جنگ نشان داد برای امنیت غذایی، فقط داشتن شریک تجاری کافی نیست و مسیر انتقال کالا هم اهمیت دارد. حالا سوال این است که اگر مسیرهای دریایی با اختلال جدی مواجه شوند، تجارت زمینی تا چه اندازه می‌تواند جای آنها را بگیرد؟

ایران در یک دهه گذشته از یک صادرکننده مهم محصولات کشاورزی و غذایی در منطقه، به یکی از واردکنندگان اصلی این محصولات تبدیل شده است. پیش از تشدید تحریم‌ها، ایران در تجارت محصولات کشاورزی و غذایی با کشورهای همسایه وضعیت متعادل‌تری داشت و حتی در این حوزه مازاد تجاری ثبت می‌کرد. اما از سال ۱۴۰۰ به بعد، تراز تجاری این بخش وارد محدوده منفی شد و ترکیب واردات هم تغییر کرد. در سال‌های اخیر سهم غلات، دانه‌های روغنی و خوراک دام از واردات بیشتر شده است. این کالاها مستقیماً با امنیت غذایی و هزینه تولید در ارتباط هستند و اختلال در تأمین آنها می‌تواند خیلی سریع خودش را در قیمت کالاهای مصرفی نشان دهد.

وابستگی به غلات بیشتر شد

شاخص وابستگی به واردات غلات فائو نشان می‌دهد ایران در میان کشورهای منطقه وابستگی قابل توجهی به واردات دارد. بر اساس این شاخص، حدود ۳۸.۶ درصد از نیاز غلات کشور از واردات تأمین می‌شود و ایران بعد از عراق در رتبه دوم منطقه قرار دارد. البته همه همسایه‌ها نقش یکسانی در این وابستگی ندارند. تجارت ایران با افغانستان و پاکستان همچنان در بسیاری از سال‌ها تراز مثبتی داشته و صادرات ایران به این دو کشور عمدتاً شامل محصولات نهایی کشاورزی و غذایی بوده است. در مقابل، بخش مهمی از کسری تجاری ایران در تجارت با همسایگان غربی و کشورهای حوزه خلیج فارس شکل گرفته است.

یک طرف ماجرا امارات است

بخش عمده کسری تجارت غذایی ایران به زیرمنطقه خلیج فارس و عمان مربوط می‌شود. کسری تجاری ایران با این منطقه از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۳ بیش از هشت برابر شده و حدود ۷۰ درصد واردات محصولات کشاورزی و غذایی کشور از همین زیرمنطقه انجام می‌شود. امارات در این میان نقش مهمی دارد و بخشی از کالاهای اساسی وارداتی ایران، از جمله دانه‌های روغنی و خوراک دام، از این مسیر تأمین می‌شود. وابستگی بالای واردات به یک مسیر مشخص، در شرایط عادی شاید کمتر دیده شود، اما در زمان بحران می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر تبدیل شود.

ترکیه یک مسیر زمینی متفاوت دارد

تجارت ایران با ترکیه از نظر مسیر انتقال کالا تفاوت مهمی با تجارت با امارات دارد. بخش عمده مبادلات با ترکیه از مسیر زمینی انجام می‌شود و حتی در دوره جنگ نیز واردات کالاهایی مانند روغن خوراکی و خوراک دام از این کشور ادامه پیدا کرد. این تجربه یک نکته مهم را نشان می‌دهد. برای افزایش تاب‌آوری تجارت غذا، فقط متنوع کردن کشورهای طرف معامله کافی نیست. اگر کالاهای مختلف همچنان از یک مسیر محدود وارد شوند، با ایجاد اختلال در همان مسیر، کل زنجیره تأمین تحت فشار قرار می‌گیرد.

تجارت زمینی تا کجا جواب می‌دهد؟

در شرایطی که واردات از مسیرهای دریایی با محدودیت جدی مواجه شود، مسیرهای زمینی می‌توانند بخشی از فشار را کاهش دهند، اما ظرفیت جایگزینی کامل تجارت دریایی را ندارند. بر اساس محاسبات مطرح شده در گزارش، در صورت محاصره کامل دریایی، تنها حدود یک‌چهارم تا یک‌سوم کاهش تجارت دریایی مواد غذایی می‌تواند از طریق کریدورهای زمینی و مسیرهای جایگزین جبران شود. این یعنی حتی توسعه مسیرهای زمینی هم نمی‌تواند تمام ریسک ناشی از وابستگی به تجارت دریایی را از بین ببرد.

امنیت غذایی فقط به اندازه ذخایر نیست

آنچه این تجربه نشان می‌دهد، این است که امنیت غذایی فقط به میزان تولید داخلی یا حجم ذخایر کالاهای اساسی وابسته نیست. مسیر تأمین، کشور مبدأ و تنوع لجستیکی نیز بخشی از امنیت غذایی هستند. وقتی بخش قابل توجهی از واردات کالاهای استراتژیک از یک منطقه و یک مسیر مشخص انجام شود، هرگونه اختلال در آن مسیر می‌تواند هزینه تأمین کالا را بالا ببرد و فشار را مستقیما به تولیدکننده و مصرف‌کننده منتقل کند. به همین دلیل، تنوع مسیرهای واردات باید در کنار تنوع شرکای تجاری قرار بگیرد تا تجارت مواد غذایی در برابر بحران‌های آینده آسیب‌پذیری کمتری داشته باشد.