درحالی‌که موج راست‌گرایی در بخش‌هایی از آمریکای لاتین قدرت گرفته، انتخابات برزیل نتیجه‌ای متفاوت رقم زد. لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، سیاستمدار چپ‌گرای ۸۰ ساله، توانست در دور دوم انتخابات فلاویو بولسونارو را شکست دهد و برای چهارمین دوره به ریاست‌جمهوری برزیل برسد؛ پیروزی‌ای که نه‌تنها برای سیاست داخلی این کشور، بلکه برای معادلات سیاسی منطقه نیز اهمیت دارد.

نتیجه انتخابات از تغییر قابل‌توجه آرای دو نامزد حکایت دارد. لولا که در دور نخست از رقیب خود عقب افتاده بود، در فاصله سه هفته توانست این فاصله را جبران کند و با حدود ۵۲ درصد آرا به پیروزی برسد. بسیج دوباره رأی‌دهندگان، حمایت اقشار کم‌درآمد و پایگاه اجتماعی قدرتمند او در شمال‌شرق برزیل، از جمله عواملی بودند که به تغییر نتیجه کمک کردند.

اما رقابت لولا و بولسونارو صرفاً جدال دو سیاستمدار نبود؛ بلکه تقابل دو نگاه متفاوت به آینده برزیل را بازتاب می‌داد. لولا بر کاهش فقر و نابرابری و حمایت اجتماعی تأکید دارد، درحالی‌که بولسونارو با وعده برخورد سخت‌گیرانه‌تر با جرم و جنایت و تغییر در ساختارهای سیاسی وارد میدان شده بود.

پیروزی لولا برای دونالد ترامپ نیز اهمیت دارد. خانواده بولسونارو به جریان سیاسی ترامپ نزدیک است و دولت آمریکا پیش‌تر با اعمال تعرفه و تحریم علیه مقام‌های برزیلی، فشارهایی بر دولت لولا وارد کرده بود. اکنون پیروزی نامزد چپ‌گرا می‌تواند بر تلاش واشنگتن برای گسترش نفوذ خود در آمریکای لاتین تأثیر بگذارد.

بااین‌حال، پیروزی در انتخابات به معنای پایان شکاف سیاسی برزیل نیست. جامعه همچنان دوقطبی است و لولا برای اجرای برنامه‌های اقتصادی و اجتماعی خود با محدودیت‌های سیاسی روبه‌رو خواهد بود.

اما آیا لولا می‌تواند از پیروزی انتخاباتی خود، فرصتی برای کاهش شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی برزیل بسازد؟