واقعه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بیش از آنکه تنها یک ضربه تروریستی باشد، آشکارکننده شکاف‌های عمیق در معماری اطلاعاتی ایالات متحده و نقطه عطفی در پارادایم جهانی مقابله با تروریسم بود.

در این چارچوب، انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد در نشستی تخصصی با حضور دکتر فرزاد پورسعید، ریشه‌های ساختاری این شکست راهبردی، زمینه‌های شکل‌گیری القاعده، و ضرورت گذار از رویکرد نظامی به ضدتروریسم اطلاعاتی را مورد بررسی قرار داد.

در ابتدا دکتر فرزاد پورسعید، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی، در تحلیل واقعه ۱۱ سپتامبر و تحولات متعاقب آن اظهار داشت که درک مفهوم «شکست اطلاعاتی» به عنوان نقطه آغازین بحث ضروری است. شکست اطلاعاتی وضعیتی است که نهادهای امنیتی و نظامی به دلیل عدم پیش‌بینی یا مهار تهدید دچار غافلگیری می‌شوند که این امر، منافع ملی را به مخاطره می‌اندازد. وی در تبیین علمی این پدیده به سه مکتب فکری کلان اشاره کرد: «مکتب سنتی» که شکست را ناشی از ضعف در تحلیل و محدودیت‌های معرفت‌شناختی انسان می‌داند؛ «مکتب اصلاح‌طلبی» که بر وجود حیطه‌بندی و ناتوانی در اشتراک‌گذاری داده‌ها میان سازمان‌ها تمرکز دارد؛ و «مکتب مخالف» که ریشه را در نقص در گردآوری داده‌ها دیده و معتقد است تحلیل‌گرایی بیش از حد، خود عامل ضعف است.

وی در ادامه با بیان اینکه در واقعه ۱۱ سپتامبر، مجموعه‌ای از این عوامل باعث شد تا ایالات متحده دچار یک شکست راهبردی شود، تصریح کرد که برخلاف کشورهایی که نهادهای متمرکز امنیت داخلی دارند، آمریکا فاقد این ساختار بود. پورسعید افزود که گزارش کمیته دوحزبی سنا، سه علت اصلی را برای این ناکامی ذکر می‌کند: نخست، سیاست‌زدگی اطلاعات؛ دوم، گسست ساختاری و عدم تبادل داده میان هفده نهاد اطلاعاتی، به‌ویژه میان اف‌بی‌آی و سی‌آی‌ای که منجر به فقدان متولی واحد شد؛ و سوم، «کم‌برآوردی» نسبت به تهدیدات. در واقع، هشدارهای حیاتی که باید به عنوان «اطلاعات لازم‌الاقدام» بدون فوت وقت مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گرفتند، در مسیر عادی تحلیل گرفتار شدند و پیش از آنکه به فرآورده نهایی تبدیل شوند، فاجعه رخ داد.

در ادامه پورسعید به تشریح دگرگونی پارادایم ضدتروریسم ایالات متحده پرداخت و بیان کرد که رویکردهای نظامی (که در عراق و افغانستان به بن‌بست رسید) و رویکردهای کیفری-انتظامی (که ماهیت واکنشی و پسینی دارند) در برابر تروریسم نوین ناکارآمد بودند. از این رو، جامعه اطلاعاتی به سمت «ضدتروریسم اطلاعاتی» حرکت کرد. ضرورت این تغییر به سه دلیل بنیادین است: نخست، تروریسم نوین خود یک «سامانه اطلاعاتی» است که تجارب پنهان را انباشت می‌کند؛ دوم، وابستگی شدید این گروه‌ها به رسانه و «عملیات روانی» است تا با جایگزینی تصویر به جای خبر، رعب عمومی ایجاد کنند؛ و سوم، انتخاب توده مردم عادی به عنوان قربانی جهت حداکثرسازی اثرات دهشتناک. وی در این پارادایم جدید، دکترین اصلی را بر اصل «دور کردن خطر به جای درگیری مستقیم» استوار دانست و خاطرنشان کرد که متخصصان معتقدند درگیری با تروریسم هویت‌محور، به تقویت آن می‌انجامد، چرا که این گروه‌ها از تقابل، کسب هویت و استعلا می‌کنند.

وی افزود که در کانون این تحولات، سازمان القاعده جایگاهی بنیادین دارد. پورسعید پیشینه شکل‌گیری این سازمان را به استراتژی اطلاعاتی عربستان سعودی در دوران جنگ سرد و اشغال افغانستان توسط شوروی مرتبط دانست و تصریح کرد که در آن مقطع، هم‌زمان با تصرف مسجدالحرام به دست جریان‌های تندرو، ریاض دریافت که سلاح تکفیر، حاکمیت خود آل‌سعود را نیز تهدید می‌کند. از این‌رو، استراتژی «صدور تروریسم» در دستور کار قرار گرفت؛ طرحی که در آن بندر بن‌سلطان، رئیس وقت سازمان اطلاعات عربستان، به سازمان سیا پیشنهاد داد تا سلفی‌های اسلام‌گرا موسوم به «عرب‌افغان‌ها» از سراسر جهان اسلام گردآوری و سازمان‌دهی شوند. در همین راستا، اسامه بن‌لادن با بهره‌گیری از پشتیبانی‌های مالی و تسلیحاتی، برای مقابله با ارتش شوروی برگزیده شد. با این حال، القاعده پس از جنگ اول خلیج فارس و در واکنش به حضور نیروهای غربی در سرزمین‌های مقدس، مسیر خود را از دولت سعودی جدا کرد و با اعلام جهاد علیه «کفار»، به نماد اصلی تروریسم جهانی تبدیل شد.

این کارشناس در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد که القاعده پیش از واقعه ۱۱ سپتامبر نیز با طراحی انفجارهای ۱۹۹۸ در سفارتخانه‌های آمریکا در تانزانیا و کنیا هویت عملیاتی خود را نشان داده بود، اما عملیات ۱۱ سپتامبر نقطه اوج جهانی‌سازی تصویر و پیام این گروه شد. وی بیان داشت که بازتاب رسانه‌ای این عملیات، رعب عمومی و استقبال گسترده‌ای در میان هواداران سلفی پدید آورد و شبکه‌های محلی متعددی را در جهان به بیعت با این گروه واداشت.

در پایان، پورسعید خاطرنشان کرد که ضدتروریسم نوین با بهره‌گیری از آسیب‌پذیری‌های اطلاعاتی، می‌کوشد پیش از آنکه تهدید به فاجعه بدل شود، آن را خنثی سازد. بنابراین، آنچه در ۱۱ سپتامبر به عنوان یک شکست تمام‌عیار ثبت شد، موتور محرک تکامل سامانه اطلاعاتی گشت تا با جایگزینی «پیش‌دستی و پیشگیری» به جای «واکنش نظامی»، مهار تهدیدات تروریستی را در عصر جهانی‌شدن امکان‌پذیر سازد. وی در خاتمه تأکید کرد که این تحول نشان می‌دهد امنیت در دنیای نوین، نه در میادین جنگ، بلکه در پیچیدگی‌های تحلیل اطلاعاتی و نفوذ در لایه‌های پنهان سازمان‌های تروریستی تأمین می‌شود.

در مجموع، واقعه ۱۱ سپتامبر آشکار کرد که گسست ساختاری میان نهادهای اطلاعاتی و کم‌برآوردی نسبت به تهدیدات، می‌تواند حتی قدرتمندترین دستگاه‌های امنیتی را از پای درآورد. مهار پایدار تروریسم نوین نیازمند گذار از واکنش نظامی به پیش‌دستی اطلاعاتی است؛ رویکردی که با نفوذ در لایه‌های پنهان سازمان‌های تروریستی، خطر را پیش از آنکه به فاجعه بدل شود، خنثی می‌سازد.