در شرایطی که صنعت سیمان به ‌عنوان یکی از مهم‌ترین صنایع مادر کشور نقش کلیدی در توسعه زیرساخت‌ها، پروژه‌های عمرانی و صادرات غیرنفتی ایفا می‌کند، تشدید بحران ناترازی انرژی و نوسانات بازار برق، آینده این صنعت را با ابهامات جدی روبه‌رو کرده است. فعالان این حوزه هشدار می‌دهند که تداوم محدودیت‌های برق و گاز، در کنار ضعف سازوکار بورس انرژی، نه‌تنها هزینه تولید را به‌شدت افزایش داده بلکه ظرفیت تولید و تاب‌آوری واحدهای سیمانی را نیز تحت فشار قرار داده است.

به گزارش اکوایران- ظرفیت اسمی تولید سیمان کشور به حدود ۹۰ میلیون تن در سال رسیده است؛ ظرفیتی که می‌تواند علاوه بر تأمین نیاز داخلی، سهم مهمی در توسعه صادرات غیرنفتی داشته باشد. با این حال، مصرف داخلی در حدود ۶۵ میلیون تن باقی مانده و بخش قابل توجهی از ظرفیت این صنعت به دلیل رکود اقتصادی و محدودیت‌های زیرساختی بلااستفاده مانده است. اکنون بحران انرژی به مانعی تازه برای بهره‌برداری از همین ظرفیت موجود تبدیل شده است.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های صنعت سیمان، کمبود شدید برق است. بر اساس اعلام انجمن صنفی، کارخانه‌های سیمان در شرایط فعلی تنها حدود ۴۰۰ مگاوات برق از شبکه سراسری دریافت می‌کنند، در حالی که نیاز واقعی این صنعت حدود ۱۶۰۰ مگاوات برآورد می‌شود. این بدان معناست که تنها ۲۵ درصد برق مورد نیاز واحدهای تولیدی تأمین می‌شود، موضوعی که به کاهش ظرفیت تولید، توقف خطوط تولید و افزایش هزینه‌های عملیاتی منجر شده است.

این محدودیت تنها به فصل تابستان محدود نیست و در زمستان نیز کمبود گاز طبیعی، کارخانه‌ها را با کاهش تولید یا توقف فعالیت مواجه می‌کند. به این ترتیب، صنعت سیمان عملاً در تمام طول سال با نوعی ناپایداری در تأمین انرژی روبه‌رو است؛ وضعیتی که برنامه‌ریزی بلندمدت تولید را دشوار کرده است.

همزمان با اجرای برنامه هفتم توسعه، سیاست‌گذار به دنبال آن است که صنایع انرژی مورد نیاز خود را از طریق بورس انرژی تأمین کنند، اما فعالان صنعت سیمان معتقدند ساختار فعلی این بازار نه‌تنها کمکی به حل مشکل نکرده، بلکه خود به عاملی برای افزایش هزینه‌های تولید تبدیل شده است.

به گفته الوندیان، قیمت برق در بورس انرژی طی تنها دو هفته از حدود ۷۵۰۰ تومان به بیش از ۲۰ تا ۲۵ هزار تومان رسیده است؛ نوسانی که امکان برنامه‌ریزی اقتصادی برای واحدهای تولیدی را از بین برده است. در حالی که در بسیاری از بازارهای توسعه‌یافته، افزایش عرضه موجب ثبات یا کاهش قیمت انرژی می‌شود، صنایع ایرانی با بازاری مواجه‌اند که قیمت‌ها در آن به‌شدت غیرقابل پیش‌بینی است.

این نوسانات سبب شده بسیاری از کارخانه‌های سیمان در عمل از خرید برق در بورس انرژی صرف‌نظر کنند، زیرا پذیرش هزینه‌هایی که ممکن است ظرف چند روز دو یا حتی سه برابر شود، برای هیچ بنگاه تولیدی قابل مدیریت نیست.

یکی دیگر از انتقادهای مطرح‌شده، حضور واسطه‌هایی در معاملات برق بورس انرژی است، مجموعه‌هایی که مصرف‌کننده واقعی نیستند اما برق را خریداری کرده و در زمان اوج مصرف با قیمت‌های بالاتر به صنایع می‌فروشند.

به اعتقاد فعالان صنعت سیمان، این سازوکار زمینه سوداگری و افزایش مصنوعی قیمت‌ها را فراهم کرده است. در حالی که در بورس کالا، کالا به طور مستقیم از تولیدکننده به مصرف‌کننده عرضه می‌شود و امکان بازگرداندن آن به چرخه معاملات برای کسب سود وجود ندارد، در بازار برق چنین محدودیتی دیده نمی‌شود و همین مسئله التهاب قیمتی را تشدید کرده است.

چالش صنعت سیمان تنها به برق محدود نمی‌شود. افزایش هزینه گاز، رشد قیمت قطعات، تجهیزات، مواد اولیه و سایر نهاده‌های تولید، فشار مضاعفی بر کارخانه‌ها وارد کرده است. از سوی دیگر، قیمت فروش سیمان همچنان تحت نظارت قرار دارد و تولیدکنندگان امکان انتقال کامل این افزایش هزینه‌ها به بازار را ندارند.

این عدم توازن میان هزینه تولید و قیمت فروش، سودآوری واحدهای سیمانی را کاهش داده و توان سرمایه‌گذاری برای نوسازی تجهیزات، افزایش بهره‌وری و اجرای پروژه‌های توسعه‌ای را محدود کرده است. در چنین شرایطی، کاهش تاب‌آوری مالی کارخانه‌ها می‌تواند به افت تولید، کاهش صادرات و حتی تعطیلی برخی واحدهای کم‌بازده منجر شود.

کارشناسان معتقدند حل مشکلات صنعت سیمان نیازمند اصلاحات همزمان در دو حوزه است، نخست، افزایش پایداری تأمین برق و گاز صنایع و دوم، اصلاح سازوکار معاملات بورس انرژی. حذف واسطه‌های غیرمصرف‌کننده، ایجاد امکان خرید مستقیم برق از نیروگاه‌ها، افزایش شفافیت معاملات و کاهش نوسانات قیمتی از جمله اقداماتی است که می‌تواند بخشی از فشار موجود بر صنایع انرژی‌بر را کاهش دهد.

در نهایت، اگرچه صنعت سیمان طی سال‌های اخیر توانسته ظرفیت تولید قابل توجهی ایجاد کند و جایگاه مهمی در اقتصاد کشور به دست آورد، اما استمرار ناترازی انرژی و بی‌ثباتی بازار برق می‌تواند این مزیت را به تدریج تضعیف کند. حفظ پایداری تولید در این صنعت، بیش از هر زمان دیگری نیازمند سیاست‌گذاری هماهنگ در حوزه انرژی، اصلاح بازار برق و ایجاد تعادل میان هزینه‌های تولید و قیمت فروش است؛ در غیر این صورت، یکی از مهم‌ترین صنایع زیربنایی کشور با چالش‌های عمیق‌تری در مسیر تولید و سرمایه‌گذاری مواجه خواهد شد.