اکوایران: در حالی که اعلام آتش‌بس میان ایران و آمریکا موجی از خوش‌بینی را به بازارهای مالی جهانی تزریق کرده و ارزش معاملات آتی را به‌طور قابل توجهی افزایش داده، تحلیل‌ها نشان می‌دهد بازار سنگ‌آهن و فولاد نه‌تنها از این تحولات منتفع نشده، بلکه با چشم‌اندازی پیچیده و حتی نزولی روبه‌رو است.

به گزارش اکوایران- بر اساس تحلیل‌های منتشرشده ، اگرچه جنگ ایران تأثیر مستقیم و فوری بر بازار سنگ‌آهن نداشته، اما پیامدهای غیرمستقیم آن به‌ویژه از مسیر انرژی و تقاضای جهانی می‌تواند این بازار را تحت فشار قرار دهد. افزایش قیمت نفت در پی تنش‌های ژئوپلیتیک، رشد اقتصادی جهان را تضعیف کرده و به کاهش تقاضای فولاد منجر شده است؛ بازاری که پیش از این نیز با نشانه‌های رکود مواجه بود.

در بخش عرضه، نقش ایران در بازار جهانی اگرچه قابل توجه است، اما تعیین‌کننده نیست. ایران با تولید حدود ۶۸ میلیون تن سنگ‌آهن (۳ درصد عرضه جهانی) و سهم قابل توجه در تولید آهن اسفنجی، بازیگری مهم در زنجیره فولاد محسوب می‌شود. با این حال، سهم صادراتی کشور محدود بوده و حذف یا کاهش آن، تأثیر چشمگیری بر بازار جهانی فولاد نخواهد داشت. حتی در برخی برآوردها، اختلالات ناشی از جنگ می‌تواند به «آزادتر شدن» نسبی بازار دریایی سنگ‌آهن منجر شود.

در همین حال، امیدها به نقش چین به‌عنوان موتور محرک تقاضا نیز کمرنگ شده است. داده‌های جدید نشان می‌دهد تولید فولاد چین روندی نزولی دارد و شاخص‌های پیشرو از کاهش بیش از ۶ درصدی حکایت می‌کنند. از سوی دیگر، سطح بالای ذخایر چه در بخش فولاد و چه در بنادر (تا ۱۸۰ میلیون تن سنگ‌آهن) نشان‌دهنده اشباع بازار است. کارشناسان هشدار می‌دهند که در صورت تداوم این روند، فشار بر قیمت‌ها اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

با این حال، برخی عوامل حمایتی کوتاه‌مدت همچنان وجود دارد. افزایش هزینه حمل‌ونقل دریایی، که به‌دلیل رشد قیمت سوخت تقریباً دو برابر شده، به حفظ قیمت سنگ‌آهن در سطوح بالای ۱۰۰ دلار کمک کرده است. این در حالی است که این افزایش قیمت الزاماً به معنای رشد سودآوری شرکت‌های معدنی نیست.

در افق میان‌مدت، بازسازی کشورهای آسیب‌دیده از جنگ می‌تواند به افزایش تقاضای فولاد و در نتیجه سنگ‌آهن منجر شود. خاورمیانه طی دو دهه گذشته یکی از بازارهای رو به رشد فولاد بوده و انتظار می‌رود پس از پایان درگیری‌ها، این روند بار دیگر تقویت شود. همچنین، افزایش نااطمینانی‌های ژئوپلیتیک، دولت‌ها را به سمت انباشت بیشتر مواد اولیه سوق داده است؛ عاملی که می‌تواند تا حدی از تقاضا حمایت کند.

با این وجود، مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده بازار، سمت عرضه باقی می‌ماند. ورود پروژه‌های عظیم سنگ‌آهن در آفریقا از جمله سیماندو و سایر معادن بزرگ—در کنار تولیدکنندگان فعلی، طی سه سال آینده حدود ۲۰۰ میلیون تن به عرضه جهانی اضافه خواهد کرد. این حجم از عرضه، چشم‌انداز شکل‌گیری مازاد قابل توجه و فشار نزولی بر قیمت‌ها را تقویت می‌کند.

در نهایت اگرچه جنگآمریکا با ایران ممکن است در کوتاه‌مدت برخی عدم تعادل‌ها را تعدیل کند، اما مسیر کلی بازار سنگ‌آهن همچنان به سمت مازاد عرضه و کاهش قیمت‌ها پیش می‌رود. در چنین شرایطی، حتی افزایش تقاضای ناشی از بازسازی و سیاست‌های ذخیره‌سازی نیز احتمالاً قادر نخواهد بود این روند را به‌طور اساسی تغییر دهد؛ موضوعی که آینده این بازار را با عدم قطعیت جدی همراه کرده است.