افزایش حملات آمریکا به زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران، پرسش مهمی را مطرح کرده است؛ چرا پل‌ها و مسیرهای ارتباطی به یکی از اهداف اصلی این حملات تبدیل شده‌اند؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد بخش مهمی از حملات اخیر، پل‌ها، مسیرهای جاده‌ای و ریلی و گره‌های لجستیکی کشور، به‌ویژه در جنوب ایران را هدف قرار داده است. برخی تحلیل‌ها این اقدامات را تلاشی برای محدود کردن مسیرهای پشتیبانی زمینی و تکمیل فشار بر مسیرهای دریایی، به‌ویژه در اطراف تنگه هرمز، می‌دانند.

 هم‌زمان، حمله به پل آق‌قلا در مسیر ریلی اینچه‌برون نیز توجه‌ها را به اهمیت کریدورهای ترانزیتی شمال–جنوب و شرق–غرب جلب کرده است؛ شبکه‌ای که ایران را به آسیای مرکزی، روسیه، چین و سایر بازارهای منطقه متصل می‌کند.

در این میان، گروهی از تحلیلگران معتقدند رقابت بر سر کریدورهای تجاری، به یکی از ابعاد اصلی تحولات ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است. از یک سو، ایران در تلاش است جایگاه خود را به‌عنوان مسیر ترانزیتی میان آسیا و اروپا تقویت کند و از سوی دیگر، پروژه‌هایی مانند کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) به‌عنوان مسیرهای جایگزین در حال توسعه هستند. به همین دلیل، برخی ناظران معتقدند فشار بر زیرساخت‌های حمل‌ونقل ایران می‌تواند در چارچوب این رقابت نیز قابل تحلیل باشد.

فارغ از انگیزه‌های نظامی و ژئوپلیتیکی، تخریب زیرساخت‌ها پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای دارد؛ از افزایش هزینه‌های بازسازی و اختلال در زنجیره تأمین گرفته تا کند شدن جابه‌جایی کالا و کاهش ظرفیت ترانزیت کشور. اما در نهایت، آنچه بیش از همه تحت تأثیر قرار می‌گیرد، زندگی روزمره مردم است. آسیب به پل‌ها، جاده‌ها، خطوط ریلی و سایر زیرساخت‌های حیاتی، دسترسی به خدمات، حمل‌ونقل، تجارت و فعالیت‌های اقتصادی را دشوارتر می‌کند و هزینه نهایی چنین درگیری‌هایی را بیش از هر کس، شهروندان عادی می‌پردازند.