آیا تنگه هرمز می‌تواند در دو سال آینده به یک آبراه کم‌اهمیت تبدیل شود؟ این ادعایی است که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، مطرح کرده و دونالد ترامپ نیز آن را تکرار کرده است. استدلال آنها این است که کشورهای تولیدکننده نفت منطقه می‌توانند با توسعه خطوط لوله، وابستگی خود به هرمز را کاهش دهند. اما واقعیت پیچیده‌تر است.

پیش از جنگ، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد؛ معادل یک‌پنجم صادرات جهانی نفت. در حال حاضر، خطوط لوله موجود در منطقه حدود ۸ میلیون بشکه در روز ظرفیت انتقال دارند؛ یعنی حدود ۴۰ درصد حجم نفتی که پیش‌تر از هرمز عبور می‌کرد.

البته ساخت خطوط جدید می‌تواند این ظرفیت را افزایش دهد، اما مسئله فقط نفت نیست. در ژوئن ۲۰۲۵، از میانگین ۱۴۴ کشتی که روزانه از هرمز عبور می‌کردند، تنها ۴۸ فروند نفتکش بودند. بخش مهمی از باقی ترددها به حمل کالا، غلات، گاز مایع و فرآورده‌های نفتی اختصاص داشت.

برای این بخش‌ها نیز مسیرهای جایگزین مانند راه‌آهن قابل توسعه‌اند؛ اما ایجاد زیرساخت جدید زمان‌بر و پرهزینه است و نمی‌تواند مزیت اقتصادی حمل‌ونقل دریایی را به‌طور کامل جبران کند.

بنابراین حتی اگر کشورهای منطقه بتوانند ظرفیت خطوط لوله و مسیرهای زمینی را افزایش دهند، حذف کامل نقش هرمز بعید است. این تنگه فقط یک مسیر صادرات نفت نیست؛ بخشی از شبکه تجارت منطقه است.

و نکته مهم‌تر اینکه این وابستگی فقط مسئله کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیست؛ ایران نیز برای تجارت خود همچنان به مسیرهای دریایی و هرمز وابسته است.