ایران برای جبران قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل از جنگ نامتقارن استفاده کرده است.

به گزارش اکوایران، ایران در حملات تلافی‌جویانه خود علیه آمریکا و اسرائیل از تاکتیک‌های غیرمتعارف بهره گرفته است.

درس‌های دودهه‌ای از شکست

به نوشته الجزیره، با وجود ادعاهای مکرر رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، مبنی بر پیروزی در جنگ، حملات تلافی‌جویانه تهران به اسرائیل و اهداف نظامی آمریکا در منطقه ادامه یافته و بازارهای جهانی مالی و انرژی را دستخوش آشوب کرده است.  

سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در یک پست در شبکه اجتماعی ایکس در اول مارس، یک روز پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به تهران نوشت:

«ما دو دهه صرف مطالعه شکست‌های ارتش آمریکا در شرق و غرب خودمان کرده‌ایم و درس‌های آن را به کار گرفته‌ایم». او افزود: «بمباران پایتخت هیچ تأثیری بر توانایی ما برای ادامه جنگ ندارد.» طبق گفته تحلیل‌گران، ایران در جریان حمله به آمریکا و اسرائیل از روش‌های جنگ «نامتقارن» استفاده کرده است. اما آیا این تاکتیک‌های جنگی تهران کارآمد بوده‌اند؟  

جنگ نامتقارن چیست؟

زمانی که توازن توانایی‌ها در یک درگیری برابر نیست — مانند جنگ کنونی در زمینه سلاح‌ها — طرف ضعیف‌تر می‌تواند به شیوه‌های غیرمتعارف روی آورد.  

جان فیلیپس، مشاور امنیت و خطر بریتانیایی و مربی ارشد سابق نظامی، به الجزیره گفت که این رویکرد «جنگ نامتقارن» نام دارد.  

این شیوه شامل استفاده از جنگ چریکی، ضربات دفعی، حملات سایبری، نیروهای نیابتی و دیگر ابزارهای غیرمستقیم است تا «ضعف‌های خود در جنگ‌های کلاسیک را جبران کند، از نقاط قوت دشمن دوری کند و از آسیب‌پذیری‌های اراده سیاسی، لجستیک و محدودیت‌های حقوقی یا اخلاقی دشمن بهره ببرد».  

فیلیپس افزود: «ایران از نظر نظامی در مقایسه با آمریکا و اسرائیل ضعیف‌تر است، اما نسبت به بسیاری از همسایگانش کشور قدرتمندتری محسوب می‌شود». او گفت: «آنچه ایران را متمایز می‌کند این نیست که از این روش‌ها استفاده می‌کند، بلکه این است که این روش‌ها در قلب راهبرد کلان ایران قرار دارند، نه در حاشیه آن.»

چرا ایران از جنگ نامتقارن استفاده می‌کند؟

در جنگ جاری میان ایران و آمریکا-اسرائیل، واشنگتن و تل‌آویو برای حمله به ایران و رهگیری موشک‌های ایرانی از موشک‌ها و پهپادهای بسیار گران‌قیمت استفاده می‌کنند. برای مثال، سامانه‌های دفاعی پاتریوت و تاد که موشک‌های رهگیر برای انهدام پهپادها و موشک‌های ورودی پرتاب می‌کنند، هر بار چندین میلیون دلار هزینه دارند، در حالی‌که هر پهپاد ایرانی شاهد حدود ۲۰ تا ۳۵ هزار دلار قیمت دارد.  

در نتیجه، گزارش‌ها نشان می‌دهند که آمریکا روزانه دو میلیارد دلار برای جنگ با ایران خرج می‌کند و بیم آن می‌رود که اگر جنگ بیش از چند هفته ادامه یابد، موشک‌های رهگیر آن تمام شوند. به همین دلیل ایران تلاش می‌کند ضمن مقاومت در برابر حملات، منابع تسلیحاتی خود را حفظ کند. با این حال، فیلیپس توضیح داد که حملات دقیق و خرابکارانه اسرائیل و آمریکا نشان داده‌اند ایران نمی‌تواند به‌طور کامل از دارایی‌های موشکی، پهپادی و مرتبط با برنامه هسته‌ای خود محافظت کند، و تحریم‌ها و فشارهای داخلی ظرفیت آن را برای حفظ درگیری‌های شدید طولانی‌مدت محدود کرده‌اند.  

به گفته فیلیپس: «رویکرد نامتقارن ایران را باید به‌عنوان یک سازوکار مؤثر برای بقا و ایجاد اهرم فشار در نظر گرفت — که به یک 'جنگ سایه‌ای' مزمن و پرهزینه می‌انجامد، نه مسیری برای سلطه یا پیروزی قاطع منطقه‌ای.» فیلیپس یادآوری می‌کند که ایران پس از انقلاب سال ۱۹۷۹ این تاکتیک‌ها را آغاز کرد. او گفت: «ایران به‌جای تلاش برای تطبیق با هواپیماهای پیشرفته، موشک‌های دقیق یا ناوهای بزرگ، یک موضع ‘بازدارندگی پیش‌رو’ ایجاد کرده که در منطقه خاکستری بین جنگ و صلح عمل می‌کند. این استراتژی را زرادخانه عظیم از موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادهای تولید انبوه (که اغلب به نیروهای نیابتی واگذار می‌شوند)، عملیات‌های سایبری و شبکه‌ای از تأسیسات زیرزمینی و پراکنده که پیش‌دستی را دشوار می‌سازند، پشتیبانی می‌کند.»

ایران از چه تاکتیک‌های نامتقارنی استفاده کرده است؟

۱. تاکتیک خسته‌سازی دشمن  

از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، تهران موجی از موشک‌های بالستیک را به سمت اسرائیل و پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس شلیک کرده است. با ترکیبی از موشک‌های کوتاه و میان‌برد و همچنین گروه‌های پهپادی بزرگ، ایران تلاش دارد ذخایر رهگیرهای اسرائیل و آمریکا را کاهش دهد.

ایران تنگه هرمز را نیز بسته است — مسیری که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند و تنها راه دسترسی کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس به اقیانوس آزاد است. روز پنج‌شنبه، به نفت‌کش‌هایی در آب‌های عراق نیز حمله شد. بی‌ثباتی در تنگ هرمز قیمت نفت برنت را به بالاتر از ۱۰۰ دلار رساند و نوسانات شدید بازار موجب نگرانی درباره بحران جهانی انرژی شد. همچنین زیرساخت‌های غیرنظامی مانند فرودگاه‌ها و کارخانه‌های نمک‌زدایی که برای تأمین آب حیاتی‌اند نیز هدف گرفته شده و پهپادها به مخازن نفتی حمله کرده‌اند.  

۲.جنگ علیه نظام مالی جهانی  

روز چهارشنبه همین هفته، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تهدید کرد که «مراکز اقتصادی و بانک‌ها»ی وابسته به آمریکا و اسرائیل در منطقه خلیج فارس را پس از حمله به یکی از بانک‌های ایرانی، هدف قرار خواهد داد — جنگ در آن زمان در دوازدهمین روز خود بود. از آن زمان، بانک‌هایی چون سیتی‌بانک و HSBC در قطر فعالیت‌های خود را تعطیل کرده‌اند و این امر باعث تشدید بحران مالی جهانی شده است.  

ایران همچنین شرکت‌های فناوری بزرگی مثل گوگل، مایکروسافت، پالانتیر، IBM، انویدیا و اوراکل را تهدید کرده است، زیرا دفاتر و زیرساخت‌های رایانش ابری آنها در شهرهای اسرائیل و برخی کشورهای خلیج فارس قرار دارند.  

تهران با تکیه بر نیروهای مقاومت در عراق، لبنان و یمن تلاش دارد ارتش بسیار قدرتمند آمریکا و متحدانش را دچار بی‌ثباتی کند. به عنوان مثال، حزب‌الله لبنان از دوم مارس موشک‌ها و پهپادهایی را به شمال اسرائیل شلیک کرده است. به گفته فیلیپس: «در قلب این رویکرد نامتقارن، شبکه‌ای از نیروهای متحد قرار دارد — حزب‌الله در لبنان، شبه‌نظامیان شیعه در عراق، گروه‌هایی در سوریه، حماس و جهاد اسلامی فلسطین در غزه، و حوثی‌ها در یمن — که از سوی ایران کمک دریافت می‌کنند.این گروه‌ها به تهران اجازه می‌دهند تا نیروهای اسرائیل و آمریکا را در جبهه‌های مختلف تهدید کند، اغلب با درجه‌ای از قابلیت انکار و با هزینه‌ای بسیار کمتر از اعزام نیروهای رسمی خود».

۳.سیستم دفاعی «موزاییکی»  

ایران ساختار دفاعی‌اش را به لایه‌های منطقه‌ای و نیمه‌مستقل تقسیم کرده است تا قدرت در سلسله‌مراتبی متمرکز نباشد که بتوان با حملات دقیق از کار انداخت. این مفهوم بیشتر با تشکیل نیروی موازی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به‌ویژه در دوران فرماندهی محمدعلی جعفری (۲۰۰۷–۲۰۱۹)، مرتبط است.  

این دکترین دو هدف اصلی دارد:  

۱. دشوار ساختن نابودی کامل سیستم فرماندهی از طریق حمله.

۲. پیچیده کردن میدان نبرد با تبدیل کشور به عرصه‌ای چندلایه از دفاع منظم، جنگ نامنظم، بسیج محلی و فرسایش بلندمدت.

این تاکتیک‌ها چه آسیبی به آمریکا و اسرائیل زده‌اند؟

استفاده نامتقارن ایران هزینه‌های جنگ را برای آمریکا به‌شدت بالا برده است. واشنگتن مجبور شده هزینه زیادی برای جایگزینی موشک‌های گران‌قیمت چون تاماهاوک و سامانه‌های دفاعی پاتریوت و تاد صرف کند.  

بر اساس گزارش مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS)، تنها در ۱۰۰ ساعت نخست عملیات «خشم حماسی» — نام رمز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران — هزینه ایالات متحده حدود ۳.۷ میلیارد دلار بوده است. اسرائیل نیز، که پیش از این از جنگ‌های طولانی در غزه و لبنان آسیب دیده، با فشارهای داخلی روبه‌رو شده است، چرا که روزانه آژیرهای هشدار مردم را به پناهگاه‌ها می‌کشانند.  

به گزارش رسانه‌ها، هزینه جنگ برای آمریکا حدود یک تا دو میلیارد دلار در روز تخمین زده شده است. هفته گذشته، دولت ترامپ در جلسه‌ای با کنگره اعلام کرد فقط در شش روز اول جنگ با ایران بیش از ۱۱.۳ میلیارد دلار خرج کرده‌اند.  

خبرنگار الجزیره از واشنگتن گزارش داد که پنتاگون بودجه‌ای تکمیلی معادل ۵۰ میلیارد دلار درخواست کرده تا موشک‌های تاماهاوک، پاتریوت و رهگیرهای تاد مصرف‌شده در هفته اول جنگ و تجهیزات آسیب‌دیده را جایگزین کند.  

 آیا تاکتیک‌های ایران موفق بوده‌اند؟ 

طبق گزارش مرکز سوفان، «الگوی ضدحملات ایران نشان‌دهنده رویکردی چندلایه است که هدفش افزایش فشار بر کشورهای خلیج، ایجاد آشوب در زمین، هوا و دریا، و در عین حال تحلیل منابع دفاعی آمریکا و متحدان آن است. تهران ظاهراً در حال جنگی فرسایشی است — طولانی کردن درگیری، گسترش میدان اقتصادی نبرد، گران کردن ادامه جنگ، مدیریت منابع پیشرفته و تحمیل هزینه‌های انسانی و مالی تدریجی به دشمنان — با امید به اینکه تحمل سیاسی در واشنگتن و اورشلیم زودتر از تهران از بین برود.»

به نظر می‌رسد این راهبرد تا حدودی موفق بوده است. در آمریکا، انتقادهای فزاینده‌ای به هزینه جنگ در دولت ترامپ وارد می‌شود. حکیم جفریز، رهبر اقلیت مجلس نمایندگان، گفته «ترامپ آمریکا را وارد یک جنگ بی‌پایان دیگر در خاورمیانه کرده و میلیاردها دلار خرج بمباران ایران می‌کند؛ اما حتی یک سکه پیدا نمی‌شود تا هزینه‌های درمانی مردم را کاهش دهد، خرید خانه برای آنها آسان‌تر شود یا قیمت مواد غذایی پایین بیاید.» ‌او افزود که ترامپ با وعده کنترل هزینه‌های زندگی ریاست‌جمهوری را در سال ۲۰۲۴ به دست آورد و حالا هزینه جنگ ممکن است در انتخابات میان‌دوره‌ای امسال برایش گران تمام شود.  

در اسرائیل نیز، سیاست‌مدار اپوزیسیون، یائیر گولان، از مدیریت اقتصادی دولت در زمان جنگ انتقاد کرده و گفته که نبود برنامه منظم اقتصادی برای حمایت از مردم در دوره جنگ «مایه شرمساری» است. او نوشت: «مردم خدمت‌گزار و شاغل نباید هزینه جنگ را از جیب خود بپردازند، در حالی‌که میلیاردها شِکِل به بخش‌هایی می‌رسد که نه خدمت می‌کنند، نه کار.»  

به گفته علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، ایران با هزینه‌ای بسیار کمتر و در حالی‌که از نظر فناوری عقب‌تر است، توانسته اقتصاد جهانی را در معرض خطر قرار دهد و واشنگتن را تحت فشار بگذارد تا «اول چشمک بزند». او افزود: «جریان مداوم پهپادهای ارزان و حملات موشکی محدود، اقتصادهای پویا اسرائیل و خلیج فارس را مختل می‌کند، در بازارهای انرژی شوک ایجاد می‌نماید و در نهایت موجب افزایش قیمت سوخت در پمپ‌بنزین‌های آمریکا می‌شود.»  

به گفته واعظ، این تاکتیک‌ها به جمهوری اسلامی کمک کرده‌اند تا با وجود تحریم‌های شدید، عملیات‌های پنهانی و حملات دوره‌ای، توان بازدارندگی خود را حفظ کند و هزینه سیاسی و نظامی هر گونه اقدام برای تغییرات رادیکال را بالا ببرد. او افزود: «نفوذ ایران — از لبنان و سوریه تا عراق و یمن — به آن اجازه می‌دهد بحران‌ها را شکل دهد، سطح درگیری‌های محلی را افزایش دهد و دشمنان را مجبور کند منابع قابل‌توجهی صرف دفاع موشکی، مقابله با پهپاد، حفاظت دریایی و مدیریت ائتلاف‌های منطقه‌ای کنند.»  

با این همه واعظ هشدار داد که «با وجود موفقیت‌های تاکتیکی، مشکلاتی نیز در حال رشد است: برخی نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله و گروه‌های شبه‌نظامی زیرساخت و رهبران خود را از دست داده‌اند، شبکه متحددان ایران متزلزل‌تر و گاه کنترل‌ناپذیرتر شده است، و همین خطر بروز درگیری‌های ناخواسته را افزایش می‌دهد، حتی در حالی‌که انسجام آن به‌عنوان ابزار سیاست ایران کاهش می‌یابد.»