محمد عطریان‌فر با روایت پنج «فرصت از‌دست‌رفته» در پرونده هسته‌ای ایران، رادیکالیسم داخلی را عامل اصلی شکست توافق‌ها دانست و هشدار داد کشور امروز در نقطه‌ای ایستاده که دستاوردهای احتمالی مذاکرات «به‌مراتب کمتر از گذشته» است؛ وضعیتی که به گفته او نتیجه سال‌ها تصمیم‌گیری دیرهنگام، حذف نیروهای کارآمد و نادیده‌گرفتن واقعیت‌های جهانی بوده و اکنون تنها هدف، دور کردن سایه جنگ از سر ایران است.

اکوایران - پرستو بهرامی راد: محمد عطریان‌فر، فعال سیاسی، در گفت‌وگوی استراتژیک گفت: بر این باورم که انسان ظرفیتی دارد و قابلیتی در وجود او نهفته است که در هر شرایطی می‌تواند خود را متناسب با زمان، شرایط و مشکلات، با موفقیت از درون حادثه‌ها و بحران‌ها خارج کند. در واقع باید بپذیریم که انسان بالاتر از هر مقوله سخت، سنگین و سهمگینی قرار دارد. سخن از بن‌بست، سخن از بحران و سخن از سختی‌هاست؛ بله، این پدیده‌ها وجود دارند، اما پدیده‌هایی هستند که خود ما آن‌ها را خلق می‌کنیم. انسان هم خالق مشکلات و بحران‌هاست و هم رافع آن‌ها.

وی بیان کرد: تصور اینکه جامعه ما جامعه‌ای سلبی است و بحران‌ها و بن‌بست‌هایی وجود دارد و انسان بدون هیچ‌گونه اختیار، صرفاً به‌عنوان عنصری رونده به سمت بن‌بست حرکت می‌کند و در آن نقطه متوقف می‌شود، تلقی غلطی است. چراکه اساساً بن‌بست چیزی نیست مگر سیاست‌های غیرواقع‌بینانه و خطاهایی که خود انسان اتخاذ می‌کند؛ خطاهایی که برخلاف وضعیت جاری و اقتضائات زمان است و مانع استفاده درست از شرایط می‌شود. بنابراین انسان خود بن‌بست را ایجاد می‌کند.

عطریانفر اشاره کرد: می‌خواهم تأکید کنم اگر بحرانی وجود دارد یا بن‌بستی شکل گرفته، محصول نوع نگاه، عملکرد و رفتار غیرواقع‌بینانه ما با پدیده‌هاست. از این منظر بله، بن‌بست وجود دارد؛ اما اگر از منظر اثباتی نگاه کنیم، انسان چون بر پدیده‌ها مسلط است و می‌تواند بر مشکلات فائق آید و خداوند گوهر ارزشمندی به نام عقل، تدبیر، اندیشه و فهم درست را در وجود او به ودیعه نهاده، در صورت استفاده صحیح از این ظرفیت‌های خدادادی می‌تواند همه بن‌بست‌ها را بشکافد و از آن عبور کند.

 اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم

وی بیان کرد: اگر مدافع نظام و انقلاب هستیم، باید به حقوق مردم بازگردیم. هنگامی که مردم در جایگاه واقعی خود قرار گیرند، بهترین پشتیبان نظام خواهند بود. بهترین شاهد این ادعا تجربه سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ است؛ زمانی که کشور درگیر جنگی فراگیر بود. ما نه تجهیزات پیشرفته داشتیم، نه حمایت جهانی و نه ساختارهای نظامی آماده؛ اما پشتوانه‌ای عظیم داشتیم: اعتماد و همراهی مردم. نیروهایی که به جبهه رفتند اغلب بسیجیانی بودند که آموزش نظامی ندیده بودند و در میدان جنگ آموزش دیدند. همین سرمایه اجتماعی کشور را در برابر جنگ هشت‌ساله مقاوم ساخت.

عطریانفر اظهار داشت: امروز، با وجود پیشرفت‌های نظامی و امنیتی، همچنان نگرانی و دلهره در جامعه وجود دارد. علت این نگرانی نه ضعف توان دفاعی، بلکه کاهش اعتماد عمومی است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد مردم نسبت به آینده دچار تردید شده‌اند، هرچند همچنان با شرافت و انصاف رفتار می‌کنند و در بزنگاه‌ها از کشور حمایت می‌کنند؛ همان‌گونه که در بحران‌های اخیر نیز چنین کردند.

 اگر حتی دستاوردی محدود بتواند کشور را از جنگ دور کند، باید از آن استقبال کرد

وی گفت: مردم ایران بیش از ۲۰ سال تحت فشار تحریم‌ها بوده‌اند؛ فشارهایی که بنیان زندگی بسیاری را تضعیف کرده و امید به آینده را کاهش داده است. بنابراین اگر حتی دستاوردی محدود بتواند کشور را از جنگ دور کند، باید از آن استقبال کرد. به نظر می‌رسد امروز نوعی واقع‌بینی در میان تصمیم‌گیران شکل گرفته و باید از این رویکرد حمایت کرد. اکنون صدای افراطی‌ها کمتر شنیده می‌شود؛ نه در پارلمان، نه در نمازجمعه‌ها و نه در فضای عمومی گذشته.

 
عطریانفر افزود: پیامی که امروز شکل گرفته این است که همه جریان‌ها ــ اصلاح‌طلب، اصولگرا، نیروهای حاکمیتی و منتخب مردم ــ باید بر سر دوری از جنگ و رفع تحریم‌ها به اجماع برسند. ما نیازمند کاهش تنش و بازگشت به تعامل جهانی هستیم؛ زیرا جهان امروز شبکه‌ای به‌هم‌پیوسته است و نمی‌توان با منطق گذشته در آن زیست. اگر بتوانیم سایه جنگ را دور کنیم و وارد مسیر صلح و مذاکره شویم، تازه آغاز راه خواهد بود؛ مشابه سال ۱۳۶۸ پس از پایان جنگ، که کشور وارد دوره سازندگی شد و سپس اصلاحات ادامه آن مسیر را شکل داد. ما نیز به دوره‌ای طولانی برای بازسازی اقتصادی، اجتماعی و نهادی نیاز داریم.

وی اشاره کرد: درباره نقش آقای لاریجانی و آقای شمخانی نیز باید گفت: آقای شمخانی به‌عنوان یکی از نیروهای باسابقه دفاعی کشور نقش مهمی در گذشته داشته‌اند و طبیعی است مواضع ایشان بیشتر در چارچوب دفاع و امنیت تعریف شود. اما آقای علی لاریجانی امروز به نقطه‌ای مهم برای ایجاد توافق تبدیل شده‌اند و امید می‌رود بتوانند در عبور از این بحران نقش‌آفرینی کنند؛ همان فردی که در گذشته توسط جریان‌های رادیکال مورد بی‌مهری قرار گرفت. در عین حال، محروم شدن کشور از ظرفیت‌هایی مانند محمدجواد ظریف خسارت محسوب می‌شود. آقای عراقچی از اعضای همان تیم موفق بودند و برای ایشان آرزوی موفقیت داریم، اما استفاده از ظرفیت‌هایی چون ظریف یا علی‌اکبر صالحی می‌توانست قدرت مذاکراتی کشور را افزایش دهد. بزرگ‌ترین سرمایه هر ملت نیروی انسانی آن است و تربیت چنین نیروهایی هزینه‌های فراوانی داشته است.

این فعال سیاسی افزود: رکن اصلی توسعه نیز انسان توسعه‌یافته است؛ انسانی فرهیخته، عقلانی، آشنا با جهان و توانمند در تحلیل و تصمیم‌سازی. ایران از نظر منابع و نیروی انسانی ظرفیت بزرگی دارد؛ کشوری با حدود یک درصد جمعیت جهان و سهم قابل‌توجهی از منابع جهانی. نمونه توانمندی ایرانیان را می‌توان در جامعه ایرانیان مقیم آمریکا دید که در موقعیت‌های برجسته اقتصادی و علمی حضور دارند.

وی گفت: با این ظرفیت انسانی، توسعه در ایران کاملاً دست‌یافتنی است؛ مشروط بر آنکه نیروی انسانی حفظ و تقویت شود. یکی از خطاها تصویب قوانینی مانند ممنوعیت به‌کارگیری بازنشستگان بود که بسیاری از نیروهای باتجربه را کنار گذاشت؛ در حالی که بسیاری از افراد پس از ۶۰ سالگی به پختگی مدیریتی می‌رسند و می‌توانند ارزش افزوده ایجاد کنند.

در نهایت عطریانفر اشاره کرد: برای رسیدن به توسعه، نظام انتخاباتی نیز باید اصلاح شود و احزاب واقعی شکل بگیرند. حزب باید محل تربیت نیرو، تولید برنامه و پاسخگویی سیاسی باشد. بدون نظام حزبی کارآمد، گردش نخبگان و شکل‌گیری مدیریت پایدار ممکن نیست. اگر نیروی انسانی در جایگاه واقعی خود قرار گیرد، حرمت انسان توسعه‌یافته حفظ شود و ساختارهای سیاسی و مدیریتی اصلاح شوند، دستیابی به توسعه برای ایران امری دشوار نخواهد بود.