تیمور رحمانی، اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه تهران، در توضیح ریشههای تورم، از سه نگاه متفاوت سخن میگوید. در نگاه نخست، تورم در بلندمدت پدیدهای پولی است؛ دیدگاهی که بر نقش رشد پول در افزایش سطح عمومی قیمتها تأکید دارد. در نگاه دوم، نظریه مالی تعیین سطح قیمتها، ریشه تورم را در وضعیت مالی دولت، کسری بودجه و تعهدات هزینهای آن جستوجو میکند.
رحمانی اما یک گام فراتر میرود و استدلال میکند که تورم بالا و ماندگار را باید از منظر رانتجویی نیز بررسی کرد. بر این اساس، اگر تورم برای سالهای طولانی در سطح بالایی باقی بماند، باید پرسید چه سازوکارهایی آن را بازتولید میکنند و چه گروههایی ممکن است از تداوم این وضعیت منتفع شوند.
از نگاه او، مفهوم «دستور خرج» میتواند نقطه شروع این بررسی باشد؛ اما تحلیل نباید به شناسایی تعهدات مالی دولت محدود بماند. پرسش بعدی این است که چرا این تعهدات ایجاد میشوند، چه منافعی پشت آنها قرار دارد و چه کسانی در برابر اصلاح آنها مقاومت میکنند.
این رویکرد، بحث تورم را از توضیح صرفاً پولی یا مالی فراتر میبرد و به اقتصاد سیاسی سیاستگذاری میرساند؛ جایی که برای فهم ماندگاری تورم، باید علاوه بر سازوکارهای اقتصادی، انگیزهها و منافع شکلدهنده به تصمیمهای سیاستی را نیز بررسی کرد.