اکوایران: روسیه از زمان حمله به اوکراین از یک «دیکتاتوریِ تبلیغاتی» که در آن حکومت عمدتاً از طریق دستکاری اطلاعات، نهادها و انتخابات قدرت را به دست می‌آورد و حفظ می‌کرد، به نوعی «دیکتاتوری ترس» تبدیل شده است؛ زیرا پوتین به‌طور فزاینده‌ای به ابزارهای سخت سرکوب روی آورده است.

به گزارش اکوایران، کشور روسیه در حال برگزاری انتخاباتی است که شاید به دلیل ساختار بسته روسیه در ظاهر اهمیت چندانی نداشته باشد، اما برای هیئت حاکمه روسیه به دلایل گوناگون دارای اهمیت است.

جانشینان احتمالی پوتین

به گزارش واشنگتن‌پست، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، روز یکشنبه بار دیگر در یک انتخابات پیروز خواهد شد. حزب روسیه متحد، حزبی که مدت‌هاست از «رهبر همیشگی» مدرن این کشور حمایت کرده است، بار دیگر اکثریت را در دوما، مجلس سفلی پارلمان، به دست خواهد آورد.

این انتخابات تازه‌ترین مورد در مجموعه‌ای از انتخابات طی یک ربع قرن گذشته خواهد بود که پوتین همواره در آنها پیروز شده است؛ اما رئیس سابق کاگ‌ب ۷۳ ساله قرار نیست برای همیشه زنده بماند. پوتین در هر دوره انتخاباتی با پرسش‌هایی درباره اینکه چه کسی ممکن است روزی جایگزین او شود، روبه‌رو بوده است، اما عمداً کشورش و جهان را در این باره در حالت حدس و گمان نگه داشته است.

درحالی‌که برخی افراد، دست‌کم در میان مخالفان حکومت، مشتاق فرا رسیدن دوران پس از پوتین هستند، جانشین او، در صورتی که بازنشسته شود یا در دوران ریاست‌جمهوری بمیرد، بسیار بیشتر احتمال دارد که در قالب و الگوی خود او شکل گرفته باشد تا مطابق دیدگاه مخالفانش. در اینجا هفت نامزد اصلی که با این ویژگی‌ها مطابقت دارند معرفی می‌شوند:

میخائیل میشوستین

نخست‌وزیر، ۶۰ ساله؛ نخستین فرد در صف رسمی جانشینی، میخائیل میشوستین، نخست‌وزیر روسیه است که طبق قانون اساسی روسیه، در صورت نیاز به‌طور خودکار ریاست‌جمهوری را بر عهده می‌گیرد؛ همان سازوکاری که باعث شد پوتین پس از استعفای بوریس یلتسین در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، رئیس‌جمهور موقت شود.

64da8dcebf92a2b5cd27c6fb937380924efbd633

میشوستین در مسکو در ۹ مه/عکس از خبرگزاری فرانسه

هنگامی که میشوستین در سال ۲۰۲۰ به نخست‌وزیری منصوب شد، او یک انتخاب کاملاً عمل‌گرایانه تلقی می‌شد؛ یک تکنوکرات که ریاست سازمان مالیاتی فدرال را بر عهده داشت و به‌عنوان مدیری کارآمد اما غیرسیاسی شهرت داشت. او در میان نخبگان اقتصادی چهره‌ای شناخته‌شده بود، اما برای عموم روس‌ها تا حد زیادی ناشناخته بود.

فقدان وزن سیاسی، او را از دیگران متمایز می‌کرد. او به هیچ حزبی وابسته نبود، چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه عمومی محسوب نمی‌شد، بخشی از نخبگان دستگاه‌های امنیتی نزدیک به پوتین نبود و هرگز علاقه چندانی به تصاحب مقام‌های عالی نشان نداده بود. همین ترکیب، او را به گزینه‌ای کم‌خطر تبدیل می‌کرد؛ بااین‌حال، در مهم‌ترین اردوگاه قدرت، یعنی نخبگان دستگاه‌های امنیتی موسوم به «سیلوویکی» که نفوذ عظیمی در سیاست خارجی و امنیتی دارند، او همچنان یک فرد بیرونی محسوب می‌شود؛ مسئله‌ای که ممکن است شانس او برای تصاحب بالاترین مقام را محدود کند.

الکسی دیومین

فرمانده سابق محافظان پوتین، اکنون دبیر شورای دولتی، ۵۴ ساله. الکسی دیومین، محافظ سابق پوتین در سلسله‌مراتب قدرت بالا رفت و به مقام‌های مهم امنیتی و نظامی رسید؛ موضوعی که او را به یکی از نامزدهای دارای بیشترین تجربه میدانی در میان گزینه‌های موجود تبدیل کرده است.

96289de9433ab1b1887991cf12b9c0388b46e653

دیومین در سال ۲۰۱۷/عکس از گتی ایمجز

دیومین مدت‌هاست به دلیل نزدیکی به پوتین و تجربه‌اش در حوزه‌های نظامی و خدمات دولتی، به‌عنوان گزینه‌ای جدی برای جانشینی مطرح بوده است. پیش‌تر گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال منصوب شدن دیومین به‌عنوان وزیر دفاع مطرح شده بود، اما هنگامی که پوتین در مه ۲۰۲۴ ساختار وزارتخانه را تغییر داد، این مقام را به اقتصاددانی به نام آندری بلوسوف سپرد و در عوض دیومین را به‌عنوان دستیار کرملین مسئول نظارت بر صنایع دفاعی منصوب کرد؛ سمتی که تحلیلگران آن را عملاً معادل یک وزارتخانه در سایه توصیف می‌کنند.

دیمیتری پاتروشف

معاون نخست‌وزیر و پسر رئیس سابق FSB، ۴۸ ساله. دیمیتری پاتروشف نماینده چیزی است که پژوهشگران روسی از آن با عنوان «طایفه شاهزادگان در حال ظهور روسیه» یاد می‌کنند؛ پسران مقام‌های بسیار قدرتمندی که در روسیه پوتین از تحولات و تصفیه‌های پرتنش چند دهه گذشته جان سالم به در برده و به رأس ساختار قدرت رسیده‌اند.

246d66ac78505b99b1e55db42e2ae1b0c9f1d0b3

پاتروشف، مرکز، در سال ۲۰۱۸/عکس از گتی ایمجز

پدر او نیکلای پاتروشف، رئیس سابق FSB و دبیر شورای امنیت روسیه است که از دهه ۱۹۷۰ پوتین را می‌شناسد و یکی از مورد اعتمادترین اعضای حلقه نزدیک او محسوب می‌شود. پاتروشف جوان بخش عمده دوران حرفه‌ای خود را در بخش بانکی گذراند، پس از آنکه به درخواست پدرش در آکادمی FSB تحصیل کرد. در سال ۲۰۲۴، نیکلای پاتروشف تلاش کرد پسرش را جایگزین میشوستین به‌عنوان نخست‌وزیر کند، اما موفق نشد. در عوض، دیمیتری پاتروشف به‌عنوان معاون نخست‌وزیر منصوب شد.

بوریس کووالچوک

رئیس دیوان محاسبات، ۴۸ ساله. بوریس کووالچوک نیز مانند پاتروشف نماینده «اشرافیت» است؛ او پسر یوری کووالچوک، الیگارشی قدرتمند است که مدت‌هاست، با وجود اینکه هرگز مقام دولتی نداشته، یکی از قدرتمندترین افراد روسیه محسوب می‌شود. از یوری کووالچوک اغلب به‌عنوان بانکدار شخصی و نزدیک‌ترین دوست پوتین یاد می‌شود.

4f9233e0d3018e9e1c183685906090c49cbf6342

کووالچوک در سال ۲۰۱۸/عکس از گتی ایمجز

قدرت خانواده کووالچوک ریشه در امپراتوری آنها متشکل از شرکت‌های رسانه‌ای، بانک‌ها و مؤسسات علمی دارد، اما آنها بخشی از تشکیلات سنتی «سیلوویکی» نیستند. کووالچوک همچنین در سال ۲۰۲۴ برای ارتقای موقعیت پسرش تلاش کرد و بنا بر گزارش‌ها امیدوار بود پوتین، بوریس کووالچوک را در رأس روس‌نفت یا گازپروم، دو شرکت بزرگ انرژی کشور، قرار دهد. در عوض، پوتین بوریس کووالچوک را به ریاست دیوان محاسبات منصوب کرد؛ اقدامی که به‌طور گسترده به‌عنوان ناامیدی برای خانواده کووالچوک تعبیر شد.

دنیس مانتوروف

معاون اول نخست‌وزیر، ۵۷ ساله. دنیس مانتوروف، رئیس روستک، یعنی مجموعه‌ای که مجتمع صنایع نظامی روسیه را تحت کنترل دارد، بیش از یک دهه وزارت صنعت و تجارت را اداره کرد و سپس اختیاراتش به‌سرعت گسترش یافت.

b51a772af241b424691a65b003ac378780de4b49

مانتوروف در ۹ مه/عکس از خبرگزاری فرانسه

ارتباطات او با صنایع دفاعی، حتی بدون داشتن سابقه اطلاعاتی، جایگاه غیررسمی او را نزد «سیلوویکی» تقویت کرده است. اما نظارت بر تولیدات نظامی و بخش اقتصادی جنگ همزمان می‌تواند یک نقطه ضعف بالقوه نیز باشد. نفوذ او به‌شدت به وضعیت اقتصاد جنگی وابسته است و احتمالاً به نحوه پایان جنگ بستگی خواهد داشت.

سرگئی سوبیانین

شهردار مسکو، ۶۸ ساله. سرگئی سوبیانین از مقام فرمانداری در سیبری به ریاست دفتر کارکنان ریاست‌جمهوری پوتین در سال ۲۰۰۵ رسید. سپس در سال ۲۰۰۸ مدیریت ستاد انتخاباتی دیمیتری مدودف را بر عهده گرفت و در سال ۲۰۱۰ به‌عنوان شهردار مسکو منصوب شد؛ سمتی که از آن زمان تاکنون در اختیار داشته است.

6ea085c48cfb5214f8e0eed1cd11c49daef938a7

سوبیانین در سال ۲۰۲۱/عکس از خبرگزاری فرانسه

اعتبار زیادی به او داده می‌شود که مسکو را به پایتختی زیباتر و پیشرفته‌تر از نظر فناوری تبدیل کرده است. سوبیانین بیشتر با نخبگان اقتصادی همسو است تا دستگاه‌های امنیتی، اما جذابیت مدیریتی او فراتر از پایتخت نیز مورد توجه قرار گرفته است.

سرگئی کیریینکو

رئیس سیاست داخلی کرملین، ۶۴ ساله. سرگئی کیریینکو که در سال ۱۹۹۸، در دوران ریاست‌جمهوری یلتسین، جوان‌ترین نخست‌وزیر تاریخ روسیه شد، تنها چهار ماه در این سمت باقی ماند؛ دوره‌ای که با وقوع یک بحران مالی پایان یافت.

a6422abecc469d514ed0db2ad6bfdbfccc852bf8

کیریینکو در سال 2018/عکس از گتی ایمجز

از او به خاطر یک تصمیم مهم یاد می‌شود: او پوتین را به ریاست FSB، دستگاه امنیت داخلی و جانشین اصلی کاگ‌ب، منصوب کرد. کیریینکو بعدها ریاست روس‌اتم، شرکت دولتی هسته‌ای روسیه، را بر عهده گرفت و اکنون رئیس سیاست داخلی کرملین است؛ سمتی که در آن برخی از دشوارترین مسائل سیاسی پوتین را مدیریت کرده است.

دستکاری حرفه‌ای انتخابات در برابر دستکاری آماتور انتخابات

در رابطه با تحولات داخلی روسیه نیویورک‌تایمز هم در گزارشی می‌نویسد: شاید تعجب‌آور باشد، اما کرملین اهمیت زیادی برای نظر روس‌ها قائل است.

این نمایش سیاسی کنترل‌شده، بخش عمده‌ای از ساعات بیداری هزاران مقام و کارمند دولتی روسیه را به خود اختصاص داده است. تیم‌های انتخاباتی برای احزاب «اپوزیسیون» فعالیت می‌کنند؛ احزابی که همگی به شکلی مناسب از جنگ حمایت می‌کنند. مقام‌های منطقه‌ای مشغول سازمان‌دهی امور اجرایی برگزاری انتخابات و میزان مشارکت هستند. نامزدهای بی‌خطر و فاقد جذابیت سیاسی، آنتن شبکه‌های تلویزیونی دولتی را پر کرده‌اند.

7789bcef51e323daf88e82fe0ec36ef91cba5bc7

ولادیمیر پوتین در تاریخ ۲۲ ژوئن در مراسم گل‌گذاری شرکت می‌کند/عکس از خبرگزاری فرانسه

اما پرسشی بزرگ بر سراسر این فرایند سایه افکنده است؛ از نظرسنجی‌های دولتی گرفته تا سیاست‌ورزی‌های پوتمکینی: هدف از همه اینها چیست؟ نظرسنجی و افکار عمومی چه اهمیتی برای یک خودکامه دارند؟ چه در روسیه باشد، چه چین، مصر یا کامرون، آنها می‌توانند مخالفان خود را زندانی کنند، قوانین خودشان را بنویسند و سپس هر طور که بخواهند آنها را تغییر دهند. پس اصلاً چرا انتخابات برگزار کنند؟

سنجش افکار عمومی و برگزاری انتخابات در کشورهای خودکامه‌ای مانند روسیه ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، اما دانشمندان علوم سیاسی عمدتاً به نتیجه‌ای کاملاً متفاوت رسیده‌اند. برای رهبرانی مانند پوتین، تسلط بر افکار عمومی و بسیج انتخاباتی چیزی بیش از ایجاد ظاهری از مشروعیت به همراه دارد. این اقدامات همچنین می‌تواند با ایجاد ظاهری از حمایت مردمی و کمک به شناسایی تهدیدهای جدید در داخل نظام، بقای حکومت را طولانی‌تر کند؛ بنابراین، خودکامگان افکار عمومی را با مسئولیت خودشان نادیده می‌گیرند.

برای مثال، مقام‌های روسیه در تابستان امسال مشاهده کردند که حزب لیبرال قدیمی یابلوکو، که مدت‌ها بی‌اهمیت تلقی می‌شد، هنگامی که به‌عنوان تنها گروه شرکت‌کننده در انتخابات با برنامه‌ای مخالف جنگ اوکراین ظاهر شد، شروع به کسب جایگاه در نظرسنجی‌های افکار عمومی کرد. در ماه آگوست، در بحبوحه کارزار فشار علیه این حزب، دیوان عالی روسیه یابلوکو را از فهرست انتخاباتی حذف کرد، هرچند برخی از نامزدهای آن همچنان در انتخابات شرکت می‌کنند. این اقدام در راستای این اصل تکرارشده در میان دانشمندان علوم سیاسی بود که فقط آماتورها انتخابات را در روز برگزاری انتخابات دستکاری می‌کنند.

چرا خودکامگان به دیدگاه مردم اهمیت می‌دهند؟

حتی زمانی که پوتین از میان آنچه دانشمند علوم سیاسی، آندریاس شدلر، «منوی دستکاری» می‌نامد دست به انتخاب می‌زند، انتخابات همچنان می‌تواند برای حکومت‌های خودکامه خطراتی به همراه داشته باشد. هدف اصلی این آیین ممکن است ایجاد مشروعیت بلندمدت باشد، اما ارائه برگه رأی می‌تواند در کوتاه‌مدت نیز بی‌ثباتی و تردید ایجاد کند، به‌ویژه اگر اجرای این نمایش طبق برنامه پیش نرود.

b2b38b7ff4a70d37fc4f1efe9161e3046fc3c98e

پوتین در حال ایراد سخنرانی در میدان سرخ مسکو، پس از ادعای پیروزی قاطع در انتخابات ۲۰۲۴/عکس از نیویورک‌تایمز

تیموتی فرای، استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا، گفت: «آنها با این دوراهی کلی خودکامگی مواجه‌اند: اگر بیش از حد تقلب کنید، ضعف خود را آشکار می‌کنید و اگر به اندازه کافی تقلب نکنید، خطر نتیجه‌ای را به جان می‌خرید که می‌تواند حاکمیت شما بر قدرت را تهدید کند.» به گفته فرای، هدف این است که «نتیجه‌ای را طراحی کنید که آن‌قدر بزرگ باشد که پیروز شوید، اما آن‌قدر بزرگ نباشد که توده مردم اصلاً آن را باور نکنند.»

رونالد وینتروب، دانشمند علوم سیاسی، در رساله خود با عنوان «اقتصاد سیاسی دیکتاتوری» که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد، این وضعیت را «دوراهی دیکتاتور» نامید: از آنجا که دیکتاتورها از طریق ترس حکومت می‌کنند، در درک آنچه مردم واقعاً فکر می‌کنند و ارزیابی دقیق میزان محبوبیت خود با مشکل مواجه‌اند. برداشت نادرست از واقعیت می‌تواند باعث از دست رفتن قدرت آنها شود.

این مسئله لزوماً به شکل یک قیام مردمی رخ نمی‌دهد. پژوهش‌های علوم سیاسی نشان داده‌اند که خودکامگان در دوره پس از جنگ جهانی دوم بسیار بیشتر احتمال داشته است که در کودتاهای نخبگان برکنار شوند تا در قیام‌های مردمی، هرچند چنین شورش‌هایی در سال‌های اخیر افزایش یافته‌اند.

مشکلی که خودکامگان در تشخیص افکار عمومی با آن مواجه‌اند، چیزی است که تیمور کوران، دانشمند علوم سیاسی، آن را «جعل ترجیحات» نامیده است؛ یعنی تمایل مردم در جوامع سرکوبگر به خودداری از بیان دیدگاه‌های واقعی خود. کوران گفت: «با افزایش سرکوب، جعل ترجیحات نیز افزایش می‌یابد.» این وضعیت باعث می‌شود رژیم‌های خودکامه‌ای که ظاهراً باثبات هستند، در برابر شوک‌هایی آسیب‌پذیر شوند که ناگهان آنها را متزلزل نشان می‌دهد؛ و هنگامی که ضعف آشکار شود، این اثر می‌تواند به‌صورت زنجیره‌ای گسترش پیدا کند.

سرکوب نرم؛ مکمل سرکوب سخت

ماهیت حکومت خودکامه پوتین در بیش از ۲۵ سالی که او در قدرت بوده، تغییر قابل توجهی کرده است. بر اساس کتابی که اخیراً سرگئی گوریف و دانیل تریسمن، دو پژوهشگر دانشگاهی، منتشر کرده‌اند، روسیه از زمان حمله به اوکراین از یک «دیکتاتوریِ تبلیغاتی» که در آن حکومت عمدتاً از طریق دستکاری اطلاعات، نهادها و انتخابات قدرت را به دست می‌آورد و حفظ می‌کرد، به نوعی «دیکتاتوری ترس» تبدیل شده است؛ زیرا پوتین به‌طور فزاینده‌ای به ابزارهای سخت سرکوب روی آورده است.

54adc8184729ffec438b58cced97e0d2baf7d6ac

یک پوستر انتخابات ریاست‌جمهوری در مسکو در سال ۲۰۲۴/عکس از نیویورک‌تایمز

اما روش‌های سخت حفظ کنترل می‌توانند هزینه‌بر باشند. استفاده از افکار عمومی برای ایجاد حمایت واقعی، بار دستگاه امنیتی را کاهش می‌دهد.

مارتین دیمیتروف، استاد علوم سیاسی دانشگاه تولین، گفت: «در حکومت‌های خودکامه سرکوب وجود دارد، اما آنها نمی‌توانند صرفاً از طریق سرکوب مردم حکومت کنند. هر خودکامه‌ای می‌خواهد تا حدی از حمایت مردم برخوردار باشد، زیرا این بدان معناست که مجبور است کمتر از ابزارهای خشن‌تر سرکوب استفاده کند.»

پوتین نیز مانند هر خودکامه دیگری، قدرت محبوبیتِ ادراک‌شده را درک می‌کند. اگر مردم باور داشته باشند که همه افراد دیگر از یک رهبر خودکامه حمایت می‌کنند، احتمال اینکه خودشان نیز با او همراه شوند بسیار بیشتر است. اگر نخبگان نیز باور داشته باشند که یک حاکم محبوب است، پیش از تلاش برای تصاحب قدرت، بیشتر تأمل خواهند کرد.

بر اساس مطالعه‌ای که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد، وقتی روس‌ها با اطلاعاتی مواجه می‌شوند که نشان می‌دهد پوتین محبوب نیست، حمایت واقعی آنها از او کاهش پیدا می‌کند.

گوریف، رئیس دانشکده کسب‌وکار لندن که در فعالیت‌های سیاسی مخالفان روسیه در تبعید نیز مشارکت دارد، گفت: «پوتین در این مرحله، تا زمانی که بتواند نظرسنجی‌هایی تولید کند که نشان دهند محبوب است، قدرت بیشتری در برابر زیردستان و همکارانش دارد. او می‌تواند بگوید: "شما باید از من حمایت کنید، چون اگر من نباشم، هیچ‌کس دیگری مانند من وجود ندارد که واقعاً از یک منبع بیرونیِ محبوبیت، یعنی مردم روسیه، برخوردار باشد."»

پوتین به‌راستی چقدر محبوب است؟

اینکه پوتین با توجه به محدودیت‌های نظرسنجی و فضای سیاسی محدود، واقعاً تا چه اندازه محبوب است، مدت‌هاست موضوع پژوهش و بحث بوده است.

b8b8668179cd21ff4085d7affe4585299f618c61

تابلویی در مقر حزب یابلوکو در مسکو که تعداد روزهای گذشته از آغاز جنگ در اوکراین را نشان می‌دهد، در کنار نقاشی‌ای از واسیلی ورشچاگین که به وحشت‌های جنگ می‌پردازد/عکس از نیویورک‌تایمز

فرای، استاد دانشگاه کلمبیا و سه دانشمند علوم سیاسی دیگر، برای تعیین اینکه روس‌ها واقعاً از پوتین حمایت می‌کنند یا نه، از روش پرسش غیرمستقیم استفاده کرده‌اند؛ برای مثال، نام پوتین را در فهرستی از رهبرانی قرار داده‌اند که افراد باید یکی از آنها را انتخاب کنند. پژوهشگران تا حد زیادی دریافته‌اند که روس‌ها واقعاً از پوتین حمایت می‌کنند. پژوهش آنها درباره این فرض که چه تعداد از روس‌ها واقعاً از ترس، نظرات خود را پنهان می‌کنند، تردید ایجاد کرده است.

اما پرسش بزرگ‌تر این است که حمایت از پوتین چه معنایی دارد. طی چند دهه، رسانه‌های دولتی روسیه، دستگاه بوروکراسی و ساختار امنیتی این کشور به‌طور نظام‌مند مانع از آن شده‌اند که گزینه‌های جایگزین پوتین بتوانند جایگاهی پیدا کنند.

آندریا کندال-تیلور، پژوهشگر ارشد مرکز امنیت آمریکای جدید در واشنگتن، گفت: «محبوبیت مسئله پیچیده‌ای است، چون نمی‌دانید تا چه اندازه پایدار است. مردم ممکن است حمایت خود از پوتین را اعلام کنند، چون اصلاً قرار است از چه کس دیگری حمایت کنند؟»

میزان محبوبیت پوتین اکنون از سال‌های پیش از جنگ بیشتر است، اما در ماه‌های اخیر کاهش یافته است. نشانه‌هایی وجود دارد که مسکو ممکن است درباره این برداشت عمومی نگران شده باشد. در ماه آوریل، درصد پاسخ‌دهندگانی که در پاسخ به سؤال مرکز VTsIOM، یعنی مؤسسه نظرسنجی دولتی، درباره سیاستمدارانی که به آنها اعتماد دارند، نام پوتین را بردند، به پایین‌ترین سطح از زمان آغاز جنگ رسید. پس از آن، VTsIOM به‌طور ناگهانی انتشار پاسخ به این سؤال باز را متوقف کرد.

این مرکز همچنین اعلام کرد که پس از سال‌ها انجام عمده نظرسنجی‌های خود از طریق تلفن، از این پس نیمی از پرسش‌های مربوط به محبوبیت پوتین و موضوعات دیگر را به‌صورت حضوری مطرح خواهد کرد. مصاحبه‌های حضوری ممکن است میزان حمایت اعلام‌شده از رهبر روسیه را افزایش دهد، زیرا مردم وقتی فردی از طرف دولت به در خانه‌شان مراجعه می‌کند، کمتر احتمال دارد مخالفت خود را بیان کنند.

به‌طور کلی‌تر، نتایجی که مؤسسات نظرسنجی دولتی و مستقل، که به دلیل فعالیت خود «عوامل خارجی» نامیده شده‌اند، به دست می‌آورند، بیش از پیش از یکدیگر فاصله گرفته‌اند.

دیکتاتوری انتخاباتی: ابزاری برای دست‌وپا کردن مشروعیت

پوتین که به سمت شکل خشن‌تری از حکومت حرکت کرده است، بیش از گذشته با مشکلات مرتبط با «دوراهی دیکتاتور» مواجه می‌شود. فضای ترس ایجادشده در زمان جنگ علیه بحث آزاد و رسانه‌های آزاد احتمالاً تشخیص اینکه روس‌ها واقعاً چه فکر می‌کنند را برای کرملین دشوارتر کرده است. حذف حتی مقدار اندکی از غیرقابل‌پیش‌بینی بودن در عرصه سیاسی، خطر بی‌معنا شدن انتخابات برای عموم مردم را به همراه دارد؛ اما نمایش انتخاباتی باید ادامه پیدا کند.

پژوهش‌های علوم سیاسی نشان داده‌اند که حکومت‌های خودکامه زمانی بادوام‌تر هستند که انتخابات برگزار می‌کنند. بدون انتخابات، نخبگان سیاسی روسیه از نظر توانایی بسیج نیروها و تأمین خواسته‌های پوتین مورد آزمایش قرار نمی‌گرفتند و حزب حاکم نیز فرصت سازمان‌دهی سلسله‌مراتب داخلی خود را از دست می‌داد.

از آنجا که حکومت پوتین از دل دموکراسی‌ای شکل گرفت که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در روسیه برقرار شد، انتخابات همچنان پایه ادعای او درباره مشروعیت حکومتش را تشکیل می‌دهد.

اورا جان رویتر، استاد علوم سیاسی دانشگاه ویسکانسین در میلواکی، گفت درحالی‌که پادشاهان ممکن است مشروعیت خود را از یک سلسله موروثی بگیرند و رهبران مارکسیست ـ لنینیست مشروعیت خود را از یک مبارزه ایدئولوژیک کسب کنند، جایگاه پوتین همچنان از «این ایده ناشی می‌شود که روس‌ها پوتین را انتخاب کرده‌اند و او انتخاب روسیه است. یکی از دلایل اصلی اینکه آنها همچنان انتخابات برگزار می‌کنند این است که منبع جایگزینی برای مشروعیت ندارند.»

خود پوتین نیز رأی‌گیری را با همین عبارات توصیف کرده است. پوتین پنج روز پس از حذف یابلوکو از فهرست انتخاباتی، در ماه آگوست به کنگره حزب حاکم روسیه متحد گفت: «منبع قدرت مردم هستند. حتی در دشوارترین شرایط نیز از اصل حاکمیت مردم عقب‌نشینی نمی‌کنیم.»