کارفرماها نیروی کار را بر اساس مهارتهایشان استخدام میکنند. اما این مهارتهای مورد نیاز، با پیشرفت فناوری و تغییر شیوههای کاری، دائماً در حال تحول است. اکنون هوش مصنوعی به این تحولات، شتابی چشمگیر داده است. McKinsey در جدیدترین گزارش خود، برای درک تأثیر هوش مصنوعی بر تقاضای مهارتهای انسانی، به تحلیل آگهیهای شغلی که بهروزترین تصویر از نیاز واقعی کارفرمایان نشان میدهند، پرداخته است.
در این تحلیل از دادههای Lightcast استفاده شده است؛ منبعی که بهطور گسترده مورد استفاده اقتصاددانان بازار کار قرار دارد و تصویری دقیق و منسجمی از اصطلاحاتی ارائه میدهد که کارفرمایان برای توصیف مشاغل و مهارتهای مورد نیاز خود به کار میبرند. هرچند آگهیهای شغلی صرفاً بیانگر نیت استخدام هستند و لزوماً تمامی جزئیات فعالیتهای روزمره یک شغل را منعکس نمیکنند، اما در عمل جامعترین و بهروزترین نمای موجود از تقاضای مهارت در بازار کار امروز را فراهم میکنند.
بر اساس دادههای بیش از ۱۱ میلیون آگهی شغلی، حدود ۶۸۰۰ مهارت پرتکرار شناسایی شده که تصویری روشن از بازار کار ایالات متحده ارائه میدهد. تحلیل نشان میدهد نیازهای مهارتی مشاغل بسیار متنوع و ناهمگون است و تقریباً همه مشاغل تا سال ۲۰۳۰ حداقل یک مهارت کلیدی خود را تجربه میکنند که دچار تحول چشمگیر خواهد شد؛ در حدود ۳۰ درصد از مشاغل نیز بیش از ۱۰ درصد از مهارتهای هستهایشان به طور بنیادین تغییر میکند.
با وجود این تغییرات، هشت مهارت پرتقاضا شامل ارتباطات، مدیریت، عملیات، حل مسئله، رهبری، توجه به جزئیات، ارتباط با مشتری و نگارش همچنان در همه صنایع حیاتی باقی میمانند. در کنار آن، تقاضا برای مهارتهای مرتبط با استفاده و مدیریت هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال افزایش است.
مهارتهای مورد نیاز بازار کار تخصصیتر و دقیقتر میشوند
بهطور متوسط، تعداد مهارتهای متمایز مورد انتظار برای هر شغل از ۵۴ مهارت در یک دهه گذشته به ۶۴ مهارت در حال حاضر افزایش یافته است. این افزایش نشاندهنده دقت و جزئینگری بیشتر کارفرمایان در تعریف و توصیف نقشهای شغلی است. این روند بهویژه در مشاغل با سطح دستمزد بالاتر مشهودتر است؛ جایی که معمولاً مجموعه گستردهتری از مهارتها و سطح بالاتری از تخصص مورد انتظار است.
علاوه بر این، ماهیت مهارتهای مورد نیاز نیز دستخوش تغییر شده است. مشاغل پردرآمد بیش از گذشته بر مهارتهای مدیریتی، تحلیلی و دیجیتال تأکید دارند، در حالی که مشاغل با دستمزد پایینتر عمدتاً بر کار عملی و میدانی، استفاده از تجهیزات و ارائه خدمات مراقبتی و حمایتی متمرکز هستند.
برای نمونه، در آگهیهای شغلی مربوط به متخصصان داده و اقتصاددانان، اغلب بیش از ۹۰ مهارت منحصربهفرد فهرست میشود؛ در حالی که برای مشاغلی مانند رانندگی وسایل نقلیه، معمولاً به کمتر از ۱۰ مهارت نیاز است. این شکاف نشان میدهد که با شتاب گرفتن دگرگونیها و تخصصیتر شدن مشاغل، یادگیری مستمر دیگر یک گزینه اختیاری نیست، بلکه به پیششرطی اساسی برای ماندگاری و حضور مؤثر در بازار کار تبدیل شده است.
شتاب تحولات فناوری، اهمیت مهارتهای نرم را افزایش میدهد
هر موج فناوری، ماهیت کارهایی را که شاغلان انجام میدهند دگرگون میکند. تا پیش از سال ۲۰۲۳، تقاضا برای مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی با سرعتی تقریباً همپای سایر مهارتهای دیجیتال رشد میکرد. اما با ظهور هوش مصنوعی مولد، این روند بهطور ناگهانی شتاب گرفت؛ بهگونهای که تنها در دو سال گذشته نزدیک به ۶۰۰ مهارت جدید در آگهیهای شغلی ظاهر شدهاند که حدود ۳۰ درصد از کل مهارتهای افزودهشده در دهه گذشته را تشکیل میدهد. بخش قابلتوجهی از این مهارتهای جدید بهطور مستقیم با هوش مصنوعی و فناوریهای توانمندساز آن پیوند خوردهاند.
این چرخش سریع و پرشتاب در مهارتها، اهمیت مهارتهای نرم را بیش از پیش برجسته میکند. هشت مهارت نرمی که نام برده شد همچنان به عنوان نیازی مهم در بازار شناخته میشوند. این مهارتها بافت پیوندی بازار کار را شکل میدهند و نقشی کلیدی در توسعه نیروی کار ایفا میکنند. تقویت آنها بهویژه در شرایطی که کاربرد این مهارتها خود در حال تحول است و انسانها بهطور فزایندهای در کنار دستیاران هوش مصنوعی و رباتها فعالیت خواهند کرد، به افراد انعطافپذیری بیشتر و آمادگی بالاتری برای مواجهه با تغییر میدهد.
تسلط بر هوش مصنوعی پرشتابترین مهارت بازار کار
با بلوغ فناوری هوش مصنوعی، تقاضا برای مهارتهای مرتبط با آن دیگر به نقشهای توسعهدهندگی محدود نمیشود و به طیف گستردهای از مشاغل گسترش یافته است. تقاضا برای تسلط بر هوش مصنوعی، به معنای توانایی استفاده و مدیریت این فناوری، در دو سال منتهی به نیمه سال ۲۰۲۵ تقریباً هفت برابر افزایش یافته است. امروزه این توانمندی به یک الزام شغلی در مشاغلی تبدیل شده که در مجموع حدود هفت میلیون نیروی کار را در بر میگیرند. در همین حال، تقاضا برای مهارتهای فنی هوش مصنوعی مانند طراحی و استقرار سامانههای هوش مصنوعی نیز رشد کرده است، هرچند آهنگ این رشد نسبت به مهارتهای کاربردی کندتر بوده است.
۷۵ درصد کل تقاضا برای مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی در ایالات متحده، تنها در سه گروه شغلی متمرکز شده است: کامپیوتر و ریاضیات، مدیریت، و کسبوکار و مالی. با این حال، این تصویر کامل نیست، زیرا بخش باقیمانده تقاضا از حدود ده گروه شغلی دیگر نشأت میگیرد که فناوری هوش مصنوعی بهتدریج در حال نفوذ و پررنگتر شدن در آنهاست. حوزههایی مانند معماری و مهندسی، نصب و نگهداری و تعمیرات، و آموزش از جمله این بخشها هستند.

اگرچه کانون اصلی تقاضا همچنان متمرکز به نظر میرسد، اما روند گسترش هوش مصنوعی به سایر حوزهها آغاز شده و کارفرمایان به شکل فزایندهای به دنبال مهارتهای مرتبط با این فناوری در طیف وسیعتری از مشاغل هستند. کافرمایان بهطور فزایندهای به دنبال مهارتهایی مانند بهینهسازی فرآیند، کنترل کیفیت و تدریس هستند که در بازطراحی کار با هوش مصنوعی و آموزش افراد برای استفاده از آن کاربرد دارند؛ در مقابل مهارتهایی که ماشین به خوبی آنها را انجام میدهد مانند تحقیق، نگارش و ریاضیات ساده در آگهیهای شغلی در حال کاهش هستند.
مهارتهای انسانی میمانند، اما کاربردشان دگرگون میشود
نتایج نشان میدهند حدود ۷۲ درصد از مهارتها برای کارهایی ضروری هستند که هم انسان و هم هوش مصنوعی میتوانند انجام دهند. بخشی از مهارتها احتمالاً منحصر به انسان باقی میماند، مانند حل تعارض و تفکر طراحی، که به همدلی، خلاقیت و درک بافتاری وابستهاند و تقلید آنها برای ماشینها دشوار است؛ در سوی دیگر، مهارتهایی مانند ورود داده، پردازش مالی و کنترل تجهیزات عمدتاً توسط هوش مصنوعی انجام خواهند شد و انسانها بیشتر بر طراحی فرآیندها، اعتبارسنجی نتایج و مدیریت استثناها تمرکز میکنند.
میان این دو سر طیف، حوزهای گسترده وجود دارد که انسان و هوش مصنوعی در کنار هم کار میکنند. در این فضا، ماشینها وظایف روتین را انجام میدهند و انسانها مسائل را تعریف کرده، به عاملهای هوش مصنوعی راهنمایی میدهند، نتایج را تفسیر و تصمیمگیری میکنند. هشت مهارت پرتقاضا پیشتر معرفی شده عمدتاً در این حوزه میانه قرار دارند و همچنان اهمیت دارند، اما نحوه کاربرد آنها با همکاری انسان، ربات و هوش مصنوعی تغییر خواهد کرد.
شاخص تحول مهارتها، دگرگونی گستردهای را تا سال ۲۰۳۰ نشان میدهد
شاخص تحول مهارتها (SCI) معیاری است که نشان میدهد هر مهارت تا چه اندازه در معرض خودکارسازی یا تغییر توسط فناوری است. این شاخص کمک میکند بفهمیم کدام مهارتها بیشترین احتمال تحول یا جایگزینی توسط هوش مصنوعی را دارند و کدام مهارتها پایدار باقی میمانند. بررسی ۷۰۰۰ مهارت نشان میدهد مهارتهای دیجیتال و پردازش اطلاعات بیشترین تغییر و مهارتهای مراقبتی و انسانمحور کمترین تغییر را تجربه خواهند کرد.

طبق این شاخص، تا سال ۲۰۳۰ در سناریوی میانه حدود ۲۵ تا ۳۵ درصد ساعات کاری مرتبط با ۱۰۰ مهارت پرتقاضا میتواند خودکار شود؛ برای مثال ۲۸ درصد از فعالیتهای مرتبط با کنترل کیفیت توسط ماشینها انجام خواهد شد. در سناریوی پذیرش سریعتر، این رقم برای برخی مهارتها تا ۶۰ درصد افزایش پیدا میکند درحالیکه ۵۰ درصد از ساعات کاری مربوط به کنترل کیفیت خودکار خواهند شد. مهارتها به سه دسته تقسیم میشوند: پرریسک و در حال کاهش، میانه و در حال تحول، و کمریسک و پایدار. سرعت پذیرش هوش مصنوعی و تغییر ترکیب مشاغل، تعیینکننده میزان تحول مهارتها است و همزمان شکلهای جدیدی از کار و توانمندیها نیز پدید خواهند آمد.