به گزارش اکوایران، نشریه المانیتور در یادداشتی با عنوان «آیا حملات سعودی و امارات به ایران نقطه عطفی در راهبرد خلیج فارس پنتاگون است؟» مینویسد که مقامهای آمریکایی از همسویی کشورهای عربی با ایالات متحده سخن میگویند، اما نشانههای فزایندهای دال بر این وجود دارند که کشورهای خلیج فارس در تلاش واشنگتن علیه ایران، کاملاً همقدم با آمریکا نیستند.
همچنین نشریه فایننشیالتایمز در گزارشی مینویسد که عربستان سعودی ایده یک پیمان عدم تجاوز خاورمیانهای با ایران را مطرح کرد. کشورهای اروپایی از ایدهای حمایت میکنند که در گفتوگو با ریاض مطرح شده و قرار است بر اساس سازوکار هلسینکی در دهه ۱۹۷۰ الگوبرداری شود.
واشنگتن میخواهد آنها بر روی پای خود بایستند
به گزارش المانیتور، در بخش عمده سه دهه گذشته، مقامهای پنتاگون در دولتهای مختلف تلاش کردهاند پادشاهیهای ثروتمند نفتی خلیج فارس را متقاعد کنند که توان نظامی خود را گسترش دهند و در برابر اقدامات همسایگان قدرتمندترشان، نخست عراق و سپس ایران، مقاومت کنند.
این ابتکار که در دوران دولت اوباما به سیاست رسمی تبدیل شد و بعداً در راهبردهای امنیت ملی و دفاع ملی ترامپ نیز پذیرفته شد، با هدف کاهش نقش ارتش آمریکا از «مدافع اصلی» کشورهای خلیج فارس به نقشی پشتیبان طراحی شده بود، تا واشنگتن بتواند تمرکز خود را به منطقه آسیا منتقل کند. این طرح تاکنون تنها پیشرفت محدودی داشته، اما نشانههایی وجود دارد که جنگ کنونی با ایران ممکن است در حال تغییر این وضعیت باشد.
گزارشهایی در این هفته منتشر شدند که ادعا میکردند نیروی هوایی امارات و نیروی هوایی سلطنتی عربستان سعودی بهطور جداگانه حملات هوایی را علیه ایران در واکنش به حملات موشکی و پهپادی ترتیب دادهاند. به نظر میرسد این ماجرا گامی تازه در تلاش پنتاگون برای متقاعد کردن کشورهای خلیج فارس باشد.
در این حملات آرام و محدود که نخستین بار رویترز و والاستریت ژورنال آنها را گزارش دادند، اولین باری بود که این دو کشور خلیج فارس آشکارا ایران را هدف قرار میدادند. همچنین اخیراً پادشاهی سعودی برای نخستین بار طی حملاتی در خاک عراق جریانهای مقاومت را هدف قرار داد.
همسویی و نه اتحاد؛ خطوط قرمزی که در هم شکست
میزان هماهنگی امارات و سعودی با آمریکا پیش از حملات این کشورها به ایران هنوز مشخص نیست. در آغاز درگیری، سعودی و امارات ادعا کرده بودند که اجازه نخواهند داد از خاک یا حریم هوایی آنها برای حمله به ایران استفاده شود. اما در ادامه این محاسبات تغییر یافت؛ این را مقامهای کنونی و پیشین غربی گفتهاند.
در پشت صحنه، فرماندهان ارشد سنتکام رهبران نظامی خلیج فارس را تشویق کردند تا برای ایجاد بازدارندگی، پاسخ متقابل بدهند. به گفته یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود، کویت از همان ماه مارس با هدف قرار دادن خاک عراق در واکنش به حملات موشکی، چنین کاری را انجام داده بود.
کشورهای خلیج فارس نگراناند که پس از پایان جنگ، با ایرانی زخمی اما خشمگینتر در همسایگی خود باقی بمانند./ عکس از خبرگزاری رویترز
به گفته آوریل اَلی، پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک: «هیچ کشور خلیج فارسی این جنگ را نمیخواست». او به المانیتور گفت که حملات متقابل کشورهای عربی نشان میدهند «خطوط قرمز رد شدهاند و آنها حاضر شدهاند خطر ارسال این پیام به تهران را بپذیرند که مستقل از آمریکا نیز آماده تحمیل هزینه هستند.»
چه کسی باید بجنگد؟
در سالهای گذشته، برنامه موشکی ایران در خلیج فارس باعث اختلافاتی میان واشنگتن و متحدانش شده بود؛ اختلاف بر سر اینکه چه کسی باید پاسخ دهد و چگونه. شکافی که استراتژیستهای ایرانی مدتها تلاش کردهاند از آن بهرهبرداری کنند.
پس از حمله بیسابقه موشکی و پهپادی به تأسیسات پالایشگاهی آرامکو در بقیق و خریص در سال ۲۰۱۹، ترامپ از صدور مجوز برای حمله نظامی آمریکا به ایران خودداری کرد و مسئولیت پاسخ را آشکارا به ریاض واگذار کرد؛ اقدامی که مقامهای ارشد سعودی را ناامید کرد.
حملات پهپادی به دو تأسیسات کلیدی آرامکو در سال ۲۰۱۹ تقریباً نیمی از تولید نفت عربستان را متوقف کرد/ عکس از خبرگزاری رویترز
در سالهای اخیر، مقامهای اماراتی نیز به ندرت فرصت را از دست دادهاند که به همتایان آمریکایی خود یادآوری کنند که وقتی پهپادهای حوثیها در حمله مرگبار ژانویه ۲۰۲۲ ابوظبی را هدف قرار دادند، سنتکام تنها واکنشی دیرهنگام نشان داد: اعزام یک ناوشکن نیروی دریایی.
بااینحال مقامهای پنتاگون در هفتههای اخیر گفتهاند جنگ به جای ایجاد شکاف میان آمریکا و کشورهای خلیج فارس، تا حد زیادی نتیجه وارونه داده است. یک مقام ارشد پیشین نظامی آشنا با برنامهریزی راهبردی آمریکا به المانیتور گفت: «در بلندمدت، حمله به کشورهای خلیج فارس باعث میشود آنها در برابر هرگونه رابطه آینده با ایران سختتر شوند».
پارادایمی نو؟
هنوز خیلی زود است که بتوان گفت حملات کشورهای عربی به ایران بهتنهایی نشانه تعهد آنها برای فاصله گرفتن از وابستگی کامل به آمریکا و حرکت به سمت یک الگوی دفاع منطقهای توزیعشدهتر است.
با وجود اخراج پنج دیپلمات ایرانی در پی حملات مداوم پهپادی در ماه مارس، سعودی از زمان احیای روابط رسمی با تهران با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳، روابط دیپلماتیک خود را کاملاً قطع نکرده است. پس از تبادل حملات، ریاض نشانههایی از تمایل به کاهش تنش با ایران بروز داده است؛ مسئلهای که شکاف میان سعودی و رویکرد تهاجمیتر امارات در قبال تهران را آشکار میکند. هفته گذشته، اولتیماتوم سعودی مبنی بر محدود کردن استفاده ارتش آمریکا از حریم هوایی این کشور باعث شد ترامپ ناگهان مجوز مأموریت نیروی دریایی آمریکا برای هدایت و حفاظت از کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را لغو کند.
همچنین، همزمان با عملیات نیروی دریایی آمریکا، یک نفتکش عمانی و بندر فجیره در امارات را هدف قرار گرفته سد. دو منبع غربی آگاه از دیدگاههای ریاض به المانیتور گفتند مقامهای سعودی به این نتیجه رسیدهاند که تشدید بیشتر تنش به سود آنها نیست. آوریل اَلی به المانیتور گفت: «به نظر میرسد مشکل اصلی ریاض و در واقع بیشتر کشورهای خلیج فارس، نبود مشورت، شفافیت و پیشبینیپذیری در کارزار آمریکا بوده است.»
پیمان عدم تجاوز؛ به سوی هلسینکی خاورمیانهای؟
در همین شرایط، روزنامه فایننشیالتایمز به نقل از منابع دیپلماتیک نوشت که عربستان سعودی ایده یک پیمان عدم تجاوز میان کشورهای خاورمیانه و ایران را در چارچوب گفتوگو با متحدانش درباره چگونگی مدیریت تنشهای منطقهای پس از پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی مطرح کرده است. دو دیپلمات غربی گفتند ریاض روند هلسینکی در دهه ۱۹۷۰ را که در دوران جنگ سرد به کاهش تنشها در اروپا کمک کرد، بهعنوان الگویی احتمالی در نظر دارد؛ در شرایطی که منطقه خود را برای ایرانِ پس از جنگ آماده میکند. آنها افزودند که پیمان عدم تجاوز تنها یکی از چندین ایدهای است که در حال بررسی است.
دود و شعلههای آتش از یک تأسیسات انرژی در امارت فجیره در خلیج فارس، ۱۴ مارس ۲۰۲۶، به آسمان برخاسته است/عکس از خبرگزاری فرانسه
توافقنامه هلسینکی در سال ۱۹۷۵ میان آمریکا، کشورهای اروپایی، اتحاد جماهیر شوروی و متحدانش امضا شد. هدف آن رسیدگی به مسائل امنیتی و تقویت همکاری اقتصادی میان قدرتهای رقیب بود. پیشتر نیز این توافقنامه بهعنوان الگویی احتمالی برای خاورمیانه مطرح شده بود؛ اما ماهها جنگ، حس فوریت تازهای در میان کشورهای عربی و اسلامی ایجاد کرده تا درباره اتحادهای خود و ساختار امنیتی منطقه بازاندیشی کنند.
به گفته دیپلماتها بسیاری از پایتختهای اروپایی و نهادهای اتحادیه اروپا از ایده سعودی حمایت کردهاند و دیگر کشورهای خلیج فارس را نیز به حمایت از آن تشویق کردهاند. آنها این طرح را بهترین راه برای جلوگیری از درگیریهای آینده و همچنین ارائه تضمین به تهران میدانند که خود ایران نیز هدف حمله قرار نخواهد گرفت.
قرار نیست جایی برود
آمریکا و ایران در حال انجام مذاکرات محرمانه و غیرعلنی درباره توافقی برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز هستند؛ بااینحال، این مذاکرات عمدتاً بر برنامه هستهای جمهوری اسلامی متمرکز بوده و نه بر زرادخانه موشکی و پهپادی یا حمایت ایران از نیروهای منطقهای؛ مسائلی که نگرانی اصلی کشورهای عربی محسوب میشوند.
آتشسوزی و دود غلیظ از یک تأسیسات نفتی در فجیره، امارات متحده عربی، ۱۴ مارس ۲۰۲۶/ عکس از خبرگزاری آسوشیتدپرس
به گفته یک دیپلمات عرب، پیمان عدم تجاوزی که بر اساس روند هلسینکی طراحی شود، از سوی بیشتر کشورهای عربی و اسلامی و همچنین ایران مورد استقبال قرار خواهد گرفت؛ کشوری که مدتها تلاش کرده به آمریکا و دیگر قدرتهای غربی القا کند که منطقه باید امور خود را مستقل مدیریت کند. او گفت: «همهچیز بستگی دارد چه کشورهایی در آن حضور داشته باشند؛ در فضای کنونی نمیتوان ایران و اسرائیل را کنار هم آورد... بدون اسرائیل ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، چون بعد از ایران، اسرائیل بزرگترین منبع درگیری تلقی میشود.» وی افزود: «اما ایران قرار نیست جایی برود و به همین دلیل است که سعودیها این ایده را پیش میبرند.»
ایران در پاسخ به جنگ آمریکا و اسرائیل، موجهایی از موشکها و پهپادها را به سمت کشورهای خلیج فارس شلیک کرد و عملاً تنگه هرمز را بست.
برخی کشورهای عربی و اسلامی همچنین پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، بیش از پیش نگران رفتار نظامی اسرائیل شدهاند. بسیاری از این کشورها روابط رسمی با اسرائیل ندارند. آنها بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، را مقصر میدانند که دونالد ترامپ را وارد جنگی کرد که خودشان علیه آن لابی کرده بودند. اسرائیل اکنون در نگاه بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی به نیرویی جنگطلب و بیثباتکننده تبدیل شده است؛ زیرا همچنان به حملات علیه حزبالله در لبنان و حماس در غزه ادامه میدهد و همزمان بخشهایی از جنوب سوریه را نیز در اشغال دارد.
سایه سنگین اختلاف
در میان کشورهای عربی و اسلامی نیز اختلافاتی وجود دارد؛ بهویژه میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، دو قدرت بانفوذ خلیج فارس، که دیدگاههای متفاوتی درباره آینده منطقه و رقابتهای اقتصادی دارند.
امارات در طول جنگ، تهاجمیترین کشور خلیج فارس در قبال ایران بوده و از نهادهای عربی به دلیل واکنش نهچندان قاطع در برابر ایران انتقاد کرده است. ابوظبی همچنین روشن کرده که پس از پایان جنگ، قصد دارد روابط خود با اسرائیل را بیش از پیش گسترش دهد. دو دیپلمات در این باره تردید داشتند که آیا امارات حاضر خواهد شد به چنین ترتیبی بپیوندد یا نه.
در همین حال، عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس بیشتر از تلاشهای میانجیگرانه پاکستان برای دستیابی به توافق میان آمریکا و ایران جهت پایان دادن به جنگ حمایت کردهاند. سعودی اکنون بخشی از همگرایی روبهرشدی با پاکستان که در سپتامبر با آن پیمان دفاعی متقابل امضا کرد و همچنین با ترکیه و مصر است.
دیپلماتها میگویند اگرچه این کشورها هنوز اتحاد رسمی ندارند، اما احتمالاً پس از جنگ همکاریهای دفاعی، سیاست خارجی و اقتصادی خود را عمیقتر خواهند کرد.
خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، روز دوشنبه گفت اسلامآباد پیشنهادی ارائه کرده تا قطر و ترکیه نیز به پیمان دفاعی سعودی و پاکستان بپیوندند و یک «ائتلاف اقتصادی و دفاعی... که وابستگی به خارج از منطقه را کاهش دهد» شکل بگیرد. یک مقام پاکستانی گفت ایده گسترش این پیمان دفاعی نخستین بار پیش از آغاز جنگ مطرح شده بود.