به گزارش اکوایران،دونالد ترامپ سالهاست کسری تجاری آمریکا را یکی از نشانههای زیان اقتصاد این کشور میداند. از نگاه او، کسری تجاری به معنای آن است که کشورهای دیگر از آمریکا امتیاز گرفتهاند. اما در ماههای اخیر، یک بخش از تجارت آمریکا مسیری متفاوت را طی کرده است: واردات کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی با سرعتی کمسابقه افزایش یافته است.
آمارهای تجارت خارجی آمریکا نشان میدهد مجموع کسری تجاری در گروه رایانهها، تجهیزات جانبی و نیمهرساناها طی ۱۲ ماه منتهی به ژوئن به حدود ۴۰۰ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که تقریباً سه برابر دو سال قبل است.
محرک اصلی این جهش، رونق سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی است. البته داستان فقط به تراشه، سرور و رایانه محدود نمیشود. مراکز دادهای که قرار است زیرساخت نسل جدید هوش مصنوعی را شکل دهند، به مجموعه بزرگی از تجهیزات وارداتی نیاز دارند؛ از سیستمهای خنککننده گرفته تا تجهیزات برق و زیرساختهای تأمین انرژی.
تعرفهها؛ همهجا یکسان نیستند
این افزایش واردات در آمار کلی تجارت آمریکا چندان به چشم نمیآید. دلیل آن نیز افزایش صادرات انرژی است. رشد قیمت نفت و گاز در پی جنگ ایران، درآمدهای صادراتی آمریکا از این دو محصول را افزایش داده و بخشی از فشار واردات را در تراز تجاری پنهان کرده است. اما مسئله اصلی، تضاد میان این روند و سیاست تجاری دولت ترامپ است.
استراتژی دولت آمریکا بر این مبناست که تولیدکنندگان را به انتقال فعالیتهای خود به داخل کشور ترغیب با استفاده از ابزار تعرفه ترغیب کند. با این حال، شرکتهای بزرگ فناوری که با سرمایههای هنگفت در حال ساخت مراکز داده هستند، تا حد زیادی از این فشار تعرفهای در امان ماندهاند. به بیان دیگر، رونق هوش مصنوعی در آمریکا فعلاً بیش از آنکه صادرات را تحریک کند، واردات را افزایش داده است.
چین عقب رفت، تایوان و مکزیک جلو آمدند
با این حال، سیاست تجاری ترامپ یک اثر مهم بر زنجیره تأمین هوش مصنوعی گذاشته است: مبدأ واردات در حال تغییر است.بررسیهای بانک فدرال رزرو مینیاپولیس نشان میدهد تجهیزات مورد استفاده در مراکز داده آمریکا اکنون بیشتر از تایوان و مکزیک تأمین میشوند و سهم چین بهشدت کاهش یافته است.
بنابراین، تعرفهها دستکم در یک بخش توانستهاند مسیر تجارت را تغییر دهند؛ اما پرسش بزرگتر این است که آیا این سیاست میتواند تولید را نیز به آمریکا بازگرداند؟ائتلاف «آمریکای مرفه» که از تولید داخلی حمایت میکند، در تحلیلی اعلام کرده است که بین ۷۰ تا ۹۰ درصد ارزش سرمایهگذاری آمریکا در حوزه هوش مصنوعی به واردات وابسته است.
این میزان وابستگی به واردات، از نگاه این گروه، نمونه کمسابقهای در تاریخ صنعتی مدرن آمریکا است.مسئله دقیقاً همینجاست: تعرفهها میتوانند مبدأ واردات را تغییر دهند، اما لزوماً کارخانهای جدید در آمریکا ایجاد نمیکنند.
آمریکا امروز وارد میکند تا فردا صادر کند؟
با وجود این، افزایش واردات لزوماً به معنای شکست اقتصادی نیست. اقتصاددانان فدرال رزرو میگویند در دورههای رونق سرمایهگذاری ناشی از جهشهای فناورانه، افزایش واردات تجهیزات امری طبیعی است.
منطق اقتصادی این فرآیند نیز روشن است: آمریکا امروز از جهان تجهیزات میخرد و برای ساخت زیرساخت هوش مصنوعی سرمایهگذاری میکند، با این امید که در سالهای آینده از محل فروش نرمافزار، خدمات دیجیتال، مالکیت فکری و فعالیت شرکتهای آمریکایی در بازارهای جهانی، درآمد بیشتری به دست آورد.
نشانههایی از این روند نیز دیده میشود. آمریکا در حوزه مخابرات، خدمات رایانهای و خدمات اطلاعاتی، در ۱۲ ماه منتهی به مارس بیش از ۲۰ میلیارد دلار مازاد تجاری داشته؛ رقمی که تقریباً دو برابر سطح سال ۲۰۲۳ است.
بنابراین ممکن است بخشی از کسری ایجادشده در کالاهای مرتبط با هوش مصنوعی، در آینده از طریق صادرات خدمات و درآمدهای حاصل از مالکیت فکری جبران شود.اما در این معادله، یک ریسک جدی وجود دارد؛ چین که تنها یک رقیب تجاری نیست، بلکه در حال تبدیلشدن به رقیبی جدی در میدان هوش مصنوعی است.
مدلهای هوش مصنوعی چینی با سرعت در حال توسعهاند و حتی برخی شرکتهای آمریکایی نیز به دلیل قیمت پایینتر، استفاده از مدلهای چینی را آغاز کردهاند.این موضوع، رقابت هوش مصنوعی را از یک مسئله صرفاً اقتصادی فراتر میبرد و آن را به موضوعی مرتبط با امنیت ملی تبدیل میکند. آمریکا پیشتر در حوزه مخابرات تلاش کرد شرکتهایی مانند هواوی را از زیرساخت کشورهای متحد خود کنار بزند؛ اما اعمال چنین محدودیتهایی در حوزه هوش مصنوعی احتمالاً دشوارتر خواهد بود.
در نهایت، مسئله برای آمریکا فقط حفظ برتری فناورانه نیست؛ پای سرمایهگذاریهای عظیم شرکتهای آمریکایی در میان است.شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی تاکنون میلیاردها دلار برای توسعه زیرساختهای خود هزینه کردهاند. برای آنکه این سرمایهگذاریها به بازده اقتصادی برسند، آنها به بازارهای بزرگ و درآمدهای قابلتوجه، هم در داخل و هم خارج از آمریکا، نیاز دارند.
اگر این درآمدها محقق نشود، پیامد آن فقط متوجه چند شرکت فناوری نخواهد بود؛ بخشهایی از بازارهای مالی و حتی رشد اقتصادی آمریکا نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.در نتیجه، آمریکا با یک پارادوکس مواجه است: برای ساخت اقتصاد هوش مصنوعی، فعلاً ناچار است بیشتر وارد کند؛ در حالی که سیاست تجاری ترامپ بر کاهش واردات بنا شده است.
اینکه آیا واردات گسترده امروز در نهایت به صادرات بیشتر و تولید داخلی قدرتمندتر در آینده منجر خواهد شد، یکی از مهمترین پرسشهای پیش روی اقتصاد آمریکا در عصر هوش مصنوعی است.