طبق این گزارش، در یک دهه اخیر فقط در چهار سال درآمد خانوار توانسته هزینهها را پوشش دهد و در شش سال دیگر، هزینهها همواره بالاتر از درآمد بوده است.
اوج این شکاف در سال ۱۴۰۳ رخ داده؛ جایی که هزینه خانوارها بهطور متوسط ۲۳ میلیون تومان بیشتر از درآمد آنها بوده و نسبت هزینه به درآمد به ۱۰۵.۴ درصد رسیده است. به زبان ساده، خرج خانوارها ۵.۴ درصد بیشتر از پولی بوده که به دست آوردهاند.
وقتی اثر تورم حذف میشود، تصویر نگرانکنندهتر هم میشود. از سال ۱۴۰۱ به بعد، واگرایی جدی میان درآمد و هزینه واقعی شکل گرفته و در مجموع، خانوارهای شهری طی یک دهه گذشته مجبور شدهاند بیش از ۵۵ میلیون تومان از پسانداز خود را مصرف کنند؛ روندی که به افت رفاه و تشدید فقر دامن زده است.
در سمت هزینهها، دو قلم «مسکن» و «خوراک» تقریباً همهچیز را بلعیدهاند. در سال ۱۴۰۳ حدود ۶۴ درصد از کل هزینه خانوار فقط صرف این دو بخش شده است. در سبد خوراک هم بیشترین سهم به گوشت، میوه و سبزیجات اختصاص دارد؛ هرچند رشد هزینه گوشت بیشتر ناشی از گرانی بوده تا افزایش مصرف.
همزمان، آمارها نشان میدهد خانوارها برای حفظ معاش، بیش از گذشته به سمت اشتغال بیشتر حرکت کردهاند. سهم خانوارهای دارای دو یا چند شاغل افزایش یافته و فعالیتهایی مانند تحصیل و خانهداری عقبنشینی کردهاند. پازلی که یک پیام روشن دارد: معیشت سختتر شده و پسانداز، دیگر سپر امن خانوارها نیست.