اکوایران: ژنو بار دیگر به ایستگاه آزمون اراده‌های سیاسی تهران و واشنگتن بدل شده است؛ جایی که در سایه فشارهای نظامی و اقتصادی و نقش تعیین‌کننده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دو طرف می‌کوشند میان تهدید و دیپلماسی، نقطه تعادلی بیابند. دور دوم مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا نه فقط درباره درصد غنی‌سازی یا رفع تحریم‌ها، بلکه درباره امکان عبور از چرخه فرساینده بحران و بازتعریف قواعد بازی در یکی از پرتنش‌ترین پرونده‌های بین‌المللی است.

به گزارش اکوایران، ژنو این روزها بیش از آنکه شهر ساعت‌های دقیق و بانک‌های محتاط باشد، به آزمایشگاه اراده‌های سیاسی تبدیل شده است. در سفارت عمان، جایی میان سکوت حساب‌شده دیپلمات‌ها و زمزمه تحلیلگران، نمایندگان ایران و آمریکا در دور دوم مذاکرات غیرمستقیم رو‌به‌روی هم قرار می‌گیرند؛ مذاکراتی که بسیاری آن را نه صرفا یک گفت‌وگوی فنی، بلکه نقطه عطفی برای امنیت خاورمیانه و حتی معماری ثبات بین‌المللی می‌دانند.

دور نخست این گفت‌وگوها ۱۷ بهمن‌ماه در مسقط و با میانجی‌گری عمان برگزار شد. اکنون در ژنو، مسیر ادامه همان خطوط ترسیم‌شده در مسقط پی گرفته می‌شود؛ با این تفاوت که وزن انتظارات و فشارها سنگین‌تر شده است.

تهران با تیمی کامل شامل کارشناسان سیاسی، حقوقی، اقتصادی و فنی به میدان آمده و به تعبیر وزیر خارجه، با «ابتکارات واقعی» از جمله پیشنهادهایی در حوزه تنظیم سطح غنی‌سازی و حتی رقیق‌سازی بخشی از اورانیوم ۶۰ درصدی، سیگنال آمادگی برای مصالحه داده است.

در سوی مقابل، دولت دونالد ترامپ در حالی که آرایش نظامی خود را در منطقه تقویت کرده، همزمان بر ترجیح راه‌حل دیپلماتیک تاکید می‌کند؛ ترکیبی از فشار و مذاکره که سال‌هاست به الگوی ثابت سیاست آمریکا در قبال ایران بدل شده است.

در همین خصوص، جلال ساداتیان، دیپلمات پیشین کشورمان در گفت‌وگو با اکوایران با بیان اینکه استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه امری آشکار و قابل مشاهده است، افزود: تحلیل‌ها و اظهارنظرهای فراوانی درباره آرایش جدید منطقه‌ای مطرح شده و موضوع پنهانی در این زمینه وجود ندارد. با این حال، پرسش اصلی از نگاه او آن است که آیا آمریکا از این «چماق بالا نگه‌داشته‌شده» استفاده خواهد کرد یا صرفاً به دنبال کسب امتیاز از طریق آن است.

این دیپلمات پیشین در عین حال تأکید کرد که آمریکا به پیچیدگی‌های هرگونه درگیری مستقیم واقف است. از نظر او، واشنگتن می‌داند که در صورت خطا و پاسخ متقابل ایران، امکان وارد آمدن خسارت و آسیب به اعتبار بین‌المللی‌اش وجود دارد و خطر گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی و طولانی‌مدت نیز قابل چشم‌پوشی نیست.

رایزنی عراقچی و گروسی پیش از دور دوم مذاکرات

در این میان، یک بازیگر کلیدی بیش از دیگران در کانون توجه قرار گرفته: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی. دیدار فشرده عباس عراقچی، وزیر امور خارجه با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قبل از نشست ژنو، نشان داد که مسیر فنی قرار است همپای مسیر سیاسی حرکت کند.

گروسی در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس درباره دیدار اخیر خود با وزیر امور خارجه ایران، در ژنو نوشت: «به تازگی مذاکرات فنی جامعی را با وزیر امور خارجه ایران که در تدارکات مذاکرات مهمی برای روز سه‌شنبه در ژنو است، داشتم.»

تجربه «توافق قاهره» میان ایران و آژانس ــکه پس فعال‌شدن مکانیسم ماشه با اعلام عراقچی متوقف شدــ هنوز در حافظه طرفین تازه است. آن تجربه نشان داد حتی در اوج تنش، زبان فنیِ بازرسی و نظارت می‌تواند از شدت بحران بکاهد؛ البته اگر از فشارهای سیاسی مصون بماند.

مساله اصلی اکنون این است: اگر در ژنو جرقه‌ای از توافق شکل بگیرد، چه سازوکاری ضامن اجرای آن خواهد بود؟ پاسخ روشن است. هرگونه توافق بر سر درصد غنی‌سازی، تعداد سانتریفیوژها، رقیق‌سازی یا حتی خروج احتمالی بخشی از مواد غنی‌شده، بدون نظارت و راستی‌آزمایی آژانس فاقد اعتبار عملیاتی خواهد بود.

ایران به‌عنوان عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، همواره بر حق استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تاکید کرده و در عین حال نظارت‌های پادمانی را پذیرفته است. اکنون پیشنهادهایی مانند بازرسی‌های گسترده که از سوی مقام‌های ایرانی مطرح شده، بیش از آنکه صرفا فنی باشد، حامل پیام سیاسی به جامعه بین‌المللی است: تهران می‌خواهد پرونده هسته‌ای را در چارچوب حقوقی تعریف کند، نه در میدان تقابل امنیتی.

با این حال، بی‌اعتمادی عمیق میان دو طرف همچنان سایه افکنده است. تجربه خروج آمریکا از توافق برجام و بازگشت تحریم‌ها، ذهنیت مذاکره‌کنندگان ایرانی را شکل داده و مقامات تهران بارها تاکید کرده‌اند که وارد «مذاکره نمایشی» نخواهند شد.

از سوی دیگر، اظهارات مقام‌های آمریکایی نیز نشان می‌دهد واشنگتن، هرچند رسیدن به توافق را «آسان» نمی‌داند، اما آن را ممکن می‌شمارد. گزارش‌هایی مانند تحلیل منتشرشده در آکسیوس حتی این دور از مذاکرات را لحظه‌ای تعیین‌کننده میان «توافق تازه یا حرکت به‌سوی جنگ» توصیف کرده‌اند؛ دوگانه‌ای که شاید اغراق‌آمیز باشد، اما نشان‌دهنده حساسیت مقطع کنونی است.

در سطح راهبردی، هر دو طرف انگیزه‌هایی برای پرهیز از تشدید بحران دارند. ایران در شرایط فشار اقتصادی، به لغو یا کاهش تحریم‌ها می‌اندیشد و آمریکا نیز در فضای متلاطم منطقه و رقابت‌های جهانی، گشودن جبهه‌ای تازه را پرهزینه می‌داند.

همین اشتراک منافع حداقلی، پنجره‌ای برای توافق باز می‌کند. اما این پنجره باریک است و به‌سرعت می‌تواند بسته شود اگر مطالبات فراتر از دستور کار هسته‌ای یا تغییر مداوم خطوط قرمز، فضای گفت‌وگو را فرسایشی کند.

ژنو صحنه تلاقی سه مسیر

ژنو اکنون صحنه تلاقی سه مسیر است: مسیر فشار، مسیر دیپلماسی و مسیر فنیِ نظارت. اگر این سه در نقطه‌ای متوازن به هم برسند، امکان دستیابی به توافقی «عادلانه و متوازن» ــ به تعبیر تهران ــ دور از دسترس نیست. اما اگر هر یک بر دیگری غلبه کند، یا دیپلماسی به ابزار نمایش فروکاسته شود، نتیجه می‌تواند بازگشت به چرخه‌ای از تنش باشد که منطقه بارها هزینه آن را پرداخته است.

در نهایت، مذاکرات ژنو صرفا جدال بر سر چند درصد غنی‌سازی یا چند صد کیلوگرم اورانیوم نیست؛ آزمونی است برای سنجش اینکه آیا بازیگران اصلی می‌توانند میان حق حاکمیت، نگرانی‌های امنیتی و قواعد بین‌المللی نقطه تعادل بیابند یا نه.

تاریخ دیپلماسی نشان داده صلح نه محصول خوش‌بینی، بلکه حاصل طراحی دقیق سازوکارهای اعتمادساز است. اگر آژانس بتواند نقش بی‌طرف فنی خود را حفظ کند و اگر اراده سیاسی دو طرف واقعی باشد، ژنو می‌تواند به جایگاه گذار از بن‌بست بدل شود؛ جایی که سیاست، برای لحظه‌ای، بر سایه جنگ غلبه می‌کند.