به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، دکتر مهمانپرست تاکید کرد: تا زمانی که مذاکره تحت سایه تهدید نظامی باشد و دیکته کردن یکسری نقطهنظرها مطرح شود، اساساً مفهوم مذاکره از بین میرود و به نتیجه نمیرسد. یک طرف نباید تصور کند آنچه در ذهنش است، حتماً باید صددرصد اجرا شود و طرف مقابل یا بپذیرد یا مورد هجمه قرار گیرد.
پس از پایان دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در ژنو، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، و بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، در اظهاراتی جداگانه در گفتوگو با خبرنگاران، ارزیابیهای خود را از روند این گفتوگوها مطرح کردند.
در همین حال، وزیر امور خارجه عمان نیز در اظهاراتی جداگانه، پایان این دور از گفتوگوها را همراه با پیشرفت ملموس ارزیابی کرد و بر ادامه نقش تسهیلکننده مسقط در این روند تأکید داشت. همزمان، لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال، در ارزیابی خود از مذاکرات ژنو گفت این گفتوگوها بیش از آنکه وارد جزئیات شود، ناظر بر توافق بر سر دامنه موضوعاتی بوده که قرار است در چارچوب یک توافق احتمالی مورد بررسی قرار گیرد؛ تحلیلی که توجهها را به مسیر و ابعاد مرحله بعدی مذاکرات معطوف کرده است.
در همین راستا، خبرنگار سرویس بینالملل «تابناک» گفتوگویی را با «رامین مهمانپرست»، دیپلمات پیشین و سخنگوی اسبق وزارت امور خارجه، درباره جزئیات مذاکرات ژنو انجام داده است که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو به پایان رسید و عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، این گفتوگوها را در مقایسه با دور پیشین سازندهتر توصیف کرده است. ارزیابی شما از این مذاکرات چیست؟
ما در یک چارچوب مشخص که بر مبنای حقوق بینالملی همه کشورهایی است که عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی هستند و معاهده انپیتی را امضا کردهاند، برای دفاع از منافع خود در صحنههای مختلف وارد مذاکره میشویم. این دوره از مذاکرات نیز با محوریت فعالیتهای اصلی کشور ما صورت گرفت.
البته طرف آمریکایی خواستههایی دارد که خارج از چارچوبهای بینالمللی تعریف شده است و اعلام میکند نگرانی دارد فعالیتهای هستهای کشور ما به سمت فعالیتهای نظامی انحراف پیدا کند. مسئولان تیم مذاکرهکننده ما اعلام کردهاند که اگر واقعاً نگرانی طرف مقابل، موضوع سلاحهای هستهای باشد، ما نیز، چون اعتقادی به سلاح هستهای نداریم و هیچچیز بالاتر از فتوای مقام معظم رهبری برای ما نیست و ایشان این مسئله را منع کردهاند، این موضوع میتواند چارچوبی برای مذاکره و رسیدن به یک توافق باشد.
در این مذاکرات بحثهای مختلفی صورت گرفته است. البته جزئیات آن بهصورت دقیق منتشر نشده، اما آنچه مورد بحث قرار دارد این است که برای رفع این نگرانی، راههای مختلف فنی میتواند پیشنهاد شود.
یکی از این راهها میتواند رقیق کردن اورانیوم غنیشده شصتدرصد باشد، یا همکاری کشورهای مختلف در فعالیتهای صلحآمیز هستهای که به هر صورت این همکاری موجب رفع نگرانی کشورهای مدعی این مسئله میشود. همچنین بازرسیهایی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام میدهد، میتواند نگرانیها را همچنان، مانند گذشته، برطرف کند. البته شرط این همکاری حتماً باید رفع تحریمها باشد و دیگر نباید بهانهای به دست کشورهای آمریکایی و اروپایی داده شود تا بخواهند همچنان فشارهای اقتصادی و تحریمهای غیرقانونی را اعمال کنند.
همه این موارد بستگی به این دارد که ببینیم هیئت آمریکایی واقعاً به دنبال حل این مسئله است، یا اینکه این موضوع را هم بهانه کرده و برخلاف تعهدات و صحبتهایی که دفعه قبل هم داشت، بخواهد به شکل دیگری عمل کند و از مذاکرات برای ضربه زدن به منافع ایران استفاده کند. این آمریکاییها هستند که اکنون باید صداقت و جدیت خود را نشان دهند و ثابت کنند که واقعاً به دنبال ایجاد تنش نیستند و میخواهند صلح، ثبات و آرامش در منطقه برقرار شود.
عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران اعلام کردند که بر یکسری اصول راهنما موافقت کلی ایجاد شده که بر اساس آن مسیر حرکت روشنتر شده است. ارزیابی شما از این صحبتها چیست؟
به نظر میرسد این اصول کلی، برای مثال، یکی از آنها در رابطه با فعالیت هستهای کشور ما باشد که جنبه نظامی پیدا نکند. این یک اصل است؛ هم طرف آمریکایی مدعی است که نگران این مسئله است و هم طرف ایرانی معتقد است که فعالیتهای هستهای کاملاً طبق موازین بینالمللی و در چارچوب فعالیتهای صلحآمیز انجام میشود. اگر قرار باشد بر مبنای این اصل، مذاکرات دنبال شود و راههایی که اطمینان ایجاد کند این انحراف صورت نمیگیرد بررسی شود، میتوان وارد جزئیات فنی شد و راهکارهای مختلفی را پیشنهاد داد.
اصل دیگر، تصور من این است رفع تحریمها در قبال محدودیتهایی است که کشور ما میپذیرد. این اصل باید توسط طرف آمریکایی و طرفهای غربی پذیرفته شود و در قبال اقداماتی که کشور ما با همکاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی انجام میدهد تا نگرانی عدم انحراف به سمت فعالیتهای نظامی هستهای برطرف شود، در کنار آن، اقدامات ملموس و دارای تضمین برای رفع تحریمها نیز در دستور کار قرار بگیرد.
اصل دیگر میتواند این باشد که به جای فضای تنشآلود و بهکارگیری تهدید و ابزار نظامی، فضا به سمت گفتوگوی سازنده، مذاکره بر اساس منافع طرفین و رویکردی برای همکاریهای گستردهتر در آینده حرکت کند. تا زمانی که مذاکره تحت سایه تهدید نظامی باشد و دیکته کردن یکسری نقطهنظرها مطرح شود، اساساً مفهوم مذاکره از بین میرود و به نتیجه نمیرسد.
یک طرف نباید تصور کند آنچه در ذهنش است، حتماً باید صددرصد اجرا شود و طرف مقابل یا بپذیرد یا مورد هجمه قرار گیرد. حتماً باید این فضا تغییر کند. نباید فضای تهدید و دیکته کردن نقطهنظرها وجود داشته باشد. مذاکره باید بر اساس منطق، چارچوبهای فنی، در نظر گرفتن منافع طرفین و در یک محیط محترمانه، عادلانه و متوازن انجام شود.
اصل بعدی میتواند جایگزینی رویکرد خصمانه و تنشزا با رویکرد تنشزدایی، همکاری و ایجاد ثبات و امنیت منطقهای باشد.
عباس عراقچی اعلام کرده که قرار شد دو طرف روی متنهای یک توافق احتمالی کار کنند و این متنها را تبادل کنند و پس از آن، تاریخ دیگری برای دور سوم در نظر بگیرند. این تبادل متنها به این معناست که تفاهم اصلی حاصل شده که طرفین وارد نگارش متن میشوند یا ممکن است اختلافات مهم در این مرحله نمایان شود؟
با توجه به عملکرد بسیار بد طرف آمریکایی در مذاکرات قبلی که به برخوردی ناجوانمردانه از سوی آمریکا منجر شد و با وجود آنکه اظهار علاقه برای ادامه مذاکرات میکردند و آن را مثبت تلقی میکردند، اما از آن بهعنوان ابزاری برای فریب استفاده کردند و عملیات نظامی را در دستور کار قرار دادند، ما همچنان نباید به طرف آمریکایی اعتماد داشته باشیم.
در عین حال، باید آمادگی هرگونه برخورد غیرمنطقی از سوی آنها وجود داشته باشد و آمادگی نیروهای دفاعی و نظامی کشورمان باید در اوج خود و بهصورت صددرصد باشد تا اگر دوباره بخواهند شیوههای فریب را به کار ببرند، بلافاصله اقدام لازم صورت بگیرد.
در کنار این، اگر واقعاً طرف آمریکایی بنای رسیدن به یک توافق منصفانه را داشته باشد، از صحبتهای دکتر عراقچی اینگونه برمیآید که هنوز درباره همان مقدمات، یعنی اصولی که باید مبنای مذاکرات باشد، بحث در جریان است و اگر قرار باشد جزئیات بررسی شود، ابتدا باید این چارچوبهای اصولی مورد توافق طرفین قرار بگیرد و سپس بر اساس آن، مذاکرات جزئیتر و فنیتر انجام شود.
همه این موارد، باز هم بستگی به این دارد که ببینیم طرف آمریکایی بعد از این دور دوم مذاکره چه مواضعی را مطرح میکند. ما همیشه گفتهایم آماده مذاکره هستیم و همواره مذاکرات را در فضای مثبت و منطقی دنبال کردهایم. دفعه قبل هم دکتر عراقچی اعلام کرد فضا مثبت و رو به جلو است ، اما دیدیم که طرف آمریکایی صداقتی در عمل نداشت و به شیوه دیگری رفتار کرد. اکنون مهم این است که موضع واقعی طرف آمریکایی مشخص شود. اگر موضع مثبتی داشته باشد، اقدام مثبت انجام دهد و واقعاً جدی باشد و نخواهد از حربه جدیدی استفاده کند، مذاکرات میتواند جنبهای رو به جلو داشته باشد.
وزیر خارجه عمان اعلام کرد که مذاکرات دور دوم در ژنو با پیشرفت ملموسی به پایان رسیده است. با توجه به این موضوع، شانس موفقیت مذاکرات را چقدر میبینید؟
در حال حاضر، چیزی مشخص نیست، اما اگر طبق همین اظهارات وزیر خارجه عمان، بهعنوان کسی که نقش انتقال مطالب دو طرف را بر عهده دارد و با هر دو طرف درباره موضوعات مذاکراتی تبادل نظر میکند، دید مثبتی وجود داشته باشد و احساس شود که نظرات طرفین میتواند به یک نقطه مشترک برسد و به تفاهم نزدیک شود و از نظر ایشان در رویکرد طرف ایرانی و آمریکایی پیشرفتی صورت گرفته، میتوان امیدوار بود.
کشور عمان صادقانه میخواهد نقش مثبتی ایفا کند. ما همیشه رابطه خوبی با عمان داشتهایم و عمانیها نیز تلاش میکنند به نمایندگی از کشورهای منطقه، ثبات و آرامش برقرار بماند؛ چراکه به نفع هیچکس در منطقه و حتی خارج از منطقه نیست که به جای رسیدن به تفاهم عادلانه از طریق دیپلماسی، به سمت درگیری و تنش حرکت شود.
ما از رویکرد نظامی استقبال نمیکنیم، اما اگر درگیریای صورت بگیرد، همه متضرر خواهند شد. به همین دلیل، به نظر میرسد کشورهای عربی منطقه، از جمله عربستان، امارات، قطر، عمان و حتی کشورهایی مانند ترکیه و برخی کشورهای خارج از منطقه، هیچکدام درگیری نظامی را به نفع خود نمیدانند و خواهان برقراری ثبات در منطقه هستند. اظهارات طرف عمانی میتواند نشاندهنده این باشد که مطالبی که بهصورت ظاهری از سوی هیئت آمریکایی مطرح میشود، روند مثبتی دارد؛ اما این موضوع را باید طرف آمریکایی در عمل ثابت کند و نشان دهد که به مواضع اعلامشده پایبند است و واقعاً قصد رسیدن به تفاهم را دارد.
لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال، گفته است که دور دوم مذاکرات بیشتر، شبیه توافق بر سر دامنه موضوعاتی بوده که قرار است در یک توافق بررسی شود. با توجه به این ارزیابی، به نظر شما احتمال ورود موضوعاتی مانند برنامه موشکی ایران یا نیروهای مورد حمایت ایران در منطقه به مذاکرات تا چه اندازه است؟
مسئولان کشور ما اعلام کردهاند برای اینکه اطمینان ایجاد شود این فعالیتها جنبه صلحآمیز دارد، مذاکره میکنیم و حاضریم انعطاف نشان دهیم تا نگرانی طرفهای مقابل، حداقل آن چیزی که ادعا میکنند، برطرف شود.
اما در بحثهایی که مربوط به مسائل دفاعی کشورمان میشود، طبیعتاً کسی نمیتواند به کشور ما تحمیل کند که از ابزارهای دفاعی که جنبه بازدارندگی دارد استفاده نکنیم یا بخواهیم خودمان را محدود کنیم.
البته راههایی وجود دارد که میتوان در یک چارچوب جمعی و منطقهای به یک تفاهم رسید؛ تفاهمی که بر اساس آن چارچوبها، نوعی اطمینان از عدم تعرض کشورها به یکدیگر ایجاد شود. من جزئیات را اطلاع ندارم، اما برداشت من این است که اگر قرار باشد بحثی در رابطه با مسائل نظامی یا مسائل منطقهای صورت بگیرد، این بحث باید بر مبنای چارچوبی باشد که همکاریهای امنیتی و همکاریهای منطقهای را بهگونهای تعریف کند که از تعرض هر کشوری یا هر رژیمی در منطقه نسبت به کشورهای دیگر جلوگیری شود.
در چنین چارچوبی میتوان صحبت کرد تا ثبات و امنیت منطقه تضمین شود، اما اینکه کسی بخواهد محدودیت ایجاد کند، مثلاً کشور ما از ابزارهای دفاعی برخوردار نباشد یا این ابزارها محدود شود، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
همه میدانند که اگر در همین جنگ دوازدهروزه، ما از قدرت موشکی برخوردار نبودیم، جسارت و گستاخی طرف مقابل ادامه پیدا میکرد و آنها به دلیل همین توان موشکی، در نهایت متوقف شدند. بنابراین این موشکها جنبه بازدارندگی دارد و مانع جنگافروزی میشود.
به عبارت دیگر، وقتی طرف مقابل تهدید میکند که اگر شما فعالیت موشکی داشته باشید، ما حمله میکنیم، میتوان این نتیجه را گرفت که اگر ما امکانات موشکی نداشته باشیم، حتماً حملات بیشتری صورت خواهد گرفت. وقتی از موضع زور و قدرت صحبت میکنند، یعنی نبود توان دفاعی، هزینههای بیشتری تحمیل میکند.
بنابراین درباره مسائل دفاعی و امکانات نظامی ما که جنبه بازدارندگی دارد، کسی نمیتواند محدودیت ایجاد کند. اما میتوان درباره یک چارچوب تفاهم برای همکاریهای منطقهای، بهگونهای که امنیت منطقه را تضمین کند و نوعی سیاست عدم تعرض کشورها به یکدیگر را در بر بگیرد، گفتوگو کرد.
یعنی این موضوع شامل کاهش برد موشکی هم نمیشود؟
اساساً کاهش برد موشکی به این معناست که ما خودمان را در دفاع از کشورمان محدود کنیم. معنای آن این است که اجازه بدهیم کشورهایی بتوانند از فاصله دورتر علیه کشور ما عملیات انجام دهند و ما قدرت پاسخگویی نداشته باشیم.
اما پیشنهاد من این است که ما میتوانیم یک توافق منطقهای با کشورهای منطقه و حتی برخی کشورهایی که خارج از منطقه هستند، داشته باشیم که در آن توافق، نوعی ضمانت وجود داشته باشد مبنی بر اینکه هیچ کشوری به کشور دیگر تعرض نکند.
کشور ما تاکنون شروعکننده هیچ جنگی نبوده، حداقل در صد یا دویست سال گذشته، و آمادگی هم داریم که یک توافق منعقد شود که در آن تأکید کنیم آغازگر هیچ درگیریای نخواهیم بود.
نیویورک تایمز به نقل از سه مقام ایرانی مدعی شده که تهران آمادگی خود را برای تعلیق غنیسازی به مدت سه تا پنج سال و سپس پیوستن به یک بلوک منطقهای برای غنیسازی صلحآمیز اعلام کرده و ایران حاضر است سطح غلظت اورانیوم خود را در ازای رفع تحریمها کاهش دهد. به نظر شما، در صورت مطرح شدن چنین پیشنهادی، آمریکا آن را خواهد پذیرفت؟
اینکه آمریکا بخواهد بر اساس اصول بینالمللی عمل کند و حقوق کشورها را در نظر بگیرد، یا اینکه بخواهد از موضع قدرت، منافع کشور ما را نادیده بگیرد، بستگی به طرف آمریکایی دارد.
آن چیزی که مسئولان کشور ما به آن اعتقاد دارند این است که ما عضو معاهده انپیتی هستیم و در قبال تعهدی که داریم مبنی بر اینکه فعالیتهای ما جنبه نظامی پیدا نکند، باید از حقوق خودمان برخوردار باشیم و بتوانیم از این دانش برای پیشرفت کشور و مصارف صلحآمیز استفاده کنیم. این باید یک اصل باشد.
حالا اگر آنها ادعای نگرانی دارند و مثلاً میگویند چون ایران اورانیوم غنیشده شصتدرصد دارد، فاصله زمانی تا انحراف احتمالی کوتاه است، این مسئله میتواند راهحلهای مختلف فنی داشته باشد. متخصصان فنی طرفین میتوانند به توافقهایی برسند که همه مطمئن شوند چنین نگرانیای هیچ زمینهای ندارد.
یکی از پیشنهادها میتواند رقیق کردن اورانیوم غنیشده شصتدرصد باشد. یا فرض کنید همکاریهای منطقهای یا همکاری با برخی کشورها در فعالیتهای غنیسازی و فعالیتهای صلحآمیز هستهای، که خودِ این شراکت و همکاری، نوعی تضمین ایجاد میکند که انحرافی وجود ندارد. همچنین نظارتهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و گزارشهای آن میتواند مبنا قرار بگیرد برای اینکه اطمینان حاصل شود فعالیتها کاملاً صلحآمیز است.
بنابراین از نظر فنی، راههای مختلفی را میتوان پیشنهاد کرد. همانطور که گفتم، اگر طرف آمریکایی واقعاً به دنبال رفع نگرانی و ایجاد ثبات و امنیت در منطقه باشد و نخواهد رقابت تسلیحاتی هستهای در منطقه شکل بگیرد، بهترین راهحلهای فنی قابل ارائه است و میتوان به توافقهای خوبی رسید.
اگر طرف مقابل به دنبال بهانه باشد، هرچقدر هم پیشنهادهای فنی خوب ارائه شود، ممکن است نپذیرد. در این صورت مشخص میشود که آنها بهانهگیر هستند و دنبال راهحل واقعی نیستند.
سیاست کشور ما این است که اصولاً دنیا نباید دارای سلاحهای کشتار جمعی باشد و حداقل در منطقه ما باید یک منطقه عاری از سلاحهای هستهای شکل بگیرد. این به نفع همه کشورهاست.
ما مخالف سلاح هستهای بودهایم و هستیم و فتوای مقام معظم رهبری، بهعنوان بالاترین مرجع برای مسئولان کشور، حکم میکند که به سمت سلاح هستهای حرکت نکنیم. ما این مسیر را برای هیچ کشوری مفید نمیدانیم.
این یک چارچوب روشن است؛ هر طرفی که واقعاً صادقانه بخواهد وارد همکاری شود، ما کاملاً آمادگی داریم که از نظر فنی، صلحآمیز بودن فعالیتها را تضمین کنیم.