سینا عضدی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» گفت: دولت آقای ترامپ مثل همه دولت‌های دیگر وقتی وارد دیپلماسی می‌شوند، معمولاً گزینه‌های دیگری هم برای خودشان نگه می‌دارند.

به گزارش اکوایران، سینا عضدی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با برنامه «گفت‌وگوی استراتژیک» گفت: دولت آقای ترامپ مثل همه دولت‌های دیگر وقتی وارد دیپلماسی می‌شوند، معمولاً گزینه‌های دیگری هم برای خودشان نگه می‌دارند. از زمانی که دولت آقای ترامپ لشکرکشی به خاورمیانه را برای تهدید ایران آغاز کرد، در همان زمان هم سعی کرد ــ حداقل به زعم خودش ــ به چیزی که اسمش را دیپلماسی می‌گذاشت یک شانسی بدهد. اما چیزی که او نامش را دیپلماسی گذاشته بود در واقع مسئله تسلیم بی‌قید و شرط ایران بر سر میز مذاکره بود.

وی بیان کرد: در عین حال نباید فاکتور اسرائیل را فراموش کنیم. یعنی چه؟ یعنی در ۳۰ سال گذشته آقای نتانیاهو، که بارها در مقام نخست‌وزیری بوده، بارها تلاش کرده رؤسای جمهور مختلف آمریکا، از جمله جورج دبلیو بوش، آقای اوباما و آقای بایدن را به زور وارد جنگ با ایران کند تا کار اسرائیل راحت‌تر شود و هدفی که اسرائیل دنبال می‌کند را آمریکا برایش انجام بدهد. البته همه این رؤسای جمهور به شکل‌های مختلف سعی کردند آقای نتانیاهو را محدود کنند، اما تنها رئیس‌جمهوری که ــ به دلایلی از جمله نداشتن بینش سیاسی یا مسائل دیگر ــ قبول کرد چنین کاری انجام دهد آقای ترامپ بود.

عضدی اشاره کرد: ما می‌دانیم که از حوالی ماه فوریه این ایده مطرح شد که ایران بعد از جنگ ۱۲ روزه، بعد از سقوط اسد و بعد از اعتراضات اخیری که در ایران رخ داد، بسیار ضعیف شده است. بر اساس این تحلیل گفته شد که دو حالت وجود دارد: یا آمریکا می‌تواند در میز مذاکره یک قرارداد بسیار خوب از ایران بگیرد، یا به دلیل تضعیف ایران، می‌تواند با یک جنگ سریع مسئله را حل کند.

این کارشناس اظهار داشت: بر اساس اطلاعاتی که در منابع عمومی منتشر شده، ایران امتیازهای بسیار گسترده‌ای به آمریکا داده بود؛ از جمله این‌که ایران هیچ مواد غنی‌شده‌ای را در خاک خود انباشت نکند، که عملاً امکان تولید سلاح هسته‌ای را از بین می‌برد. اما به نظر می‌رسد حداقلی که آقای ترامپ حاضر بود بپذیرد با حداکثری که ایران حاضر بود بدهد با هم همخوانی نداشت. به همین دلیل در نهایت تصمیم گرفته شد فشاری که از سوی آقای نتانیاهو و برخی سناتورهای تندرو آمریکایی وجود داشت عملی شود و حمله انجام بگیرد. به همین دلیل می‌بینید که در میانه مذاکرات تصمیم به حمله گرفته شد.

وی گفت: حقیقت این است که وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم ترامپ چرا این‌طور صحبت می‌کند. تنها دلیلی که می‌توانم در نظر بگیرم این است که آقای ترامپ خودش هم گاهی نمی‌داند چه می‌گوید. یک روز یک حرف می‌زند و فردا حرفش را عوض می‌کند. بسیاری از تصمیم‌هایی که می‌گیرد بر اساس این است که در آن لحظه چه احساسی دارد. چرا؟ چون آقای ترامپ هیچ بینش سیاسی مشخصی را با خود به کاخ سفید نیاورده و فکر می‌کند همه چیز مثل بازار بر اساس احساسات پیش می‌رود. بنابراین تصمیم‌هایش هم بر اساس همین احساسات لحظه‌ای گرفته می‌شود.

عضدی اظهار داشت: ما در واقع با رئیس‌جمهوری روبه‌رو نیستیم که یک خط‌مشی ثابت، یک بینش یا یک راهبرد مشخص داشته باشد. هدفی که در چند روز گذشته بیشتر می‌بینم و بارها هم درباره آن هشدار داده بودم این است که هدف نهایی این باشد که ایران را تبدیل کنند به چیزی شبیه جنوب لبنان یا سوریه؛ یعنی جایی که اسرائیلی‌ها هر وقت بخواهند بتوانند بیایند بمباران کنند و برگردند، بدون این‌که هزینه‌ای برایشان داشته باشد.

وی گفت: اگر نقشه خاورمیانه را نگاه کنیم و کشورهای قدرتمند منطقه را بررسی کنیم، می‌بینیم که مثلاً مصر از نظر اقتصادی عملاً کنار کشیده و توانایی چندانی ندارد و وابسته به حمایت‌های مالی آمریکا و عربستان است. سوریه هم دولت مرکزی قدرتمندی ندارد. عراق هم دولت نسبتاً ضعیفی دارد. در این میان عملاً سه کشور مهم باقی می‌مانند: ایران، ترکیه و عربستان.

عضدی اشاره کرد: ترکیه عضو ناتو است و وضعیت خاص خودش را دارد. ایران اما کشوری بزرگ است، جمعیت بسیار زیادی دارد، از نظر نظامی صنایع دفاعی پیشرفته‌ای دارد و برنامه هسته‌ای هم دارد. همه این‌ها باعث می‌شود برای اسرائیل تهدید محسوب شود، چون اسرائیل به دنبال هژمونی منطقه‌ای است و آن چیزی که آقای نتانیاهو از آن به عنوان «خاورمیانه جدید» یاد می‌کند را دنبال می‌کند. در این مسیر ایران یک مانع بزرگ محسوب می‌شود.

این کارشناس گفت: الان حتی می‌بینیم که در اسرائیل یک گفتمان جدید در حال شکل‌گیری است که ترکیه هم یک تهدید برای اسرائیل محسوب می‌شود. البته من ادعا نمی‌کنم که اسرائیل به ترکیه حمله خواهد کرد، اما بر اساس چیزهایی که در روزنامه‌ها و رسانه‌های ترکیه دیده‌ام و صحبت‌هایی که با دانشجویان ترک داشته‌ام، این نگرانی در ترکیه وجود دارد که شاید بعد از ایران، ترکیه هدف بعدی اسرائیل باشد.

وی ادعا کرد: در حال حاضر صحبت عمومی مشخصی درباره آتش‌بس ندیده‌ام. با این حال تقریباً مطمئن هستم که حداقل از طریق واسطه‌ها پیام‌هایی میان ایران و آمریکا و همچنین میان ایران و کشورهای عربی رد و بدل می‌شود.

عضدی اظهار داشت: در مورد این‌که جنگ چقدر طول می‌کشد هم نمی‌توانم زمان مشخصی بگویم. این جنگ زمانی تمام می‌شود که یکی از طرف‌ها به اصطلاح پلک بزند و بگوید دیگر نمی‌تواند ادامه دهد. برای همین است که می‌بینید آمریکا و اسرائیل توجه خود را روی زیرساخت‌های اقتصادی ایران گذاشته‌اند تا با فشار اقتصادی اراده کشور برای ادامه جنگ را بشکنند.

این کارشناس گفت: در واقع این جنگ تبدیل شده به یک مسابقه اراده؛ این‌که کدام طرف توان بیشتری برای ادامه دادن دارد و چه کسی زودتر عقب می‌نشیند و می‌گوید دیگر نمی‌تواند ادامه دهد. به همین دلیل آمریکا و اسرائیل تلاش می‌کنند هزینه‌های اقتصادی و فشار بر مردم را افزایش دهند تا اراده طرف مقابل را تضعیف کنند. در مقابل ایران هم تلاش می‌کند با فشار بر بازار انرژی و ایجاد بی‌ثباتی در منطقه، دیگر کشورها را وارد ماجرا کند تا برای پایان دادن به جنگ فشار بیاورند.

عضدی گفت: در آمریکا هم شرایط سیاسی مهم است. ما در ماه نوامبر انتخابات میان‌دوره‌ای داریم. در زمان جنگ، شرایط برای رئیس‌جمهور سخت‌تر می‌شود؛ مخصوصاً اگر تصاویر کشته شدن سربازان آمریکایی منتشر شود. چنین تصاویری برای هیچ رئیس‌جمهوری خوب نیست، به‌ویژه در جنگی که در آمریکا حمایت گسترده‌ای هم از آن وجود ندارد و بدون مجوز کنگره آغاز شده است.

این کارشناس اشاره کرد: از طرف دیگر، این جنگ فشار زیادی هم به اقتصاد جهانی وارد کرده است. مثلاً درباره تنگه هرمز صحبت می‌شود و نگرانی‌هایی درباره بازار انرژی وجود دارد. به نظر من یکی از استراتژی‌های ایران هم همین بوده که با ایجاد بی‌ثباتی در بازار انرژی فشار را بر آمریکا، اسرائیل و دیگر کشورها نگه دارد تا آن‌ها برای پایان دادن به جنگ دخالت کنند.

عضدی گفت: الان قیمت نفت و بنزین در آمریکا بالا رفته و این موضوع پوشش رسانه‌ای گسترده‌ای هم دارد. تابلوهای قیمت بنزین که تغییر می‌کنند مرتب در رسانه‌ها نشان داده می‌شوند. با توجه به این‌که در آستانه انتخابات هستیم، این مسئله برای دولت آمریکا اصلاً خبر خوبی نیست. آقای ترامپ بارها در دوره ریاست‌جمهوری‌اش به پایین بودن قیمت بنزین افتخار می‌کرد و حالا بالا رفتن قیمت‌ها می‌تواند برای حزب جمهوری‌خواه هزینه سیاسی داشته باشد.

وی در ادامه گفت: در مورد این‌که آیا آمریکا می‌تواند اجماع جهانی علیه ایران ایجاد کند هم من تردید دارم. در یک سال و اندی گذشته دولت ترامپ بسیاری از متحدان خود را از خود دور کرده است. بریتانیا، فرانسه و حتی برخی دیگر از کشورهای اروپایی مواضع انتقادی داشته‌اند. فقط آلمان تا حدی حمایت کرده است.

عضدی اظهار داشت: کشورهای عربی هم در شرایط پیچیده‌ای قرار دارند. بر اساس صحبت‌هایی که با برخی افراد در کویت و عربستان داشته‌ام، زندگی روزمره در این کشورها مختل شده و مردم ناراضی هستند. صدای انفجارها شنیده می‌شود و فشار افکار عمومی بر دولت‌ها برای پایان دادن به جنگ در حال افزایش است.

وی گفت: در داخل آمریکا هم بحث اختیارات رئیس‌جمهور مطرح است. بعد از جنگ ویتنام قانونی تصویب شد که بر اساس آن رئیس‌جمهور برای ادامه جنگ باید از کنگره اجازه بگیرد. با این حال قانون اساسی به رئیس‌جمهور به عنوان فرمانده کل قوا اجازه می‌دهد تا ۶۰ روز یک عملیات نظامی انجام دهد. توجه کنید که از اصطلاح «عملیات نظامی» استفاده می‌شود، نه جنگ.

این کارشناس ادعا کرد: الان هم دولت آمریکا و سناتورهای جمهوری‌خواه می‌گویند آنچه در جریان است جنگ نیست، بلکه یک عملیات نظامی است. البته برای بسیاری از مردم ممکن است این تفکیک عجیب باشد، چون در عمل می‌بینیم شهرهای ایران، به‌ویژه تهران، هدف حملات قرار گرفته‌اند.

عضدی گفت: در کنگره هم رأی‌گیری‌هایی انجام شد تا اختیارات رئیس‌جمهور برای ادامه جنگ محدود شود، اما این طرح‌ها رأی نیاوردند؛ هم در مجلس نمایندگان و هم در سنا. دلیلش هم این است که جمهوری‌خواهان در هر دو مجلس اکثریت دارند. حتی برخی دموکرات‌ها هم با جمهوری‌خواهان همراهی کردند.

وی در نهایت بیان کرد: به طور تاریخی هم رؤسای جمهور آمریکا حتی بعد از تصویب قانون محدودکننده اختیارات جنگی، در مواردی بدون مجوز کامل کنگره به عملیات نظامی ادامه داده‌اند. برای مثال در زمان جنگ کوزوو، آقای کلینتون بعد از پایان مهلت ۶۰ روزه هم مدتی عملیات را ادامه داد. در زمان اوباما و در ماجرای لیبی هم استدلال مشابهی مطرح شد و گفته شد چون حملات از هوا انجام می‌شود، از نظر حقوقی «جنگ» محسوب نمی‌شود.