به گزارش اکوایران، نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی مینویسد که تلاشهای دولت ترامپ برای کماهمیت جلوه دادن تبادل آتش با ایران در این هفته، نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس را تشدید کرده است؛ کشورهایی که بیم دارند هر توافقی برای پایان جنگ، آنها را در آینده در برابر ایرانی انتقامجو آسیبپذیر بگذارد. این نشریه همچنین در گزارشی دیگر با عنوان «درون "پروژه آزادی؛" تلاش نافرجام ترامپ برای بازگشایی خلیج فارس» جزئیاتی جالب توجه از عملیات «پروژه آزادی» به دست میدهد.
گزارشی از یک عملیات نافرجام
الاینس فرفکس، نام یک کشتی عظیم حمل خودرو به رنگ سیاه و سفید است که بیش از دو ماه در خلیج فارس گرفتار شده بود. این کشتی سرانجام داشت از مهلکه میگریخت. یک افسر ارتش آمریکا از طریق رادیو گفت: «همهچیز برای حرکت شما آماده است.» همزمان کشتی از تنگه هرمز میگذشت و دوشنبه در اطراف شبهجزیره در شمال عمان گردش میکرد. افسر مذکور افزود: «سفر امنی داشته باشید.»
اما اندکی بعد، ایران موجی از موشکها و پهپادها را به سوی کشتیهای تجاری، نیروی دریایی ایالات متحد شلیک کرد و سپس یکی از شرکای واشنگتن، یعنی امارات، هدف گرفته شد؛ جایی که یک مرکز انتقال نفت در آتش سوخت. بالگردهای آمریکایی قایقهای تندروی ایران را غرق کردند و پهپادهای ایرانی به یک کشتی غیرنظامی اصابت کردند. ساعات میان این رویدادها، جدیترین تشدید درگیری از زمان اعلام آتشبس جنگ توسط رئیسجمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در ماه آپریل را در بر داشت.
پس از این، عملیات آمریکا برای هدایت کشتیها از طریق تنگه تقریباً با همان سرعتی که آغاز شده بود، با دستور توقف ترامپ پایان یافت. زمانی که رئیسجمهور آمریکا سهشنبه عملیات را متوقف کرد، یعنی حدود ۳۶ ساعت پس از آغاز پروژه، تنها دو کشتی موفق به گذار شده بودند. رفتوآمد کشتیها که پیشتر نیز به شکل قطرهای کاهش یافته بود، بار دیگر تقریباً متوقف شد.
این عملیات کوتاهمدت که با نام «پروژه آزادی» شناخته میشد، محدودیت توانایی ترامپ برای مانور در منطقه را آشکار کرد. روزنامه والاستریت ژورنال پنجشنبه گزارش داد که سعودی و کویت که از تشدید تنشها هراس داشتند و همزمان واشینگتن حملات ایران را کماهمیت جلوه میداد، مجوز استفاده ارتش ایالات متحد از پایگاهها و حریم هوایی حیاتی برای این مأموریت را پس گرفتند. به گفته مقامهای سعودی و آمریکایی، تماسهای تلفنی میان ترامپ و محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، در نهایت به بازگشت این مجوزها منجر شد.
مقامهای پنتاگون گفتند که ممکن است عملیات را حتی از اواخر همین هفته از سر بگیرند. کاخ سفید نیز هرگونه محدودیت یا ممنوعیت برای هواپیماهای آمریکایی را رد کرد.
به گفته تحلیلگران نظامی، این مأموریت نشان داد که حتی موفقیتهای تاکتیکی کوچک نیز میتوانند به چالشهای راهبردی بزرگتر تبدیل شوند. ارتش ایالات متحد موفق شد دو کشتی را از منطقه خارج کند، اما همزمان باعث تشدید واکنش ایران شد؛ واکنشی که تسلط تهران بر مهمترین مسیر انتقال انرژی جهان را تقویت کرد.
ریشههای عملیات
ریشههای این برنامه به هفتههای نخست کارزار بمباران مشترک آمریکا و اسرائیل بازمیگردد؛ زمانی که ترامپ نخستین بار پیشنهاد داد نیروی دریایی آمریکا «وقتی زمانش برسد» کشتیها را از تنگه اسکورت خواهد کرد.
به گفته مقامهای دفاعی، ارتش ایالات متحد در ماه آپریل بهطور محرمانه زمینهسازی برای عملیاتی جهت عقب راندن نفوذ ایران بر تنگه را آغاز کرد و پهپادهای دریایی بدون سرنشین را برای جستوجوی مینها به منطقه فرستاد تا در نهایت مسیر امن کشتیرانی تازهای در امتداد بخش جنوبی تنگه ایجاد کند. ایالات متحده همچنین در اواسط آپریل دو ناوشکن را طی یک عملیات اولیه وارد تنگه کرد.
فراهم کردن سپر نظامی برای کشتیهای غیرنظامی میتوانست در جریان مذاکرات، فشار بر تهران را افزایش دهد و همزمان تلاش ایران برای نهادینه کردن کنترل خود بر تنگه، از جمله از طریق گرفتن عوارض عبور، را عقب براند.
ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحد و دریادار برد کوپر، فرمانده سنتکام، یکم ماه مه در کاخ سفید مجموعهای از گزینههای نظامی، از جمله چگونگی هدایت کشتیها از تنگه، را ارائه کردند. ترامپ سوم ماه مه در پیامی در شبکههای اجتماعی آغاز قریبالوقوع این مأموریت را اعلام کرد و آن را «اقدامی بشردوستانه» برای خارج کردن خدمه گرفتار از خلیج فارس توصیف کرد، درحالیکه به ایران هشدار داد دخالت نکند.
تانکهای ام۱ آبرامز و کانتینرها توسط سربازان گردان پشتیبانی استقرار و توزیع ۱۱۸۱ از تیپ ترابری ۵۹۵، در کنار پیمانکاران سامانه حملونقل بار، از کشتی «الاینس فرفکس» در بندر الشعیبه کویت تخلیه میشوند، ۳ مارس ۲۰۲۳/عکس از ارتش آمریکا
به گفته مقامهای آمریکایی، ترامپ بر یک مأموریت دفاعی مبتنی بر ناوشکنهای مجهز به موشک هدایتشونده و بیش از صد هواپیما برای پوشش هوایی توافق کرده بود. اعزام کشتیهای بیشتر، نیروهای آمریکایی بیشتری را در معرض خطر قرار میداد و منابع را از مأموریت مهم دیگر نیروی دریایی در منطقه منحرف میکرد: محاصره بنادر ایران برای قطع درآمدهای نفتی حکومت ایران.
در مقابل، عملیات آمریکا برای اسکورت کشتیها در جریان «جنگ نفتکشها» در دهه ۱۹۸۰ شامل استقرار ناوهای جنگی در مجموعهای از نقاط موسوم به «نیلوفرهای آبی» در سرتاسر خلیج فارس، گشتزنی در تنگه هرمز و پشتیبانی هوایی بود.
برایان کلارک، مقام پیشین پنتاگون و پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون، گفت: «آنها امیدوار بودند با کمترین هزینه صرفاً با حضور این ناوها و نشان دادن وجود یک مسیر امن کار را پیش ببرند؛ اما خیلی زود مشخص شد که به اندازه کافی امن نیست.»
جزئیات بیشتری از عملیات
اطلاعیهای کوتاه برای دریانوردان صادر شد که آنها را به استفاده از کریدور امن تازهای در نزدیکی سواحل عمان در بخش جنوبی تنگه هدایت میکرد؛ مسیری که عملاً تنگه را به دو خط کشتیرانی رقیب تقسیم میکرد.
ایران در ماه آپریل به کشتیها دستور داده بود از مسیر تازهای در امتداد سواحل خود استفاده کنند که در بخش شمالی گذرگاه یک پیچ تند ایجاد میکرد. نیروی دریایی آمریکا هشدار داده بود که مسیر عادی مورد استفاده پیش از جنگ، به دلیل مینهای کارگذاشتهشده بهدست ایران، دیگر امن نیست.
شرکتهای درگیر در عملیات اولیه برای دریافت جزئیات بیشتر از اطلاعیه یکصفحهای نیروی دریایی تلاش میکردند. به گفته مقامهای شرکت، شرکت دانمارکی ای.پی. مولر-مرسک تنها چند ساعت فرصت داشت تا الاینس فرفکس، کشتی حمل خودروی دارای پرچم آمریکا، را جابهجا کند.
این عملیات از «منطقه امنیتی تقویتشده» تازه در آبهای عمان استفاده میکرد. عرض این مسیر حدود ۵۰۰ فوت بود؛ یعنی تنها به اندازهای که یک ابرنفتکش بتواند از آن گذر کند. به این معنا که هر بار فقط یک کشتی میتوانست از آن خارج شود.
مرسک سابقهای طولانی در انتقال نیرو و تسلیحات برای ارتش ایالات متحد از زمان جنگ ویتنام دارد و مقامهای این شرکت گفتند هنگامی که به آنها گفته شد کشتیهایشان تحت حفاظت نیروی دریایی آمریکا قرار دارند، احساس امنیت کردند. وقتی زمان حرکت فرا رسید، نیروهای آمریکایی از طریق رادیو کشتی را در طول مسیر هدایت کردند.
آمریکا نیروی هوایی گستردهای را به پرواز درآورد، از جمله بالگردهای آپاچی و سیهاوک؛ ابزارهایی مهم برای مقابله با تهدید «ناوگان پشهای» ایران متشکل از قایقهای تندرو کوچک. دریادار کوپر روز دوشنبه به خبرنگاران گفت که آمریکا همچنین در سرتاسر منطقه از پهپادها، جنگندهها و دیگر ناوهای جنگی برای پشتیبانی از عملیات استفاده کرد.
به گفته مقامها و تحلیلگران نظامی، طرح این بود که ناوشکنها چتر ضد موشکی فراهم کنند و همزمان بالگردهای آمریکایی از کشتیها در برابر قایقهای تهاجمی ایران محافظت کنند.
یک افسر از ناو جنگی آمریکا از طریق رادیو به الاینس فرفکس گفت: «مسیر خود را حفظ کنید، لطفاً تغییر مسیر ندهید. شما در معرض خطر حمله نیستید.»
بر اساس فایلهای صوتی که والاستریت ژورنال آنها را بررسی کرده است، افسر کشتی پاسخ داد: «بله، آهسته حرکت میکنیم و مسیر را حفظ کردهایم.» او افزود: «به ما اطلاع دهید چه زمانی میتوانیم حرکت کنیم. بیصبرانه منتظریم از اینجا خارج شویم.» حدود سه ساعت طول کشید تا کشتی از تنگه گذر کند.
سپس ایرانیها یک اسکادران از قایقهای تهاجمی کوچک اعزام کردند. زمان گذر از تنگه ۲۰ مایلی، به بالگردهای آمریکایی فرصت واکنش داد. استیون ویلز، افسر پیشین نیروی دریایی آمریکا و تحلیلگر مرکز راهبرد دریایی در واشینگتن، گفت: «وقتی قایقهای کوچک وارد شدند، دشمن طبیعیشان بالگرد بود.»
کشتی چینی که آتش گرفت
اگرچه آمریکا موفق شد از کشتیهای دخیل در این ابتکار دفاع کند، ایران حملات تلافیجویانه گستردهتری را در خلیج فارس آغاز کرد که بهسرعت خطر بازگشت منطقه به یک جنگ تمامعیار را به وجود آورد.
این حملات شامل کشتیهایی میشدند که در «پروژه آزادی» دخالتی نداشتند. حوالی ظهر، مکالمهای به زبان چینی از طریق رادیوی دریایی VHF شنیده شد: «ما یک کشتی چینی هستیم. در مختصات ۲۶°۰۱.۱ و ۵۵°۴۸.۲ هدف موشک قرار گرفتیم. عرشه در آتش است.» این موضوع را خدمه کشتیهای اطراف و نیز فایل صوتی که وال استریت ژورنال بررسیشان کرده است، تأیید کردند.
یکی از خدمه چینی از طریق رادیو پرسید: «برادر، موقعیت شما کجاست؟ نفتکش هستید یا کشتی باری؟» دیگر دریانوردان حاضر در کانال رادیویی بهتندی متوجه شدند که کشتی هدف قرار گرفته یک نفتکش چینی با نام جیوی اینوویشن است. بر اساس دادههای شرکت اطلاعات مالی الاسایجی، این کشتی حامل ۳۸ کیلوتن محصولات پتروشیمی از الجبیل عربستان سعودی بود. کاپیتان کشتی از طریق رادیو گفت: «هنوز مشغول خاموش کردن آتش روی عرشه هستیم، اما دیگر شعله قابل مشاهدهای وجود ندارد.»
کشتی دیگری به نام اچامام نامو متعلق به کره جنوبی نیز اواخر دوشنبه هدف یک انفجار قرار گرفت. شرکت فرانسوی سیامای سیجیام نیز اعلام کرد روز بعد کشتی کانتینربر سن آنتونیو متعلق به این شرکت هدف حمله قرار گرفت که موجب زخمی شدن خدمه و آسیب به کشتی شد.
روز سهشنبه، دومین کشتی دارای پرچم ایالات متحده، با نام سیاس آنتِم، یک نفتکش حامل فرآوردههای نفتی که شرکت کرولی مریتایم آن را اداره میکرد، با استفاده از کریدور نیروی دریایی ایالات متحد از تنگه گذر کرد. این آخرین کشتی شناختهشدهای بود که گذر کرد.
بامداد ۶ مه، ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد «پروژه آزادی» متوقف شده است و دلیل آن را پیشرفت در مذاکرات با ایران و درخواست پاکستان، میانجی مذاکرات با ایران، عنوان کرد.
نگرانی دولتهای خلیج فارس از محتوای توافق احتمالی
وال استریت ژورنال در گزارشی دیگر مرتبط با موضوع چنین مینویسد: ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش ایالات متحد، حملات ایران به کشتیها در تنگه هرمز را «آتش مزاحمتی سطح پایین» توصیف کرد. دونالد ترامپ نیز روز پنجشنبه ادعا کرد که این حملات «فقط با ما ور رفت.»
این تلاشها برای کوچک جلوه دادن حملات در حالی صورت گرفت که دولت ترامپ میکوشید از آتشبس شکننده محافظت کند و مذاکرات صلح را ادامه دهد. مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحد، گفت واشینگتن انتظار دارد تا جمعه پاسخی به تفاهمنامه یکصفحهای خود دریافت کند؛ تفاهمنامهای که پایان رسمی جنگ دوماهه را اعلام میکند. او همزمان هشدار داد که اگر ایران به آمریکا و متحدانش حمله کند، «منفجر خواهد شد.»
اما برای کشورهای خلیج فارس که میزبان پایگاههای مهم نظامی آمریکا هستند و سالها روابط دفاعی با واشینگتن را سپری در برابر ایران میدانستند، حملات ایران یک تحقیر دیگر در جنگی بود که به امنیت و اقتصاد آنها آسیب جدی زده است.
دود آتش در نزدیکی فرودگاه بینالمللی دبی، اوایل این ماه/ عکس از خبرگزاری فرانسه
مقامهای ارشد خلیج فارس میگویند اکنون آنها نگرانند که توافق پایان جنگ صرفاً بر نگرانی اصلی واشینگتن، برنامه هستهای ایران، متمرکز شود، درحالیکه تهدیدهایی که آنها مهمتر میدانند، یعنی موشکهای متعارف ایران و گروههای منطقهای متحدش، دستنخورده باقی بمانند.
دانیا ثافر، مدیر اجرایی «مجمع بینالمللی خلیج فارس» در واشینگتن، در این رابطه میگوید: «داشتن ایرانی خشمگین، زخمی و در گوشهافتاده برای کشورهای خلیج فارس بد است، چون دیگر مثل قبل مهارشدنی نیست.»
این جنگ همچنین روند دیپلماتیکی را که ترامپ برای عادیسازی روابط کشورهای خلیج فارس با اسرائیل آغاز کرده بود، تضعیف کرده و پرسشهایی درباره تضمینهای امنیتی آمریکا که پشتوانه آن بود ایجاد کرده است؛ ضمن آنکه قدرت و جاهطلبی نظامی اسرائیل را نیز آشکارتر ساخته است.
سهم «نابرابر» از حمله
شش پادشاهی عربی کرانه خلیج فارس که «شورای همکاری خلیج فارس» را تشکیل میدهند، سالها امنیت خود را از طریق حفظ کانال ارتباطی با تهران و همزمان تعمیق روابط دفاعی با واشینگتن تأمین میکردند؛ اما مقامهای ارشد خلیج فارس میگویند اکنون آنها در حال بازنگری در وابستگی خود به آمریکا هستند؛ زیرا دریافتهاند که نفوذ اندکی بر اقدامات نظامی واشینگتن دارند و پایگاههای آمریکایی در خاکشان نیز نتوانستند ایران را از حمله به آنها بازدارد.
محمد بحرون، مدیر مرکز تحقیقات سیاست عمومی دبی، در این رابطه میگوید: «وقتی آمریکا حمله خود را آغاز کرد، نگرانیهای امنیتی شورای همکاری خلیج فارس را در نظر نگرفت. ما بخشی از آن ارزیابی نبودیم.»
روبیو، شاید برای آرام کردن نگرانی متحدان خلیج فارسی، این هفته فروش تسلیحاتی به ارزش ۲۵.۸ میلیارد دلار به شرکای خاورمیانهای را تأیید کرد؛ رقمی که سه برابر میزان اعلامشده هفته گذشته توسط دولت بود.
شش پادشاهی خلیج فارس اکنون درباره چگونگی برخورد آینده با ایران، آمریکا و اسرائیل دچار اختلاف داخلی شدهاند. بخشی از این اختلاف به این دلیل است که حملات ایران بهطور مساوی به آنها آسیب نزد.
دود از سمت یک تأسیسات انرژی در فجیره، امارات متحد عربی، در ماه مارس به هوا برمیخیزد.
بیشتر حملات ایران متوجه امارات متحد عربی، از جمله بندر حیاتی فجیره، تأسیسات نفتی و دیگر زیرساختها، بود. کویت نیز به دلیل حضور پایگاههای آمریکایی بهشدت هدف قرار گرفت. سعودی بارها هدف حمله قرار گرفت، اما آسیبهای نسبتاً محدودی دید و بسیاری از موشکها را رهگیری کرد. عمان که مدتها نقش میانجی در خاورمیانه را داشت، از حملات مستقیم عمده در امان ماند.
به گفته ثافر این تنظیم سطح حملات از سوی ایران عمدی بود و همسایگان عرب تهران را وادار کرده بهجای ارائه جبههای متحد، بر منافع امنیتی فردی و گاه متضاد خود تمرکز کنند. او گفت: «مشکل این است که کشورهای خلیج فارس تهدید ایران را به یک شکل نمیبینند.»
مسئله اسرائیل
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود توافقهای دیپلماتیکی موسوم به «توافقنامههای ابراهیم» را برای عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای مختلف خلیج فارس میانجیگری کرد؛ توافقهایی که بهطور گسترده یک موفقیت مهم سیاست خارجی تلقی میشوند.
جنگ غزه نخستین ضربه را به روند عادیسازی وارد کرد و از نظر سیاسی برای برخی رهبران عرب ادامه روابط دیپلماتیک با اسرائیل را دفاعناپذیر ساخت. سپس جنگ ایران اختلافات میان کشورهای خلیج فارس را تشدید و محدودیتهای حمایت آمریکا را آشکارتر کرد و به گفته مقامهای خلیج فارس، بیشتر به توافقها آسیب زد.
یکی از مواضعی که کشورهای خلیج فارس را متحد میکند، مخالفت با سلطه راهبردی اسرائیل بر منطقه است. مقامهای خلیج فارس میگویند آنها بهطور یکپارچه معتقدند اسرائیل به همان اندازهی ایران برای ثبات منطقه خطرناک است و میکوشد آنها را وارد جنگ کند.
بااینحال، امارات متحد عربی به دنبال تقویت روابط خود با اسرائیل است؛ بحرین نیز تا حدی برای مقابله با تهدیدهای ایران چنین رویکردی دارد. اسرائیل در ماه مارس سامانه گنبد آهنین و دهها نیرو به امارات اعزام کرد. امارات همچنین ماه گذشته اعلام کرد از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) خارج خواهد شد؛ نشانهای دیگر از اینکه این کشور بیش از پیش تکروانه عمل میکند.
سم ووربی، مدیر شرکت مشاوره ژئوپولیتیکی گلوبال ریپیوت، در این رابطه گفت: «امارات این پیام را میدهد که صرفنظر از پایان جنگ، اعتماد خود را به ارزش همکاری منطقهای از دست داده است.» به گفته ووربی، بدترین سناریو برای پادشاهیهای عربی این خواهد بود که رقابت آنها در جریان مدیریت تقابل ایالات متحد و ایران به شکاف تازهای در خلیج فارس بینجامد؛ شکافی که میتواند فراتر از خاورمیانه گسترش یابد. رقابت میان امارات و سعودی در گذشته دو قدرت منطقه را در جنگهای داخلی سودان و یمن در جبهههای مخالف قرار داده بود.
راههای احتمالی پیشروی دولتهای عربی خلیج فارس
سعودی و قطر بهگونهای فزاینده به دنبال حمایت قدرتهای دیگر هستند. پاکستان ماه گذشته پس از امضای پیمان امنیتی با ریاض در ماه سپتامبر، جنگندههایی را به ریاض اعزام کرد. سعودی، قطر و امارات به سامانههای دفاع موشکی کره جنوبی و پهپادهای اوکراینی روی آوردهاند. چین، روسیه و ترکیه نیز بهطور فزایندهای در حال دنبال کردن منافع امنیتی خود در منطقهاند.
عمان به مهمترین صدای مخالف اسرائیل تبدیل شده است. نقش میانجیگرانه و مذاکرات پشتپرده این کشور با ایران به کشورهای خلیج فارس کمک کرد تا تنها چند روز پس از آغاز جنگ، مسیرهای پروازی را بازگشایی کنند. مقامهای عمانی همچنان تلاش میکنند همسایگان خلیج فارسی خود را به حفظ دیپلماسی با ایران متقاعد کنند و پذیرفتهاند که با توجه به ناتوانی در پیشبینی یا تأثیرگذاری بر ترامپ، تعامل با ارتش ایران اجتنابناپذیر است.
کشورهای خلیج فارس سالها میزبان پایگاههای آمریکا بودهاند با این فرض که این پایگاهها امنیت برایشان به ارمغان میآورد. اما این پایگاهها در میان افکار عمومی عربی بحثبرانگیز بودند و زمانی که حملات تلافیجویانه ایران آنها را هدف قرار داد، به یک نقطه ضعف تبدیل شدند. قطر بهطور خاص شروع به زیر سؤال بردن این سیاست کرده است. با این حال، قطع همکاری نظامی با آمریکا پیچیده است، زیرا سامانههای دفاعی خلیج فارس به تجهیزات، نگهداری و آموزش آمریکایی وابستهاند.
تصمیمگیران خلیج فارس همچنین درباره ایجاد یک ائتلاف نظامی قدرتمند میان خود بحث میکنند، اما برخی تردید دارند که بتوانند صنعت نظامی مستقلی بسازند که قادر به بازدارندگی ایران باشد.
دینا اسفندیاری، تحلیلگر خاورمیانه و نویسنده کتاب «نظم جدید در خلیج فارس: ظهور امارات»، گفت هیچ راه آسانی برای بازدارندگی حملات آینده ایران وجود ندارد. به گفته او: «تنها راه بازسازی بازدارندگی، ترکیبی از مهار و تعامل است. باید با ایرانیها روابطی ایجاد کنید تا به حملات هوایی علیه قلمرو شما متوسل نشوند؛ اما فکر نمیکنم همه کشورهای عربی خلیج فارس چنین دیدگاهی داشته باشند.»