چالشهای چندوجهی ترامپ در خاورمیانه
اکوایران: چشمانداز منطقه بهطور قابلتوجهی متفاوت از گذشته است. در حالی که پیامدهای این تحولات هنوز ظاهر نشده، این وضعیت میتواند فرصتهایی برای ظهور بازیگران جدید ایجاد کند.

به گزارش اکوایران، با بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، او وارث خاورمیانهای شده که از دوران رئیسجمهور پیشین او تغییرات بیسابقهای را تجربه کرده است.
ظهور بازیگران جدید
به نوشته موسسه خاورمیانه، امروز، چشمانداز منطقه بهطور قابلتوجهی متفاوت از گذشته است. در حالی که پیامدهای این تحولات هنوز ظاهر نشده، این وضعیت میتواند فرصتهایی برای ظهور بازیگران جدید ایجاد کند.
نمونه آشکار آن، تسلط هیأت تحریر الشام بر قدرت در سوریه است. تحولی که پیامدهای گستردهای برای ایالات متحده خواهد داشت. ظهور هیأت تحریر الشام نشاندهنده یک روند گستردهتر است، که تنها چهار سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان رخ داده است. این تحول نشانگر احیای گروههای مسلح سنی رادیکال است که خود را بهعنوان جایگزینی برای اقتدار دولتها معرفی میکنند. در حالی که تسلط سریع تحریر الشام بر سوریه قابلتوجه است، اما تداوم سلطه آن در بلندمدت قطعی نیست.
درگیریهای احتمالی با گروههای رقیب، مانند نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) یا گروههای شورشی در جنوب سوریه، میتواند کنترل تحریر الشام بر قدرت را به چالش بکشد. چنین درگیریهایی میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقهای که از پیش ناپایدار است، منجر شود.
خلأ قدرت در سوریه، این کشور را در معرض خطر تبدیل شدن به میدان آموزش و مرکز جذب نیرو برای جهادگران بینالمللی قرار میدهد. این مسئله تهدید مستقیمی برای امنیت ایالات متحده محسوب میشود، زیرا
تحریر الشام، که ریشه در القاعده دارد و در گذشته با داعش ارتباط داشته، ممکن است به احیای این گروهها کمک کند. اگرچه این گروه مدعی است که از هر دو گروه فاصله گرفته، اما ممکن است همچنان در میان اعضای آن، افرادی دارای گرایشهای همسو با القاعده یا داعش باشند. چنین وضعیتی میتواند به همکاریهای پنهانی و افزایش فعالیتهای تروریستی در سراسر منطقه منجر شود.
تحولات سوریه نگرانیهای امنیتی جدی برای اردن نیز ایجاد کرده است. ثبات اردن همواره وابسته به حمایت خارجی، بهویژه از سوی ایالات متحده، بوده است. از میان همسایگانش، عربستان سعودی و اسرائیل هیچ انگیزهای برای بیثبات کردن اردن نداشتهاند. رژیم علوی بشار اسد نیز، به دلیل عدم محبوبیت در میان اکثریت سنی، قادر به نفوذ گسترده در جامعه اردن نبود. اما کنترل تحریر الشام بر سوریه این معادله را تغییر داده است. نزدیکی آن به مرز اردن، خطر نفوذ، قاچاق و گسترش رادیکالیسم در داخل این کشور را افزایش میدهد. همچنین، جمعیت قابلتوجه فلسطینیهای اردن، که برخی از آنها از سیاستهای دولت در قبال اسرائیل ناراضیاند، میتواند به ابزاری برای تحریر الشام تبدیل شود تا بیثباتی داخلی ایجاد کند.
ناپایداری در اردن میتواند پیامدهای گستردهای برای امنیت منطقه داشته باشد. اردن یک متحد کلیدی ایالات متحده و یک نیروی تثبیتکننده در منطقهای پرتنش است. هرگونه آشوب در اردن میتواند یک واکنش زنجیرهای ایجاد کند که احساسات ضد اسرائیلی را در کرانه باختری تقویت کند. چنین سناریویی میتواند درگیریهای اسرائیل و فلسطین را تشدید کرده و منافع استراتژیک ایالات متحده و اسرائیل را تهدید کند.
چالش حکومت در غزه پس از جنگ
در حالی که بیثباتی اردن میتواند بر کرانه باختری تأثیر بگذارد، غزه نیز چالش مهم دیگری را مطرح میکند. اگرچه توافق آتشبس میان اسرائیل و حماس یکی از جنبههای بحران را حل کرده است، اما آینده حکومت غزه در دوران پس از جنگ همچنان نامشخص است. از دست دادن بخش بزرگی از رهبری ارشد حماس، مذاکرات را دشوارتر کرده و هیچ مرجع مشخصی برای مذاکرات باقی نگذاشته است. این خلأ رهبری، هرگونه توافق بالقوه را پیچیدهتر کرده و احتمال طولانی شدن روند سیاسی را افزایش داده است. فراتر از مسئله اسرا، تعیین حکومت آینده غزه چالش حیاتی دیگری است:
مجموعه این تحولات، خاورمیانه را در یکی از حساسترین دورانهای خود قرار داده و ایالات متحده را در برابر تصمیمات استراتژیک دشواری قرار داده است و هر تصمیم ممکن است چرخه بیثباتی را در غزه تداوم بخشد.
ترامپ نهتنها با درگیریهای مسلحانه، بلکه با چالشهایی در میان متحدان بهظاهر باثبات ایالات متحده نیز مواجه است. یکی از مهمترین آنها، مصر است. مصر، با جمعیتی بیش از ۱۰۰ میلیون نفر، درگیر بحران اقتصادی شدیدی است که با تورم، بیکاری، و افزایش سرسامآور قیمتها تشدید شده است.
این بحران، نارضایتی عمومی را تقویت کرده و نگرانیهایی درباره احتمال ناآرامیهای گستردهای که میتواند کل منطقه را بیثبات کند، به وجود آورده است. با توجه به موقعیت استراتژیک مصر، هرگونه ناآرامی در این کشور پیامدهای منطقهای قابلتوجهی خواهد داشت.
علاوه بر این، تصرف قدرت در سوریه توسط تحریر الشام ممکن است به هستههای اخوانالمسلمین امید تازهای داده باشد، و آنها را به فکر قیام مجدد بیندازد.
عمان، یکی دیگر از متحدان آمریکا، نیز با مشکلات اقتصادی جدی مواجه است. عمان که زمانی یکی از پایدارترین کشورهای منطقه بود، اخیراً شاهد اعتراضاتی بر سر بیکاری و مشکلات معیشتی بوده است. این ناآرامیها شکنندگی متحدان منطقهای آمریکا را برجسته میکند.
نفوذ فزاینده رقبای آمریکا: روسیه و چین
مشکلات ایالات متحده در خاورمیانه تنها به رقابتهای منطقهای محدود نمیشود، بلکه قدرتهای جهانی مانند روسیه و چین نیز در حال گسترش نفوذ خود در این منطقه هستند.
چین اکنون ایالات متحده را بهعنوان بزرگترین شریک تجاری خاورمیانه پشت سر گذاشته است و حضور نظامی خود را بهطور پیوسته افزایش میدهد. پایگاه نظامی چین در جیبوتی، در نزدیکی تنگه راهبردی بابالمندب، نشاندهنده جاهطلبیهای گستردهتر آن در منطقه است. تلاش چین برای ایجاد پایگاه نظامی در خارج از دبی نیز حاکی از تلاش این کشور برای تثبیت نفوذ اقتصادی و نظامی خود در خاورمیانه است.
این تحولات نشان میدهد که پکن در حال تبدیل شدن به یک رقیب واقعی برای سلطه آمریکا در منطقه است، زیرا بهدنبال جایگاه استراتژیکی در مسیرهای تجاری و امنیتی کلیدی است.
روسیه نیز موقعیت خود را در خاورمیانه تقویت کرده و روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران مستحکمتر ساخته است. با وجود خروج برخی نیروهایش پس از تصرف سوریه توسط تحریر الشام، پایگاههای کلیدی آن در طرطوس و حمیمیم همچنان از اهمیت استراتژیک برخوردارند.
گزارشها نشان میدهد که روسیه و تحریر الشام به توافقی دست یافتهاند که به مسکو اجازه میدهد حضور نظامی خود را در این پایگاهها حفظ کند. این توافق نشان میدهد که روسیه در حال تطبیق خود با شرایط جدید میدانی است، در حالی که ایالات متحده تاکنون استراتژی مشخصی برای این تحولات ارائه نکرده است.
ترکیه، یکی دیگر از متحدان آمریکا، در حال اتخاذ یک استراتژی متوازن است که روابطش را با قدرتهای رقیب حفظ کند. خرید سامانه دفاع موشکی S-400 از روسیه، روابط آنکارا با واشنگتن را متشنج کرد و برنامه اف-۳۵ را به خطر انداخت.
این روند، بخشی از تغییرات گستردهتر در میان متحدان منطقهای است که بهدنبال «خودمختاری استراتژیک» هستند و دیپلماسی خود را بر مبنای منافع مقطعی با واشنگتن و رقبای آن تنظیم میکنند.
اکنون مسائل گوناگونی تعیین کننده وضعیت آینده است. جمهوری اسلامی ایران آسیب دیده اما غیرقابلپیشبینی، ممکن است به سمت مذاکرات پیش رود یا برنامه هستهای خود را تسریع کند؛ ظهور مجدد افراطگرایی سنی، بهویژه تحریر الشام که تهدیدی فراملی محسوب میشود و میتواند به اردن، عراق و اروپا سرایت کند؛ امارات، عربستان سعودی، و ترکیه نشانههایی از همسویی با رقبای آمریکا نشان دادهاند.
تیتر یک در اکوایران
پربینندهترینها
-
هوای سرد چه زمانی از کشور میرود؟/ کمترین دمای هوای تهران اعلام شد
-
خبر مهم برای دارندگان کارت سوخت/ ۱۰ میلیون کارت سوخت سال آینده باطل میشود
-
خبر مهم درباره رزمایش هستهای/ اسلامی: امروز و فردا رزمایش پدافند هستهای برگزار میشود
-
ترامپ تهدید خود را درباره حماس پس گرفت؟/ تقدیر رئیس ایالاتمتحده از عربستان و قطر
-
نتانیاهو به دنبال حمله به ایران است؟
-
شاخص دلار در مسیر بازگشت؛ کف 11 هفتهای شکست
-
قیمت شب عید برنج، خرما و شکر دولتی اعلام شد
-
بررسی اثر استیضاح همتی بر بازارها
-
همتی زیر تیغ استیضاح؛ تعداد امضاها به ۱۱۴ نماینده رسید