به گزارش اکوایران، در آستانه دور تازه مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، همزمان با تشدید ادبیات تهدید در واشنگتن و طرح مفاهیمی چون «غنیسازی صفر» و گسترش دامنه توافق به حوزه موشکی، فضای دیپلماسی بیش از هر زمان دیگری با ابهام و فشار همراه شده است.
از یکسو، آمریکا تلاش دارد توقف عملی برنامه هستهای ایران را در قالبی رسمی تثبیت کند و از سوی دیگر، تهران بر حفظ حق غنیسازی و تمرکز صرف بر رفع تحریمها تأکید دارد.
در این میان، تحولات میدانی اخیر و برداشتهای متفاوت از تغییر موازنه قوا، بر پیچیدگی شرایط افزوده است. تقویت آرایش نظامی آمریکا در منطقه و همزمان تأکید مقامات این کشور بر ترجیح راهحل دیپلماتیک، تصویری از «فشار همراه با مذاکره» ترسیم میکند؛ راهبردی که میتواند یا به توافقی حداقلی برای مدیریت بحران منجر شود یا در صورت پافشاری بر خطوط قرمز متضاد، مسیر تقابل را هموار کند.
از کودتای 28 مرداد تا ژنو
اکوایران در گفتوگو با فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین به بررسی ابعاد مختلف این مقطع حساس پرداخته است؛ از ارزیابی رویکرد تازه واشنگتن و نقش هماهنگی آمریکا و اسرائیل گرفته تا پیامدهای اقتصادی و امنیتی هر سناریو برای ایران. مجلسی با تأکید بر ضرورت اولویتدادن به منافع ملی و پرهیز از تنشهای پرهزینه، مذاکرات کنونی را آخرین فرصت تعیینکننده برای بازتعریف مسیر آینده کشور دانست.
دیپلمات پیشین پیشین کشورمان تاکید کرد: آنچه باید محور تحلیل قرار گیرد، منافع ملی ایران است. به گفته او، نباید هزینه تصمیمات منطقهای به پای ملت ایران نوشته شود. اولویت سیاست خارجی باید منافع مستقیم ایران باشد و نه ورود به منازعاتی که به گفته او ارتباط مستقیمی با امنیت و توسعه کشور ندارد. او افزود که حتی بسیاری از کشورهای عربی نیز رویکرد تقابلی گذشته را کنار گذاشته و به سمت کاهش تنش حرکت کردهاند.
مجلسی درباره ریشههای خصومت با آمریکا گفت طرح مکرر واقعه ۲۸ مرداد بهعنوان مبنای استمرار تقابل، نمیتواند توجیهکننده وضعیت کنونی باشد. به اعتقاد او، باید مشخص شود مسئله فعلی ایران و آمریکا دقیقاً چیست و چرا باید در وضعیت خصومت دائمی باقی بمانند.
دیپلمات پیشین کشورمان با اشاره به تجربه کشورهای شکستخورده در جنگ جهانی دوم از جمله آلمان و ژاپن تاکید کرد که این کشورها پس از ویرانی گسترده، مسیر بازسازی و توسعه را در پیش گرفتند و امروز به قدرتهای اقتصادی تبدیل شدهاند.
او با اشاره به اینکه بمب اتم جایگاهی در برنامههای ایران ندارد، آن را ابزاری «نامعقول» خواند و گفت حتی اگر هدف بازدارندگی باشد، تجربه جنگ ۱۲ روزه نشان داد که زیرساختهای هستهای میتوانند در معرض آسیب جدی قرار گیرند. مجلسی با اشاره به هزینههای اقتصادی و خسارات واردشده، تأکید کرد که تداوم این مسیر، توان کشور را تحلیل میبرد.
دیپلمات پیشین ایران با اشاره به رقابت منطقهای، تاکید کرد: کشورهایی مانند امارات متحده عربی، عربستان سعودی، عمان و حتی ترکیه با تمرکز بر توسعه اقتصادی توانستهاند جایگاه خود را ارتقا دهند، در حالیکه ایران با وجود منابع گسترده نفت، گاز و سرمایه انسانی، از این روند عقب مانده است. به باور او، حمایت مالی و نظامی از نیروهای نیابتی خارج از مرزها هزینههایی به کشور تحمیل کرده که میتواند در صورت تغییر رویکرد، صرف توسعه داخلی شود.
مجلسی در ارزیابی رویکرد واشنگتن نیز گفت: ایالات متحده میان دو گزینه قرار دارد: حلوفصل مسئله از طریق مذاکره یا توسل به جنگ. او با اشاره به ویژگیهای شخصیتی رئیسجمهوری آمریکا تصریح کرد که محاسبه هزینه و فایده در تصمیمگیریهای او نقش مهمی دارد و آغاز یک جنگ گسترده میتواند منطقه را بیثبات کند. به گفته او، تجربه حمله عراق به کویت و پیامدهای آن نشان داد که بیثباتی میتواند به تخریب زیرساختهای حیاتی و آشوب گسترده بینجامد.
این دیپلمات پیشین تأکید کرد در صورت وقوع درگیری گسترده، حتی بدون بمباران مستقیم تهران، قطع خطوط انرژی، برق و سوخت میتواند کشور را با بحران انسانی روبهرو کند. از این رو، او مذاکرات جاری را «آخرین فرصت» برای پرهیز از چنین سناریویی دانست و گفت باید با پذیرش برخی محدودیتهای منطقی، از جمله عدم تهدید دیگر کشورها، کاهش دامنه حمایت از گروههای مسلح منطقهای و محدودسازی برد موشکها، زمینه کاهش تنش را فراهم کرد.
به اعتقاد مجلسی، موضوع هستهای نیز میتواند در قالب همکاری منطقهای و تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی سامان یابد تا هم نگرانیها کاهش یابد و هم درآمدهای نفتی کشور بدون مانع به اقتصاد ملی بازگردد. او تأکید کرد توسعه اقتصادی و گشایش داخلی، در بلندمدت بسیاری از چالشهای سیاسی را نیز تعدیل خواهد کرد.
مجلسی همچنین با اشاره به دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو گفت: هماهنگی واشنگتن و تلآویو در موضوع ایران امری آشکار است، هرچند ممکن است درباره برخی مسائل دوجانبه اختلافنظرهایی وجود داشته باشد. به گفته او، این دیدار در راستای تنظیم مواضع مشترک صورت گرفته و در عین حال نشانههایی وجود دارد که واشنگتن مایل است گزینه تغییر نظام را از دستور کار عملیاتی کنار بگذارد.
او در پایان تأکید کرد: حل مسائل ایران، برخلاف برخی تصورات، امری دستنیافتنی نیست. به باور او، با تمرکز بر منافع ملی، پرهیز از تنشهای پرهزینه و فراهمکردن شرایط عادی برای زندگی شهروندان، ظرفیتهای گسترده انسانی و طبیعی کشور میتواند زمینهساز بازگشت به مسیر توسعه شود.
