در روزهای جنگ و محاصره، تاب‌آوری لجستیک مرز میان امنیت و بحران است؛ اما با وجود زیرساخت‌های فیزیکیِ قابل‌قبول، رتبه ۱۲۳ ایران در شاخص عملکرد لجستیک (LPI) نشان می‌دهد که گره‌های فرآیندی، بوروکراسی و ضعف هماهنگی نهادی، مانع بهره‌وری این ظرفیت‌ها شده‌اند. شکاف میان ظرفیت اسمی بنادر و توان عملیاتی واقعی، جهش هزینه‌های حمل در دریای خزر و راه‌آهن چین، و نارسایی ناوگان هوایی برای تأمین مواد اولیه، گواهی بر این واقعیت‌اند که زیرساخت بدون مدیریت و هماهنگی پایدار، به مزیت اقتصادی تبدیل نمی‌شود.

اکوایران: در شرایط جنگ و محاصره دریایی، تاب‌آوری شبکه لجستیک به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت اقتصادی ایران تبدیل شده است. اما تاب‌آوری فقط به معنای برخورداری از جاده، راه‌آهن، بندر و ناوگان حمل‌ونقل نیست؛ بلکه توانایی شبکه برای مدیریت اختلال‌ها، سازگاری با شرایط جدید و حفظ جریان تجارت را نیز شامل می‌شود.

بررسی شاخص عملکرد لجستیک (LPI) در سال ۲۰۲۳، از جایگاه نامطلوب ایران حکایت دارد. ایران در رتبه ۱۲۳ جهان قرار گرفته و در حالی که زیرساخت‌های فیزیکی از ظرفیت‌های قابل‌توجهی برخوردارند، ضعف در فرآیندهای اداری، عملکرد گمرک، یکپارچگی سامانه‌های دیجیتال و هماهنگی نهادی، مانع بهره‌برداری مؤثر از این ظرفیت‌ها شده است.

این شکاف را می‌توان در عملکرد بخش‌های مختلف حمل‌ونقل نیز مشاهده کرد. ظرفیت اسمی بنادر کشور در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۰۲ میلیون تن برآورد شده، اما توان عملیاتی شبکه لجستیک به حدود ۲۲۰ تا ۲۴۰ میلیون تن محدود است. در دریای خزر، محدودیت ناوگان و مشکلات عملیاتی هزینه حمل کالا را افزایش داده و نرخ کرایه هر تن کالا را از ۵۰ تا ۶۰ دلار در سال‌های گذشته به بیش از ۱۲۰ دلار رسانده است.

در حمل‌ونقل ریلی نیز افزایش هزینه انتقال کانتینر از چین به ایران، از حدود ۳ هزار دلار به ۱۲ تا ۱۳ هزار دلار، نشان می‌دهد که ظرفیت زیرساختی بدون دسترسی پایدار، برنامه‌ریزی و هماهنگی عملیاتی، الزاماً به مزیت رقابتی تبدیل نمی‌شود. در حمل هوایی نیز نبود هواپیمای متناسب با نیاز واردات مواد اولیه دارویی، هزینه تأمین این کالاهای حیاتی را افزایش می‌دهد.