توضیح اکوایران: مقاله پیشرو از نشریه والاستریت ژورنال پیرامون شکاف فزاینده میان ایالات متحده و اروپا در تاریخ 5 ژوئیه 2026 منتشر شده است. اکوایران ترجمه کاملی از این مقاله را در دو بخش جداگانه ارائه میدهد. نوشته کنونی ترجمه بخش دوم این مقاله است. برای مطالعه بخش یکم به این پیوند مراجعه گردد.
ناگهان از 3.5 درصد به 5 درصد
بخش دوم: به نظر میرسید سیاست چاپلوسی روته توانسته است ترامپ را همچنان به ناتو متعهد نگه دارد؛ اما این وضعیت تنها تا ماه آوریل دوام آورد. در آن زمان، متیو ویتاکر، سفیر تازه آمریکا در ناتو، وارد مقر این سازمان در بروکسل شد و پیامی از واشنگتن آورد.
پیام روشن بود: 3.5 درصد دیگر کافی نیست. هدف جدید باید ۵ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۳۵ باشد؛ و کشورهای عضو باید همین تعهد را در نشست سالانه ناتو در ماه ژوئن اعلام کنند.
کشورهای عضو ناتو که در مرزهای روسیه قرار دارند، منطق این درخواست را درک میکردند؛ اما بسیاری از دیگر اعضا از شنیدن آن شوکه شدند. برای کاهش فشار مالی، ویتاکر پیشنهادی ارائه داد. بر اساس این طرح، کشورهای عضو میتوانستند ۳.۵ درصد را صرف هزینههای مستقیم نظامی کنند و ۱.۵ درصد دیگر را به سرمایهگذاریهای مرتبط با امنیت اختصاص دهند؛ هزینههایی مانند:
- ساخت باند فرودگاهها؛
- خدمات هواشناسی؛
- امنیت سایبری که بسیاری از دولتها پیشتر نیز برای آنها بودجه اختصاص میدادند.
روته بیدرنگ از این پیشنهاد حمایت کرد و تلاش نمود مخالفان را آرام کند. او توضیح داد که حتی برخی پلها و تونلها نیز میتوانند بهعنوان زیرساختهای حیاتی برای جنگ احتمالی با روسیه محسوب شوند. در جلسات خصوصی نیز به همتایان اروپایی خود میگفت: عدد ۵ درصد همان «پیروزی» است که ترامپ به آن نیاز دارد.
در عمل، همه میدانستند که هیچکس قرار نیست دولتهایی را که با محدودیتهای شدید مالی روبهرو هستند، مجبور کند ظرف ده سال آینده واقعاً به این هدف برسند. هرچه به نشست سال ۲۰۲۵ ناتو در شهر لاهه نزدیکتر میشدند، هنوز چند کشور آشکارا با هدف ۵ درصدی مخالفت میکردند.
بلژیک و اسلواکی تنها پس از آن با این هدف موافقت کردند که مارک روته توضیح داد کمکهای مالی و نظامی به اوکراین نیز میتواند بهعنوان بخشی از هزینههای دفاعی محاسبه شود.
مارک کارنی، نخستوزیر تازهمنتخب کانادا، نیز از افزایش هزینههای دفاعی حمایت کرد. او به همتایان خود گفت که ترامپ در این مورد حق دارد.
اما تنها کشوری که حاضر به عقبنشینی نشد، اسپانیا بود. پدرو سانچز، نخستوزیر سوسیالیست این کشور، اصرار داشت که رقم ۵ درصد کاملاً دلبخواهی است و هیچ مبنای منطقی ندارد. برای ۵۴ ساعت، مقامهای ناتو و نمایندگان دولت اسپانیا بهطور مداوم با یکدیگر پیام رد و بدل کردند. اسپانیا همچنان حاضر نبود به هدفی متعهد شود که بسیاری از همسایگانش نیز احتمالاً هرگز به آن نخواهند رسید.
سرانجام دو طرف توافق کردند که بر سر این موضوع اختلافنظر خود را حفظ کنند. روته در نامهای که بعداً سانچز آن را منتشر کرد، نوشت که اسپانیا میتواند «مسیر مستقل و حاکمیتی خود» را برای دستیابی به اهداف دفاعی دنبال کند و عملکرد آن در سال ۲۰۲۹ مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت.
رویکرد روته موقتاً جواب میدهد
در ۲۴ ژوئن، ترامپ وارد لاهه، زادگاه مارک روته، شد. دبیرکل ناتو در آنجا موفق شد یک پیروزی بزرگ در عرصه سیاست خارجی به ترامپ هدیه دهد. ترامپ اعلام کرد که ناتو دیگر برای آمریکا «بار اضافی» یا «کلاهبرداری» نیست. در نشستی پشت درهای بسته، رهبران قدرتمند غرب یکی پس از دیگری از ترامپ به خاطر تقویت ائتلافی که زمانی تهدید کرده بود از آن خارج خواهد شد، ستایش کردند.
ساختمان اروپا دارای ساختاری شیشهای به شکل فانوس درون یک مکعب است که از قابهای پنجرههای بازیافتی از سراسر بلوک ۲۸ کشور ساخته شده است/عکس از ویکی مدیا
اما مارک کارنی رویکرد محتاطانهتری داشت. دستیاران او معتقد بودند ترامپ متوجه چاپلوسی خواهد شد و در نتیجه احترام کمتری برای آنان قائل میشود.
برخی رهبران تلاش کردند فضای جلسه را اندکی صمیمانهتر کنند. نخستوزیر اسلوونی خطاب به ترامپ گفت که بابت تحت فشار قرار دادن کشورش برای افزایش بودجه دفاعی از او تشکر میکند. او با شوخی افزود: «اگر کسی بداند مردم اسلوونی چقدر لجباز هستند، آن شخص باید همسر ملانیا ترامپ باشد.» ترامپ به این شوخی لبخند زد.
اما نخستوزیر بلغارستان نمیتوانست از این احساس رها شود که تمام این نمایش بیش از حد ساختگی است. او بعداً گفت: «در اتاق خنده وجود داشت، اما پشت آن اضطرابی عمیق پنهان شده بود. رهبران اروپا هنوز باور داشتند که میتوانند با چاپلوسی دیپلماتیک و جذابیت شخصی، دونالد ترامپ را مدیریت کنند.»
درختی که تلخ آمد او را سرشت
چند هفته بعد، نشست ترامپ و ولادیمیر پوتین در آلاسکا در اواسط ماه اوت بار دیگر زنگ خطر را در اروپا به صدا درآورد. ترامپ پس از این دیدار گویا نسبت به شانس اوکراین برای پیروزی در جنگ تردید داشت و به طرح صلحی که روسیه ارائه کرده بود و بیش از آنکه به نفع اروپا باشد، به منافع مسکو نزدیک بود، علاقه نشان داد.
در سال ۲۰۱۸، روسای جمهور ترامپ و مکرون این نهال بلوط اروپایی (European sessile oak) را که هدیهای از طرف مهمان فرانسوی بود، کاشتند. این نهال از جنگل بلو (Belleau Woods) آورده شده بود، جایی که بیش از ۹۰۰۰ تفنگدار دریایی آمریکا در طول جنگ جهانی اول جان باختند. این درخت بعدها از بین رفت/عکس از گتی ایمجز
یکی از کشورهای اروپایی گزارشی اطلاعاتی با طبقهبندی «فقط برای رؤیت شخصی» میان رهبران توزیع کرد. در این گزارش، جزئیاتی از برنامههای اقتصادی و تجاری دولت ترامپ با کرملین ارائه شده بود؛ از جمله طرحهای مشترک برای استخراج عناصر نادر خاکی در منطقه قطب شمال.
امانوئل مکرون در یک گروه گفتوگوی رمزگذاریشده به سایر رهبران پیشنهاد کرد که همگی با هم برای دیداری فوری با ترامپ به واشنگتن بروند تا از ولودیمیر زلنسکی حمایت کنند. شش رئیسجمهور و نخستوزیر اروپایی، به همراه مارک روته و اورزولا فون در لاین، وارد کاخ سفید شدند.
آنان درحالیکه از کنار یک گروه نوازندگان سازهای زهی عبور میکردند، مقابل دوربینهای خبری از قدرت ترامپ در مذاکره ستایش کردند. ترامپ رو به روته گفت: «خیلی ممنون، مارک. تو رهبر بزرگی هستی. کارت فوقالعاده است.»
مکرون که این صحنه را تماشا میکرد، به گفته حاضران، کاملاً ناراحت به نظر میرسید. برای رئیسجمهور فرانسه، که از نخستین ماههای دوره اول ریاستجمهوری ترامپ در قدرت بود، کاخ سفید دیگر قابل شناسایی نبود.
نهال بلوط اروپایی که دو رئیسجمهور در سال ۲۰۱۸ بهطور نمادین در محوطه جنوبی کاخ سفید کاشته بودند و از یکی از میدانهای نبرد جنگ جهانی اول آورده شده بود، به دلیل نگرانی از وجود آفات از زمین خارج شده و از بین رفته بود.
اتاقی در کنار دفتر بیضی نیز با جلد مجلههایی که تصویر ترامپ، چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا، روی آنها چاپ شده بود، تزئین شده بود. رهبران اروپایی در انتظار نشستند، اما ترامپ ناگهان از اتاق خارج شد و از اتاقی دیگر به مدت ۴۰ دقیقه با ولادیمیر پوتین تلفنی گفتوگو کرد.
در نهایت، این سفر تنها توانست برای مدت کوتاهی اوضاع را آرام کند.
فروپاشی اجماع بر پایه چاپلوسی
چند هفته بعد، ترامپ بار دیگر نسبت به شانس اوکراین برای پیروزی ابراز تردید کرد و دوباره از طرح صلح روسیه که فرصتهای اقتصادی جذابی برای شرکتهای آمریکایی وعده میداد، استقبال کرد. رهبران اروپایی دریافتند که دیگر نمیتوانند ترامپ را به حمایت از موضع مشترک غرب درباره اوکراین، یا شاید درباره هیچ موضوع مهم دیگری، متعهد نگه دارند.
سران اروپایی در اتاق بیضی کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار میکنند/عکس از کاخ سفید
یکی از افراد حاضر در آن دیدار گفت: «تجربهای واقعاً عذابآور بود.» او افزود این سفر نشان داد که حتی نزدیکترین متحدان آمریکا نیز، وقتی بهصورت جمعی به واشنگتن میروند، نفوذ بسیار اندکی بر دولت ترامپ دارند.
اجماعی که بر پایه سیاست چاپلوسی شکل گرفته بود، آرامآرام در حال فروپاشی بود؛ موضوعی که سرویس اطلاعات خارجی بریتانیا، امآی6، نیز در ارزیابیهای خود ثبت کرده بود. در یکی از گزارشهای این سازمان آمده بود که این شیوه دیپلماسی اکنون مشمول «قانون بازده نزولی» شده است؛ یعنی هرچه بیشتر از آن استفاده شود، اثرگذاری آن کمتر خواهد شد.
در همان زمان که سیاست چاپلوسی کارایی خود را از دست میداد، در پایتختهای اروپایی رویکرد متفاوتی در حال شکلگیری بود.
مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، استدلال میکرد که مشکل صرفاً دونالد ترامپ نیست، بلکه وابستگی ساختاری غرب به آمریکاست. او در تماسهای خصوصی با رهبران اروپایی میگفت: «آمریکای قدیم دیگر بازنخواهد گشت.»
این پیام، که ابتدا تنها از سوی معدودی از رهبران، بهویژه فرانسه، جدی گرفته میشد، بهتدریج طرفداران بیشتری پیدا کرد. کارنی معتقد بود که اروپا نباید انرژی خود را صرف راضی نگه داشتن ترامپ کند، بلکه باید برای جهانی آماده شود که در آن آمریکا دیگر شریک قابل اتکایی نباشد.
در همین حال، بحثهایی که تا مدتها تنها در محافل کارشناسی مطرح میشد، به سطح تصمیمگیریهای عالی دولتها راه یافت. مقامهای اروپایی شروع به بررسی این پرسش کردند که اگر روابط با آمریکا بیش از این تیره شود، چه اتفاقی خواهد افتاد. برای مثال، آنان مطالعه میکردند که:
- اگر دسترسی اروپا به زیرساختهای فناوری آمریکا محدود شود، دادههای دولتی در کجا ذخیره خواهند شد؛
- اگر شرکتهای آمریکایی ارائه خدمات خود را متوقف کنند، سامانههای پرداخت مالی چگونه به کار خود ادامه خواهند داد؛
- و اگر واشنگتن اجازه استفاده از برخی قابلیتهای تسلیحات آمریکایی را صادر نکند، ارتشهای اروپایی تا چه اندازه قادر به ادامه عملیات خواهند بود.
در کشورهای مختلف نیز اقداماتی عملی آغاز شد.
برخی دولتها بهآرامی در حال حذف فناوریهای آمریکایی از ساختار اداری خود بودند. از فرانسه گرفته تا هلند، مقامهای دولتی استفاده از نرمافزارهای متنباز اروپایی را گسترش دادند و به کارمندان توصیه کردند تا حد امکان از برنامههایی مانند ماکروسافت تیمز و ماکروسافت آفیس استفاده نکنند.
در حوزه فناوری نیز سرمایهگذاریهای عظیمی آغاز شد. اروپا تصمیم گرفت صدها میلیارد دلار برای توسعه شرکتهای فضایی، هوش مصنوعی، مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال خود هزینه کند تا وابستگیاش به غولهای فناوری آمریکا کاهش یابد. هدف این بود که اروپا بتواند در آینده، حتی در صورت بروز اختلاف با واشنگتن، همچنان زیرساختهای حیاتی خود را مستقل اداره کند.
یک تغییر پارادایم بیسابقه
این تغییر رویکرد تنها به فناوری محدود نبود. در حوزه نظامی نیز کشورهای اروپایی دریافتند که سالها وابستگی به تجهیزات آمریکایی ممکن است در آینده به نقطه ضعف تبدیل شود. به همین دلیل، بررسیهایی آغاز شد تا مشخص شود تسلیحات ساخت آمریکا تا چه اندازه بدون مجوز یا پشتیبانی فنی واشنگتن قابل استفاده هستند.
مارک روته، دبیرکل ناتو (در مرکز)، در کنار وزرای دفاع ناتو و نمایندگان صنایع در مراسم افتتاحیه مجمع صنایع دفاعی ناتو در حاشیه نشست ناتو در آنکارا، ترکیه، سهشنبه، ۷ ژوئیه ۲۰۲۶ ژست میگیرد/عکس از آسوشیتدپرس
پس از نشست آلاسکا میان ترامپ و پوتین و تغییر مواضع ترامپ درباره اوکراین، بسیاری از رهبران اروپایی احساس کردند هر مقدار هم که از رئیسجمهور آمریکا تعریف و ستایش کنند، باز هم نمیتوانند تصمیمات او را تغییر دهند. در همان زمان، در پایتختهای اروپایی گفتوگوهای جدی درباره آینده روابط با آمریکا آغاز شده بود.
برای نخستین بار از پایان جنگ جهانی دوم، این پرسش بهطور جدی مطرح شد که آیا اروپا باید خود را برای جهانی آماده کند که در آن دیگر نتواند روی حمایت همیشگی آمریکا حساب کند.
به گفته مقامهای اروپایی، دیگر بحث بر سر اختلافات مقطعی یا تغییر یک رئیسجمهور نبود. آنچه آنان را نگران کرده بود، این احتمال بود که سیاست خارجی آمریکا برای همیشه تغییر کرده باشد.
به همین دلیل، پروژههای گستردهای برای کاهش وابستگی به آمریکا در حوزههای فناوری، انرژی، صنایع دفاعی، زیرساختهای مالی و حتی خدمات ابری آغاز شد. از نگاه بسیاری از مقامهای اروپایی، این روند دیگر بازگشتپذیر نبود.
یکی از دیپلماتهای ارشد اروپایی این تغییر را چنین توصیف کرد: «ما هنوز از آمریکا جدا نشدهایم، اما دیگر هیچکس آینده را بر این فرض بنا نمیکند که واشنگتن همیشه کنار ما خواهد بود.» او افزود: «این بزرگترین تغییر در تفکر راهبردی اروپا از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون است.»
پایان