اما سؤال فقط این نیست که اقتصاد ایران چقدر کوچک شده؛ مسئله مهمتر این است که این افت تا چه اندازه حاصل شوک جنگ است و آیا میتوان آن را موقتی دانست؟ در پرونده روز، عملکرد اقتصاد ایران را در کنار چشمانداز رشد منطقه قرار میدهیم و بررسی میکنیم جنگ چه اثری بر تولید، سرمایهگذاری و ظرفیت رشد آینده اقتصاد گذاشته است.
در ادامه، از فشار تازه بر بازار بدهی فرانسه و پیامدهای آن برای اقتصاد اروپا میگوییم؛ مسیر تجارت ایران و ترکیه را زیر فشار محدودیتهای بانکی بررسی میکنیم و به سراغ سابقه کنترل اجاره در ایران میرویم.
همچنین درباره رقابت تازه در قطب شمال و تصویر زنان در دیوارنگارههای تهران خواهیم گفت.
با «تیتر یک» یکشنبه 29 شهریور 1405 همراه باشید
فرانسه در بازار بدهی، زیر فشار تازه
بازار اوراق قرضه فرانسه این روزها یک هشدار مهم درباره وضعیت مالی اروپا مخابره میکند. فاصله بازده اوراق ۱۰ساله فرانسه و آلمان از ۱۰۰ واحد پایه عبور کرده؛ سطحی که آخرین بار در بحران بدهی منطقه یورو در سال ۲۰۱۲ دیده شده بود. معنای این فاصله، افزایش پریمیومی است که سرمایهگذاران برای نگهداری بدهی فرانسه مطالبه میکنند.
طبق برنامه دولت فرانسه، نسبت بدهی عمومی به تولید ناخالص داخلی میتواند در سال ۲۰۲۷ به حدود ۱۲۱.۷ درصد برسد. همزمان، افزایش قیمت نفت میتواند تورم را بالا نگه دارد و رشد اقتصادی را تحت فشار قرار دهد؛ وضعیتی که فضای بانک مرکزی اروپا برای کاهش نرخ بهره را محدود میکند. نتیجه میتواند تداوم بازده بالاتر اوراق و افزایش هزینه استقراض دولتها باشد.
بریتانیا نیز با افزایش بازده اوراق و تورم بالاتر مواجه است و در آلمان هم نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی در مسیر افزایش قرار دارد. مسئله اصلی برای اروپا، ترکیب رشد ضعیف، بدهی بالا، هزینههای دفاعی و انرژی و نرخهای بهره بالاست؛ ترکیبی که میتواند فشار مالی دولتها را بیشتر کند.
در چنین شرایطی، اگر نگرانی درباره پایداری بدهی و تورم افزایش پیدا کند، طلا میتواند بهعنوان داراییای بدون ریسک اعتباری مستقیم یک دولت، بیشتر مورد توجه سرمایهگذاران قرار بگیرد.
شوک جنگ به اقتصاد ایران چقدر عمیق بود؟
رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ چه تصویری از وضعیت اقتصاد پس از شوک جنگ به ما میدهد؟
آخرین گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد اقتصاد ایران در بهار امسال کوچکتر شده است؛ تولید ناخالص داخلی با نفت ۱۰.۱ درصد و بدون نفت ۴.۶ درصد نسبت به بهار سال گذشته کاهش داشته است.
در این میان، افت ۱۴.۷ درصدی گروه صنایع و معادن و کاهش ۴.۸ درصدی خدمات، در کنار رشد ۲.۳ درصدی کشاورزی، نشان میدهد شوک واردشده به اقتصاد در بخشهای مختلف یکسان نبوده است.
اما برای قضاوت درباره عمق این افت، فقط نگاه کردن به آمار ایران کافی نیست. اقتصاد ایران در شرایطی با این کاهش رشد مواجه شده که منطقه نیز در سالهای اخیر با مجموعهای از شوکهای ژئوپلیتیک و اقتصادی روبهرو بوده است. بنابراین یک سؤال مهم این است که افت رشد ایران در مقایسه با اقتصادهای منطقه چه تصویری دارد؟
و مهمتر از آن، اگر بخشی از این افت نتیجه مستقیم شوک جنگ باشد، باید آن را یک کاهش موقت در تولید و فعالیت اقتصادی دانست یا ممکن است آثار جنگ بر رشد، سرمایهگذاری و ظرفیت تولید برای مدت طولانیتری باقی بماند؟
در این پرونده، ابتدا رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ و برآورد رشد منطقه را بررسی میکنیم و بعد از کارشناس میپرسیم: آیا شوک جنگ به رشد اقتصادی اثری موقتی دارد یا میتواند مسیر رشد اقتصاد ایران را در سالهای آینده هم تغییر دهد؟
فشار بانکی، تجات ایران و ترکیه را پرریسکتر میکند؟
در روزهای اخیر، چند اتفاق در شبکه بانکی و تجاری ترکیه، توجهها را به مسیر تجارت ایران و این کشور بیشتر کرده است؛ از تحریم یک بانک ترکیهای و دو شرکت تابعه آن از سوی آمریکا تا لغو فعالیت شعبه بانک ملت ایران در استانبول.
اهمیت این اتفاقها زمانی بیشتر میشود که مرزهای زمینی، بهویژه مسیر ترکیه، در شرایط اختلال در بنادر جنوبی و محدودیتهای حملونقل دریایی، نقش مهمتری در جابهجایی کالا پیدا کردهاند.
بر اساس آمار وزارت اقتصاد ترکیه، تجارت دو کشور در شش ماه نخست سال جاری میلادی به ۳.۱۶ میلیارد دلار رسیده که ۱۹ درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته است. در خرداد نیز صادرات ترکیه به ایران با رشد ۵۰ درصدی به ۳۶۶ میلیون دلار و واردات ترکیه از ایران با رشد ۱۰۹ درصدی به ۳۲۵ میلیون دلار رسیده است.
حالا این پرسش مطرح است که تشدید محدودیتهای بانکی تا چه اندازه میتواند هزینه و ریسک تجارت با ترکیه را افزایش دهد؟
در «تیتر یک» با هادی موسیزاده، رئیس مرکز تجاری ایران در حوزه خلیج فارس، درباره فشارهای جدید بر شبکه مالی و تجاری ایران و اتفاقات اخیر در ترکیه گفتوگو کردهایم.
تاریخچه کنترل اجاره و رابطه آن با تورم
تقریباً یک قرن است که رابطه دولت و بازار اجاره در ایران بین دو نقطه در نوسان است: آزادی قرارداد و مداخله مستقیم دولت.
در قانون مدنی که از سال ۱۳۰۷ چارچوب روابط موجر و مستاجر را شکل داد، اصل بر حاکمیت اراده طرفین بود؛ یعنی اجارهبها، مدت قرارداد و شرایط اجاره با توافق مالک و مستاجر تعیین میشد. اما از سال ۱۳۱۷، با افزایش جمعیت شهری و کمبود مسکن، دولت برای نخستینبار به شکل جدی وارد تعیین شرایط اجاره شد.
در سال ۱۳۲۲ و در اوج بحران اقتصادی جنگ جهانی دوم، با تورم بیش از ۱۱۰ درصدی، محدودیتهای شدیدتری اعمال شد و اجارهبها بر مبنای سطوح قیمتی اسفند ۱۳۲۱ قرار گرفت. در سال ۱۳۵۲ نیز دولت، پیش از آنکه تورم به اوج برسد، با تصویب قانون تعدیل و تثبیت اجارهبها، افزایش اجاره را محدود کرد.
پس از انقلاب، قانون سال ۱۳۶۲ بار دیگر اختیار گستردهای برای تعیین اجارهبها به دولت داد. اما در سال ۱۳۷۶ مسیر تغییر کرد و قراردادهای جدید دوباره به قانون مدنی و توافق طرفین بازگشتند.
این عقبنشینی البته دائمی نبود. در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، همزمان با بحران کرونا، سقف افزایش اجاره تعیین شد و در سال ۱۴۰۳ نیز قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، امکان تعیین سقف اجاره را در شرایط تورمی فراهم کرد. در سال ۱۴۰۵ و همزمان با شرایط اضطراری جنگ نیز محدودیت موقت دیگری برای افزایش اجاره و تمدید قراردادها اعمال شد.
تجربه نزدیک به صد سال گذشته نشان میدهد هرگاه تورم، جنگ، کمبود مسکن یا بحران اقتصادی تشدید شده، دولت دوباره به بازار اجاره بازگشته است. این سیاست در کوتاهمدت میتواند از مستاجران فعلی حمایت کند، اما اگر هزینه آن به کاهش عرضه واحدهای استیجاری منجر شود، در بلندمدت میتواند مسئله مسکن را پیچیدهتر کند.
کانادا و گرینلند؛ میدان رقابت یا میدان همکاری آمریکا و اروپا؟
قطب شمال، که تا همین چند دهه پیش بیشتر یک منطقه یخزده و دور از رقابتهای ژئوپلیتیک به نظر میرسید، حالا به یکی از نقاط مهم رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شده است؛ و دو خبر اخیر، توجهها را دوباره به این منطقه جلب کردهاند.
در یک سو، آمریکا و دانمارک درباره توافقی تازه بر سر گرینلند گفتوگو کردهاند. گرینلند با مساحتی بزرگتر از ایران، تنها حدود ۵۶ هزار نفر جمعیت دارد و با وجود خودمختاری گسترده، همچنان بخشی از پادشاهی دانمارک است. جزئیات کامل توافق جدید هنوز مشخص نیست، اما گزارشها از افزایش دسترسی و حضور نظامی آمریکا و محدود شدن حضور قدرتهای خارج از ناتو در این جزیره حکایت دارند. در عین حال، بر تمامیت ارضی دانمارک و حق تعیین سرنوشت مردم گرینلند تأکید شده است؛ موضوعی که با ایده قبلی ترامپ درباره الحاق گرینلند به آمریکا تفاوت دارد.
در سوی دیگر، اتحادیه اروپا از احتمال ایجاد نوعی «عضویت وابسته» برای کانادا سخن گفته؛ پیشنهادی که با استقبال مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، مواجه شده است. ایده این است که کانادا بتواند ارتباط اقتصادی و رفتوآمد نزدیکتری با اروپا داشته باشد، بدون اینکه به عضوی کامل با حق رأی در اتحادیه تبدیل شود.
اما پشت این تحولات، یک موضوع بزرگتر قرار دارد: اهمیت فزاینده قطب شمال. با کاهش یخهای این منطقه، مسیرهای کشتیرانی و دسترسی به منابع طبیعی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. روسیه، آمریکا، کانادا و دیگر کشورهای ساحلی قطب شمال، هرکدام منافع راهبردی خود را دنبال میکنند و چین نیز بهدنبال افزایش نفوذ در این منطقه است.
شاید به همین دلیل است که رقابت قدرتها حالا آرامآرام از مناطق آشنای جهان، به سمت قطب شمال کشیده میشود؛ جایی که جغرافیا، منابع و مسیرهای تجاری میتوانند معادلات قدرت آینده را تغییر دهند.
بازنمایی زنان در دیوارنگارههای شهر تهران
برای کپشن، بهتر است متن بیشتر روی شکاف میان تصویر رسمی و تجربه اجتماعی زنان متمرکز باشد و وارد تکرار جزئیات پژوهش نشود:
دیوارنگارههای تهران فقط عناصر تزئینی در فضای شهری نیستند؛ آنها تصویری از زن ایدهآل در گفتمان رسمی ارائه میکنند.
یک پژوهش با بررسی ۸۰ دیوارنگاره در میادین و خیابانهای اصلی تهران، به این پرسش پرداخته که زنان در این تصاویر چگونه بازنمایی شدهاند.
یافتهها از شکافی قابلتوجه میان تصویر زنان روی دیوارها و واقعیت اجتماعی خبر میدهد. در این آثار، زنان تقریباً همواره با پوشش کامل، چهرههایی جدی و در قالب نقشهایی مشخص به تصویر کشیده شدهاند؛ از مادر و همسر گرفته تا پزشک، مهندس، ورزشکار یا مادر شهید.
در مقابل، تنوعی که در سبک زندگی، پوشش، ظاهر و نقشهای اجتماعی زنان در جامعه دیده میشود، در این بازنماییها حضور بسیار محدودی دارد.
به این ترتیب، مسئله فقط نوع پوشش زنان در دیوارنگارهها نیست؛ بلکه پرسش مهمتر این است که چه تصویری از زن در فضای عمومی شهر به رسمیت شناخته میشود و چه بخشهایی از واقعیت اجتماعی در این تصویر دیده نمیشود؟
این پژوهش نشان میدهد دیوارنگارههای شهری را میتوان بهعنوان بخشی از زبان بصری و رسمی شهر خواند؛ زبانی که در آن، تصویر مطلوب از زن لزوماً با تصویر واقعی و متنوع زنان در جامعه یکسان نیست.