به گزارش اکو ایران به نقل از ایسنا، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به دنبال جنگ غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در حال بازنگری در ترتیبات امنیتی خود هستند. این جستوجو برای امنیت جدید بیش از هر جای دیگر در بررسیهای فوری جاری در بحرین، کویت، عراق، عمان، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی درباره امکانسنجی ساخت خطوط لوله جدید برای تحویل نفت و گاز به مصرفکنندگان جهانی مشهود است.
اگرچه کاهش وابستگی به تنگه هرمز از نظر فنی ممکن است اما این تلاش بسیار پرهزینه خواهد بود و بعید است که به طور کامل جایگزین حجم بسیار بیشتری از نفت و گازی شود که میتواند از طریق دریا از تنگه هرمز حمل شود. در بهترین حالت، خطوط لوله جدید میتوانند وابستگی به هرمز را کاهش دهند نه اینکه آن را حذف کنند. چشمانداز بسته شدن این آبراه بینالمللی توسط ایران که بخشی از آن در آبهای سرزمینی ایران واقع شده است به عنوان یک خطر جدی توسط کارشناسان مسائل راهبردی شناخته میشد.
اختلال در صادرات نفت و گاز کشورهای عربی
روزنامه بیزینس تایمز در گزارشی با این مقدمه درباره تلاش کشورهای عربی برای پیدا کردن مسیری جایگزین تنگه هرمز برای جریان عادی صادرات نفت و گاز آنها نوشت: به طور معمول حدود یکپنجم تا یکچهارم تجارت جهانی نفت از مسیر تنگه هرمز انجام میشود. برای گاز طبیعی مایع (الانجی) عدم توازن بارزتر است؛ از این رو که صادرات الانجی از طریق قطر و سایر تولیدکنندگان خلیج فارس به شدت بر مسیرهای دریایی متمرکز است و گزینههای خط لوله عمدتا بیربط هستند. به همین دلیل هرمز همچنان بحرانیترین گذرگاه انرژی در جهان باقی مانده است.
صادرات نفت و گاز قطر و کویت به شدت مختل شده است. حتی عربستان و امارات که به برخی زیرساختهای خط لوله برای دور زدن دسترسی دارند فقط توانستهاند تا حدی این آبراه را دور بزنند. خط لوله شرق به غرب عربستان به ینبع در دریای سرخ میتواند تا حدود ۷ میلیون بشکه نفت در روز را از میادین نزدیک خلیج فارس به بندری در آن سوی شبهجزیره عربستان منتقل کند. خط لوله حبشان-فجیره امارات نیز میتواند روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه جابهجا کند.
با این حال، تاسیسات پایانهای ناکافی در دریای سرخ به این معناست که عربستان فقط میتواند حدود چهار تا پنج میلیون بشکه در روز-حدود ۷۰ درصد ظرفیت صادراتی خود-را از طریق خط لوله جایگزین که تنگه را دور میزند، منتقل کند و خط لوله امارات نیز تنها نیمی از ظرفیت صادراتی روزانه این کشور را پوشش میدهد.
تهران پس از تکرار تجاوزگری آمریکایی ـ صهیونیستی علیه حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران در اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد که تردد از تنگه هرمز به روی کشتیهای متخاصم بسته شده است و تردد کشتیهای دیگر مشروط به هماهنگی با ایران است. مقامات تهران همچنین در راستای اعمال قانون کشتیهای عبوری ابتکار جدیدی برای هماهنگی آنها ارائه کردهاند که شامل پرداخت هزینه تردد ایمن از این منطقه با راهنمایی ایران است.
این وضعیت تنگه هرمز موجب ایجاد بحران انرژی در جهان شد و قیمت سوخت را تا حد بیسابقهای افزایش داد.
رقابت برای توسعه پروژههای جدید خط لوله جایگزین تنگه هرمز و چالشهای جدی آن
بیزینس تایمز در ادامه آورده است: با توجه به این شرایط رقابت برای توسعه پروژههای جدید خط لوله آغاز شده است. عراق در حال بررسی پروژهای برای ساخت خط لوله از بصره به بندر عقبه اردن در دریای سرخ است که امکان این را فراهم میکند نفت خام عراق کاملا از تنگه هرمز عبور نکند. اما مشکل اینجاست که نفتکشهایی که از دریای سرخ بارگیری میکنند همچنان میتوانند توسط حوثیهای یمن (انصارالله) هدف گرفته شوند. پروژههای دیگر شامل کریدورهای زیرساختی جدیدی هستند که محصولات انرژی را از پالایشگاههای عربستان به بنادر امارات در دریای عمان منتقل میکنند. همچنین احیای خط لوله ترانس عربی (تاپلاین) ساخته شده در دهه ۱۹۴۰ و حتی ایده حفر کانالی از خلیج فارس به دریای عمان نیز مطرح شده است.
طبق تحلیل این رسانه، موانع پیش روی این طرحها همچنان بزرگ است، از جمله ساخت کانالی به اندازه کافی عمیق و عریض برای ابرنفتکشهای امروزی صدها میلیارد دلار تخمین زده میشود، تغییر مسیر صادرات نفت خلیج فارس به سمت غرب با توجه به این که مشتریان اصلی کشورهای شرقی مانند چین و هند هستند- نه اروپا چندان منطقی به نظر نمیرسد. همچنین به دلیل این که خط لوله ترانس عربی در ابتدا برای بارگیری از بندر حیفا طراحی شده بود که زمانی تحت کنترل انگلیس قرار داشت اما اکنون تحت اشغال رژیم صهیونیستی است، عربستان به حمل نفت از طریق سوریه یا لبنان بدبین است. از سوی دیگر، روابط کنونی عربستان سعودی و امارات نیز چندان خوب نیست.
بیزینس تایمز در پایان آورده است: بزرگترین مشکل این است که خطوط لوله جدید در برابر حملات هوایی ایران آسیبپذیر باقی میمانند. توانایی ایران برای فشار بر همسایگانش حداقل تا چند سال آینده حداقل بالاست، چراکه هیچ یک از گزینههای در دست بررسی نمیتواند جایگزین حجم نفت و الانجی عبوری از هرمز شود.