یکی از عوامل مهم، موج سرمایهگذاری در هوش مصنوعی است. شرکتهای بزرگ میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده، خرید تراشه و توسعه زیرساختهای مرتبط با AI هزینه میکنند. اگر این سرمایهگذاریها در سالهای آینده به افزایش بهرهوری منجر شوند، ظرفیت رشد اقتصاد آمریکا نیز میتواند بالاتر برود.
در کنار آن، هزینههای بالای دولت آمریکا همچنان نقش مهمی در حمایت از تقاضا دارد. مخارج دولت، در شرایطی که بخش خصوصی با نرخهای بهره بالا مواجه است، میتواند به حفظ فعالیت اقتصادی کمک کند. البته این حمایت هزینه خودش را دارد؛ بدهی عمومی فدرال آمریکا در ماه آگوست از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد و افزایش بدهی، هزینه بهره دولت و فشار بر بازار اوراق را بیشتر میکند.
مجموع این عوامل یک سؤال مهم را پیش روی اقتصاددانها گذاشته است: آیا اقتصاد آمریکا نسبت به گذشته، نرخ بهره بالاتری را راحتتر تحمل میکند؟
مفهوم «نرخ بهره خنثی» یا r* در اینجا اهمیت پیدا میکند؛ نرخی که نه اقتصاد را تحریک میکند و نه به آن فشار میآورد.
اگر نرخ بهره خنثی بالاتر رفته باشد، نرخهایی که زمانی محدودکننده تلقی میشدند، ممکن است امروز اثر کمتری بر اقتصاد داشته باشند.
در این صورت، پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که فدرال رزرو نرخ بهره را چقدر تغییر میدهد؛ بلکه این است که اقتصاد آمریکا اساساً با چه سطحی از نرخ بهره میتواند به رشد خود ادامه دهد.