به گزارش اکوایران، این روزها موضوعات زیادی وجود دارد که مردم درباره آنها توافق ندارند. اما یک موضوع آنها را صرف نظر از گرایش سیاسی، گرد هم میآورد: از آنجایی که شبکههای اجتماعی به کودکان و نوجوانان آسیب میزند، آنها نباید از فضای مجازی استفاده کنند. در ماه دسامبر، استرالیا قانونی تصویب کرد که طی آن، افراد زیر 16 سال از داشتن حساب کاربری در پلتفرمها از جمله فیسبوک، اینستاگرام و تیکتاک منع شدند. چندین کشور مانند بریتانیا و اسپانیا در حال حاضر این ایده را بررسی میکنند و قانونگذاران در بسیاری از ایالتهای آمریکا نیز به فکر آن افتادهاند. بیش از 70 درصد از مردم بریتانیا از دور نگه داشتن افراد زیر 16 سال از این سایتها حمایت میکنند و این میزان در آمریکا به دو سوم میرسد. اما مشکل این است که ممنوعیتها تبعات بیشتری نسبت به مزیتهای این اتفاق دارند.
برخی تبعات شبکههای اجتماعی برای کودکان
به نوشته اکونومیست، این پیشنهادات از یک هدف قابل درک نشأت میگیرد؛ اینکه نوجوانان را ایمن و سالم نگه داریم. در برخی موارد والدین با اتفاقات تلخی که شبکههای اجتماعی در آنها نقش داشتند، مواجه شدهاند به شکلی که کودکان پس از فریب خوردن، تصاویر غیراخلاقی از خود منتشر کردند یا اینکه در برخی موارد وقتی که الگوریتمهای شبکههای اجتماعی محتوایی درباره آسیب به خود را به خورد نوجوانان دادند، اقدام به خودکشی صورت گرفته است.
در کنار این موارد شوکهکننده، دومین نگرانی که گستردهتر بوده، این موضوع است: اینکه شبکههای اجتماعی ممکن است کودکان را به شکل گروهی با آسیب روبهرو سازد و آنها را به افرادی تودار، تنها و عصبی تبدیل کند. مردم میخواهند بفهمند که چرا جوانان این دوره نسبت به نسلهای قبل، به نظر کمتر شاد هستند. حتی والدینی که اطمینان دارند میتواند فرزندان خود را از آسیب جدی حفظ کنند، نگران هستند که کودکشان چندین ساعت را در شبکههای اجتماعی هدر میدهند. والدین خواهان توقف این روند هستند، اما ترس دارند که فرزندشان از اینکه تنها اعضای کلاس درس باشند که در این پلتفرمها حضور ندارند، با آسیب روبهرو شوند. به نظر میرسد ممنوعیتهای کلی یک پاسخ آسان ارائه میدهند و سیاستمداران بسیار خوشحال هستند زیرا اقدامی را انجام میدهند که برای یک بار، رأیدهندگان از احزاب مختلف را خوشحال میکند.
زمان بازنگری در ممنوعیتها
با این حال، سیاستگذاران باید دوباره این موضوع را در نظر بگیرند. این سوال که آیا شبکههای اجتماعی موجب آسیب گسترده شده است یا خیر، هنوز به طور شفاف پاسخ داده نشده است. این ادعا که شبکههای اجتماعی موجب آسیب بزرگ به سلامت روان کودکان به طور کلی میشود، تنها شواهد محدودی دارد. همچنین اینکه والدین به دلیل اقدام احتیاطی پیش از شواهد قاطع در این زمینه، خواهان ممنوعیت شبکههای اجتماعی هستند، ممکن است دارای نتیجه معکوس باشد.

یک مشکل این است که اجرایی کردن ممنوعیتها دشوار است؛ نوجوانان در استرالیا در حال یافتن راههای هوشمندانه برای دور زدن این ممنوعیتها هستند. همچنین تعریف شبکههای اجتماعی نیز دشوار است. استرالیا استفاده از پیامرسانهایی مانند واتسآپ یا پیامرسانهای مربوط به بازیهای آنلاین را برای نوجوانان ممنوع نکرده است زیرا این اقدام بیش از حد سختگیرانه تلقی میشد؛ اما اتفاقاتی مانند زورگویی سایبری بدون شک در این بسترها هم ادامه خواهد یافت.
کودکانی که از سایتهای اصلی منع میشوند، مکن است به پلتفرمهای دیگر که غیرشفاف هستند، روی بیاورند و در این پلتفرمها قربانی مجرمان سایبری شوند. کودکانی که فیلترها (محدودیتها) را دور میزنند، در صورت مواجهه با محتوای وحشتناک، احتمال کمتری دارد که موضوع را با بزرگسالان در میان بگذارند؛ چراکه از توبیخ شدن یا مورد ملامت قرار گرفتن میترسند.
محدودیتهای سنی بالاتر ممکن است تنها مشکلات را به تأخیر بیندازد و زمانی که نوجوان به سن 16 سالگی رسید، به طور ناگهانی به سایتهای اجتماعی دسترسی کامل پیدا خواهد کرد اما تجربه زیادی برای استفاده از آنها ندارد. در تمام این مدت، محدودیتهای سنی بالاتر برای شبکههای اجتماعی ممکن است احساس غلطی از امنیت را القا کند. به این دلایل است که ممنوعیتها اغلب با مخالفت گروههای محافظت از کودکان مواجه میشود.
مزیت شبکههای اجتماعی
علاوه بر این، طرفداران ممنوعیتها نسبت به مزیتهای شبکههای اجتماعی برای کودکان بیتفاوت هستند. فضای مجازی برای کودکانی که احساس تنهایی دارند، یک موهبت به شمار میرود. کودکانی که شاید به دلایلی مانند موقعیت جغرافیایی محل زندگی یا اینکه ذهنشان متفاوت از سایر کودکان کار میکند، دچار انزوا شدهاند.
شبکههای اجتماعی میتواند ذهنهای جوان را توسعه دهد و فرصتی برای کودکان از تمام پسزمینهها فراهم کند تا با مکانها و افراد جدید آشنا شوند. چه این موضوع خوشایند باشد چه نه، سایتهای اجتماعی اکنون یکی از راههای اصلی به دست آوردن اطلاعات یا حتی اطلاعات غلط است که کودکان برای درک امور از آنها بهره میبرند. قبلا برای بچهها آسان بود که روزنامههای چاپی والدینشان را تهیه کنند. آنها قبل یا بعد از برنامههای مورد علاقهشان، بولتنهای خبری را که پخش میشد، تماشا میکردند. اما دیگر آن روزها گذشته است.
نوجوانانی که از تیکتاک منع میشوند، به بالا رفتن از درختان یا مطالعه بادقت کتابها روی نمیآورند. بسیاری از آنها ساعتهای طولانیتری را به کنسولهای بازی و سرویسهای پخش آنلاین اختصاص خواهند داد. یکی از دلایلی که آنها ساعتهای زیادی را در فضای مجازی به سر میبرند این است که والدین از مدتها قبل آنها را از وقت گذراندن با دوستانشان منع کردهاند. اینکه والدین اکنون در داخل خانه نیز خواستار سختگیری بر فرزندان خود باشند، باید مجددا درباره اعمال ممنوعیتهای بیشتر بر وقت آزاد آنها فکر کنند.
به جای ممنوعیت، چه گزینههایی وجود دارد؟
چه کاری میتوان انجام داد؟ به جای افزایش محدودیت سنی، قانونگذاران باید تلاشهای خود برای ایجاد فضای مناسبتتر در شبکههای اجتماعی برای نوجوانان افزایش دهند. به شکل ایدهآل، قانونگذاران باید شرکتها را مجبور کنند تا دادههای بیشتری نسبت به چگونگی استفاده کودکان از محصولاتشان ارائه دهند؛ اتفاقی که میتواند برای محققان در زمینه سنجش آسیب و پیدا کردن راههایی برای جلوگیری از آنها، کمککننده باشد.

آنها باید به غولهای فناوری بگویند درباره ویژگیهای محصولات خود که باعث میشود نوجوانان مدت زمان بیشتری نسبت به آنچه سطح سالم در نظر گرفته میشود در شبکههای اجتماعی سپری کنند، تجدیدنظر کنند، از جمله از طریق رابطهایی که امکان اسکرول بیپایان را فراهم میکنند و ویدیوهایی که بدون هیچ اعلانی پخش میشوند. سیاستگذاران باید نظارت و تعدیل سختگیرانهتری بر محتواهایی که به کاربران جوان ارائه میشود، مطالبه کنند. این امر ممکن است مستلزم تلاشهای بیشتری برای تأیید سن کاربران شبکههای اجتماعی باشد تا مشخص شود کدامیک باید با محدودیتهای ایمنی، وبگردی کنند و کدامیک بزرگسال هستند و نیازی به این محدودیتها ندارند.
آیا ایمنسازی شبکههای اجتماعی ناممکن است؟
برخی ناظران این ایدهها را مضحک میدانند. یکی از دلایلی که مردم خواستار افزایش سن قانونی برای ورود به این برنامهها هستند، این باور است که شبکههای اجتماعی را نمیتوان ایمنتر کرد. اما این نگاه، مسیر در حال طی شدن را نادیده میگیرد. آمریکا خود را برای مجموعهای از دادگاههای جنجالی و بزرگ آماده میکند؛ دادگاههایی که سرانجام به کسانی که میگویند در کودکی از این سایتها آسیب دیدهاند، فرصت میدهد تا دعوای خود را در دادگاه مطرح کنند.
اتحادیه اروپا نیز به تازگی حکمی اولیه صادر کرده که بر اساس آن، برخی ویژگیهای طراحی تیکتاک را اعتیادآور دانسته و تهدید کرده است که اگر تغییری در آنها ایجاد نشود، جریمههای سنگینی اعمال خواهد کرد. اخیرا بسیاری از اپلیکیشنهای بزرگ اجتماعی با فشار و ترغیب، مجبور به ایجاد حسابهای نوجوان شدهاند که با تدابیر امنیتی بیشتری همراه است. این اقدامات قرار نیست تمام نگرانیها را برطرف کند، اما هر یک به نوبه خود نوعی پیشرفت محسوب میشوند.
سیاستمداران میگویند ممنوعیت کامل شبکههای اجتماعی تنها گزینه مسئولانه است. اما در واقع، این کار بیشتر شبیه راهی برای شانه خالی کردن از مسئولیتی است که کودکان شایسته آن هستند. اگر نهادهای ناظر نتوانند راهی برای رام کردن شبکههای اجتماعی که اکنون بیش از دو دهه از عمرشان میگذرد، پیدا کنند، چه امیدی هست که اجازه دهند کودکان از ابزارهای نوظهوری مثل هوش مصنوعی استفاده کنند؟ جوانان حق دارند در فناوریهای جدید سهیم باشند. بزرگسالان نیز باید تلاش کنند تا زمان حضور آنها در فضای آنلاین را تا حد ممکن ایمن و مفید سازند.