بسیاری از تحلیلگران، میراث استارمر ممکن است تضعیف نظام دوحزبی سنتی بریتانیا باشد؛ زیرا حزب اصلاحات به رهبری فاراژ رشد چشمگیری پیدا کرده است.
استارمر خود در فوریه این رقابت را «مبارزه زندگی» خوانده بود، اما در نهایت این نبرد را واگذار کرد.
کییر استارمرِ «شریف اما منفور»
خبرگزاری الجزیره در گزارشی پیرامون استعفای استارمر مینویسد: نخستوزیر بریتانیا در زمانی دشوار به قدرت رسید، اما منتقدان او را به ضعف و قضاوت ضعیف متهم میکنند. کییر استارمر حتی از سوی مخالفانش نیز مردی «شریف»، سختکوش و مؤدب توصیف میشود، بااینحال او به منفورترین نخستوزیر بریتانیا از زمان آغاز نظرسنجیهای مدرن تبدیل شده است.
استارمر در جلسه کابینه دولت بریتانیا/ عکس از خبرگزاری فرانسه
استارمر که وکیل ارشد پیشین بود، سالها ریاست «سرویس دادستانی تاج» را بر عهده داشت و به روشمندی و رویکرد مبتنی بر فرآیند شناخته میشد. او که تازهواردی نسبی در سیاست بود، پس از جرمی کوربین در سال ۲۰۲۰ و تنها پس از پنج سال حضور در مجلس عوام به رهبری حزب کارگر رسید.
اما محبوبیت نسبی حزب کارگر پس از انتخابات ۲۰۲۴ به سرعت سقوط کرد، همراه با افت محبوبیت شخص استارمر.
جان کرتیس، استاد سیاست در دانشگاه استراتکلاید و معتبرترین نظرسنج بریتانیا به الجزیره گفت: «او مشخص نکرد که به چه چیزی باور دارد و حزب کارگر به چه چیزی باور دارد. او روایت و داستانی درباره اهداف بلندمدت ندارد، نمیگوید چه میخواهد و هیچ حس جهتگیری ندارد.» او افزود: «استارمر وکیل بسیار باهوشی است، اما آنچه کم دارد، حس سیاسی و حضور یک رهبر است.» تیم بیل، استاد سیاست در دانشگاه کوئین مری لندن، نیز او را «بد ارتباطگر» توصیف کرد که «ماههای اول حضورش در قدرت را خراب کرد» و گفت او فاقد چشماندازی بود که بتواند «نمایندگان پارلمان یا مردم را الهامبخش کند.»
یک رهبر نامحبوب
یک سال پس از آغاز کار، طبق نظرسنجی شرکت ایپسوس، میزان رضایت خالص از استارمر به منفی ۶۶ سقوط کرد؛ «پایینترین سطح رضایت ثبتشده برای هر نخستوزیر از سال ۱۹۷۷ تاکنون.» این سطح هنوز نیز تقریباً منفی ۶۰ باقی مانده است. ۷۶ درصد مردم از استارمر ناراضیاند و تنها ۱۶ درصد دیدگاه مثبتی دارند.
حتی پیش از او، لیز تراس که دوران نخستوزیری ۴۹ روزهاش به شوخی به «عمر یک کاهو» تشبیه شده بود، هرگز به پایینتر از منفی ۵۱ نرسید.
استارمر در زمانی دشوار به قدرت رسید؛ یعنی پس از بیش از یک دهه حکومت محافظهکاران. بریتانیاییها با بحران هزینههای زندگی، فشار بر بودجه عمومی و زندانهای پر روبهرو بودند. او از ابتدا تصمیمات دشواری پیشرو داشت. برای دههها، حزب کارگر تلاش کرده تصویری را که آن را بیمبالات در اقتصاد و طرفدار مالیاتگیری و هزینهکرد بالا نشان میدهد، از خود دور کند؛ در مقابل محافظهکاران خود را حزب مالیات پایین و انضباط مالی معرفی میکنند.
نمایندگان خود حزب در رأیگیریهای مهم از او سرپیچی کردند و او را وادار به عقبنشینی در اصلاحات رفاهی و مالیات بر ارث کردند. حزب همچنین با موجی از استعفاها، برکناریها و تغییرات داخلی روبهرو شد که با وعده او برای پایان دادن به آشفتگی محافظهکاران در تضاد بود.
ضربه دیگر، انتخاب پیتر مندلزون برای سمت سفیر آمریکا بود؛ با وجود نگرانیهای اخلاقی درباره او و ارتباطش با جفری اپستین. استارمر بعداً بابت این موضوع عذرخواهی کرد. تأیید این انتصاب برخلاف نظر نهادهای امنیتی، انتقادات را تشدید کرد.
در انتخابات محلی، حزب کارگر با شکستهای سنگین روبهرو شد و نایجل فاراژ با شعارهای ضد مهاجرت و ضد نظام سیاسی، جایگاه خود را تقویت کرد.
استارمر، به گفته منتقدان، تصور میکرد «اگر حزب کارگر ثبات ایجاد کند، همه چیز خودبهخود درست میشود.» آناند منون از دانشگاه کینگز لندن گفت: «برای مقابله با پوپولیسم باید نشان دهید که سیاست جریان اصلی میتواند نتیجه بدهد… و او نتوانست.» او افزود حزب کارگر «مسئله کشور را اشتباه فهمید: نیاز به اصلاحات اقتصادی جسورانه.»
اشتباهات اقتصادی
برای تأمین هزینهها، حزب کارگر به سراغ کاهشهای دیگر رفت؛ اما نخستین اشتباه بزرگ استارمر محدود کردن کمک هزینه زمستانی برای بازنشستگان بود؛ تصمیمی که بعداً از آن عقبنشینی شد، اما آسیب سیاسی آن باقی ماند.
کییر استارمر همراه همسرش پس از سخنرانی در شماره 10 خیابان داونینگ استریت مورخ 22 ژوئن 2026/عکس از آسوشیتدپرس
در اکتبر ۲۰۲۴، بودجه ریچل ریوز با افزایش مالیاتها مورد انتقاد گسترده قرار گرفت. عقبنشینی دیگری در تابستان ۲۰۲۵ رخ داد، زمانی که استارمر کاهش مزایای معلولان را پس از مخالفت نمایندگان حزب کنار گذاشت. بااینحال ۴۹ نماینده حزب علیه دولت رأی دادند.
با افزایش مشکلات، چندین وزیر کابینه از جمله وزیر کشور و وزیر خارجه بهطور غیررسمی خواستار تعیین جدول زمانی برای کنارهگیری او شدند. وزیر بهداشت، وس استریتینگ، در ۱۴ مه استعفا داد.
در این میان، توجهها به اندی برنهام، شهردار منچستر، بهعنوان جانشین احتمالی جلب شد. پس از پیروزی برنهام در انتخابات حوزه انتخابیه ماکرزفیلد با بیش از ۵۰ درصد آرا، او به عنوان گزینه اصلی جانشینی مطرح شد. برای بسیاری از نمایندگان حزب کارگر که نگران شکست در برابر حزب اصلاحات بودند، استارمر باید کنار میرفت و برنهام جانشین طبیعی او تلقی میشد. به گفته بیل، برنهام «میتواند با مردم ارتباط برقرار کند و به نظر میرسد درک روشنی از مسیر کشور دارد.»
«پادشاه شمال»: اندی برنهام
الجزیره در گزارشی دیگر به اندی برنهام، نخستوزیر احتمالی آینده بریتانیا، میپردازد:
اکنون که تشریفات انتخاباتی پایان یافته است، اندی برنهام میتواند بر آنچه واقعاً میخواهد انجام دهد تمرکز کند: نخستوزیر شدن. به گفته حامیانش، او بهترین گزینه برای جانشینی استارمر تا زمان برگزاری کنفرانس سالانه بعدی حزب کارگر در ماه سپتامبر است. بسیاری در حزب، پس از مجموعهای از اشتباهات که با عملکرد فاجعهبار در انتخابات محلی اوایل ماه مه به اوج رسید، خواهان تغییر هستند.
اندی برنهام در طول رقابتهای انتخاباتی ناحیه میکرفیلد مورخ 18 ژوئن 2026/عکس از آسوشیتدپرس
برنهام یکی از محبوبترین سیاستمداران حزب به شمار میرود. رسانهها او را «پادشاه شمال» لقب دادهاند؛ سیاستمداری متمایل به چپ میانه که خارج از نخبگان سیاسی لندن قرار دارد. به نوشته روزنامه تایمز، از رقبای برنهام برای رهبری حزب، از جمله استارمر، خواسته شده بود در صورت پیروزی شهردار ۵۶ ساله در انتخابات میاندورهای، از رقابت کنار بروند.
اما برنهام تا چه اندازه واقعاً خارج از ساختار قدرت است؟ پیشینه او چیست و رهبری احتمالیاش چه پیامدهایی برای سیاست داخلی و بینالمللی خواهد داشت؟
برنهام فرزند خانوادهای طبقه کارگر است. پدرش، روی، مهندس تلفن در شرکت بریتیش تلکام بود و مادرش، آیلین، منشی پزشکی بود. او در کالچث، روستایی میان منچستر و لیورپول، بزرگ شد. برنهام در دانشگاه کمبریج ادبیات انگلیسی خواند و او و برادرانش نخستین اعضای خانواده بودند که به دانشگاه راه یافتند.
تحلیلگران معتقدند جذابیت برنهام از فاصله ظاهری او با «حباب وستمینستر» ناشی میشود. این تصور در ماه فوریه تقویت شد؛ زمانی که کمیته اجرایی ملی حزب کارگر مانع نامزدی او در انتخابات میاندورهای منچستر گورتون و دنتون شد؛ اقدامی که بسیاری آن را تلاشی برای محافظت از استارمر آسیبپذیر تلقی کردند.
فردی از درون ساختار که در بیرون موفق شد
برنهام که سخنانش سرشار از اصطلاحات محلی شمال انگلستان است، از جایگاه «غیرخودی» خود استقبال میکند؛ اما او همزمان، سالها یکی از چهرههای برجسته رهبری حزب کارگر، چه در دولت و چه در اپوزیسیون، بوده است.
برنهام پس از پیروزی در انتخابات ناحیه میکرفیلد در مورخ 19 ژوئن 2026 با هواداران خود صحبت میکند/عکس از آسوشیتدپرس
پیش از آنکه در سال ۲۰۱۷ شهردار منچستر شود، او بهعنوان معاون خزانهداری و سپس وزیر بهداشت در دولت گوردون براون خدمت کرد و در مدیریت پیامدهای بحران مالی ۲۰۰۸ و بحثهای مربوط به اصلاحات نظام سلامت ملی بریتانیا نقش مهمی داشت.
او همچنین دو بار برای رهبری حزب کارگر نامزد شد. در سال ۲۰۱۰، پس از استعفای گوردون براون، وارد رقابت رهبری شد، اما در رتبه چهارم و پس از اد میلیبند قرار گرفت. در سال ۲۰۱۵ نیز پس از کنارهگیری میلیبند، با فاصله زیادی پس از جرمی کوربین دوم شد.
سرخوردگی او از سیاست جریان اصلی در سال ۲۰۰۹ و زمانی که وزیر فرهنگ بود آغاز شد. در مراسم سالگرد فاجعه هیلزبورو که در آن ۹۷ هوادار لیورپول جان باختند، او با اعتراض حاضران روبهرو شد و این موضوع به کارزاری برای انجام تحقیقات تازه منجر شد. او در ژانویه گفت: «متوجه شدم که کل دولت بریتانیا به مدت ۲۰ سال شهری در انگلستان را که خواهان عدالت بود نادیده گرفته است. این اتفاق تصادفی نبود، بلکه عمدی بود. آن دعوت مرا دچار بحران کرد، زیرا عضوی از دولتی بودم که هیچ کاری برای هواداران لیورپول و شهر لیورپول انجام نداده بود.»
برنهام و جهان
اختلافات برنهام با حزب کارگر تنها به مسائل داخلی محدود نیست. در اواخر اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که بخش عمده حزب کارگر از اسرائیل حمایت میکرد، برنهام همراه با شهردار لندن، صادق خان و رهبر حزب کارگر اسکاتلند، انس سرور، خواستار آتشبس در غزه شد. او از شهرکسازیهای غیرقانونی اسرائیل و بنیامین نتانیاهو انتقاد کرده است.
ژورنالیستها در 19 ژوئن 2026 در خیابان داونینگ استریت پس از اعلام نتایج انتخابات ناحیه میکرفیلد/عکس از آسوشیتدپرس
برنهام در سال ۲۰۱۲ به کرانه باختری اشغالی سفر کرد و در ژوئیه همان سال به کارزار همبستگی با فلسطین گفت که تشکیل کشور فلسطین «هدیهای نیست که اعطا شود، بلکه حقی است که باید به رسمیت شناخته شود.»
بااینحال، او از اسرائیل نیز حمایت میکند. برنهام از سال ۲۰۱۵ عضو گروه «دوستان اسرائیل در حزب کارگر» بوده و در جریان رقابت رهبری حزب اعلام کرده بود که در صورت پیروزی، نخستین سفر رسمی او به اسرائیل خواهد بود. او همچنین کارزار تحریم اسرائیل را «کینهتوزانه» توصیف کرده است.
اگرچه او از منتقدان جدی «جنگ علیه ترور» بوده، اما به جنگ عراق رأی مثبت داد و دو بار نیز با برگزاری تحقیق درباره آن مخالفت کرد. او در سال ۲۰۲۳ اذعان کرد که اگرچه میتوانست برای برکناری صدام حسین استدلالهایی وجود داشته باشد، اما «نمیتوانم خشم، لحن، شتابزدگی و نبود برنامه برای دوران پس از جنگ را توجیه کنم.»
او نوشت: «به همین دلیل، اقدام آمریکا و بریتانیا آسیب عظیمی به غیرنظامیان وارد کرد و احساس بیعدالتی موجب جذب برخی افراد به سوی تروریسم شد. اگر واکنش به یازده سپتامبر قرار بود تروریسم را ریشهکن کند، دشوار است نتیجه بگیریم که به چنین هدفی دست یافته است.»
برنهام همچنین از شبکه سنتی اتحادهای بریتانیا حمایت میکند. او از خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا انتقاد کرده و حزب خود را به دلیل ناتوانی در اشاره به خسارات اقتصادی برگزیت سرزنش کرده است. او ابراز امیدواری کرده که در طول عمرش شاهد بازگشت بریتانیا به اتحادیه اروپا باشد.
برنهام همچنین از ناتو حمایت قاطع کرده و تهدید کرده بود اگر دولت جرمی کوربین قصد خروج از این ائتلاف را داشته باشد، از کابینه او استعفا خواهد داد؛ اگرچه او فعلاً توانسته تهدید حزب راستگرای اصلاح بریتانیا را مهار کند، اما حتی در صورت رسیدن به مقام نخستوزیری نیز شاید نتواند برای همیشه چنین کند.
همسو با روند کلی بریتانیا، مسیر سیاسی بلندمدت حوزه انتخابیه جدید او ممکن است در نهایت به سود حزب اصلاح بریتانیا باشد. در نظرسنجیها، این حزب با ۴۲ درصد آرا پیشتاز است، در حالی که حزب کارگر ۳۴ درصد حمایت دارد.
نایجل فاراژ، رهبر حزب اصلاح بریتانیا، به خبرنگاران گفت که حزبش «تمام توان خود را» برای انتخابات میاندورهای میکرفیلد به کار خواهد گرفت و اگرچه این بار موفق نشد، اما شاید تنها مسئله زمان باشد.