این بندر در نزدیکی کانال سوئز قرار دارد؛ آبراهی که سالانه بین ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی و نزدیک به ۳۰ درصد حملونقل کانتینری جهان از آن عبور میکند. هرگونه ناامنی در این مسیر، تنها اقتصاد مصر را تحت تأثیر قرار نمیدهد، بلکه میتواند زنجیره تأمین جهانی، بازار انرژی و هزینه حملونقل بینالمللی را نیز با شوکهای تازهای روبهرو کند.
حادثه دمیاط نشان میدهد که در عصر پهپادها و تسلیحات ارزانقیمت، آسیبپذیری زیرساختهای راهبردی بیش از گذشته افزایش یافته است. اگرچه خسارت این حمله محدود بود، اما اهمیت کانال سوئز باعث شده حتی یک عملیات کوچک نیز پیامدهای اقتصادی و امنیتی گستردهای داشته باشد. تجربه دریای سیاه و حملات پهپادی به ناوگان صادراتی روسیه نیز نشان داده که ابزارهای کمهزینه میتوانند معادلات تجارت جهانی را بر هم بزنند.
این تحولات برای کشورهای صادرکننده نفت، بهویژه عربستان سعودی، اهمیت دوچندانی دارد. ریاض در شرایط دشوار عبور از تنگه هرمز، بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله شرق به غرب و بندر ینبع در دریای سرخ انجام میدهد؛ اما اگر بابالمندب و کانال سوئز همزمان با تهدیدهای امنیتی روبهرو شوند، مسیرهای جایگزین صادرات انرژی نیز با محدودیت مواجه خواهند شد.
در این میان، اهمیت سوئز تنها به تجارت و انرژی محدود نیست. این آبراه برای کشورهای عضو ناتو نیز یک مسیر راهبردی محسوب میشود و ناامن شدن آن میتواند بر موازنههای امنیتی در مدیترانه و تصمیمات نظامی غرب در خاورمیانه اثر بگذارد. پرسش اصلی این است که آیا جنگهای زمینی اکنون به نبرد بر سر آبراههای حیاتی جهان تبدیل شدهاند؟ پاسخ این سؤال، میتواند آینده اقتصاد جهانی و امنیت تجارت بینالملل را تحت تأثیر قرار دهد.